رفتن به مطلب

تمامی فعالیت ها

این جریان به طور خودکار بروزرسانی می شود

  1. دیروز
  2. بخاطر انسانیت نوشتم و پاک کردم ، اما بعضیا انسانیت حالیشون نمیشه ! . . باید مثل خودشون نامرد و سنگدل بود ، دوستان عزیز یکم دیگه صبر میکنم 😞
  3. 😔
  4. خدا همشون رو بحق علی لعنت کنه و ... 😞
  5. هفته گذشته
  6. آخه خود فرد درویش مسلک، خانواده تحت سرپرستی‌ت چی؟ چجوری به بچه بفهمونی نیازهای عادی و روزمره‌ت را رها کن!!! اصلا تو به عنوان پدر چه غلطی می‌کنی!!! از طرفی اخلاقیات را هم کنار بزاری و کسی که ازش طلب داری نهایت فشار را وارد کنی وقتی نداره خب نداره وقتی بزی شیر نداره خون‌ش را بدوشی!!!؟ خون که نمیشه بخوری!!!
  7. امروز سه‌شنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۵ انتخابات مجلس نمایندگان و مجلس سنا در آمریکا برگزار شد و جمهوری‌خواهان شکست سنگینی خوردند. برخی در ایران نوشتند که ضدیت آمریکایی‌ها با جنگ ایران باعث شد آنها رای منفی به هم‌حزبی‌های ترامپ بدهند! در حالیکه نظرسنجی‌های مختلف نشان می‌دهد که مشکلات اقتصادی و تورم و حقوق اقلیت‌های دینی و جنسی مردم خودشان برایشان در صدر اولویت بوده است. علاقه عجیبی در نزد بسیاری از ایرانیان است که خودشان را اثرگذار در هرجای زمین بدانند. شاید اگر اینقدر خودمان را خاص و منحصر‌به‌فرد درنظر نمی گرفتیم و سرمان بیشتر به کار خودمان بود، امروز حال و روز به مراتب بهتری داشتیم.
  8. شاه بیت نوشته‌ات همین جاست. گیر کردن در یک پیچ اخلاقی و درگیری وجدان و بقا. کاری که تورم می‌کنه گیر انداختن مداوم شهروندان در چنین تنگنایی است. تا آدم به ضرورت وجود برخی از اخلاقیات شک کنه و از خودش بپرسه تا کجا میشه اخلاقی زندگی کرد؟ در نهایت اکثر آدم‌ها بر اساس آستانه‌ی تحملِ اخلاقی خودشون یک جایی تسلیم میشن و اولویت رو به بقا میدن! شاید عده‌ای درویش مسلک تارک دنیا بتونن مقاومت کنند که اونم روش بحث است که جامعه‌ی باثبات جامعه ای پر از درویش است یا پر از آدم هایی معمولی نیازمند زندگی معمولی.
  9. امروز اصلا دست و دلم به کار نمیره میگم الان برم دنبال فلان کار و فلان تومان دربیارم بعد میگم خب عددی نیست که به فلان خرج برسه و همینجور گزینه‌های مختلف را بررسی میکنم کلی طلب داری کلی بدهی طلبت را زیاد کنی یا طلب موجود را نقد کنی بدهی موجود و بدهی که داره مجدد میاد و هر روز زیادتر میشه تنها موردی که میخواد آرومت کنه اینه که طلبم بیشتر بدهیم هست اما سریع یادم میاد معلوم نیست کی طلبام نقد میشن طلبی که نقد نشه می‌خوام نباشه الان برم فلان پروژه را انجام بدم که طلبکار بشم که نقد نشه!!! خب انجام نمیدم یا فلان کار آنقدر درآمدش کمه که تو این گرونی هیچی نمیشه خب انجام نمیدم یجوری همه مشکل دارن که حتی روت نمیشه بری طلبت را ازشون بخوای واقعا هنگی مطلق این مرحله‌ست شایدم در آینده بدتر از این هم دیدیم میگن عزای دسته جمعی، عروسیه فعلا با همین روحیمون را نگه داریم
  10. البته نواندیشان تازه اواخر دهه 80 یعنی 88 راه افتاد. ولی اوج فعالیت فروم موج دومی بود که اسی گفت یعنی سال 90 تا 93 که فوق العاده بود چه تو فضای مجازی چه واقعی. تقریباً 80،90 درصد خاطرات و دستاوردهای انجمن تو این بازه زمانی بود. بعدش دیگه فراگیر شدن شبکه های اجتماعی که از وایبر و تلگرام شروع شد و همزمان تغییراتی که تو فناوری و سبک زندگی پیش اومد، فروم‌ها و بحث‌های فرومی دچار رکود شدن.
