mobinak 398 ارسال شده در 9 اسفند، 2010 تنی آلوده ی درد و دلی لبریزه غــــم دارم ز اسباب پریشانی ترا ای عـــشق کم دارم 3
Astraea 25354 ارسال شده در 9 اسفند، 2010 ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا 2
آریوبرزن 13988 ارسال شده در 9 اسفند، 2010 آنان که خاک را به هنر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند 2
mobinak 398 ارسال شده در 9 اسفند، 2010 اشکها آهسته میلغزند بر رخسار زردم آرزو دارم روم جائی که دیگر برنگردم 1
mobinak 398 ارسال شده در 9 اسفند، 2010 در خيابان زير چتر آسمان با يار خود راه ميرفتم چه آرام باز ميگفت از گذشته عشق ديرين و نهاني رازهاي جاودان 2
مرید 1252 ارسال شده در 9 اسفند، 2010 نگر که شبنم بی دست وپا ز جذبه شوق چگونه جای به دامان آفتاب گرفت 2
niaz 9807 ارسال شده در 9 اسفند، 2010 یک دل به وطن دارم و یک دل به عزیزان عاشق من و سرگشته من و دل به دو جا من 2
farid.wtpm 436 ارسال شده در 9 اسفند، 2010 در عشق سليمانى من همدم مرغانم هم عشق پرى دارم هم مرد پرى خوانم 2
niaz 9807 ارسال شده در 9 اسفند، 2010 در عشق سليمانى من همدم مرغانمهم عشق پرى دارم هم مرد پرى خوانم من دیوانه چو زلف تو رها میکردم هیچ لایق ترم از حلقه زنجیر نبود فرید جان یه نگاه به شعر قبلی بنداز عزیزم بعدش میشه به من بگی من میخوام موسیقی یاد بگیرم از چه سازی شروع کنم؟ هیچی هم بلد نیستم 2
farid.wtpm 436 ارسال شده در 9 اسفند، 2010 دور از رخ تو دم بدم ازگوشه چشمم سيلاب سرشك آمد و طوفان بلا رفت ببخشيد شرمنده حق با شماست يك اشتباه كوچيك شد لطفا به تاپيك نگاهى به نظام دستگاهى در تالار موسيقى مطرح كنيد تا در موردش توضيح بدم مرسى 2
Astraea 25354 ارسال شده در 9 اسفند، 2010 تا از نتیجه فلک و طور دور اوست تبدیل ماه و سال و خزان و بهار هم 2
farid.wtpm 436 ارسال شده در 9 اسفند، 2010 من اگر نيكم و گر بد تو برو خودرا باش هركسى آن درودعاقبت كار كه كشت 4
sarevan 9753 ارسال شده در 9 اسفند، 2010 تاکی به تمنای وصال تو یگانه اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه 4
آریوبرزن 13988 ارسال شده در 9 اسفند، 2010 هر کس به زبانی، صفت حمد تو گوید بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه 3
AFARIN 7196 ارسال شده در 9 اسفند، 2010 هر نصیحت که کنی بشنوم ای یار عزیز صبرم از دوست مفرمای که من نتوانم 2
reyhan321 177 ارسال شده در 9 اسفند، 2010 من از خلوتسرای تنگ جـای تازه مــــــی جویم به کوچهْ باغ ِ شعر خود هوای تازه مـی جویم دگر پژمردم از تــکرار ِ هیچ و پوچ و هوی و های درین ظلمتکده فــــریاد و هــای تازه می جویم 2
کتایون 15177 ارسال شده در 9 اسفند، 2010 و با چه قید بگویم که" دوستت دارم؟" که "تا ابد" که "همیشه" که "جاودان "که "هنوز"... 1
ارسالهای توصیه شده