رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

دل صنوبريم همچو بيد لرزان است

ز حسرت قد و بالاي چون صنوبر دوست

  • Like 3
ارسال شده در

تاب من از تاب تو افزون تر است

گرچه تو سرخی به نظر من سپید

ارسال شده در

دلربايي همه آن نيست كه عاشق بكشند

خواجه آن است كه باشد غم خدمتكارش

  • Like 6
ارسال شده در

شبی را با سر شوریده سرکن

دل آشفته را آشفته ترکن

میروی و گریه میگیرد مرا

ساعتی بنشین که باران بگذرد

:ws44:

  • Like 4
ارسال شده در

نمیگو یم که هر گز کام دل حاصل نخواهد شد

من این خون گشته دل دانم که دیگر دل نخواهد شد

  • Like 3
ارسال شده در

دوست دارم با تو باشن روز و شب

ای تو امروز من و فردای من

  • Like 2
ارسال شده در

ندانم نوحه قمری به طرف جويباران چيست

مگر او نيز همچون من غمی دارد شبانروزی

  • Like 2
ارسال شده در

یاد دارم در غروبی سرد سرد

می گذشت از کوچه ما دوره گرد

داد می زد کهنه قالی می خرم

دسته دوم جنس عالی می خرم

کاسه و ظرف و سفالی می خرم

گر نداری کوزه خالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی کشید بغضش شکست

اول ماه است و نان در سفره نیست

ای خدا شاکر شدم از زندگیت

بوی نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت آقا سفره خالی می خرید؟

  • Like 3
ارسال شده در

در آب ورنگ رخسارش چه جان داديم و خون خورديم

چو نقششدست داد اول رقم بر جان سپاران زد

  • Like 2
ارسال شده در

یاد دارم در غروبی سرد سرد

 

می گذشت از کوچه ما دوره گرد

داد می زد کهنه قالی می خرم

دسته دوم جنس عالی می خرم

کاسه و ظرف و سفالی می خرم

گر نداری کوزه خالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی کشید بغضش شکست

اول ماه است و نان در سفره نیست

ای خدا شاکر شدم از زندگیت

بوی نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید

 

گفت آقا سفره خالی می خرید؟

آفرین بر این شعر زیبایی که گذاشتید. ممنون.

 

دردم از یار است و درمان نیز هم

دل فدای او شد و جان نیز هم

  • Like 3
ارسال شده در

در آب ورنگ رخسارش چه جان داديم و خون خورديم

 

 

چو نقششدست داد اول رقم بر جان سپاران زد

 

در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

  • Like 3
ارسال شده در
آفرین بر این شعر زیبایی که گذاشتید. ممنون.

 

دردم از یار است و درمان نیز هم

دل فدای او شد و جان نیز هم

 

ممنون نظر لطفتونه

مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت!

اشك در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید

  • Like 1
ارسال شده در

دوش دیدم کـه مــلایـک در مـیخـانـه زدند

گل آدم بـسرشتـند و بـه پـیمانـه زدند

  • Like 2
ارسال شده در

دام سخت است مگر یار شود لطف خدا

ور نه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم

  • Like 2
ارسال شده در

راه عشق ار چه کمینگاه کمینداران است

هر که دانسته رود صرفه ز اعدا ببرد

  • Like 1
ارسال شده در

مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست

هزار جان عزیزت فدای جان، ای دوست

چنان به دام تو اُلفَت گرفت مرغ دلم

که یاد مینکند عهد آشیان ای دوست ...

  • Like 2
ارسال شده در

راه عشق ار چه کمینگاه کمینداران است

 

 

هر که دانسته رود صرفه ز اعدا ببرد

مشکلی در مشاعره بوجد اومده شما باید با "م" شروع می کردید.

 

من آدمم به حضور تو فکر خواهم کرد

به مردن تو به گور تو فکر خواهم کرد

ارسال شده در
مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست

هزار جان عزیزت فدای جان، ای دوست

چنان به دام تو اُلفَت گرفت مرغ دلم

که یاد مینکند عهد آشیان ای دوست ...

توانا بود هرکه دانا بود

ز دانش دل پیر برنا بود

  • Like 2
ارسال شده در

تو خود ای گوهر يک دانه کجايی آخر

کز غمت ديده مردم همه دريا باشد

  • Like 1
ارسال شده در

راه عشق ار چه کمینگاه کمینداران است

 

 

هر که دانسته رود صرفه ز اعدا ببرد

دانی که چنگ و عود چه تقریر می​کنند

ناموس عشق و رونق عشاق می​برند

  • Like 2
×
×
  • اضافه کردن...