  11. از پیچیدگی‌های فرگشت موجودات همین است که پیوسته با میزان مصرف انرژی سازگار می‌شوند! وقتی میلیون‌ها سال پیش روی زمین منابع انرژی زیاد بود، موجودات عظیم‌الجثه مثل دایناسورها پدید می‌آمدند و هرچه منابع انرژی محدودتر شد شانس بقای جثه‌های بزرگ کاهش پیدا کرد. مغز ما هم به نوعی از همین الگو پیروی میکنه. سعی میکنه با مصرف انرژی سازگار بشه. وقتی در کشور ایران انواع منابع انرژی برای جسم و روان به شدت تقلیل یافته‌اند، مغز با فعالیت‌های راحت‌تر مثل اینستاگرام گردی و دیدن کلیپ‌های کوتاه سازگارتر می‌شود تا کتابخوانی و فعالیت‌های انرژی بر!
  12. نواندیشان دوتا موج کاربری داشت. موج اول از بچه‌هایی بودند که سال ۸۸ اغلب طرفدار جنبش سبز بودن و در باشگاه مهندسان باهاشون برخورد بدی شد و وقتی هم وارد نواندیشان شدن چون اون حالت دوقطبی دیگه وجود نداشت و حکومت هم موفق به سرکوب معترضین شده بود، بیشتر مشغول تاپیک‌های سرگرمی شدند. موج دوم کاربران از سال ۹۰ و بیشتر از طریق تاپیک‌های تخصصی وارد انجمن شدند و انصافا برای تاپیک‌های تخصصی و گفتگوی آزاد سنگ تمام گذاشتند به طوری‌که بسیاری از تاپیک‌های نواندیشان در صفحه اول جستجوی گوگل بالا می‌آمد.
  13. به نظر میاد بیشتر از سرگرمی،‌ یا در کنار سرگرمی، مردم به دنبال فکر نکردن هستن. اون لحظات ناز اینستاگرامی لحظاتیه که مغز انسان به عروج اتوماسیون میرسه.
  14. من هیچوقت پویایی نواندیشان رو ندیدم. وقتی در مهندسان شورش شد و بعد گروهی به اینجا مهاجرت کردن انقدر خسته یا محافظه‌کار بودم که دیگه انرژی فعالیت در جای جدید رو نداشتم.
  15. ایران در حال تجربه یکی از بزرگترین تورم های تاریخ خود است، اما کسی جسارت اعتراض ندارد چرا که این نیز خودش یکی دیگر از تبعات زندگی طولانی مدت با ابرتورم است. در بسیاری از جوامع، مردم حتی با تورم چند درصدی اعتراض می‌کنند، چون شهروندانش احساس می‌کنند مطالبه‌گری می‌تواند سیاست را تغییر دهد. اما جامعه‌ای مشابه ایران با تورم بسیار بالاتر ممکن است به دلیل فرسایش امید، ترس از هزینه‌های اعتراض، بی‌اعتمادی اجتماعی، پراکندگی نیروها و تجربه مکرر ناکامی در تغییر، به سکوت یا انفعال ظاهری برسد. سکوت در جامعه ما نشانه پذیرش وضعیت نیست، بلکه نشانه آن است که هزینه فریاد زدن، از امید به شنیده شدن بیشتر شده است.
