رفتن به مطلب

hossain

عضو جدید
  • تعداد ارسال ها

    15
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

64 Excellent

درباره hossain

  • درجه
    <b><font color="#000099" face="Tahoma">عضو جدید </b></font>
  • تاریخ تولد تعیین نشده

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    مهندسی برق
  1. من فقط Mohammad Aref و Spow رو تو این انجمن میشناسم و تا اونجایی هم که دیدم بیشترین بار علمی این انجمن حاصل کار این دونفر هست براهمین به این دونفر رای دادم
  2. hossain

    سوال کن جواب بده,یاد بده یاد بگیر

    بنده چند تا رو می دونم براتون می نویسم 1 - تست نسبت تبدیل 2- تست مقاومت عایقی 3-تست پایداری 4-تست ویکتورگروپ 5-تست بی باری 6-تست امپدانس
  3. hossain

    سوال کن جواب بده,یاد بده یاد بگیر

    با سلام می توان در پیک بار خانگی از کارخانه های بزرگ و تاثیر گذار در خواست کاهش تولید کرد و اوج تولید خودشان را به ساعاتی که در منحنی مشخص هست انتقال داد تا حداقل مقداری از پیک کاسته و به نواحی غیر پیک تاثیر بگذارد یکی دیکه هم استفاده از منابع تولید پراکند یا انرژی های نو یا منابع تولید با مقیاس تولید کم در نواحی مختلف کشور
  4. سيستم Power Line Carrier یا (p.l.c) يكي از شيوه هاي نوين انتقال داده مي باشد. توسعه منابع توليد،‌ انتقال و توزيع ا نرژي الكتريكي،‌نياز مبرمي به وود يك شبكه مخابراتي بين نقاط كليدي سيستم برق رساني مثل مراكز توليد، تبديل ، تصميم گيري و توزيع كه اكثراً‌در فواصل دور از هم واقع شده اند را بوجود آورده است. از خطوط انتقال امواج فركانس بالاي حامل اطلاعات در سيستم هاي مخابراتي استفاده نموده . سيستمي كه براي اين گونه انتقال اطلاعات مورد استفاده قرار مي گيرد را ابزار" انتقال موج حامل ا طلاعات بر روي سيستم فشار قوي" يا PLC مي نامند. موارد زير ضرورت ايجاد يك شبكه مخابراتي PLC را بوضوح روشن مي نمايد: 1) شبكه هاي مخابرايت عمومي جوابگوي نياز هاي ارتباطي جهت بهره برداري موثر از شبكه فشار قوي نمي باشد. 2) تبادل اطلاعات بين مراكز ديسپاچينگ و ساير پست ها توسط يك شبكه مخابراتي مطمئن و اختصاصي ، از ضروريات اينگونه مراكز مي باشد. 3) با استفاده از شبكه جامع مخابراتي ، پست ها مي توانند به تجهيزات حفاظتي مجهز گردند كه باعث قابليت اعتماد بيشتر و بهره برداري موثر تر از شبكه مي گردد. 4) عدم وجود يك شبكه مخابراتي ا ختصاصي ،‌ضعف ارتباط از طريق شبكه مخابراتي شركت مخابرات، عدم دسترسي اكثر پست هاي واقع در خارج شهر به خطوط ا رتباطي PTT مشكلاتي هستند كه در صورت وجود يكش بكه مخابراتي مطمئن برطرف گشته و امكان بهره برداي موثرتر از شبكه را ايجاد مي كند. با توجه به نكات فوق جهت مرتفع نمودن اشكالات ذكر شده و بهره برداري بهتر از شبكه ، مي توان با استفاده از سيستم هاي PLC چنين شبكه هاي مخابراتي را براي استفاده در شبكه هاي برق رساني طراحي نمود. استفاده از PLC به جاي ساير سيستم هاي ارتباطي نظير كابل تلفني، امواج راديويي و مايكروويو و … داراي مزايايي مي باشد كه عبارتند از : 1- به علت ناچيز بودن افت سيگنال حامل اطلاعات در هر كيلومتر ، مراكز توليد و توزيع انرژي الكتريكي كه معمولا در فواصل دوري از يكديگر واقعند را مي توان مستقيماً توسط كانال هاي PLC بدون استفاده از تكرار كننده به يكديگر مرتبط ساخت. 2- خطوط انتقال فشار قوي كه ارتباطات PLC توسط آنها صورت مي گيرد ،‌موجود بوده و احتياج به سرمايه گذاري مجدد براي ايجاد محيط مخابراتي نيست. به علاوه در شرايط متغير آب و هوايي مصونيت ارتباط PLC در مقايسه با ارتباطات راديويي بيشتر مي باشد. 3- دستگاه هاي فرستنده و گيرنده PLC از درجه اطمينان بالايي برخوردار مي باشند. 4- شبكه مخابراتي كه لوازم مديريت براي كنترل و بهره برداري شبكه فشار قوي مي باشد بطور اختصاصي تنها در اختيار شركت برق منطقه ايي قرار خواهد گرفت . 5- سيستم هاي تلفني PLC از شبكه تلفني شركت مخابرات مجزا مي باشد و به عنوان سيستم هاي خصوصي فرض مي شوند. كاربردها: عمده استفاده سيستم هاي PLC در ارسال: - اطلاعات انالوگ به صورت صحبت - اطلاعات ديجيتال يا آنالوگ به منظور تلگراف ، كنترل از راه دور، اندازه گيري از راه دور، حفاظت از راه دور، ديتا و غيره كه اصطلاحاً سيگنال گفته مي شوند. سيگنال ها بسته به احتياجات ،‌با سرعت مدولاسيون از 50(Bd) تا 9600(Bd) در PLC آنالوگ انتقال داده مي شوند. اساساً اين انتقال توسط(VFT) كانال هاي تلگراف با فركانس صوت كه در محدوده فركانس صحبت قرار داده مي شوند و يا روي محدوده فركانس كاهش يافته صحبت (صحبت + سيگنال) قرار داده مي شوند انجام مي شود اما ممكن است كليد زني مستقيمCarrier نيز به كار بيايد . در سيستم هاي PLC اطلاعات ارسالي به صورت SSB مدوله شده و در پهناي باند 4 كيلوهرتز ارسال مي گردد. فركانس Carrier نيز عمدتاً در محدوده 40 