رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

تا غنچه خندانت دولت به که خواهد داد

ای شاخه گل رعنا از بهر که میرویی

  • Like 2
ارسال شده در

یارب تو چنان کن که فرجام کار

تو خوشنود باشی و مارستگار

  • Like 2
ارسال شده در

روز هجران و شب فرقت یار آخر شد

زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد

  • Like 1
ارسال شده در

در اين سراي بي كسي كسي به در نمي زند

به دشت پر ملال ما پرنده پر نمي زند

 

  • Like 1
ارسال شده در

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

وان درآن ظلمت شب آب حیاتم دادند

  • Like 1
ارسال شده در

در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل

هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا

  • Like 3
ارسال شده در

امان از اختر شوریده مو

فغان از بخت برگردیده مو

فلک از کینه ورزی کی گدازه

رود خون از دل غمدیده مو

  • Like 3
ارسال شده در
امان از اختر شوریده موفغان از بخت برگردیده موفلک از کینه ورزی کی گدازهرود خون از دل غمدیده مو
و آتش چنان سوخت بال و پرت را/ که حتی ندیدیم خاکسترت را
  • Like 1
ارسال شده در

از دماغ من سرگشته خیال دهنت

به جفای فلک و غصه دوران نرود

  • Like 3
ارسال شده در

دلا غافل ز سبحاني چه حاصل

اسير نفس شيطاني چه حاصل

  • Like 2
ارسال شده در

لبت تا در شکفتن لاله سیراب را ماند

دلم در بیقراری چشمه مهتاب را ماند

  • Like 1
ارسال شده در

دلا راهت پر ازخار و خسک بی

گذرگاه تو بر اوج فلک بی

شب تار و بیابان دور منزل

خوشا آنکس که بارش کمترک بی

  • Like 1
ارسال شده در

یاد آنکه دل سوخته و چشم ترم بود

آه سحر و ناله ی شب همسفرم بود

در هر چمنی مرغ دلم زمزمه ها داشت

با هر نگهی شور وصالی به سرم بود

  • Like 1
ارسال شده در

دو زلفانت گرم تار ربابم

چه میخواهی ازین حال خرابم

ته که با مو سر یاری نداری

چرا هر نیمه شو آیی به خوابم

  • Like 3
ارسال شده در

مدامم مست می دارد نسیم جعد گیسویت

خرابم می کند هر دم ، فریب چشم جادویت

  • Like 2
ارسال شده در

تو آن دره ی سبز بی آفتابی

که مه بر سر افشاندت نو بهاران

تو فریاد مرغابی جفت جویی

که پر می گشاید به دنبال یاران

تو ابری ، تو آن ابر اندوهگینی

که اشکی به رخساره ی کوه پاشی

 

نادر نادرپور

  • Like 3
ارسال شده در

یا قامتی که سادگی ام دریاب

اسبی گران تر از سپیده

با ناژادی فردا

پشت کرده به من

تاب می خورد

یک چشم فاصله استخر فرصت است .... :banel_smiley_4:

 

محمد بیابانی

  • Like 3
ارسال شده در

تو رسیدی شب سفر کرد

 

شب چشماتدر بدر کرد

 

تو رسیدی چو گــــل صبح

 

عشق تو قلب من اثرکرد

  • Like 3
ارسال شده در

دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد

چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

 

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد

  • Like 3
ارسال شده در

در عشق تو از بس که خروش آورديم

درياي سپهر را به جوش آورديم

چون با تو خروش و جوش ما درنگرفت

رفتيم و زبانهاي خموش آورديم

  • Like 3
×
×
  • اضافه کردن...