رفتن به مطلب

نمایشگاه نواندیشانی ها....


ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

عهههه اینجوریه؟؟؟

 

پس نکنه ممد ادمین هم همون لباس نارنجی پوشا بوود که داشتن تو چمن غذا میخوردن سر ظهر:ws28:

 

منم دوستم بوودمw58.gif

  • Like 4
  • پاسخ 210
  • ایجاد شده
  • آخرین پاسخ

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

ارسال شده در
واسه ما نقش بازی نکن.

من که میدونم واسه اینکه به من کیف ندی نیومدی:whistles:

 

پ.ن : این مینا جوجو همه رو فیلم کرده.

عینکیه خودش بود:banel_smiley_4:

اعتراف گرفتم ازش عصری:w02:

به به آقای منچ:ws3:

  • Like 6
ارسال شده در
به به آقای منچ:ws3:

یه چی میگم بت ها:ws3:

فقط دستم به این سپیده نرسه من، که واسه اولین بار گفت منچ:banel_smiley_4:

  • Like 6
ارسال شده در
واسه ما نقش بازی نکن.

من که میدونم واسه اینکه به من کیف ندی نیومدی:whistles:

 

پ.ن : این مینا جوجو همه رو فیلم کرده.

عینکیه خودش بود:banel_smiley_4:

اعتراف گرفتم ازش عصری:w02:

نبودم

به دوستم میگن کدوم مینایی

میگه جوجو

تابلو ابروومو برد

کتابا رو میاریاااا سعید

بزنم داغونش کنم ها:w000:

میگم اون دوستم بود:vahidrk::ws3:

 

vahidrk.gif

  • Like 5
ارسال شده در

بالاخره مینا جوجو دوستشه یا اینه دوستش مینا جوجوعه یا اینکه مینا جوجو خودشه؟؟؟:ws52:

  • Like 3
ارسال شده در

خوشم میاد یه میتینگ رفتید

 

6 ساعت هم پیش هم بودید

 

اما هیچ کدوم هیچ کدوم رو نشناخته

 

:ws28:

  • Like 4
ارسال شده در
یه چی میگم بت ها:ws3:

فقط دستم به این سپیده نرسه من، که واسه اولین بار گفت منچ:banel_smiley_4:

اتفاقا من تا الان نشنیده بودم و وقتی داشتن معرفیت میکردن به ذهنم اومد:ws3:

نبودم

به دوستم میگن کدوم مینایی

میگه جوجو

تابلو ابروومو برد

کتابا رو میاریاااا سعید

 

 

vahidrk.gif

:w02:

  • Like 5
ارسال شده در
خوشم میاد یه میتینگ رفتید

 

6 ساعت هم پیش هم بودید

 

اما هیچ کدوم هیچ کدوم رو نشناخته

 

:ws28:

22ام خوش بگذره:w02:

  • Like 4
ارسال شده در
22ام خوش بگذره:w02:

 

 

هی داغ منو تازه کن :icon_pf (34)::icon_pf (34)::icon_pf (34):

  • Like 3
ارسال شده در
خوشم میاد یه میتینگ رفتید

 

6 ساعت هم پیش هم بودید

 

اما هیچ کدوم هیچ کدوم رو نشناخته

 

:ws28:

اره خوب ابهامات زياده مثلا اخرش متوجه نشديم حميد شهرساز رشته ش عكاسيه يا شهرسازي يا اين فروغ چجوري پانتوميم ها رو ميگفت يا ...............................

از همه مهمتر نفهميديم اين ادمين چه ارتباطي با گزارشگر محبوب قلبها جواد خياباني داره:ws3:

  • Like 6
ارسال شده در

اره خوب ابهامات زياده مثلا اخرش متوجه نشديم حميد شهرساز رشته ش عكاسيه يا شهرسازي يا اين فروغ چجوري پانتوميم ها رو ميگفت يا ...............................

از همه مهمتر نفهميديم اين ادمين چه ارتباطي با گزارشگر محبوب قلبها جواد خياباني داره:ws3:

وااااااااااااااااااااای این تهشو عالی اومدی:ws28:

  • Like 2
ارسال شده در
وااااااااااااااااااااای این تهشو عالی اومدی:ws28:

 

خواهش ميكنم قابلي نداشت البته همچنان منتظر تاپيك سوتي ها هستيم عزيز:a030:

  • Like 3
ارسال شده در
خواهش ميكنم قابلي نداشت البته همچنان منتظر تاپيك سوتي ها هستيم عزيز:a030:

در حال جمع کردن اطلاعاتم.به زودی زده میشه:ws3:

  • Like 3
ارسال شده در

اره خوب ابهامات زياده مثلا اخرش متوجه نشديم حميد شهرساز رشته ش عكاسيه يا شهرسازي يا اين فروغ چجوري پانتوميم ها رو ميگفت يا ...............................