الي 400 كيلو هرتز به كانال هاي فرعي تقسيم شده و در هر كانال اطلاعات مربوط به يك نوع سيگنال گنجانيده مي شود. در مواردي نيز ممكن است كه پهناي باند سيگنال PLC محدد به 5/2 كيلوهرتز باشد. البته واضح است كه در اين صورت اطلاعات كمتري را مي توان ارسال كرد. رد ذيل كاربردهاي مختلف سيگنال هاي PLC تشريح مي گردد: 1. ارتباط تلفني( صحبت) از PLC براي ارتباط تلفني مستقيم بين دو نقطه مي توان استفاده نمود. اين نوع ارتباط بيشتر مابين مركز ديسپاچينگ و كنترل سشبكه و پست هاي مهم و نيروگاه ها مورد استفاده واقع مي شود. در شبكه هاي مخابراتي شركت هاي برق منطقه اي كه شامل تعدادي مركز تلفن در پست هاي كليدي و مهم شبكه فشار قوي مي باشد، براي ارتباط يمان مراكز تلفن عمدتاً از كانال هاي PLC استفاده مي شود. همچنين از كانال هاي PLC براي ارتباط تلفني ميان مشتركين با مراكز تلفن كه عمدتاً پست هاي فاقد مركز تلفن هستند و داراي ارتباط الكتريكي با يكي از پست هاي داراي مركز تلفن مي باشد ، استفاده مي گردد. در صورتي كه كانال ارتباط با PLC تنها براي ارتباط تلفني ( صحبت ) مورد استفاده قرار گيرد ،‌عموماً اطلاعات صحبت را در محدوده 300 الي 3400 هرتز قرار مي دهند . در صورتي كه به همراه صحبت اطلاعات ديگري نيز ارسال گردد ، طيف سيگنال صحبت بسته به تعداد سيگنال هاي ارسالي و سرعت انتقال آنها از 300 الي 2400 يا 2000 هرتز خواهد بود 2. تلگراف و پست تصويري كانال هاي ارتباطي PLC مي توانند امكانات تلگراف خصوصي و پست تصويري را نيز فراهم نمايد. در شبكه هاي فشار قوي ، مي تون جهت اعمال مديريت عملياتي مناسب از دور نويس ها استفاده نمود. در اين حالت امكان نگهداري اطلاعات مبادله شده در مبداء و مقصد فرمان وجود خواهد داشت . سرعت ارسال سيگنال هاي تلگراف بسته به نوع دور نويس مورد استفاده معمولاً بين 50(Bd) تا 70(Bd) بوده،‌در حاليكه سرعت ارسال اطلاعات پست تصويري ممكن است بالاتر باشد. 3. كنترل و نشاندهي از راه دور در شبكه هاي فشار قوي پيچيده ، كنترل و ديسپاچينگ شبكه حلقه بسته اي را تشكيل مي دهد كه در آن وضعيت دستگاه هاي بسياري از نقاط مختلف و دور از هم شبكه در يك مركز مشخص مي شود . اطلاعات استخراج شده،‌مورد تجزيه تحليل قرار گرفته و تصميمات مورد لزوم گرفته مي شود سپس فرامين مناسب براي دستگاه هاي مختلف ارسال گشته و بدين ترتيب وضعيت آنها تصحيح مي گردد و وضعيت جديد دستگاه ها توسط مركز كنترل مشاهده مي شود . جهت نظارت و ديسپاچينگ موثر براي بهره برداري كامل از شبكه لازم است اطلاعات مربوط به مقادير آنالوگ نظير ولتاژ، جريان و توان به علاوه اطلاعات مربوط به وضعيت كليد ها ، ايزولاتورها و غيره همواره از پست ها و نيروگاه هاي مختلف به مركز ديسپاچينگ ارسال گردند. در اين رابطه از سيستم هاي PLC مي توان استفاده شايان توجهي نمود. براي مخابراه اين اطلاعات از سرعت هاي پايين نظير Bd50 تا سرعت هاي بالا نظير Bd2400 استفاده مي شود. در صورتي كه بخواهيم سيگنال ها را همراه با صحبت ارسال نمائيم طيف صحبت از 300 الي 2400 يا 2000 هرتز بوده و باقي باند فركانسي 4 كيلو هرتز به آنها اختصاص داده مي شود . در سرعت هاي بالا نظير Bd1200 تا Bd2400 لازم است كه كليه طيف فركانسي 4 كيلو هرتز به اطلاعات فوق الذكر تخصيص داده شود. 4. حفاظت از راه دور به منظور حفظ جان پرسنل و پيشگيري از خسارت دستگاه ها و همچنين تضمين پيوستگي و تدوام نيرو رساني در شبكه هاي فشار قوي، اين گونه سيستم ها را بايستي در مقابل خطاهايي از قبيل اتصال كوتاه حفظ نمود. حفاظت در مقابل اتصال كوتاه بوسيله رفع آن با بي برق كردن خط معيوب توسط دستگاه هاي تشخيص اتصال كوتاه امكان پذير مي باشد. براي انجام اين كار در اسرع وقت و در عين حال براي پيشگيري از قطع شدن ساير كليد ها و رله هاي مربوطه در شبكه ،‌برقراري يك مسير ارتباط علائم حفاظتي ما بين رله هاي حفاظتي ضروري مي باشد. جهت ارسال علائم حفاظتي مي توان يك كانال PLC اختصاصي استفاده نمود كه به پهناي باندي معادل 5/2 كيلو هرتز نياز مي باشد . از آن جايي كه علائم حفاظتي تنها در زمان وقوع اتصال كوتاه در خطوط فشار قوي ارسال مي گردند، در مواقع كار عادي شبكه فشار قوي هيچ استفاده مفيدي از چنين كانال هاي PLC خاص حفاظت نشده و باند فركانسي 5/2 كيلوهرتز مربوط به آنها بدون استفاده باقي مي ماند. علائم حفاظتي را مي توان بر روي يك كانال PLC حامل صحبت و ديتا نيز ارسال نمود در هنگام وقوع خطا،‌ارسال صحبت و ديتا براي لحظه كوتاهي قطع شده و از كال باند 4 كيلوهرتز و حداكثر توان فرستنده براي ارسال علائم حفاظتي استفاده مي شود . مزيت اين روش استفاده مفيد تر از باند فركانسي قابل استفاده مي باشد. اما عيب اين روش آن است كه ارسال اطلاعات صحبت و ديتا هر چند براي زماني كوتاه دچار وقفه شده و ممكن است همين وقفه كوتاه خصوصا در ارسال ديتا ، كنترل شبكه را دچار اشكال نمايد
  5. hossain