  16. چه پیکاری بزرگ تر از زندگی ؟ چه دستاوردی عظیم تر از بودن؟؟ چه شهامتی فرا تر از ماندن؟؟؟ من های زیادی در انتظار ظهورند تا تو از پوسته ی سخت جزئی نگری هایت رهایشان کنی که زنجیرهای دست باف شان را به رهایی بخشی ، مبدل سازی...... تو آری خودِ خودِ تو دِینی به گردن داری از من های همیشه منتظرت از گشایش های چشم به لب های اراده مانده ات حال که زمانه و زمان در بی تفاوت ترین حالت ممکن، سرگرم مشغله ی خویش اند زمان آن رسیده است که فرمانی از اعماق وجود برآوری و به قلب غیرممکن های خیالی و ساختگی لشکر کشی کنی به راستی چه باعث شده انسان از نسخه های دیگر خودش دست بکشد؟ و روزمرگی ای دیوانه وار با وحشتی از فاصله گرفتن از یکنواختی (دایره ی امن تعریف شده اش) را متحمل گردد؟؟
      • 3
      • Like
  17. امروز کتابی می‌خواندم با عنوان: "سرگرمی تا سرحد مرگ" نوشته‌ی نیل پُستمن. در این کتاب نویسنده یک چالش مهمی را برای بشر در عصر رسانه‌ها مطرح می‌کند: ما در عصری زندگی می‌کنیم که حتی حقیقت هم برای دیده‌شدن باید سرگرم‌کننده باشد. اندیشه‌های عمیق در چند ثانیه خلاصه می‌شوند. واقعیت‌ها قربانی تصاویر جذاب می‌شوند و مسائل جدی، به نمایش بدل می‌شوند. اما وقتی معیار ما برای فهمیدن یک حقیقت، صرفا جذاب‌بودن آن باشد، چه چیزی از حقیقت باقی می‌ماند؟ . در واقع نویسنده معتقد است غرق شدن بیش از حد بشر در سرگرمی، جلوی تفکر عمیق او را خواهد گرفت بدون آنکه نیاز باشد از زور یا سرکوب استفاده شود. می‌توانیم به این مسئله هم فکر کنیم که چرا بسترهایی مثل نواندیشان دیگر در برابر سایر شبکه‌های اجتماعی هیچ حرفی برای گفتن ندارند و کسی حتی حاضر نیست برای چند دقیقه به آنها سر بزند؟ گویا معیار سرگرمی اینقدر غالب شده که مردم فقط دوست دارند در بسترهایی چون اینستاگرام و تیک‌تاک مدام اسکرول کنند و جز مطالب کوتاه سرگرم‌کننده چیزی نبینند. در نهایت جمله‌ای قابل تامل از این کتاب: گاهی آنچه دوستش داریم، نابودمان خواهد کرد.
  18. جدیدا
  19. اونقدر بدم میاد از آدم هایی ک بخاطرشون اذیت شدم یا اذیتم کردن 😞
  20. برن شکایت کنن تا باز کنند و ول کنن !
  21. سلام. پسورد فایلها: www.noandishaan.com

  22. فاصله بگیر و توی همه زندگیت حذفشون کن تا آسیب نبینی یا آسیب بیشتر نبینی جنگیدن باهاشون بیشتر بهتر آسیب میزنه البته اول محتاط باش و یقین کن سمی هستند شاید نگاه تو اشتباه هست اما نهایتا تصمیمی شخصی است
  23. Rose6

    چگونگی خلاصی از آدم های سمی ؟!

    نظرتونو بگید ! من خیلی درگیرم در این مورد ..
