خب یه سری چیزا که من به ذهنم میرسه ایناس!
اولا متاسفانه قشر قالب مملکت ما از نسل همون افرادین که خمینی خوب بود شاه بد بود بنابراین هرکسی که تو نظامه الان خوبه و هرکی به جا اینا بیاد بده و درنهایت به این میرسیم که شرایط خوبه اگر ناشکری کنیم از این بدتر میشه!
یه مورد دیگه اینکه سیاستگذاری نظام به این شکل بوده که طی سالها کار و فرهنگسازی توسط عناصر نظام جامعه تقسیم بر دو قشره فقیر و غنی بشه یعنی الان دقت کنی ما قشر متوسط خیلی کم داریم یعنی قشری که نیازهای اولیه و ثانویه تامینه درآمد کاملا کفاف زندگی و معیشت رو میده شرایط زندگی خوبه ولی این قشر بازم خواسته ها و انتظارات بیشتری از جامعه دارن شکمش سیر هست ولی بازم امکانات و خواسته های بیشتری از نظام داره پس در نتیجه این قشر میاد اعتراض میکنه انقلاب می کنه و ...
و اینو بدونید که دو قشر فقیر و غنی هیچوقت نمیاد اعتراض کنه یا انقلاب کنه چون قشر غنی که نشسته سرجاش و میبینه به چشم برهم زدنی ثروتش چندبرابر میشه بدون اینکه اصلا کار کنه پس پیش خودش میگه کجا بهتر از ایران برای چی اعتراض کنم چی از این بهتر...
قشر فقیر هم انقد تو فقیر و فلاکت غوطه وره انقدر درگیره مشکلات روزمره اس که اگر یکروز کار نکنه زندگیش دچار بحران میشه و چون 40 سال پیش تجربه اش کرده دیگه نه توانی داره نه میخواد بیش از این آسیب ببینه...
بعدشم کلا فقر همه چیز یک انسان رو عوض میکنه باورها، اعتقادات، اخلاق، سبک زندگی و خیلی چیزها رو تغییر میده یعنی بهت تحمیل میکنه متاسفانه...