    حفاظت الکتریکی، رله ها و فیوزها

    رله ديستانس يك رله حفاظتي است كه زمان قطع آن تابع مقاومت طول سيم مي‌باشد. در اغلب اوقات بايد زمان قطع رله تابع محل اتصال كوتاه نسبت به رله باشد و از اين جهت بايد زمان قطع رله، تابع جهت يعني از انرژي اتصال كوتاه نيز گردد. لذا هر چه محل اتصالي از رله دورتر باشد، مقاومت ظاهري قطعه سيم بين محل اتصال تا رله بزرگتر شده و در نتيجه مقاومت اهمي و غير اهمي آن نيز بزرگتر مي‌گردد. عامل مؤثر در لة ديستانس مي‌تواند يكي از عوامل : 1. مقاومت ظاهري ( امپرانس) 2. هدايت ظاهري ( ادميتانس) 3. مقاومت اهمي ( دزيستانس) 4. هدايت اهمي ( كندوكتانس) 5. مقاومت غيراهمي ( راكتانس) 6. امپدانس اختلاط 7. هدايت غيراهمي ( سوسپتانس ) باشد. حال : رله‌اي كه كميت Z را مي‌سنجد رلة امپدانس است و رله‌اي كه كميت X را مي‌سنجد رلة راكتانس مي‌نامند. رله ديستانس را مي‌توان جهت حفاظت هر نوع شبكه‌اي با هر فشار الكتريكي بكار برد. براي حفاظت شبكه‌هاي با ولتاژ بالاتر از kg60 امروز فقط از رلة ديستانس استفاده مي‌شود در ضمن مي‌توان به كمك رله ديستانس ترانسفورماتورها و ژنراتورها را نيز حفاظت نمود. در شبكه‌هاي بزرگ اگر براي حفاظت در مقابل جريان‌هاي زياد خارجي از رله جريان زياد زماني استفاده شود، زمان قطع رله در صورتيكه يك اتصالي حتي اورشين ، بلافاصله بعد از ژانراتور نيز اتفاق افتد، در حدود 8-7 ثانيه طول خواهد كشيد و چنانچه ديده مي‌شود، زمان عبور جريان اتصال كوتاه از ژنراتور بقدري طولاني مي‌شود كه ممكن است سبب خراب شدن ايزولاسيون سيم‌پيچي ژنراتور و ايجاد اتصال داخلي شود، لذا از اينجهت است كه در شبكه‌هاي بزرگ براي كوتاه كردن اين زمان از رلة ديستانس ، امپدانس استفاده مي‌شود. زمان قطع رلة ديستانس معمولاً در حدود 0.1 ثانيه است، استفاده از رلة امپدانس نيز اين برتري را دارد كه در موقع اتصالي‌اش ، رلة امپدانس بطور سريع در زمان خيلي كوتاه (0.1 ثانيه) ژنراتور را قطع مي‌كند. رله ديستانس براي حفاظت ترانسفورماتور در موقع اتصال خارجي، بخصوص در موقع اتصال يش ، بكار برده شده و در طرفي از ترانسفورماتور كه به ليش وصل است نصب مي‌شود. در صورتيكه ترانسفورماتور بين دو شبكة فرعي نصب شده باشد، (ترانسفورماتور كوپلاژ) چون اتصالي در هر يك از شبكه‌ها، سبب عبور انرژي اتصال كوتاه از ترانسفورماتور كوپلاژ مي‌شود، بايد در هر دو طرف ترانسفورماتور رلة ديستانس نصب گردد. براي حفاظت ترانسفورماتور مي‌توان از رلة ديستانس جهت‌دار كه جهت آن بطرف يشن است و يا از رلة ديستانس معمولي بدون عضو جهت‌ياب استفاده نمود. براي حفاظت سلكيتو و تصحيح شبكه‌هاي خطي كه از دو طرف تغذيه مي‌شود و يا شبكه حلقه‌اي كه از يك محل تغذيه مي‌شود، علاوه بر شدت جريان و زمان از عامل ديگري مثل جهت جريان اتصال كوتاه نيز استفاده مي‌شود، و حفاظت شبكه‌هاي تار عنكبوتي و شبكه‌هايي كه از چند نقطه تغذيه مي‌شوند بوسيلة رلة جريان زياد كه داراي درجه‌بندي زماني ثابت و معيني مي‌باشد ممكن نيست، بلكه بايستي از رله‌اي كه زمان قطع آن متناسب با امپدانس يا فاصلة محل اتصالي از مولد باشد استفاده شود كه براي اين منظور از رلة ديستانس استفاده مي‌شود. اين رله اتصال كوتاه