رفتن به مطلب

نمایشگاه نواندیشانی ها....


ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در
چرا ولی حسشو نداریم ک:w02:

 

 

حسش رو بیار دیگه

 

بزار معلوم شه کی به کیه :4564:

  • Like 2
  • پاسخ 210
  • ایجاد شده
  • آخرین پاسخ

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

ارسال شده در
حسش رو بیار دیگه

 

بزار معلوم شه کی به کیه :4564:

اگه همینو سیو کنی روش زوم کنی متوجه میشی کی به کیه دیگه:banel_smiley_4:

بفرما اینم سایزِ بزرگش:ws37:

 

dl0zd6ykktetzhvo97u.jpg

  • Like 17
ارسال شده در

خو منم بالاخره هوشم اومد سرجاش بیام تعریف و اینا

 

اولش که اصن قرار نبود بیام...بعد تصمیمم عوض شد گفتم هرطور شده خودمو میرسونم(من همه جا هستم:persiana__hahaha:)

 

به همه گفتم ساعت 3 میام راس 3 هم اونجا بودم...اولین نفر هم نیــــــــــــــــــــگارم رو دیدم:heartshape2:

 

چهره های جدیدی که دیدم : سیندخت...hamid_hisystem...هستی(فائزه)...دوسته عابدی...یه آقایی به نام EVF...zzahra...سمندون...پیرهاید......(دیگه یادم نمیاد کیا جدید بودن)...خیلی خیلی خوشحال شدم از دیدنشون

 

یه اعترافاتیم کنم:

هستی بســـــــــــــــی با تصوراتم فرق داشت...خیلیاااااw58.gif

 

سمندون فکر میکردم اهل قیافه گرفتن و اینا باشه...ینی 2ساله همین فکرو میکنم هیچوقتم 2کلمه حرف نزدم باهاش:دی...ولی خیلی ماهه...خونگرم و شیطون...مثه خودم نیم وجب و نصفی:w02:

 

پیرهایدم فکر میکردم مثه نوشته هاش خیلی اتو کشیده حرف بزنه...گفتم شایدم با کسی حرف نزنه اصن...ولی ایشونم خیلی خیلی خونگرم بودن(ببخش خلاصه):icon_redface:

 

بعضیام که من نرسیدم ببینمشون...مثه مینا وینا...و پریسا که دااااااااااااااررررررررررررم برااااااااااااشicon_razz.gif

 

بدو ورودمم مژگان( کهربا ) همچین مهربون بغلم کرداااا...:sad0:احساساتم دست خودم نیست اصن

 

روز خیلی خوب بود ... هوا هم آفتابی همراه با بارش برف w58.gif

 

دلم واسه دوستام خیلی تنگ شده بود که نمایشگاه بهونه خوبی برای رفع دلتنگی بود

(واسه اون چندتا صمیمی ها که داشتم بال بال میزدم...پدسوخته هاااا:w36:)

 

دیگه اینکه اورامان خیلی ساکت بود،کتک میخواست مثه اینکه...یوحنا هم مثلا عمه منه یه دونه پاستیل داد به من اونم گفت با نگار نصف کن :banel_smiley_4:

 

مراحل خداحافظی به شدت کند پیش میرفت...هی یوحنا میگفت خب دیگه خوشحال شدیم حالا بریم...بازم همه بودیم و این روند ادامه داشت :دی

 

تو مترو هم من و نگار طی یک پت و مت بازیه خیـــــــــــــــلی طولانی بالاخره رسیدیم خونمون mahnamahnaplz.gif?2

 

 

 

پارسال قراره نمایشگاه تقریبا همه رو واسه اولین بار میدیدم...چند نفر رو فقط قبلا دیده بود

ولی امسال فقط چند نفر بودن که تاحالا ندیده بودمشون

خوشحالم که این همه دوستای خوب پیدا کردم

 

جای خیلیا امسال خالی بود...مخصوصا مهدی شیخ که قول داده بود بهم اگه 5شنبه باشه حتما میاد هربار بهش زنگ زدم خانومش گفت خوابیده بیدارم نمیشه (اینم دارم براش:banel_smiley_4:)

 

خلاصه ... خوش گذشت ...ویت لاو 437540vjrt56ter3.gif

  • Like 25
ارسال شده در

خوشحالم که بهتون خوش گذشته

:icon_gol:

  • Like 9
ارسال شده در
یه آماری، ارقامی ...

کیا اومدن ...

محمد رو تیغ زدین یا نه ...

برنامه چطور بود ...

چند ساعت بود ...

سوتیه خاصی ...

