رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

منم که جور و جفا دیدم و وفا کردم

تویی که مهر و وفا دیدی و جفا کردی

  • Like 3
ارسال شده در

یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان

وآن سهی سرو خرامان به چمن بازرسان

  • Like 3
ارسال شده در

نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی

نه بر مژگان من اشکی نه بر لبهای من آهی

  • Like 2
ارسال شده در

یا دشت دل مرا به ابری بنواز

تا تشنه التهاب باران آیم...

  • Like 4
ارسال شده در

من آزرده ‌دل را کس گره از کار نگشاید

مگر ای اشک غم امشب تو از دل عقده بگشایی

  • Like 3
ارسال شده در

یار مفروش به دنیا که کسی سود نکرد

آنکه یوسف به زر ناسره بفروخته بود

  • Like 2
ارسال شده در

دل و دین و عقل و هوشم همه را به آب دادی

زکدام باده ساقی به من خراب دادی؟

  • Like 3
ارسال شده در

یا سنگ و خاک و آهن خونین را

وقتی به چنگ و ناخن خود می کنیم

در زیر خاک ِ گل شده می بینیم :

زن روی چرخ کوچک خیاطی

خاموش مانده است sigh.gif

 

قیصر امین پور:ws37:

  • Like 1
ارسال شده در

تن محنت کشی دیرم خدایا

دل با غم خوشی دیرم خدایا

ز شوق مسکن و داد غریبی

به سینه آتشی دیرم خدایا

 

 

باباطاهر

  • Like 2
ارسال شده در

اول، زمین تنها بود

زمین تنها بود تا شبی

که خواب دید

یک نفر دارد آوازش میدهد،

زمین همان موقع فهمید

اسمش زمین است.

 

 

آدمی بود او

که خواهرِ خود را آواز داده بود به اسم.

 

دوم، در آغازِ آفرینش

روزها، شب بود و شبها، شب!

یک شب که ماه رفته بود سَفَر

خورشید تب کرد و سوخت و سوخت

تا شب، روز شد وُ

روز رو به تاریکی گذاشت.

از همان زمان

عدهای گفتند حق با زن است،

مَردها خیلی سَفَر میروند.

 

سید علی صالحی:ws37:

  • Like 3
ارسال شده در

دلا راهت پر از خار و خسک بی

گذرگاه تو بر اوج فلک بی

شب تار و بیابان دور منزل

خوشا آنکس که بارش کمترک بی

  • Like 3
ارسال شده در

یک تار موی او به دو عالم نمیدهند

با عشقش این معامله گفتیم و سرگرفت

  • Like 2
ارسال شده در

تا از طلب به یافت رسی سالهاست راه

بس کن حدیث یافت طلب را به جان طلب

  • Like 1
ارسال شده در

بسی رنج بردم در این سال سی

عجم زنده کردم بدین پارسی

نمیرم ازین پس که من زنده ام

که تخم سخن را پراکنده ام

  • Like 4
ارسال شده در

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی

زبامی که برخاست مشکل نشیند

  • Like 5
ارسال شده در

دلم، یاران! ز غم در اضطراب است

امیدم نقش بی حاصل بر آب است.

دگر از چشمه ی خورشید قهرم

که آبش - آنچه دانستم - سراب آست.

حریف آشنایی ها غریب است؛

همای نیکبختی ها غُراب است.

  • Like 5
ارسال شده در

تا كي به تمناي وصال تو يگانه

اشكم شود از هر مژه چون سيل روانه

خواهد به سر آيد غم هجران تويانه

اي تير غمت را دل عشاق نشانه

جمعي به تو مشغول و تو غايب ز ميانه :icon_gol:

  • Like 4
ارسال شده در

هزاران غم به دل اندوته دیرم

هزار آتش به جان افروته دیرم

به یک آه سحر کز دل برآرم

هزاران مدعی را سوته دیرم

  • Like 3
ارسال شده در

موجها خوابیده اند ،

آرام و رام

طبل توفان از نو افتاده است

چشمه های شعله ور خشکیده اند

آبها از آسیا افتاده است

در مزار آباد

شهر بی تپش

وای جغدی هم نمی آید به گوش

دردمندان بی خروش و بی فغان

خشمناکان بی فغان و بی خروش

آهها در سینه ها گم کرده راه

مرغکان سرشان به زیر بالها

در سکوت جاودان مدفون شده ست

هر چه غوغا بود و قیل و قال ها

 

بخشی از شعر کاوه یا اسکندر؟..مهدی اخوان ثالث...یادش گرامی:ws37:

  • Like 4
ارسال شده در

از راه نظر مرغ دلم گشته هواگیر

ای دیده نگه کن که به دام که در افتاد

  • Like 3
×
×
  • اضافه کردن...