Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 13 آبان، 2012 منم آن که دیده به دیدار دوست کردم باز چه شکر گویمت ای کار ساز بنده نواز 2
meysam62 4529 ارسال شده در 13 آبان، 2012 ز دست ديده و دل هر دو فرياد كه هرچه ديده بينددل كند ياد بسازم خنجري نيشش ز فولاد زنم بر ديده تا دل گردد آزاد 1
meysam62 4529 ارسال شده در 13 آبان، 2012 وقتی تو میگویی وطن بر خویش می لرزد قلم من نیز رقص مرگ را با او به دفتر می کنم 2
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 13 آبان، 2012 مدامم مست می دارد نسیم جعد گیسویت خرابم می کند هر دم،فریب چشم جادویت 2
moein.s 18985 ارسال شده در 13 آبان، 2012 تهی کن جام را ای ساقی مست که امشب میل جام دیگرم نیست مرا از سوز ساز و خنده ی می چه حاصل ؟ زانکه شوری در سرم نیست خوش آن شب ها ، خوش آن شب های مستی که با او داشتم خوش داستان ها نادر نادر پور 2
meysam62 4529 ارسال شده در 13 آبان، 2012 این طرف مشتی صدف آنجا کمی گل ریخته موج، ماهیهای عاشق را به ساحل ریخته
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 13 آبان، 2012 همزمان شد خب...چرا می زنی هواي ديده طوفاني، دلم درياي محنتها گهي مي بارد اين ابر و گهي مي غرد اين دريا 1
meysam62 4529 ارسال شده در 13 آبان، 2012 آبروی حسین به كهكشان می ارزد یك موی حسین بر دو جهان می ارزد گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد 1
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 13 آبان، 2012 دل به پیغام وفا هر کس که میآرد ز یار میدهم تسکین و میدانم که حرف یار نیست 1
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 13 آبان، 2012 یا رب سببی ساز که یارم به سلامت باز آید و برهاندم از بند ملامت خاک ره آن یار سفر کرده بیارید تا چشم جهان بین کنمش جای اقامت 5
meysam62 4529 ارسال شده در 13 آبان، 2012 تو را صبا و مرا آب ديده شد غماز و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند ز زير زلف دوتا چون گذر کنی بنگر که از يمين و يسارت چه سوگوارانند 4
moein.s 18985 ارسال شده در 13 آبان، 2012 در نهفت پرده شب دختر خورشید نرم می بافد دامن رقاصه صبح طلایی را وز نگاه سیاه خویش می سراید مرغ مرگ اندیش چهره پرداز سحر مردهست چشمه خورشید افسرده ست می دواند در رگ شب خون سرد این فرسب شوم وز نهفت پرده شب دختر خورشید همچنان آهسته می بافد دامن رقاصه صبح طلایی را استاد ابتهاج 4
meysam62 4529 ارسال شده در 13 آبان، 2012 این طرف مشتی صدف آنجا کمی گل ریخته موج، ماهیهای عاشق را به ساحل ریخته 2
seyed mehdi hoseyni 27122 ارسال شده در 13 آبان، 2012 این می چه حرامیست که عالم همه زان می جوشند یکدسته به نابودیه نامش کوشند آنان که بر عاشقان حرامش کردند خود خلوت از آن پیاله ها می نوشند همای 4
*lotus* 20275 ارسال شده در 13 آبان، 2012 دلم در هر تپش صد بار آواز تو می خواند تو هم یاد دل ما میکنی یانه؟ 3
meysam62 4529 ارسال شده در 13 آبان، 2012 هر چه دام افکندم، آهوها گریزانتر شدند حال صدها دام دیگر در مقابل ریخته هیچ راهی جز به دام افتادن صیاد نیست هر کجا پا میگذارم دامنی دل ریخته 2
ارسالهای توصیه شده