 

کسی صحبتی نداره ؟! :banel_smiley_4:

 

 

تو مگه کار نداری فضول خان!تو که نبودی!منم نبودم!عکس هم چون من نبودم نگرفتند!اینم یه آمار قوی!راحت شدی؟:ws3:

  • Like 5
ارسال شده در
\

درسته ک من چشم ندارم بابامو ببینم اصنم دیگه ازش خوشم نیاد ولی شما راجع ب بابای من درست صحبت کن:w000:

 

 

:sad0:

  • Like 1
ارسال شده در

چه قدر حرف زدین شماها :w58: 17 صفحه :w58:

 

خیلی خوش گذشت.از دیدن همه شاد شدم .

 

اون قسمت تلاش سر پاستیلا خیلی خنده بود.محمدرضا و حمید با یک مشت پاستیلی که خورده بودن چشماشون رنگی شده بود :ws28:

 

اون پنبه ها هم که رو اعصاب بود :(2310):

 

مرسی از همه که اومدن :hapydancsmil:

 

مرسی از یوحی برای پاستیلا :vi7qxn1yjxc2bnqyf8v

 

مرسی از حمید سی اف دی که ساندویچ ما رو خورد :ws3:

 

مرسی از دوست کیوان که مامور نگه داری بادکنک شده بود :dancegirl2:

 

مرسی از سپیده که برام اریگامی استار درست کرد :heartshape2:

 

مرسی از هادی خانوم که از راه دور من و فرانه رو اذیت می کرد :ws3:

 

 

مرسی از باباجیمی که اخطار داد دخترم شیطونی نکن :hanghead:

 

 

مرسی از محمدادمین که هرچی می گم منو تو انجمن خاکستری کن با گلای صولتی گوش نمی ده :girl_in_dreams:

 

 

مرسی از مهندس خوش فکر که هوای خاله رو داشت :626gdau:

 

مرسی از اسپو که زود منو شناخت :a030:

 

مرسی از سمندون که برای ابراز احساس منو له کرد از شدت بغل کردن :persiana__hahaha:

 

مرسی از پلاریس که اومد و هرچی راهنمایی کرد نتونستم بشناسمش :icon_pf (34):

 

مرسی از دخترعمو مینای خودم برای زدن تاپیک :aghosh:

 

مرسی از آتروس که چقدر تلاش کرد منو یشناسه و گوجه سبزا رو ازم گرفت :w00:

 

مرسی از حمیدشهرساز برای اجرای مستقیم این شکلک :banel_smiley_4:

 

 

مرسی از دایی حامد که تو فکر ورق بازی بود و فرفره کاغذی درست نکرد :hanghead:

 

 

مرسی از بابابزرگ سعید که هنوز باورش نشده بابابزرگمه :1111:

 

مرسی از شهدخت که از شیراز اومده بود و برام فالوده نیاورده بود :164:

 

 

مرسی از محمدحسین که مظلوم شده بود :ws28:

 

مرسی از فرانه که همسفر همیشگیم بود و کلی از دست سوتی هاش خندیدم :vi7qxn1yjxc2bnqyf8v

 

و خلاصه اینکه بیشتر یادم نیست .

 

همتون رو دوست دارم مواظب خودتون باشین خیلی ماه هستین :flowerysmile:

  • Like 26
ارسال شده در
هستی بســـــــــــــــی با تصوراتم فرق داشت...خیلیاااااw58.gif

:ws3:

شدی نهمین نفری که اینو گفته بهم ( تا حالا ) :w02:

من اینجا چه موجودی ساختم از خودم که همه همینو میگین ؟ :w58::hanghead::4564:

  • Like 8
ارسال شده در

اووووووووف چقد اسپم!! :w000:

به منم خوش گذشت از همه کسانی که اومدن ممنون :a030::icon_gol:

  • Like 14
ارسال شده در
مرسی از همه دوستانی که اومدن

خیلی خوش گذشت

به خصوص بخش پاستیلا و آبمیوه محمد:ws3:

 

مخصوصا این که دستگاههای خرید آبمیوه مترو خراب بود ممد مجبور شد یه بار دیگه از گیت ها رد بشه و بخره بیاره:ws28:

این یه تیکش خیلی صفا داشت:w02:

 

__________________________________________

 

دوستانی که میخوان روز های دیگه برن به صورت خصوصی هماهنگ کنن تا مجبور به بستن تاپیک نشیم:ws37:

 

اون تیکه رد شدن از گیت که هیچی. تازه مغازه گرونتر از دستگاه ها هم میداد TAEL_SmileyCenter_Misc%20%28305%29.gif اولش برداشتم و قیمتو که گفت، خواستم بگم فقط همین آب معدنیا رو می برم. دیگه روم نشد :ws3: یعنی واسه چهل نفر بستنی میگرفتم، زیاد فرقی نمیکرد :banel_smiley_4: حداقل امنیت جانی هم داشتم اینطوری :banel_smiley_4:

 

