هولدن کالفیلد 19948 ارسال شده در 25 آذر، 2012 یه بار کلی زحمت کشیدم نیمه پر لیوان زندگیمو ببینم بعد تازه داشتم میدیدم که یهوو یکی هوس نوشیدن سرش زد همه لیوانو سر کشید دوباره شروع کردم این ور اون ور زدن شاید یه چیز با ارزشی پیدا کنم بریزم توش نیمه پرش خالی نباشه و مزه خوبی هم بده نتیجه اینکه خیلی سخته پر کردن نیمه پره لیوان زندگی اخه لیوان خیلی بزرگه اما نه بزرگتر از همه اونچه که ما میخوایم و دنبالشیم نیمه پر لیوان زندگیتون پر پر 23
3Tilla 3844 ارسال شده در 25 آذر، 2012 غمت چو کوهی به شانه من ولی تو بی غم از غم شبانه من چو نشنوی فغان عاشقانه من... 14
سـارا 20071 ارسال شده در 25 آذر، 2012 خیلی برات خوشحالم برای خودِ خودت.نه تاثیری که این اتفاق رو زندگی من می زاره 14
setare.blue 23086 ارسال شده در 25 آذر، 2012 کـــــــــاش دلتنگی هام تموم میشد........... هیچ وقت اونقدر خودمو بد ندیدم ،که سنگ بشم ،یعنی حسم .........بی حس......... دل سنگ بودن هم بد نیست گاهی ،برای خودت ، برای ادامه زندگیت...........،برای اینکه به خودت نشون بدی هنوز هستی باید ادامه بدی....... 26
شــاروک 30242 ارسال شده در 25 آذر، 2012 همیشه صدای کارناوالهای عروسی شوق عجیبی تو دلم به وجود میآورد اما حدود 2 سالی میشه که با صدای شنیدن بوق بوق ماشینا تپش قلب میگیرم....یه بغض عجیبی و اشک هایی که تو چشمام جمع میشه و بی اختیار صورتمو خیس میکنه این اشک ها رو دوس دارم چون تداعی گر خاطراتمه....چون از دل شکسته شدمه که جاری میشه...بدون اینکه آزاری واسه کسی داشته باشم زندگیمو میکنم با تمام غم و غصه های تو دلم و امید به رسیدن به شادی هایی که دیگران برام آرزو میکنن ولی حالا همه چیز تموم شده تو حتی به قولی که بهَم دادیم عمل نکردی......قرار بود که منم باشم ولی.... تنها کاری که از دستم بر میاد اینه که واسه برآورده شدن آرزوهاتون دعا کنم 28
Ehsan 112349 ارسال شده در 25 آذر، 2012 گاهی وقت ها باید اجازه داد دیگران تا میتونن در محافلشون قضاوتت کنند. تا میتونن تخریبت کنند. چه مقصر باشی چه نباشی، مهم اینست که اجازه بدی بر تو بتازند و از خودت دفاعی نکنی، چه کلی حرف داشته باشی چه نداشته باشی. اگر آدم درستی باشی گذر زمان همه چیو ثابت خواهد کرد و از قضاوت هایی یکطرفه بدون دانستن خیلی از علت ها پشیمان خواهند شد. اگر هم آدم نادرستی باشی، بهتر است از جمع قضاوت کنندگان حذف بشی تا هم خودت کمتر آسیب ببینی هم قضاوت کنندگان. این نیز بگذرد........ 17
B nam o neshan 12214 ارسال شده در 25 آذر، 2012 دلم براي خودم تنگ شدهخودمي كه براي بودنش انگيزه اي نمي خواست:hapydancsmil:...هميشه خودش بود!شاديش واقعي بود...خنده اش،گريه اش...خودِ خودش بود!!! خودم كجايي؟!!!دلم برات تنگ شده عزيزم 19
ya~ya 820 ارسال شده در 26 آذر، 2012 خدای من اینجا آدم فروشی تنها هنری هست که آدماش خوب بلدن انجام بدن از رئیس تا پادو :jawdrop:.خدایا مارو از این شهر نفرین شده نجات بده:icon_pf (72): 15
کتایون 15177 ارسال شده در 26 آذر، 2012 پردیس 11 ساله داره به حرفای من گوش میده... پردیس وقتی اومد پیشِ من خیلی کوچیک بود،خیلی ضعیف بود،اوایل رشدِ کمی داشت،اما تو مدت زمانِ کوتاهی شد نازک آرایِ من... پردیس الان بزرگ شده،خیلی بزرگتر از اون که فکرشو میکردم،تو تمامِ این سال ها همیشه حرفامو گوش کرد و کنارِ دردِ دل هام بالید... امروز صبح اما، دیدم برگاش زرد شده،دیشب برای اولین بار کنارش گریه کرده بودم.......... 18
هادی ناصح 18856 ارسال شده در 26 آذر، 2012 من اصفهان یه کاری دارم و به کمک بچه های اصفهان نیارزمندم ولی کسی رو نمیشناسم ببخشید اینجا پست دادم:5c6ipag2mnshmsf5ju3 15