نزديك به مولد را سريعتر و اتصال كوتاه در فاصلة دورتر را ديرتر قطع مي‌كند ، عامل موثر مقاومت پس محل اتصالي و مولد مي‌باشد. زمان قطع در رله‌ها مدرن امروزي متناسب با فاصلة محل اتصالي از مولد، بطور يكنواخت زياد نمي‌شود بلكه اين تغييرات جهشي و پله‌اي شكل انجام مي‌شود و فاصلة محل خطا توسط سنجش مقاومت سيم لين محل خطا و محل نصب رله معين مي‌شود. رلة ديستانس داراي اين مزيت است كه اولاً شبكه اتصال شده را در كوتاهترين مدت ممكنه بطور سلكيتو مشخص و از شبكه جدا مي‌كند و ثانياً اگر نزديكترين را به محل اتصال عمل نكرد، رله بلافاصله بعد آن عمل مي‌كند و بطور خودكار شبكه شامل يك يا چند رلة رزرو نيز مي‌شود بدون اينكه حقيقتاً رلة رزروي در شبكه نصب شده باشد. رلة ديستانس بهترين رله براي حفاظت شبكه‌هاي انتقال انرژي مي‌باشد. زيرا فقط بوسيلة چنين دستگاهي هر نوع اتصال در هر كجاي شبكه در كمترين مدت قطع مي‌شود و بهمين جهت براي حفاظت شبكه‌هاي فشار قوي و فشار متوسط از رلة ديستانس استفاده مي‌شود. براي حفاظت سيمهاي كوتاه ، مثلاً در داخل نيروگاه و يا پست ترانسفورماتورها بعلت كوچك بودن امپدانس آن نمي‌توان از رلة ديستانس استفاده كرد لذا در اينگونه مواقع بيشتر از رلة ديفرنسيال استفاده مي‌شود. رلة ديفرنسيال براساس مقايسة جريانها ( تراز جرياني) كار مي‌كند و بدينوسيله جريان در ابتدا و انتهاي وسيله‌اي كه بايد حفاظت شود سنجيده شده و با هم مقايسه مي‌شود اين تفاوت جريان در دو طرف محدودة حفاظت شده اغلب در اثر اتصال كوتاه يا اتصال زمين و غيره بوجود مي‌آيد. در صورتيكه قبل از اتصال شدن مسلماً جريانهاي دو طرف با هم برابر هستند. رلة ديفرانسيل فقط محدودة داخل خود را حفاظت مي كند و از اين جهت از آن بيشتر براي حفاظت ترانسفورماتورها، ژنراتورها و موتورهاي فشارقوي و شين‌ها استفاده مي‌شود و چون از اول واشهاي محدودة حفاظت شده بايد سيم‌هاي سنجش به محل رله كشيده شود. براي رله ديفرنسيال معمولاً از يك رله جرياني ( رله آمپريك) ساده استفاده مي‌شود و جرياني كه رله را بكار مي‌اندازد. برابر با تفاوت جريانهاي زكوندر ترانسفورماتور مي‌باشد. براي نشان دادن اتصال زمين در ژنراتور مي‌توان از مدار رله ديفرنسيال استفاده كرد بطوريكه رلة اتصال زمين سين نقطة صفر رلة ديفرنسيال و نقطة اتصال ستاره ترانسفورماتور جريان بسته مي شود و بدينوسيله از بكار بردن ترانسفورماتور جريان اضافي جهت رلة اتصال زمين صرفنظر مي‌شود. اگر يك اتصال بدنه در ژنراتور يا اتصال زمين در كابل رابط پس ژنراتور تا ترانسفورماتور جريان اتفاق افتد از هر سه فاز، جريان اتصال زمين عبور مي‌كند كه از نظر قدر مطلق و فاز با هم برابر هستند لذا اين سه جريان در سيم پيچي زكوند ترانسفورماتورها القاء شده و مجموع آنها از رلة اتصال زمين مي‌گذرد و با زمين مدارش بسته مي‌شود. در صورتيكه اتصال زمين بعد از ترانسفورماتور جريان ( در شبكه يا در سيم‌هاي هوائي) باشد باز هم جريان اتصال زمين از محل اتصال شده عبور مي‌كند ولي نتيجة جريانها در طرف زكوندر ترانسفورماتورها جريان صفر يا نزديك صفر خواهد بود، لذا رلة اتصال زمين بدون جريان مي‌ماند. رلة ديفرنسيال جريانهاي دو طرف ترانسفورماتور را با در نظر گرفتن