NEGARi 9387 ارسال شده در 4 مرداد، 2012 بین کرجیا و تهرانیا فرق میزاری؟؟؟ ادمین منطقه پرست نمیخوایم نمیخوایم بستی ما رو بدههههههههههههههههههههههه بستنی من چه ربطی به تو داره؟ ابميوه گرفته واسه کرجی ها! بگو ابميوه مارو بده! :biggrin: 6
HaMiD.CFD 20379 ارسال شده در 4 مرداد، 2012 انقدر تند تند پست نزنید و اسپم نکنید تو پست قبلیم نتونستم زیاد چیزی بگم. ولی خب حالا از دیدن دوستانی که اومدن خوشحال شدم و اونایی هم که نیومدن جاشون خالی بود. ایشالا تو فرصت های بعدی بعضیا رو که اولین بار میدیدم مثل یوسف، سیندخت، حمید های سیستم، کهربا، ولنتینا، مسیح، ela، zzahra، نیوشا، فانوس، این میناجوجو که نفهمیدیم آخرشم کی به کی بود و چی به چی شد همینا بودن دیگه فکر کنم بزرگترین دستاورد این میتینگ هم فکر کنم این بود که راه جمع کردن بچه ها به یه نقطه رو فهمیدیم. فقط کافیه یه بسته پاستیل رو تو اون نقطه بذارین، در عرض 2ثانیه، چهل نفر تو یه متر مربع جمع میشن. حیف که آخرشم هرچقدر مظلومانه نشستم هیچ پاستیلی بهم نرسید سوغاتی ننمونم خیلی خوشمزه بود، فقط حیف روم نشد یکی بیشتر بردارم :icon_pf (34): تلافیشو رو شکلاتای حمید سی اف دی درآوردم که نمیدونم یه 10،12 تایی شد مجموعاً آتروسم که با فروش گوجه سبزا واسه اون بنده خدا، استعدادشو واسه مدیریت تبلیغات نشون داد هیچ کسم یدونه از اون گوجه سبزا بهمون نداد محمدرضا هم که واسه بار چهل و هشتم شیرینی ازمون گرفت خوشم میاد فقط بحث شیکم بود باز خوبه یادته یه شوکولاتی هم اون وسط بودهاصن به سیست نمیخوره انقد دهن دار باشی محمد 7
hamid_shahrsaz 28933 ارسال شده در 4 مرداد، 2012 بستنی من چه ربطی به تو داره؟ ابميوه گرفته واسه کرجی ها! بگو ابميوه مارو بده! :biggrin: قبل اینکه شما بدونی نواندیشان کجاس ممد هر دفعه برا ما بستنی میخرید آره حلا بزار ببینمش مجبورش میکنم هر دفعه آبمیوه بخره تا دیگه سر تهرانی ها رو کلاه نزاره 7
pesare irani 41807 ارسال شده در 4 مرداد، 2012 قبل اینکه شما بدونی نواندیشان کجاس ممد هر دفعه برا ما بستنی میخرید آره حلا بزار ببینمش مجبورش میکنم هر دفعه آبمیوه بخره تا دیگه سر تهرانی ها رو کلاه نزاره شما تیرانی ها چقد مهمون نوازید 5
NEGARi 9387 ارسال شده در 4 مرداد، 2012 قبل اینکه شما بدونی نواندیشان کجاس ممد هر دفعه برا ما بستنی میخرید آره حلا بزار ببینمش مجبورش میکنم هر دفعه آبمیوه بخره تا دیگه سر تهرانی ها رو کلاه نزاره نو انديشان چيه باو! چه ربطی داشت؟ ببينم چيکار ميکنی 5
hamid_shahrsaz 28933 ارسال شده در 4 مرداد، 2012 نو انديشان چيه باو! چه ربطی داشت؟ ببينم چيکار ميکنی تنهایی که نمیشه خوووب کمک میخوام خوووب اوه اوه نامرد رفته رانی هم خریده 5
hamid_hisystem 6612 ارسال شده در 4 مرداد، 2012 حالا بیا و خوبی کن هااگه من 3بار اغفالت نکرده بودم که بشینی،میتونستی اون همه تو مترو وایسی و مغازهباز کنی؟ مرسی که تایید کردی حميد اينو خوب اومدي 4
pesare irani 41807 ارسال شده در 4 مرداد، 2012 تنهایی که نمیشه خوووب کمک میخوام خوووب اوه اوه نامرد رفته رانی هم خریده پ ن : کارخونه رانی تو ساوه اس 2
pesare irani 41807 ارسال شده در 4 مرداد، 2012 اسپم نکنید الان تاپیک رو میخوره این ممد رضا بریم سر بحث مفید کی امار داره دیروز چند نفر بودید؟؟ مثل پارسال کاغذ امضا نکردید ؟؟ 3