حرکتمون تو مترو رو بگو icon_pf%20%2834%29.gif 4تا ایستگاه که رفتیم سمت تجریش و دوباره برگشتیم، بازم سرپا بودیم و فرقی نکرد :banel_smiley_4:

از اون بدتر مترو کرج که گفتیم با این سریع السیر نریم چون باید نیم ساعت سرپا وایسیم، به جاش 20دقیقه سرپا وایسادیم تو ایستگاه که متروی سریع السیر بعدی رو سوار شیم. :ws3: که همون 20 دقیقه باعث ضرر زدن به جیب منم شد TAEL_SmileyCenter_Misc%20%28305%29.gif

 

 

دستاورد خوبی بود:persiana__hahaha: از این به بعد یه پاستیل برای وقت خدافظی نگه میدارم 1npvi95ovegf5vrn3ymb.gif

 

بترکیییییییییییی از اون همه پاستیلی که خوردی w589.gif

4 تا ابمیوه و سه تا ابمعدنیه رنگ به رنگ !!! d2hbdwtivmxh1857rg6w.gif شیرینی نیستااااااااااااا :w02:

 

تو دیگه کوفت بخوری :banel_smiley_4:

 

اگه همینو سیو کنی روش زوم کنی متوجه میشی کی به کیه دیگه:banel_smiley_4:

بفرما اینم سایزِ بزرگش:ws37:

 

 

خدا رو شکر امضا نکردم :ws3:

  • Like 12
ارسال شده در

من اصن یادم رفته بود که پنج شنبه میتینگه:sad0:

  • Like 8
ارسال شده در

آقای خیابانی دیگه این ورا نبینمتاw000.gif

  • Like 3
ارسال شده در
اون تیکه رد شدن از گیت که هیچی. تازه مغازه گرونتر از دستگاه ها هم میداد TAEL_SmileyCenter_Misc%20%28305%29.gif اولش برداشتم و قیمتو که گفت، خواستم بگم فقط همین آب معدنیا رو می برم. دیگه روم نشد :ws3: یعنی واسه چهل نفر بستنی میگرفتم، زیاد فرقی نمیکرد :banel_smiley_4: حداقل امنیت جانی هم داشتم اینطوری :banel_smiley_4:

 

حرکتمون تو مترو رو بگو icon_pf%20%2834%29.gif 4تا ایستگاه که رفتیم سمت تجریش و دوباره برگشتیم، بازم سرپا بودیم و فرقی نکرد :banel_smiley_4:

از اون بدتر مترو کرج که گفتیم با این سریع السیر نریم چون باید نیم ساعت سرپا وایسیم، به جاش 20دقیقه سرپا وایسادیم تو ایستگاه که متروی سریع السیر بعدی رو سوار شیم. :ws3: که همون 20 دقیقه باعث ضرر زدن به جیب منم شد TAEL_SmileyCenter_Misc%20%28305%29.gif

 

 

 

تو دیگه کوفت بخوری :banel_smiley_4:

 

 

 

خدا رو شکر امضا نکردم :ws3:

 

اتفاقا خیلی تشنه بودیم و تو دلم گفتم کاش محمد هم آب معدنیو بگیره هم آبمیوه رو... :ws21:

خلاصه دمت گرم اونروز گل کاشتی... :w02:

  • Like 7
ارسال شده در

 

 

 

خدا رو شکر امضا نکردم :ws3:

شما خودتو مرده فرض کن پدرِ من...مرده نیاز به امضا نداره:whistles:

  • Like 7
ارسال شده در
شما خودتو مرده فرض کن پدرِ من...مرده نیاز به امضا نداره:whistles:

:biggrin:

:ws50::ws50::ws50::ws50:

  • Like 3
ارسال شده در
آقای خیابانی دیگه این ورا نبینمتاw000.gif

 

ببين حميد زياد اين محمد رو اذيت نكن اون فاميل گزارشگرش ناراحت ميشه ها:ws3:

  • Like 3
ارسال شده در

ای نوه بد منکه خواستم بهت یادبدم خودت بدون خداحافظی حتی رفتی...

  • Like 4
ارسال شده در

همه ی کسایی که ندیده بودم خیلی خوشحال شدم از دیدنتون

 

از دیدن محمد رضا و پیانیست بیشتر :ws3:

 

  • Like 18
ارسال شده در
ای نوه بد منکه خواستم بهت یادبدم خودت بدون خداحافظی حتی رفتی...

من اصن هیچوخت متوجه نیشم آخرش چی میشه...همیشه قروقاطیه...بعدا ک یادم میاد میبینم اا از فلانیو فلانی خداحافظی نکردم...تازشم من ک تا مترو بودم:hanghead:

  • Like 2
ارسال شده در

اهای کسی 22 ام نمیاد:banel_smiley_4:

مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.

×
×
  • اضافه کردن...