نسبت تبديل و نوع اتصال مي‌سنجد و مقايسه مي‌كند. همانطور كه مي‌دانيم مجموع جريانهاي ورودي و خروجي ترانسفورماتور بدون عيب با در نظر گرفتن نسبت تبديل آن بايد برابر صفر باشد. ولي بعلت جريان مغناطيسي كننده و متفاوت بودن منحني مشخصات ترانسفورماتورها و جريان و غيره نتيجة جريانها در دو طرف قدري بزرگتر از صفر خواهد بود. از آنجا كه جريانهاي دو طرف ترانسفورماتور توسط رلة ديفرنسيال با هم مقايسه مي‌شوند بايد ترانسفورماتورهاي جرياني كه در دو طرف فشار قوي و ضعيف‌ ترانسفورماتور بسته مي‌شوند، بطريق انتخاب شوند كه جريانهاي زكوندر ترانسفورماتورها جريان دو طرف ترانسفورماتور از نظر قدر مطلق و فاز با هم كاملاً برابر باشد. جريانها از نظر قدر مطلق موقعي با هم برابر مي‌شوند كه نسبت ضريب تبديل ترانسفورماتورهاي جريان دو طرف فشار قوي و ضعيف برابر با عكس ضريب تبديل ترانسفورماتور قدرت باشد. رله ديفرنسيال كه براي حفاظت ترانسفورماتور بكار برده مي‌شود نبايد داراي حساسيت زياد باشد زيرا در ترانسفورماتورهاي سالم نيز اغلب تفاوت جرياني در دو طرف سيم‌پيچي زكوندر (ثانيه) ترانسفورماتور جريان ظاهر مي‌شود. اين جريان ( تفاوت جريان) اولاً توسط جريان مغناطيسي ( جريان بدون بار) و در ثاني توسط برابر نبودن منحني مغناطيسي ترانسفورماتورهاي جرياني كه در دو طرف ترانسفورماتور نصب شده است مخصوصاً در جريان خيلي زياد ايجاد مي‌شود. حفاظت يش توسط رلة ديفرنسيال ، در حالت عادي و نرمال، مجموع جريانهايي كه از يش گرفته مي‌شود برابر جريانهايي است كه به سيش وارد مي‌شود. يا بعبارت ديگر مجموع برداري جريانهاي كلية انشعابهاي شيي صفر است. در موقع بروز خطا درسيش، مجموع جريانها صفر نمي‌شود، بلكه جريان باقيمانده‌اي بوجود مي‌آيد كه مي‌توان از آن جهت حفاظت شي استفاده كرد. از رلة ساده ديفرنسيال بعلت ناپايدار بودن آن در مقابل خطاهاي ترانسفورماتور جريان در موقع عبور جريان اتصال كوتاه نمي‌توان در حفاظت استفاده كرد از اينجهت براي حفاظت شي از رلة ديفرنسيال پايدار مخصوصي استفاده مي‌شود. براي پايدار كردن رله، مجموع قدرمطلق تمام جريانها تشكيل داده مي‌شود. كه اين عمل توسط يكسو كردن يكايك جريانها و جمع كردن آنها بوسيله مدار جمع ‌كننده انجام مي‌گيرد. در حفاظت شي‌هاي چندتايي بايد نحوة حفاظت طوري باشد كه هر كدام از شي ها داراي وسيلة حفاظتي مخصوص بخود باشد از اين جهت براي حفاظت شيني‌هاي چندتايي به تعداد سيش‌هاي رلة ديفرنسيال لازم است و هر كدام از اين رله‌ها با يك رله فرعي كه از سيش مخصوص خود ( توسط سكسيونر همان شي) فرمان مي‌گيرد مرتبط است. حفاظت شبكة فشارقوي توسط رله ديفرنسيال (روش مقايسه) بدو دسته طول، براي سيمهاي موازي ( سيش دوبل) تقسيم مي‌شود. اين طريقه حفاظت به جهت اينكه فقط خطاي موجود در محدودة خود را تعيين مي‌كند و نمي‌تواند حتي بعنوان رزرو، حفاظت قسمتهاي ديگر شبكه را بعهده بگيرد نسبت به رله‌هاي ديگر مثل رلة جريان زياد زماني و رلة ديستانس در درجة دوم اهميت قرار دارد. لذا از اينجهت هيچگاه سيمي را فقط با روش مقايسه حفاظت نمي‌كنند. بلكه هميشه اين روش حفاظتي در كنار رلة جريان زياد زماني و يا رلة ديستانس در شبكه بكار برده مي‌شود.
  6. hossain