NEGARi 9387 ارسال شده در 4 مرداد، 2012 تنهایی که نمیشه خوووب کمک میخوام خوووب اوه اوه نامرد رفته رانی هم خریده من بخوام ازش بستنی اينا بگيرم فقط واسه خودم ميگيرم جميت زياد باشه احتمال موفقيت ميره پايين آخهفک کردی چرا محمد رضا موفق شده؟ بازم خواهد خريد 4
hamid_hisystem 6612 ارسال شده در 4 مرداد، 2012 واقعا روز خوبي بود از ديدن يك سري بچه ها واقعا شوكه شدم اولينش محمد ادميني كه با تصوراتم فرق داشت بحث مجله باعث شد به ناهار نرسيم مسئول مجله ما واقعا جدي بود پانتوميم كه واقعا عالي بود دخترا كه فروغ رو داشتن كه واقعا جالب حدس ميزد طرف پسر هم هر وقت به بن بست ميرسيديم ابوذر بود كمك ميكرد بچه ها نظرتون در مورد زلم زيمبو چيه؟من كه دل باخته پانتوميم شدم انوشه از همون اول قصد كشتن منو داشت (قاتل) از همون انتخاب كلمه پانتوميم (كلمه :مرده شور) مشخص بود اخرش منو ميكشهتازه شانس اوردم تو مافيا يه پزشك حاذق داشتيم وگرنه اصلا وارد بازي نميشدم همون شب اول افقي ميشدم آخرش انوشه موفق شد منو كشت البته به كمك نيوشا جالب بود كيلر خودزني كرد و مافيا رو كشت از همه جالب تر كار مين گذار بود كه بيشتر به پليس كمك ميكردتا مافيا از همه تابلو تر حميد بود كه به خاطر همين تابلوبازي هاش كسي بهش شك نميكرد 19
Yuhana 12780 ارسال شده در 4 مرداد، 2012 خوب خوب از اونجایی ک من دیشب دیر وقت رسیدم و مُردم تا صب ! و دوباره امروز رفتم نمایشگاه و الان رسیدم فرصت نکردم به پستها رسیدگی کنم الان وقت رسیدگیست منم از همه تشکر میکنم خیلی خوش گذشت ارزش داشت اینهمه راه رو اومدم، الانم تو اتوبوسم مرسی (گل) تو برو بترک یوحی یه تور دخترونه بذار پاستیلا رو فقط بیار اونجا :gnugghender: محمدرضا و حمید که نذاشتن به دل خوش بخوریم فروغ نبودی ببینی که تو مترو محمد رضا منو با نوشابه خیس کرددددد کرجیا هم یه اب میوه ادمین نشان خوردن گوشت شد به تنشون بهترین قسمت دیــــــــــروز بود :persiana__hahaha: نه باو،تازه ا خواب پاشدم،نه ناهار خوردیم نه پاستیل ای روح سرگردون بترکی حیف اون پاستیلایی که برات نگه داشته بودم اینا همه ناهار خوردن جز منمیومدی خو ناهار نخوردنت اون بود وای به حال خوردنت از تمامی دوستانم تشکر میکنم همینطور از یوحنا عزیز که واقعا پاستیلهای خوشمزه ای اورده بودند . همگی موفق باشید خواهش میکنم اینا مدال نمیشه هااااااااا مدال می خواهیـــــــــم مدال مرام معرفت بزرگترین دستاورد این میتینگ هم فکر کنم این بود که راه جمع کردن بچه ها به یه نقطه رو فهمیدیم. فقط کافیه یه بسته پاستیل رو تو اون نقطه بذارین، در عرض 2ثانیه، چهل نفر تو یه متر مربع جمع میشن. حیف که آخرشم هرچقدر مظلومانه نشستم هیچ پاستیلی بهم نرسید محمدرضا هم که واسه بار چهل و هشتم شیرینی ازمون گرفت /QUOTE] دستاورد خوبی بود:persiana__hahaha: از این به بعد یه پاستیل برای وقت خدافظی نگه میدارم بترکیییییییییییی از اون همه پاستیلی که خوردی 4 تا ابمیوه و سه تا ابمعدنیه رنگ به رنگ !!! شیرینی نیستااااااااااااا 19
pesare irani 41807 ارسال شده در 4 مرداد، 2012 یوحنا تو که 24 ساعت نمایشگاهی 22 ام هم بیا پ ن : پاستیل موخام 6