  24. دوستان من یه ورکشاپ نجاری حرفه ای دارم نیاز به خرید چسب چوب دارم تقریبا 50 کیلو کسی میتونه جایی رو معرفی کنه ؟
  25. عصر بی شعوری
  26. هفته پیش برای دیدن فیلم خانوم والده به سینما رفتیم. به این فکر میکردم که اگر نواندیشان هنوز فضای پویایی داشت آیا می‌شد درباره این فیلم‌ و فیلم‌های مشابه آن تاپیک زد و صحبت کرد؟ پاسخ کوتاه است: نه! جز سرگرمی حرفی برای گفتن نیست. سال‌هاست که سینمای ایران مانند بسیاری از بخش‌های جامعه در سراشیبی سقوط فکری قرار گرفته و همه چیز را به خاطر خستگی‌های زیاد با سطحی نگری و شوخی از سر باز میکنیم. اواخر دهه هشتاد و نود در نواندیشان تاپیک‌های سینمایی رونق داشت از نقد فیلم‌های کیارستمی گرفته تا فرهادی تا فیلم‌های اجتماعی و سیاسی و تابوشکن تا کمدی‌های متنوع. اما امروز همانطور که تالار نقد فیلم خاموش شده، سینمای ایران هم خاموش شده و دیگر حرفی برای گفتن ندارد. شاید خبری بدتر از این برای یک جامعه نباشد که ارکان فرهنگی آن حرفی برای گفتن نداشته باشند.
  27. غیراخلاقی‌بودن لزوماً به معنای آسیب‌زدن مستقیم به دیگران، بدخواه‌بودن یا لذت‌بردن از رنج آن‌ها نیست. یک رفتار می‌تونه بدون نیت بد و حتی بدون آسیب مستقیم، از نظر اخلاقی قابل نقد باشه. تصور کن انسانی به‌دلیل بیماری، فقر یا فقدان عزیزانش در وضعیت بسیار دشواری قرار داره. رنج او واقعیتی مستقل است. زندگی او صرفاً ابزاری نیست که ما از طریق مقایسه با آن، زندگی خودمان را بهتر ارزیابی کنیم. در واقع وقتی انسان دیگری را صرفاً وسیله‌ای برای رسیدن به منفعت روانی خود در نظر می‌گیریم، شأن مستقل او را نادیده گرفتیم و اگر رنج یک انسان را نه از منظر همدلی با او، بلکه به‌عنوان ابزاری برای بهترشدن احساس خودمان به کار بگیریم، مسئله اخلاقی از همین‌جا آغاز می‌شود. این ابزارسازی دیگری برای تسکین خود هست که رنگ و بوی غیراخلاقی داره و البته قبول دارم سخت‌گیرانه هم هست و جز اخلاقیات متعالی محسوب میشه.
  28. به نظرم خیلی سخت گیرانه‌س که بگیم غیراخلاقیه. یکی از فرقهای بین آدما با رباتها، بحث احساساته که با منطق ترکیب میشه و روی تفکراتشون تأثیر میذاره. باعث میشه تو لحظه شکست تمام اصول و منطق زندگی ذهنشون نیاد و فقط رو شکست متمرکز بشه بدون توجه به جوانب دیگه. واسه یه سری این مسئله شدیدتر هست واسه عده خفیف‌تر و کوتاه‌تر. آرومتر شدنه اینجوری نیست که بگیم خب خدا رو شکر 4 نفر دیگه مثل من بدبخت هستن. آرومتر شدن بخاطر اینه که یادمون بندازه، زندگی همین شکست‌ها و موفقیت‌هاس و به پذیرش شکست و ادامه مسیر زندگی کمک میکنه. وقتی تو اوج بدبختی کسی رو می بینیم که از خودمون هم بدبخت تره، باعث میشه یاد بعضی داشته‌ها و برتری‌هامون بیفتیم و قدردانش باشیم. در حالی که شاید حالت عادی انقدر رو بدبختی‌مون تمرکز کردیم که کلا نقاط روشن زندگی رو نمی‌بینیم. حالا یه سری که آدمای کامل‌تری هستن، نیاز به این تلنگرها ندارن. پس به نظرم نمیشه به اخلاقی یا غیراخلاقی بودن ربطش داد.
  1. نمایش فعالیت های بیشتر
×
×
  • اضافه کردن...