رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

در این درگه که گه کَه کُه شود کُه کَه

به امروزت مشو غره که از فردا نیی آگه

  • Like 2
ارسال شده در

هر که از وی بود ترسان او بدو نزدیک شد

و آنکه از گستاخیش نزدیک‌تر او دور بود

 

ارسال شده در
:banel_smiley_4::banel_smiley_4:
  • Like 1
ارسال شده در
:banel_smiley_4::banel_smiley_4:

:ws3::icon_gol:

 

 

 

هر که از وی بود ترسان او بدو نزدیک شد

 

و آنکه از گستاخیش نزدیک‌تر او دور بود

 

 

دیدار می‌نمایی و پرهیز می‌کنی

بازار خویش و آتش ما تیز می‌کنی

گر خون دل خوری فرح افزای می‌خوری

ور قصد جان کنی طرب انگیز می‌کنی

  • Like 1
ارسال شده در

:icon_gol:

یکیست ترکی و تازی در این معامله حافظحدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی

  • Like 1
ارسال شده در

یاد باد آن کو به قصد خون ما

زلف را بشکست و پیمان نیز هم

  • Like 3
ارسال شده در

آنکس که مرا روح و روان بود پدر بود

آنکس که برایم نگران بود پدر بود

  • Like 3
ارسال شده در

من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانستتو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی:icon_gol:

ارسال شده در

خاش میکنم قاطی نکنینن

:icon_pf (34):

واز تکرار بپرهیزید:ws46:

ارسال شده در

دل از جواهرِ مهرت چو صیقلی دارد

بود ز زنگِ حوادث هر آینه مصقول

  • Like 1
ارسال شده در

لبت شکر به مستان داد و چشمت می به میخواران

منم کز غایت حرمان نه با آنم نه با اینم

  • Like 1
ارسال شده در

منِ شکسته ی بدحال زندگی یابم

در آن زمان که به تیغِ غمت شوم مقتول

خرابتر ز دلِ من غمِ تو جای نیافت

که ساخت در دلِ تنگم قرارگاهِ نزول

  • Like 1
ارسال شده در

لبت نه گوید و پیداست می‌گوید دلت آری

 

که اینسان دشمنی، یعنی که خیلی دوستم داری

 

 

 

دلت می‌آید آیا از زبانی این همه شیرین

 

تو تنها حرف تلخی را همیشه بر زبان داری

  • Like 3
ارسال شده در

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت

دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت

  • Like 3
ارسال شده در

تن به تو دادم، دل و جانش مبر

 

دل برت آمد ز جهانش مبر

  • Like 3
ارسال شده در

رفتی و، دل بریدی ،ساده

از منو و اون همه بی تابی

انگار نه انگار ،می گفتی

می مونی ،با من ،تاصبح مهتابی

  • Like 3
ارسال شده در

یا رب ز باغ وصل نسیمی بمن رسان

 

وین خسته را بکام دل خویشتن رسان

  • Like 2
ارسال شده در

نوبهار آمد و آورد گل و ياسمنا

باغ همچون تبت و راغ بسان عدنا ...

  • Like 2
ارسال شده در

این آتش عشق میپزاند ما را

هر شب به خرابات کشاند ما را

با اهل خرابات نشاند ما را

تا غیر خرابات نداند ما را

  • Like 2
ارسال شده در

ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی

وآنگه برو که رستی از نیستی و هستی

  • Like 2
×
×
  • اضافه کردن...