.Pa.Ri.Sa. 4117 ارسال شده در 4 مرداد، 2012 گزیده اتفاقات به روایت جیمی: خروج از ایستگاه مترو با کاوه! صدای خنده کیوان! ممدرضا! ممد! سلام ب همگی! فعلا ما میریم میایم! نشر شور آفرین الووو سجاد کجایی؟ در شماره 15! برگشتیم! دوباره سلام ب همگی دکتر یوسفو دیدم! بعد سین دخت بعد سمندون بعد شیطنت با آتروس ... من و کاوه زیر سایه تک درخت تنها مینشینیم. من و دکتر یوسف! مارکسیسم و تاثیرات آن بر رشد چمن های مصلی تهران! کیفم کو دقیقا الان!؟ اوری -----> شمین رفیق منه! دستا بالا! گشنمونه! من کاوه و ابوذر و کیوان... انتخاب واژه در یک تیم پسرونه ی پانتومیم: آقا بگیم بهشون ک ... رو اجرا کنن؟ نه من میگم خ .... رو اجرا کنن آقا نظروتون در مورد ش .... چیه؟ (آخرش "سانتریفیوژ" رو انتخاب میکنن ) پانتومیم! ---> "آب سرکش" الان ؟!! پانتومیم ---> "رنسانس" جلسه شهرسازی حالا مافیااااا :gnugghender: فروغ مین گذار خوبیه نامرد و حمید شهرساز مافیای ناشی مینی هم پزشک حاذقیه انصافا و منم که همیشه خدام. (ارجاع درون متنی به نگاه از بالا ب پائین) انوشه جان حرف نزن لطفا نیوشای متقلب آرپاک و ابوذر خب دیگه بریم آبپاشی من فروغ سجاد و کاوه! تو مترو اول بریم تجریش بعد برگردیم امام خمینی! همینمون مونده بود تو مترو ملت هومون کنن (ادمین برو تو پستو) و من الان خونم من همین الان به این نتیجه رسیدم که من اصلا نبودم بدتر از همه چیز اینکه موقع خوردن نبودم مرسی خیلی خوب بود انصافا اسی نباشه هیچکی نمیاد تاپیک نمیزنه ها من و دوستمم اومدیماز اونجایی که من خیلی خجالتیم()به دوستم گفت بگو تو مینایی من بهارم ...اونم که نامرد انصافا رفته بود تو قالب منهیچکیم متوجه نشدالان دارم میگم...به هر کی نکفتم الان بخونه دیگه....شوخی بود نکشتیمم این حمید شهرساز که هی میگی چرا نبودی اون دوستم بود نمیدونست چی بگه من همیشه هستم حمید هستشو پرت کردی خورد بمن ....دقعه اول بود میدیمت چیزی نگفتم دفعه دیگه اب میریزم روت و اما::::: من واقعا از دیدن بعضیا شوکه شدم اول فروغ...من همیشه فروغو یه دختری تصور میکردم قد بلند و لاغر موهای های لایت کرده با کلی ارایش...اینجوری نبودیوحی دیدم سکته کردم اصلا نمیخورد 23 اینا داشته باشه خیلی جوون تر میخورد اما همونطوری شیطون بود ...من همش دنبال لرنا میگشتم که نیومده بودنگاری رو فکر نمیکردم قیافش اینقدر ناز باشه حمید صفدر نمیدونستم تپلیهداداش محمد ادمینان دیدم کپ کردم انگار محمده ولی موهاش سفیده ارپاک هم دیدم خیلی ذوقیدم :دی یعنی میناااااااااااااا مگر اینکه من دستم بهت نرسه چطور تونستی جواب اون احساسات پاکو اونجوری بدی؟ ولی خداییش دوستت بیشتر شبیه خودت بوداا 15
HaMiD.CFD 20379 ارسال شده در 4 مرداد، 2012 خوب خوب از اونجایی ک من دیشب دیر وقت رسیدم و مُردم تا صب ! و دوباره امروز رفتم نمایشگاه و الان رسیدم فرصت نکردم به پستها رسیدگی کنم الان وقت رسیدگیست تو برو بترک فروغ نبودی ببینی که تو مترو محمد رضا منو با نوشابه خیس کرددددد بهترین قسمت دیــــــــــروز بود :persiana__hahaha: بترکی حیف اون پاستیلایی که برات نگه داشته بودم ناهار نخوردنت اون بود وای به حال خوردنت خواهش میکنم اینا مدال نمیشه هااااااااا مدال می خواهیـــــــــم مدال مرام معرفت بزرگترین دستاورد این میتینگ هم فکر کنم این بود که راه جمع کردن بچه ها به یه نقطه رو فهمیدیم. فقط کافیه یه بسته پاستیل رو تو اون نقطه بذارین، در عرض 2ثانیه، چهل نفر تو یه متر مربع جمع میشن. حیف که آخرشم هرچقدر مظلومانه نشستم هیچ پاستیلی بهم نرسید محمدرضا هم که واسه بار چهل و هشتم شیرینی ازمون گرفت /QUOTE] دستاورد خوبی بود:persiana__hahaha: از این به بعد یه پاستیل برای وقت خدافظی نگه میدارم بترکیییییییییییی از اون همه پاستیلی که خوردی 4 تا ابمیوه و سه تا ابمعدنیه رنگ به رنگ !!! شیرینی نیستااااااااااااا من اصن ناهار خوردم؟ تو باید حق من رو محفوظ نگه میداشتی ولی عجب حواس جمعی تو پخش پاستیل داری آب معدنی رنگ به رنگ دیگه چیه 6