Saba Heidari 14145 ارسال شده در 26 آذر، 2012 اینجا زمین است. جایی که محبت را ارزان میخرند،اصلا گاهی اوقات نمیخرند بی تفاوت از کنارش رد میشوند. راحت دل میشکنند، باز هم بی تفاوت..... باید از سنگ بود، وقتی محبتت را نمیخواهند، وظیفه میدانندش بهتر است از سنگ باشی..... مثل خودشان... اما نه ، نمیتوانم از کنار دل شکسته راحت بگذرم، دلی که کس دیگر شکسته را شاید بتوانم بند بزنم. نمیدانم.... شاید....... شاید کسی هم بتواند دل شکته ی من را بند بزند، اما بعید میدانم..... 16
moein.s 18985 ارسال شده در 26 آذر، 2012 های جارچیِ امنیت و آرامش کوجایی.... کوجایی جار بزنی..شهر در امن و امان است... کوجایی که به صدای تو محتاجم....وقتی از در و دیوار اتاقم بوی نا امنی بلنده!!! های کوجایی..که بامدادان جار بزنی....آسوده بخوابید....شهر در امن و امان است.... بیا که باید خاک پات رو توتیا کرد و به چشم کشید! که حالا کلاغ ها دو ترکه سوار بر یک خر موتوری جولان می دن و...هیچکی جولو دارشون نیست!!! های کوجایی....که گردن بگیرا..اومدن تو شهر....و خدمات سیار می دن در لخت کردن ملت!...:icon_pf (95): های کوجایی....دلم برای سیبیل های مردونه ات تنگ شده! پ.ن:خدا نصیب گرگ بیابون نکنه این کلاغ های دوترکه سوار بر یک خر موتوری رو...... 20
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 26 آذر، 2012 این دل که دوستی به تو خون خواره میکند خصمی به خود نه ، با من بیچاره میکند بد خوییت به آخر دیدن گذاشته است حالا نظر به خوبی رخساره میکند این صید بی ملاحظه غافل از کمند گردن دراز کرده چه نظاره میکند این شیشهٔ ظریف که صد جا شکسته بیش این اختلاط چیست که با خاره میکند فردا نمایمش که سوی جیب جان رود وحشی که جیب عاریتی پاره میکند 10
.Apameh 25173 ارسال شده در 26 آذر، 2012 دروغ میگن زندگی رو هر جور بگیری همون میشه ... خیلی وقته بیخیال دنیا شدم بلکه اونم بیخیال من بشه... اما گویا تا پودرم نکنه ول کن نیس... لعنتی................. 14
azarafrooz 14221 ارسال شده در 26 آذر، 2012 یعنی میشه که بشه ؟ ..... این روزهت اینو زیاد تکرار میکنم ... گاهی پر از حسم انگاری میتونم کوه رو جابحا کنم انگاری هیچی جلوی من و نمیتونه بگیره ... و گاهی انقدر بی حسم که دیوار خونه صداش در میاد میگه هی تو منم از رو بردی ......... 15
B nam o neshan 12214 ارسال شده در 26 آذر، 2012 تعجب مي كنم!!!چه زود بهت وابسته شدم:5c6ipag2mnshmsf5ju3...وقتي نبودنت به چند دقيقه مي رسه قلبم مي خواد وايسه! عجيب نيست براي تو اين... دوري و دوستي هم عالمي داره برا خودش بس عجيب... 10
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 26 آذر، 2012 آخر هفته ها بدترین زمان هفتست.انگاری تازه این موقعست که میفهمی چقدر تنهایی.مابقی روزا رو میشه کجدار و مریض گذروند اما این آخر هفته های کوفتی به هیچ صراطی مستقیم نمیشن.دلت خونه میخواد، خانواده میخواد، دورهمی، شلوغ پلوغی. 11
Alireza Hashemi 33393 ارسال شده در 26 آذر، 2012 دیروز سر کار دیدیم یه صدای زوزه خیلی کم میاد پیگیر شدیم دیدیم یه سگ رفته تو کانال تخلیه آبی که هنوز کار نمیکنه این کاناله آخرین بار 1 ماهنیم پیش باز بوده یعنی یه ماه تو تاریکی بی آب و غذا و نور بوده رفتیم دیدیم نا نداره اصلا تکون بوخوره به یه سختیی آوردیمش بالا بهش غذا آب دادیم بردیم تو قضای باز امروز دیدیم مرد حکمت خدارو نمیدونم چی بوده 14
M!Zare 48041 ارسال شده در 26 آذر، 2012 بین دو نفر چالش بدی بود من و دوستم این وسط مونده بودیم که طرف کدوم رو بگیریم....من که این وسط سعی کردم هیچی نگم و طفلک دوستم هم همیشه سعی در آرام کردن هر دو طرف داشت...... حالا بعد از مدتی که خودمون با هم رابطشون رو درست کردیم و خودم ازشون خواستم که با هم صحبت کنند ...الان دوستم اس ام اس داده که این وسط ما ادم بده شدیم....روابط اونا حسنه....دلم گرفت...بدجوری گرفت.... چرا برای تبرئه خودمون از دیگرون مایه میزاریم... 16
ارسالهای توصیه شده