    ژنراتور الکتریکی

    منبع تغذيه اي كه تهيه مي كنيد به مسايل حرارتي آن توجه كنيد. اگر منبع تغذيه اي كه تهيه مي كنيد در هنگام كار كردن از لحاظ حرارتي دماي قابل قبولي نداشته باشد در اين صورت براي خنك كردن منبع نياز به فن خواهيد داشت و بايد به نوبه خود هزينه اي براي تهيه فن، سيم كشيهاي مورد نياز و مدارات خاص آن صرف كنيد. امروزه مواد جديدي به بازار آمده كه حرارت را بهتر انتقال مي دهند و در كنار استفاده از قطعات با كيفيت بهتر و همچنين رعايت نكات طراحي باعث بهبود قابل توجه در مسايل حرارتي مي شود. بعضي منابع ساخته شده از دماي 0 درجه سلسيوس تا دماي 50 درجه سلسيوس و با حداكثر توان خروجي به صورت هوا خنك( Natural air convection cooling ) كار مي كنند. نكته بسيار مهم ديگري كه درهنگام خريد منبع تغذيه بايد به آن توجه كنيد پايداري حرارتي منبع تغذيه مي باشد. اين بدان معناست كه منبع تغذيه در بازه دمايي كه كار ميكند بايد ولتاژ خروجي را تا ميزان خطايي كه قابل قبول است و جزء استانداردهاي منبع تغذيه مي باشد ثابت نگه دارد. اين مسأله به خاطر آن است كه سيستمي كه شما طراحي مي كنيد امكان دارد در مكانهاي متفاوتي در كشور نصب گردد كه بازه دمايي زيادي را در بر مي گيرد و همچنين چون سيستم براي كاركرد در تمامي فصول سال مي باشد در نتيجه باز هم از اين نظر منبع تغذيه شما بايد قابليت كار كردن در بازه دمايي زيادي را داشته باشد. همچنين امكان دارد سيستمي كه شما طراحي مي كنيد در كنار ديگر دستگاههاي ديگر نصب شود كه آنها هم به نوبه خود به دليل توان مصرفي كه دارند باعث مي شود كه تا حدودي دماي سيستم افزايش يابد كه در اين صورت باز هم منبع تغذيه بايد بتواند ولتاژ مورد نياز دستگاههاي شما را تا خطاي قابل قبولي ثابت نگه دارد. مثالي كه براي اين مساله مي توان آورد سيستمهاي مخابراتي مي باشد كه هم بايد در مكانهاي شهري در دسترس نصب شوند و هم در مكانهاي دورافتاده. بنابراين دستگاهها بايد بتوانند در بازه دمايي زيادي كار كنند. حتي ممكن است در مكانهاي با آب و هواي خشك دماي داخل اتاق يا مكاني كه سيستم در آن نصب مي شود تا 70 درجه سلسيوس نيز برسد. بنابراين امروزه مهندسي كنترل دما در طراحي منابع تغذيه سوييچينگ يك مساله حياتي مي باشد. پايداري حرارتي در منابع تغذيه با يك عدد مشخص مي شود كه اصطلاحا به آن Output temperature coefficient مي گويند. براي رنج كاركرد دمايي با پايداري حرارتي بسيار خوب، اين ميزان خطا كمتر از 0.02 ± درصد به ازاي هر درجه سلسيوس تغييرات دماي سيستم مي باشد. نكته ديگري كه در هنگام خريد منبع تغذيه بايد به آن توجه كنيد ثابت ماندن ولتاژهاي خروجي ( به ميزان قابل قبول ) در رنج كاركرد ولتاژ ورودي منبع تغذيه مي باشد. بازه ولتاژي كه منبع تغذيه، در ورودي با آن كار مي كند باعث مي شود كه سيستم با حداكثر توان خروجي در اكثر شبكه هاي موجود در كشور با ولتاژهاي مختلف كار كند. مثلا اگر ولتاژ ورودي منبع تغذيه برق شهر ( در مورد منابعي كه ورودي آنها ولتاژ AC است ) يا باتري ( در مورد منابعي كه ورودي آنها ولتاژ DC است ) باشد به دليل آن كه ولتاژ ورودي داراي خطا مي باشد و ثابت نيست در اين صورت منبع تغذيه بايد قابليت ثابت نگه داشتن ولتاژهاي خروجي را ( تا ميزان خطاي قابل قبول ) داشته باشد. ثابت ماندن ولتاژهاي خروجي منبع تغذيه با تغييرات ولتاژ ورودي را اصطلاحا Line regulation مي گويند. براي منابع تغذيه داراي Line regulation خوب در خروجي، اين ميزان خطا كمتر از 0.5 ± درصد به ازاي رنج كاركرد ولتاژ ورودي منبع تغذيه مي باشد. نكته ديگري كه در هنگام خريد منبع تغذيه بايد به آن توجه كنيد ثابت ماندن ولتاژهاي خروجي منبع تغذيه ( به ميزان قابل قبول ) در برابر تغييرات بار خروجي مي باشد. زيرا امكان دارد سيستمي كه شما طراحي مي كنيد همواره مقدار جريان ثابتي از خروجي نكشد. ثابت