YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 19 آبان، 2012 دوستان عيب من بي دل حيران نكنيد گوهري دارم و صاحب نظري ميجويم ... 3
meysam62 4529 ارسال شده در 19 آبان، 2012 منم آن که دیده به دیدار دوست کردم باز چه شکر گویمت ای کار ساز بنده نواز نیازمند بلا گو رخ از غبار مشوی که کیمیای مراد است خاک کوی نیاز 2
moein.s 18985 ارسال شده در 19 آبان، 2012 زان لحظه که دیده بر رخت واکردم دل دادم و شعر عشق انشا کردم نی نی غلطم کجا سرودم شعری تو شعر سرودی و من امضا کردم خوب یا بد تو مرا ساخته ایتو مرا صیقلی کرده و پرداخته ای حمید مصدق 2
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 19 آبان، 2012 یک شب به رغم صبح به زندان من بتاب تا من به رغم شمع سر و جان فشانمت 3
moein.s 18985 ارسال شده در 19 آبان، 2012 تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادته نبودنت فاجعه ، بودنت امنیته تو از کدوم سرزمین ، تو از کدوم هوایی که از قبیله ی من ، یه آسمون جدایی اهل هر جا که باشی قاصد شکفتنی توی بهت و دغدغه ناجی قلب منی پاکی آبی یا ابر نه خدا یا شبنمی قد آغوش منی نه زیادی نه کمی منو با خودت ببر من حریص رفتنم عاشق فتح افق دشمن برگشتنم ایرج جنتی عطایی 3
meysam62 4529 ارسال شده در 19 آبان، 2012 من آن پیرم که شیران را به بازی برنمیگیرم تو آهووش چنان شوخی که با من میکنی بازی بیا این نرد عشق آخری را با خدا بازیم که حسن جاودان بردست عشق جاودان بازی 3
azarafrooz 14221 ارسال شده در 19 آبان، 2012 یارب! مددی زار نمانم یارب! زد عشق تو آتشی به جانم یارب! 3
meysam62 4529 ارسال شده در 19 آبان، 2012 بنشين نرو چه غم كه شب از نيمه رفته است بگذار كه سپيده بخندد به روي ما بنشين و ببين دختر خورشيد صبحگاه حسرت خورد ز روشني آرزوي ما بشين مرو صفاي تمناي من ببين امشب چراغ عشق در اين خانه روشن است 3
azarafrooz 14221 ارسال شده در 19 آبان، 2012 تو پنداري كه بدگو رفت و جان برد؟؟؟ حسابش با كرام الكاتبين است ...:icon_pf (34): 3
meysam62 4529 ارسال شده در 19 آبان، 2012 تو دريايي تلاطم داري اي دوست تو لبخند و تبسم داري اي دوست دو بيتي هاي من پايان ندارد تو در فکرم ترنم داري اي دوست 3
azarafrooz 14221 ارسال شده در 19 آبان، 2012 تويي آن گوهر پاکيزه که در عالم قدس ذکر خير تو بود حاصل تسبيح ملک 2
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 19 آبان، 2012 کس به غير از تو نخواهم چه بخواهي چه نخواهي باز کن در به جز اين خانه مرا نيست پناهي 2
azarafrooz 14221 ارسال شده در 19 آبان، 2012 یکی کم خورد کاین جان میگزاید یکی پر خورد کاین جان میفزاید چو بر حد عدالت ره نبردند ز محرومی و سیری هر دو مردند 2
O-N 10554 ارسال شده در 19 آبان، 2012 دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای فرشتهات به دو دست دعا نگه دارد گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان نگاه دار سر رشته تا نگه دارد 5
meysam62 4529 ارسال شده در 20 آبان، 2012 دوستان عيب من بي دل حيران نكنيد گوهري دارم و صاحب نظري ميجويم 4
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 20 آبان، 2012 من از کافرنهادیهای عشق ، این رشک میبینم که با یعقوب هم خصمی بود جان زلیخا را 4
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 20 آبان، 2012 در سینهها برخاسته اندیشه را آراسته هم خویش حاجت خواسته هم خویشتن کرده روا 4
meysam62 4529 ارسال شده در 20 آبان، 2012 از تو خوندن واسه من تسکین تو یه همنفسی توی این تنهایی وقتی نیستی دل من غمگین منیه رودخونه ام تو مثه دریایی بی تو بازم از تو خوندم از تو همیشه تو صدای من رو توی شب شنیدی گفتم : توی دنیا هیشکی مثل تو نمیشه تو به حرفای من دوباره خندیدی 3
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 20 آبان، 2012 یک روز دلم بستر توفان ها بود گهواره مهر پرور جان ها بود امروز کویری است عطشنک افسوس آن دل که طربخانه باران ها بود 2
ارسالهای توصیه شده