رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

راه دهيد امشبم مسجديان تا سحر

مستم و گم كرده ام راه خرابات را

  • Like 2
ارسال شده در

الا یا ایها ساقی ادر کاسا و ناولها

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها

  • Like 2
ارسال شده در

اي كه از كوچه معشوقه ما ميگذري

با خبر باش كه سر ميشكند ديوارش

  • Like 4
ارسال شده در

شبروان مست ولای تو علی

جان عالم به فدای تو علی

  • Like 5
ارسال شده در

يارم چو قدح به دست گيرد

بازار بتان شكست گيرد

  • Like 4
ارسال شده در

در باورم نگنجد از عشق بی وفایی

یا عشق بی ثمر شد یا پر ثمر جدایی

  • Like 3
ارسال شده در

یوسف گمگشته باز آیدبه کنعان غم مخور

کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

  • Like 6
ارسال شده در

روزگاریست که در اين ميکده بیمارم من

عشق تو جان مرا برده و بی جانم من

من ز تو بی خبرم که کجا برده ای تو جان مرا

تو خودت جان منی که برده ای جام مرا

جام من رنگ محبت رنگ احساس و وفاست

که درونش لحظه ای یه رنگیه و عشق و صفاست

جان من کو که در اين ميکده بیمارم من

جام آر که از اين ميکده بیزارم من

من تو را گمشده دانستم و بیمار شدم

لیک انگار که با یاد تو تیمار شدم ...

  • Like 4
ارسال شده در

من درد ترا زدست آسان ندهم

دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم

از دوست به یادگار دردی دارم

کان درد به صدهزار درمان ندهم

میروی و گریه میگیرد مرا

ساعتی بنشین که باران بگذرد

:ws44:

  • Like 4
ارسال شده در

مرا گويى كه رايى من چه دانم

بدين مجنون چرايى من چه دانم

  • Like 4
ارسال شده در

هانننننننننن

 

مکن آن نوع که آزرده شوم از خویت

دست بر دل نهم و پا بکشم از کویت

گوشه‌ای گیرم و من بعد نیایم سویت

نکنم بار دگر یاد قد دلجویت

دیده پوشم ز تماشای رخ نیکویت

سخنی گویم و شرمنده شوم از رویت

بشنو پند و مکن قصد دل‌آزرده‌ی خویش

ورنه بسیار پشیمان شوی از کرده‌ی خویش

  • Like 2
ارسال شده در

ما را ز خیال تو چه پروای شراب است

خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است

  • Like 3
ارسال شده در

تو طمع داري كه اورا بي جفا

بسته داري در وقار و در وفا ؟

  • Like 2
ارسال شده در

الا يا ايها الساقی ادر کاسا و ناولها

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها

  • Like 3
ارسال شده در

آنکس که عشق بازد و جهان بازد و جهان

 

بنمای عاشقی که رخ از عشق زرد نیست

  • Like 3
ارسال شده در

تنم از واسطه ي دوري دلبر بگداخت

جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت ...

  • Like 3
ارسال شده در

توبه و پرهیز کردم ننگرم زین بیش من

 

زلف جان آویز را یا چشم رنگ آمیز را

  • Like 4
ارسال شده در

آن که تاج سر من خاک کف پايش بود

از خـــــــــــدا ميطلبم تا به سرم باز آيد ...

  • Like 3
ارسال شده در

دل تنگ خویشتن را به تو می‌دهم نگارا

 

بپذیر تحفه من که عظیم تنگ دستم

  • Like 3
ارسال شده در

دل را کجا به زلف رسا مي‌توان رساند؟

اين پا شکسته را به کجا مي‌توان رساند؟

  • Like 2
×
×
  • اضافه کردن...