ماندن ولتاژهاي خروجي منبع تغذيه با تغييرات جريان خروجي را اصطلاحا Load regulation مي گويند. براي منابع تغذيه داراي Load regulation خوب در خروجي، اين ميزان خطا كمتر از 0.5 ± درصد به ازاي رنج كاركرد جريان خروجي منبع تغذيه ( از % 10 تا % 100 جريان خروجي منبع تغذيه ) مي باشد. نكته مهم ديگري كه در هنگام خريد منبع تغذيه بايد به آن توجه كنيد مسايل حفاظتي منبع تغذيه مي باشد. مثلا بايد به وجود يا عدم وجود حفاظتهاي زير در يك منبع تغذيه توجه كنيد : ■ حفاظت در برابر اتصال كوتاه شدن خروجي ( Output Short Circuit Protection ) ■ حفاظت در برابر افزايش ولتاژخروجي منبع از حدي معين ( Output Over Voltage Protection ) ■ حفاظت در برابر كاهش ولتاژخروجي منبع از حدي معين ( Output Under Voltage Protection ) ■ حفاظت در برابر افزايش ولتاژ ورودي منبع از حدي معين ( Input Over Voltage Protection ) ■ حفاظت در برابر كشيدن توان اضافه تر از توان كلي اسمي دستگاه ( Total Output Over Power Protection ) ■ حفاظت در برابر كشيدن توان اضافه تر از توان اسمي هر يك از خروجيها ( Output Over Power Protection ) ■ حفاظت در برابر اتصال معكوس ولتاژ ورودي در منابعي كه به ورودي آنها ولتاژ DC وصل ميشود ( Reverse Input Voltage Protection ) همين طور يكي از مسايل بسيار مهمي كه بايد در هنگام خريد منبع تغذيه به آن توجه كنيد مقدار عايق بودن ولتاژ ورودي از ولتاژهاي خروجي و همچنين مقدار عايق بودن بدنه دستگاه ( كه معمولا آن را به Earth وصل مي كنند ) از ولتاژهاي ورودي و خروجي دستگاه مي باشد. اين كه ببينيد در سيستم خود به چه ميزان ولتاژ عايقي نياز داريد و اين كه منبعي كه تهيه مي كنيد اين ميزان عايقي را دارا مي باشد يا نه. زيرا در هر صورت بايد اين احتمال را بدهيد كه اگر در ورودي منبع تغذيه ولتاژ ناگهاني زيادي بر اثر وجود خطا در سيستم انتقال برق بيافتد در اين صورت منبع تغذيه بايد توانايي اين كه خود و سيستم شما را در برابر اين ولتاژ ناگهاني محافظت كند، داشته باشد. در اين حالت سيستمهاي حفاظتي منبع تغذيه وارد عمل مي شوند و اجازه عبور اين ولتاژ ناگهاني را به خود منبع تغذيه و نهايتا سيستم شما نمي دهند و يا اين كه در بدترين حالت اگر خود منبع بسوزد ولي باز هم نبايد براي سيستم شما اتفاقي بيفتد و سيستم شما بايد سالم باقي بماند. در اين حالت ميزان عايقي ولتاژ ورودي از ولتاژهاي خروجي و همچنين ميزان عايقي بدنه از ولتاژهاي خروجي و يا ورودي مهم مي باشد. حال با در نظر گرفتن موارد بالا تازه متوجه مي شويد كه همه منابع موجود در بازار شبيه هم نيستند. بعضي منابع تغذيه داراي ويژگيهاي مثبت زير نيز مي باشد : 1 ) منابع طراحي شده، در هنگام روشن شدن به آرامي روشن مي شوند ( Soft Start ) تا جريان اوليه هجومي ( Input Inrush Current Limiting ) را محدود كنند. 2 ) قابليت نصب آسان : براي نصب نياز به هيچ گونه ابزار خاص يا آموزش ويژه اي ندارند كه اين موضوع زماني كه بخواهيد منابع ما را در مكانهاي مختلف و توسط افراد متفاوت در دستگاههاي خود نصب كنيد يك مزيت مهم مي باشد. فقط كافيست كه ولتاژ ورودي منبع را وصل كنيد و ولتاژهاي خروجي آن را هم به سيستم خود وصل كنيد. همچنين نحوه قرارگيري پيچها براي نصب دستگاه به گونه اي است كه بتوان به راحتي براي مقاصد تعمير يا كارهاي ديگر، دستگاه را باز كرد. 3 ) وجود LED در ولتاژهاي ورودي و خروجي منبع تغذيه اجازه تشخيص زودهنگام خطا در ورودي و خروجيها را مي دهد. 4 ) حداقل فضا و حجم اندازه و حجم يك سيستم يك مساله مهم مي باشد. اين مساله نه تنها باعث كاهش هزينه ها و مدارات به كار رفته در سيستم مي شود بلكه باعث مي شود فضا را نيز كوچكتر كنيم و همچنين باعث مي شود سيستم خود را از مكانهاي سربسته بزرگ به فضاهاي باز كوچكتر ببريم ( مثلا در سيستمهاي مخابراتي ).
  7. hossain

