مرید 1252 ارسال شده در 7 اسفند، 2010 مرا نتوان به ناز وسر گرانی صید خود کردن نگردم گرد معشوقی که گرد دل نمی گردد 2
surgun 729 ارسال شده در 7 اسفند، 2010 دلبرا در دل سخت تو وفا نیست چرا کافران را دل نرمست و ترا نیست چرا 1
Astraea 25354 ارسال شده در 7 اسفند، 2010 آنچه نایاب است در عالم وفا و مهر ماست ورنه در گلزار هستی سرو و گل نایاب نیست 2
surgun 729 ارسال شده در 7 اسفند، 2010 تنها دل منست گرفتار در غمان یا خود در این زمانه دل شادمان کمست 2
Eng HVAC 4139 ارسال شده در 7 اسفند، 2010 تار و پود هستي ام بر باد رفت اما نرفت عاشقي ها از دلم ديوانگي ها از سرم 1
Eng HVAC 4139 ارسال شده در 7 اسفند، 2010 دین و دل به یک لبخند باختیم و خرسندیم در قمار عشق ای دل ، کی بود پشیمانی؟ 1
surgun 729 ارسال شده در 7 اسفند، 2010 یار ار نمیکند به حدیث تو گوش باز عیبی نباشد ای دل مسکین بکوش باز 1
کتایون 15177 ارسال شده در 7 اسفند، 2010 زينهاد اين يادگار از دست رفت در غم تو روزگار از دست رفت ... 1
surgun 729 ارسال شده در 7 اسفند، 2010 تا بود در عشق آن دلبر گرفتاری مرا کی بود ممکن که باشد خویشتن داری مرا 1
کتایون 15177 ارسال شده در 7 اسفند، 2010 اي مستان خيزيد که هنگام صبوحست هر دم که درين حال زني دام فتوحست .... 1
sarevan 9753 ارسال شده در 7 اسفند، 2010 یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سروپایی نکنیم.. 3
surgun 729 ارسال شده در 7 اسفند، 2010 مکن آن نوع که آزرده شوم از خویت دست بر دل نهم و پا بکشم از کویت گوشهای گیرم و من بعد نیایم سویت نکنم بار دگر یاد قد دلجویت 3
کتایون 15177 ارسال شده در 7 اسفند، 2010 تا تو خوشدل نشوی در پي دلبر نرسی تا که از جان نبری جفت تو جانان نشود... 2
surgun 729 ارسال شده در 7 اسفند، 2010 دل ز غم رنجور و تو فارغ ازو وز حال ما باز پرس آخر که چون شد حال آن بیمار ما 1
کتایون 15177 ارسال شده در 7 اسفند، 2010 ای رفيقان دوش ما را در سرايی سور بود رفتم آنجا گر چه راهی صعب و شب ديجور بود ... 2
*Polaris* 19606 ارسال شده در 7 اسفند، 2010 نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد 3
Eng HVAC 4139 ارسال شده در 7 اسفند، 2010 در سفالین کاسه ی رندان به خواری منگرید کاین حریفان خدمت جام جهان بین کرده اند 2
ارسالهای توصیه شده