از همه مهمتر نفهميديم اين ادمين چه ارتباطي با گزارشگر محبوب قلبها جواد خياباني داره:ws3:

 

حمید شهرساز رشته اش پرورش مار هستش :ws3:

 

 

فروغ که مربا میداد به بابا :w58:

 

 

خو نفهمیدی

 

این ام عارف خیابانی بچگی های ی ی ی جواد خیابانیه

 

 

جواد خیابانی شب بازی استقلال یه قهوه تلخ میخوره

 

میاد تو این دوره :ws3:

  • Like 3
ارسال شده در
:ws28:

 

خنده هم داره اين حافظه!:ws38:

 

عاشق امضاءتم درضمن!:whistle:

  • Like 5
ارسال شده در

اولندش این ک خیلی خوش گذشت و اینا دوومندش اینکه خیلی خوشحال شدم دیدمتون و از این جور حرفا:w02:

نه جدنی جدای از شوخی به مترو ک رسیدم طیِ هماهنگیایی ک بینه منو نفسم به عمل اومت قرار شد سرِ دروازه دولت همو ببینیم از اونجا به بعدشو باهم همسفر شدیم اون قسمتش بیشتر از همه خوش گذشت:w02:بعد ک رسیدیم اول نمایشگاه گفتیم کدوم وری بریم من گفتم ممد رضا گفته ورودی 3(نگو باز باسه خودش یه چی گفته:vahidrk:)بعدش فروخخخخ اومت استقبالمونو مارو تا رسیدن به جمع دوستان راهنمایی کرد بعدشم سیل عظیمی از دوستان نواندیش ک ناآشنا زیاد بودنو معرفی و آشنایی با دوستان:w02:به شخصه از دیدن دوستانی ک تا حالا ندیده بودم و مشتاق دیدار بودم خیلی خیلی خیلی بیشتر از اونچه ک فکرشو بکنین مشعوف شدم...دوستانِ آشنایه قبلیم ک جایه خود دارن:(87):

بعدشم سر و کله زدن با آتروس و محمد رضا:3384s:(چقد من این شکلکو دوس میدارم:girl_in_dreams:)

بعدشم ک وقته ناهار خوردن شد من و نفسم و سپید مثلا رفتیم ناهار بگیریم با سه تا نوشابه برگشتیم:ws3:

بعدم ک پانتومیم و مافیا ک دوستان تعریف کردن...آخرشم خداحافظیو اینا...کلا غیره یسری اعصاب خوردیه آخرش بقیش خوب بود:icon_razz:

جالبش اینجاش بود بعد این ک رفتیم مترو من نی ک یخورده خل تشریف دارم کتابامو نخریده بودم بعدش برگشتم نمایشگاه تا 7:45 دقیقه داشتم کتاب میخریدم بعدشم ترمینال و ساعت 5 صبح خونه:shame:

اینم عکس از امضاهایه دوستانِ عزیز و اینکه حالا دیگه راحت میتونم امضاهاتونو جعل کنم:whistle:تازشم یه چیزِ دیگه نزدیک بود بخاطر این امضاها تخته شاسیه من گم بشه:w000:

fbc6c5cfb8a3.jpg

  • Like 24
ارسال شده در

من که امضا نکردم :2rqfst4:

  • Like 7
ارسال شده در

چقد این صفحه امضا ها کوچیکه

 

یه عکس بزرگ تر ندارید :ws3:

  • Like 5
ارسال شده در
اون پسره بادکنک اورد کی بود:ws52:چشم ابیه نگاری بود دیگه:banel_smiley_4:ارپاکم همونی بود موهاش کج ریخته بود:w02:

کج؟موهای کج؟شوخیت گرفته؟من اصن موهام معلوم نبود بروخونتون بابا:hanghead:

عهههه اینجوریه؟؟؟

 

پس نکنه ممد ادمین هم همون لباس نارنجی پوشا بوود که داشتن تو چمن غذا میخوردن سر ظهر:ws28:

 

منم دوستم بوودم:w58:

درسته ک من چشم ندارم بابامو ببینم اصنم دیگه ازش خوشم نیاد ولی شما راجع ب بابای من درست صحبت کن:w000:

من که امضا نکردم :2rqfst4:

چرا خو؟:hanghead:

  • Like 9
ارسال شده در
چقد این صفحه امضا ها کوچیکه

 

یه عکس بزرگ تر ندارید :ws3:

چرا ولی حسشو نداریم ک:w02:

  • Like 4
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.

×
×
  • اضافه کردن...