رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

  • Like 1
ارسال شده در

می میری تو هم مثه دیگران دو بیت بزاری خلاص:banel_smiley_4:

می میرم دیگه:ws3:

 

 

منزلی در دوردستی هست بی

شک هر مسافر را

اینچنین دانسته بودم ، وین چنین دانم

لیک

ای ندانم چون و چند ! ای دور

تو بسا کاراسته باشی به

آیینی که دلخواه ست:ws37:

 

اخوان ثالث

ارسال شده در

تنهايي ام را با تو قسمت مي‌کنم سهم کمي نيست

 

گسترده تر از عالم تنهايي من عالمي نيست /

  • Like 1
ارسال شده در

تو به دل هستی و این قوم به گِل میجویند

 

تــو به جانـستی و این جمع جهانـگردانند

  • Like 2
ارسال شده در

در خدمت تو چو صرف شد عمر دراز

گفتم که مگر با تو شوم محرم راز

 

کی دانستم که بعد چندین تک و تاز

در تو نرسم وز دو جهان مانم باز

 

/

  • Like 1
ارسال شده در

در پاکتی درگشوده

برایت مشتی سلام و بوسه فرستادم

با اندکی هوای نیالوده

و چن قطعه عکس نان برای تبرک

که پشتشان نوشته ام

آیا دوباره می بینمت ؟

آیا هنوز

وقتی که می دوم

دلت هوای شانه های مرا دارد ؟

آیا هنوز بر این عقیده ای که

دو دو تا مساوی چار است ؟

و هیچ قصد توبه نداری ؟

ناچارم برایت دعا کنم

از فرط عشق بمیریw58.gif

 

پ.ن:از او دعا هاست هاااااااااا:banel_smiley_4:

 

رویا خانوم زرین:ws37:

  • Like 1
ارسال شده در

یادگار از تو همین سوخته جانی ست مرا

شعله از توست اگر چرب زبانی ست مرا

  • Like 1
* v e n o o s * مهمان
ارسال شده در

ای نسیم سحر، آرامگه یار کجاست؟

 

منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست؟

ارسال شده در

تنها تر از یک برگ

با بار شادیهای مهجورم

در آبهای سبز تابستان

آرام میرانم

تا سرزمین مرگ

تا ساحل غمهای پاییزی

در سایه ای خود را

رها کردم

در سایه بی اعتبار عشق

در سایه فرار خوشبختی

در سایه ناپایداریها

شبها که میچرخد نسیمی گیج

در آسمان کوته دلتنگ

شبها که می پیچد مهی خونین

در کوچه های آبی رگها

شبها که تنهاییم

با رعشه های روحمان تنها

در ضربه های نبض می جوشد

 

فروغ فرخزاد:ws37:

  • Like 1
ارسال شده در

دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد

 

که چو سرو پایبند است و چو لاله داغ دارد

 

سر ما فرونیاید به کمان ابروی کس

 

که درون گوشه گیران ز جهان فراغ دارد

  • Like 1
ارسال شده در

در دامن این مخوف جنگل

و این قله که سر به چرخ سوده است

اینجاست که مادر من زار

گهواره ی من نهاده بوده است

اینجاست ظهور طالع نحس

کامد طفلی زبون به دنیا

بیهوده بپرورید مادر

عشق آمد و در وی آشیان ساخت

بیچاره شد او ز پای تا سر

دل داد ندا بدو که : برخیز

اینجاست که من به ره فتادم

بودم با بره ها همآغوش

ابر و گل و کوه پیش چشمم

آوازه ی زنگ گله در گوش

با ناله ی آبها هماهنگ

اینجا همه جاست خانه ی

من جای دل پر فسانه ی من

 

نیما یوشیج:ws37:

  • Like 1
ارسال شده در

نه هر که چهره برافروخت دلبري داند

نه هر که آينه سازد سکندري داند

  • Like 1
ارسال شده در

درون معبد هستی

بشر در گوشه محراب خواهش های جان افروز

نشسته در پس خوشه سجاده صد نقش حسرتهای هستی سوز

به دستش خوشه پر بار تسبیح تمناهای رنگارنگ

نگاهی می کند سوی خدا از آرزو لبریز

به زاری از ته دل یک دلم میخواست میگوید

شب و روزش دریغ رفته و ایکاش آینده است

من امشب هفت شهر آرزوهایم چراغان است:ws37:

 

فریدون مشیری

  • Like 1
ارسال شده در

تو كيستي كه من اينگونه بي تو بيتابم

شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم

تو كيستي كه با هر تبسم تو

مثال قايق شكسته روي گردابم

  • Like 3
ارسال شده در

من مثه یه تک درختم ‚ ته یک کوچه ی باریک

تو یه گنجشک قشنگی! گاهی دوری گاهی نزدیک

گاهی وقتا مهربونی ‚ می شینی رو شونه ی من

گاهی نیستی که

ببینی ‚ بغض بی بهونه ی من

وقتی هستی از تو سیرم ! یه بهار بی زوالم:ws37:

 

یغما گلرویی

  • Like 3
ارسال شده در

مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن

سخن چه فایده گفتن چو پند می ننیوشم

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل

که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

  • Like 3
ارسال شده در

مرا آرزو در زمانه یکیست

که آن آرزو بر تو دشوار نیست

  • Like 2
ارسال شده در

تردید من برگ نگاه

می روی با موج خاموشی کجا ؟

ریشه ام از هوشیاری خورده آب

من کجا فراموشی کجا

دور بود از سبزه زار رنگ ها

زورق بستر

فراز موج خواب

پرتویی آیینه را لبریز کرد

طرح من آلوده شد با آفتاب

اندوهی خم شد فراز شط نور

چشم من در آب می بیند مرا

سایه ترسی به رهلغزید و رفت

جویباری خواب می بیند مرا

در نسیم لغزشی رفتم به راه

راه نقش پای من از یاد برد

سرگذشت من به

لبها ره نیافت

ریگ باد آواره ای را باد برد

 

سهراب زیبا گفته:ws37:

  • Like 2
ارسال شده در

دختری خورد شکایت می کرد

که مرا حادثه بی مادر کرد

  • Like 2
ارسال شده در

دار

رنگ عوض می کنم

به رنگ حیایی که سرخ می دود

روی گونه ی سبزم

نگاه می کند به ساعت قلبش

یعنی که دیر کرده ام

بمان کنار تخته سیاه و

صدای باد را بکش

نه

صدای من

شبیه شیهه ی هیچ باد رهگذری نیست

چرخ می خورد کلاس و

از صدای انفجار خنده

پرت می شوم میان سیاهی

و سوت می کشم

هی باد

باد

تو کی مرا سوار بال خودت می کنی ؟:ws37:

رویا زرین

  • Like 1
×
×
  • اضافه کردن...