Neutron 60973 ارسال شده در 4 مرداد، 2012 خب راستش جیمی نوترون برای من توی نواندیشان یه شخصیت پر از پیچ و تابه و باید خیلی از تایپک هاش رو بخونی تا بشناسیش اما توی دنیای واقعی اصلا دیگه اثری از اون جیمی نیست یه پسر بچه شیطون و سر دسته رو می بینی که ... اصلا نتونستم ارتباطی بین این جیمی و اون جیمی بیابم! البته منظورم خوب یا بد بودن نیستا سو تعبیر نشه در هر دو صورت محترمی... در جمع دوستانه شر و شیطونم. اینجا همه رو نمیشناسم! تو پروفایلم اگه بیای ! میبینی با دوستام چطوریم! اینجا هم شیطونی زیاد میکنم ;) کلا تو دنیای واقعی بیشتر به شیطنت معروفم تا هر چیز دیگه ای! :P در هر صورت مرسی خوشحال شدم که دوباره دیدمت. :) 6
Neutron 60973 ارسال شده در 4 مرداد، 2012 من همین الان به این نتیجه رسیدم که من اصلا نبودم بدتر از همه چیز اینکه موقع خوردن نبودم یعنی میناااااااااااااا مگر اینکه من دستم بهت نرسه چطور تونستی جواب اون احساسات پاکو اونجوری بدی؟ ولی خداییش دوستت بیشتر شبیه خودت بوداا دیر آمدی و زود برفتی! :p همین میشه دیگه پری ژون 5
VINA 31339 ارسال شده در 4 مرداد، 2012 کاره خوبی کردی:biggrin: فقط دفعه بعدی بيا بگو کی بودی!!!!!!!!! چون من اصلاً نميدونم کی بودی الان!!! يا کلا يه کار کن! همون دوستتو جای خودت بفرس از اين به بعد:biggrin: نخير من اون نبودم يعنی واقعاً منو يادت نيس؟؟؟؟ به حافظم شک ندارم برو من همین الان به این نتیجه رسیدم که من اصلا نبودم بدتر از همه چیز اینکه موقع خوردن نبودم یعنی میناااااااااااااا مگر اینکه من دستم بهت نرسه چطور تونستی جواب اون احساسات پاکو اونجوری بدی؟ ولی خداییش دوستت بیشتر شبیه خودت بوداا من چی کنم باوووواگه اروم بود همچین مرضی نمیریختم که 7
ooraman 22216 ارسال شده در 4 مرداد، 2012 تو هنوز بیداری؟ اییییییییییییییی ممد خسیس! نامردا واقعا موندم این همه انرژی از کجا اومده بود! دوپینگ کرده بودم ! اورییییییییییییییی ممددددددددد...خیلیییییییییی بدیییییییی اووون همه من گفتم برام بستنی نخریدیدلت اوومد؟ قیافه من جلو چشمتون نبود؟ ممد من تورو ميکشمممممممممممممممممم بابا ببینین میتونین یه کار کنید من به طرز مشکوکی از سایت اخراج بشم اورامان چه کردی با ما سلام علیکم.... شمام اینجا تشریف دارید ؟ مدال و میدادی اینجوری نمیشد دیگه :biggrin: روز خیلی خوبی بود و از دیدن دوستان قدیمی و آشنایی با دوستان جدید خیلی خوشحال شدم... گرچه حیف که با اون جمعیت یه عکس خوشگل دسته جمعی نگرفتیم... خلاصه چاکریم... پایه دوربین اوردن منم دیگه! پارسال از تمام زوایای عکس گرفته بودم مرسی از همه دوستانی که اومدنخیلی خوش گذشت به خصوص بخش پاستیلا و آبمیوه محمد مخصوصا این که دستگاههای خرید آبمیوه مترو خراب بود ممد مجبور شد یه بار دیگه از گیت ها رد بشه و بخره بیاره این یه تیکش خیلی صفا داشت __________________________________________ دوستانی که میخوان روز های دیگه برن به صورت خصوصی هماهنگ کنن تا مجبور به بستن تاپیک نشیم یه بخش دیگشم خیلی خوب بود اون اون قسمت اتوبوس بود دور میدون کلی نگا کردم ببینم میبینمتون نبودین دست تکون بدم 9
NEGARi 9387 ارسال شده در 4 مرداد، 2012 به حافظم شک ندارم برو :w58: يکی بياد به مينا بگه من کی بودم!!!!!!! 7
ارسالهای توصیه شده