Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 17 آبان، 2012 تا غنچه خندانت دولت به که خواهد داد ای شاخه گل رعنا از بهر که میرویی 2
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 17 آبان، 2012 روز هجران و شب فرقت یار آخر شد زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد 1
meysam62 4529 ارسال شده در 17 آبان، 2012 در اين سراي بي كسي كسي به در نمي زند به دشت پر ملال ما پرنده پر نمي زند 1
An@hita 8666 ارسال شده در 17 آبان، 2012 دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند وان درآن ظلمت شب آب حیاتم دادند 1
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 17 آبان، 2012 در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا 3
An@hita 8666 ارسال شده در 17 آبان، 2012 امان از اختر شوریده مو فغان از بخت برگردیده مو فلک از کینه ورزی کی گدازه رود خون از دل غمدیده مو 3
Cannibal 3349 ارسال شده در 17 آبان، 2012 امان از اختر شوریده موفغان از بخت برگردیده موفلک از کینه ورزی کی گدازهرود خون از دل غمدیده موو آتش چنان سوخت بال و پرت را/ که حتی ندیدیم خاکسترت را 1
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 18 آبان، 2012 لبت تا در شکفتن لاله سیراب را ماند دلم در بیقراری چشمه مهتاب را ماند 1
An@hita 8666 ارسال شده در 18 آبان، 2012 دلا راهت پر ازخار و خسک بی گذرگاه تو بر اوج فلک بی شب تار و بیابان دور منزل خوشا آنکس که بارش کمترک بی 1
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 18 آبان، 2012 یاد آنکه دل سوخته و چشم ترم بود آه سحر و ناله ی شب همسفرم بود در هر چمنی مرغ دلم زمزمه ها داشت با هر نگهی شور وصالی به سرم بود 1
An@hita 8666 ارسال شده در 18 آبان، 2012 دو زلفانت گرم تار ربابم چه میخواهی ازین حال خرابم ته که با مو سر یاری نداری چرا هر نیمه شو آیی به خوابم 3
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 18 آبان، 2012 مدامم مست می دارد نسیم جعد گیسویت خرابم می کند هر دم ، فریب چشم جادویت 2
moein.s 18985 ارسال شده در 18 آبان، 2012 تو آن دره ی سبز بی آفتابی که مه بر سر افشاندت نو بهاران تو فریاد مرغابی جفت جویی که پر می گشاید به دنبال یاران تو ابری ، تو آن ابر اندوهگینی که اشکی به رخساره ی کوه پاشی نادر نادرپور 3
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 19 آبان، 2012 یا قامتی که سادگی ام دریاب اسبی گران تر از سپیده با ناژادی فردا پشت کرده به من تاب می خورد یک چشم فاصله استخر فرصت است .... محمد بیابانی 3
meysam62 4529 ارسال شده در 19 آبان، 2012 تو رسیدی شب سفر کرد شب چشماتدر بدر کرد تو رسیدی چو گــــل صبح عشق تو قلب من اثرکرد 3
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 19 آبان، 2012 دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد 3
meysam62 4529 ارسال شده در 19 آبان، 2012 در عشق تو از بس که خروش آورديم درياي سپهر را به جوش آورديم چون با تو خروش و جوش ما درنگرفت رفتيم و زبانهاي خموش آورديم 3
ارسالهای توصیه شده