sam arch 55881 ارسال شده در 22 اسفند، 2013 من همان نی شدم... که در من دمیده اند و من به جای ناله... فقط سکوتم طنین انداز شد... 5
parniyan71 560 ارسال شده در 23 اسفند، 2013 چند روزیست که حالم دیدنیست حال من از این و آن پرسیدنیست گاه بر روی زمین زل میزنم گاه بر حافظ تفال میزنم حافظ آن ساعت که فالم را گرفت یک غزل آمد که حالم را گرفت ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه میپنداشتیم 6
nazanin abedini 804 ارسال شده در 25 اسفند، 2013 هيچ گاه به بي تو بودن عادت نخواهم كرد يا بمان... *يا* ندارد فقط بمان... 6
Lean 56970 ارسال شده در 25 اسفند، 2013 روزی ز سر سنگ عقابی بهوا خاست واندر طلب طعمه پر و بال بياراست بر راستی بال نظر کرد و چنين گفت امروز همه روی زمین زير پر ماست بـر اوج فلک چون بپرم از نظـر تــيز میبينم اگر ذرهای اندر ته درياست گر بر سر خـاشاک يکی پشه بجنبد جنبيدن آن پشه عيان در نظر ماست بسيار منی کـرد و ز تقدير نترسيد بنگر که ازين چرخ جفا پيشه چه برخاست ناگـه ز کـمينگاه يکی سـخت کمانی تيری ز قضاو قدر انداخت بر او راست بـر بـال عـقاب آمـد آن تير جـگر دوز وز ابر مر او را بسوی خاک فرو کاست بر خـاک بيفتاد و بغلـتيد چو ماهی وانگاه پر خويش گشاد از چپ و از راست گفتا عجبست اينکه ز چوبست و ز آهن اين تيزی و تندی و پريدنش کجا خاست چون نیک نگهکرد و پر خويش بر او ديد گفتا ز که ناليم که از ماست که بر ماست:icon_pf (34): 9
sanaz.goli 3471 ارسال شده در 28 اسفند، 2013 بهم گفتن با عشق جمله بساز! ولی من یا عشق جمله نساختمممم. من با عشق دنیامو ساختممم. 6
sanaz.goli 3471 ارسال شده در 28 اسفند، 2013 شاید دیگران سرم را گرم کنند. ولی وقتی کنارم نیست دلم رل هیچکس گرم نمیکند. 4
sanaz.goli 3471 ارسال شده در 28 اسفند، 2013 خدایااااااااا.. از گناهانم بگذر همان گونه که از آرزوهایم گذشتی!!!!!!!! 6
sanaz.goli 3471 ارسال شده در 28 اسفند، 2013 به دو زلف یار دادم دل بیقرار خود را چه کنمممم تباه کردم همه روزگار خود را! شبی ار به دستم افتد سر زلف یار با من همه مو به مو شمارم غم بی شمار خود را 9
sam arch 55881 ارسال شده در 30 اسفند، 2013 منتظر زمانی هستم تا کمی آرام بگیرم... خودم نه...خودم غرق آرامشم... تبِ کارهایم کمی آرام بگیرد... تا باز بیشتر بنویسم... این روزها وازه هایم رسمی ست تا ادبی! منزلشان این روزها بیشتر در ورق پاره های اداری و آموزشی ست تا کهنه ورق های دفتر واژه هایم.. 6
maryam39 8211 ارسال شده در 31 اسفند، 2013 سزد کز خاتم لعلش زنم لاف سلیمانی چو اسم اعظمم باشد چه باک از اهرمن دارم 5
sweetest 4756 ارسال شده در 4 فروردین، 2014 دختران تنها آرزوهای کوچکی دارند شبیه اینکه مَردی نگران جایی منتظرشان باشد... 5
S.F 24933 ارسال شده در 4 فروردین، 2014 لحظه دیدار نزدیک است.... باز من دیوانه ام، مستم. باز می لر زد دلم ، دستم. باز گویی در جهان دیگری هستم.... های! نخراشی به غفلت صورتم را، تیغ! های! نپر یشی صفای زلفم را ، دست ! و آبرویم را نر یزی ، دل! ــــ ای نخورده مست ـــ لحظه دیدار نزدیک است... 4
Himmler 22171 ارسال شده در 6 فروردین، 2014 باز ما ماندیم و شعر بی طپش وانچه کفتارست و گرگ و روبه است باز میخواهم صدایی بر کشم لیک میبینم صدایم کوته ا ست 2
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 6 فروردین، 2014 وقتي تو نيستي نه هست هاي ما چونان که بايدند نه بايد ها... مثل هميشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض مي خورم عمري است لبخند هاي لاغر خود را در دل ذخيره مي کنم : باشد براي روز مبادا ! اما در صفحه هاي تقويم روزي به نام روز مبادا نيست آن روز هر چه باشد روزي شبيه ديروز روزي شبيه فردا روزي درست مثل همين روزهاي ماست اما کسي چه مي داند ؟ شايد امروز نيز روز مبادا باشد ! 8
maryam39 8211 ارسال شده در 10 فروردین، 2014 بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر کان چهرهی مشعشع تابانم آرزوست گفتی ز ناز بیش نرنجان مرا برو و آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست وآن دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست و آن ناز و باز و تندی دربانم آرزوست والله که شهر بی تو مرا حبس میشود آوارگی کوه و بیابانم آرزوست زین همرهان سست عناصر دلم گرفت شیر خدا و رستم دستانم آرزوست جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او آن نور و روی موسی عمرانم آرزوست زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول آن های و هوی و نعرهی مستانم آرزوست گویاترم ز بلبل اما ز رشک عام مهر است بر دهانم و افغانم آرزوست دی شیخ با چراع همیگشت گرد شهر کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست گفتند یافت می نشود جستهایم ما گفت آنکه یافت مینشود آنم آرزوست هرچند مفلسم نپذیرم عقیق خرد کی آن عقیق نادر ارزانم آرزوست یک دست جام باده و یک دست زلف یار رقصی چنین میانهی میدانم آرزوست باقی این غزل را ای مطرب ظریف زین سان همی شمار که زین سانم آرزوست بنمای شمس مفخر تبریز رو ز شرق من هدهدم حضور سلیمانم آرزوست میشه با تک تک بیت ها سالها زندگی کرد... 3
*mehrsa* 14558 ارسال شده در 10 فروردین، 2014 ای دل ! قـــیامت به پا نــــکن ؛ هـــمین تنـــگ شـــدنِ تــو قــــیامتی ست برای خــــودش ! 3
Himmler 22171 ارسال شده در 10 فروردین، 2014 گفته بودی درد دل کن گــــــــــاه با هم صحبتی کو رفیق راز داری؟ کــــــــــــــو دل پرطاقتی 2
*mehrsa* 14558 ارسال شده در 10 فروردین، 2014 به باران گفتم: ببار! و باران بارید و بارید تا غرق شدم . . . صدای جوانیم را از عمق هفتاد سالگی میشنوید...
خانوم اسفندیاری 465 ارسال شده در 10 فروردین، 2014 بهر هر یاری که جان دادم بپاس دوستی دشمنی ها کرد با من در لباس دوستی 3
*mehrsa* 14558 ارسال شده در 11 فروردین، 2014 مواظبم باشید دست هایم را بگیرید می گویند آلزایمر گرفته ام اما من فقط دنیایتان را نمی شناسم 4
ارسالهای توصیه شده