    مس(copper)

    مس عنصری جامد ، غیر قابل احتراق و به صورت خالص در طبیعت وجود دارد . مس معمولاً در کانی هایی مانند آزوریت ، مالکالیت ، بورنیت و کالکوپریت وجود دارد . مس عنصی سودمند و مفید از لحاظ تجاری محسوب می شود . ترکیبات مس به رنگ سبز – آبی است . اولین عنصر شناخته شده است و دارای دو ایزوتوپ است . عنصر مس از 11000 سال پیش وجود داشته است. کشور قبرس کشوری است که نام مس از آن گرفته شده است. روشهای استحصال و فرآوری مس نسبتاً آسان است و در حدود 7000 سال پیش مردم به روشهای استخراج مس پی بردند و مس را اکتشاف می کردند. مس خالص به رنگ مایل به قرمز است و دارای جلای فلزی است. این عنصر چکش خوار با قابلیت مفتول شدن، رسانای خوب جریان الکتریسته و برق است . دومین عنصر رسانا بعد از نقره می باشد که از نقره به علت گرانی در سیمها استفاده نمی کنند. نهشته ها و معادن مهم مس در کشورهای آمریکا، شیلی، زامبیا، زئیر، پرو و کانادا وجود دارد. ترکیبات مهم مس شامل سولفیدها، اکسیدها و کربناتها است. مس از روشهای ذوب کردن و لیچینگ و الکترولیز تولید می شود. مس در صنایع زیادی کاربرد دارد. مس در صنایع ساخت آلیاژهای آهن برنز و برنج نقش مهمی دارد. تمام سکه های ساخته شده در کشور آمریکا از آلیاژهای مس هستند و فلز اسلحه های جنگی نیز مسی است. مس کاربرد زیادی در سموم کشاورزی وهای جلبک دار کاربرد دارد. ترکیبات مس مثل محصول فهلینگ کاربردهای وسیعی در تستهای آنالیزهای شیمیایی برای شکر دارد. مس با خلوص خیلی بالا در امر تجارت مورد استفاده قرار می گیرد. به علت اینکه این عنصر در برابر هوا و رطوبت و آب مقاوم است از این عنصر در تهیه سکه ها استفاده می شود. برنز اولین آلیاژ مس است که اختراع شد که این ترکیب مخلوطی از مس و 25 درصد قلع است. در قدیم مردم از برنز برای ابزار و آلات جنگی و صندوقهای فلزی و گیاهان آرایشی استفاده می شود. برنج ترکیبی از مس و بین 5 تا 45 درصد روی است که از این آلیاژ از 2500 سال پیش استفاده می شده است. اولین بار ورمی ها از برنج برای ساخت سکه و ظروف مسی مثل و کتری استفاده می کردند. امروزه از برنج برای ابزار و الات موسیقی ، ساخت پیچ و دیگر تجهیزات مقاوم در برابر پوسیدگی استفاده می شود. اثرات مس بر روی سلامتی : مس یکی از عناصر رایج در طبیعت است که بر اثر پدیده های طبیعی در محیط زیست به مقدار فراوان یافت میشود. انسان از مس بسیار استفاده میکند. به عنوان مثال، از مس در صنعت و کشارزی استفاده میشود. تولید مس طی دهه های اخیر صورت گرفته و کیفیت مس در حال حاضر در مقایسه با گذشته بهبود یافته است. مس در انواع مختلف غذاها، آب آشامیدنی و هوا وجود دارد. به همین دلیل روزانه ما مقدار قابل توجهی مس از طریق خوردن، آشامیدن و نفس کشیدن دریافت میکنیم. جذب مس برای بدن انسان حیاتی است. زیرا مس جز عناصر کمیابی که بدن انسان به آن نیاز دارد. اگرچه بدن انسان میتواند مقدار زیاد مس را تحمل کند، اما مقدار زیاد آن برای سلامت انسان ضرر دارد. بسیاری از ترکیبات مس در رسوبات یا ذرات خاک ته نشین شده یا به این ذرات میچسبند. ترکیبات قابل حل مس ممکن است برای سلامت انسان مضر باشند. معمولاً پس از فعالیتهای کشاورزی ترکیبات محلول در آب مس، در محیط آزاد می شوند. مقدار مس موجو در هوا بسیار کم است، بنابراین تنفس مس خیلی ناچیز است. اما افرادی که در نزدیکی مناطقی که به ذوب و فرآوری مس میپردازند، زندگی میکنند، ممکن است مقدار بیشتری مس در مقایسه با افراد عادی دریافت و استنشاق نمایند. در لوله کشی برخی از منازل از لوله های مسی استفاده میشود. افرادی که در چنین خانه هایی زندگی میکنند، نیز مقدار مس بیشتری در مقایسه با افراد عادی مصرف میکنند. زیرا ممکن لوله ها با گذشت زمان پوسیده شوند و مقداری از مس وارد آب آشامیدنی شود. معمولا ما انسانها در معرض مس قرار داریم. در محیط کار، انتشارمس منجر به ایجاد عوارض آنفولانزا مانندی می شود که به نام تب فلز شناخته می شود. این عوارض بعد از دو روز ار بین می رود و در اثرحساسیت بیش از اندازه ایجاد می شود. قرار گرفتن طولانی مدت در معرض مس، باعث آبریزش بینی، دهان و چشم، سردرد، دل درد، سرگیجه و اسهال و استفراغ می شود. جذب مقدار زیادی مس باعث آسیب کبد و کلیه و حتی مرگ می شود. اما سرطان زایی مس هنوز اثبات نشده است. در بسیاری از مقالات علمی، رابطه میان قرار گرفتن در معرض غلظت بالای مس برای مدت طولانی و کاهش هوش در نوجوانان مشخص شده است. ارتباط آن با ایحاد سرطان در انسان مورد بررسی است. قرار گرفتن در معرض دود و غبارمس هم موجب تب بخارفلزمی شود و که این بیماری در غشای مخاطی بینی را تغییر داده و تضعیف می کند. در بیماری ویلسون، سمیت مس باعث سیروز هپاتیتی، آسیب مغز، بیماریهای کلیوی و رسوبگذاری مس در قرنیه می شود. اثرات زیست محیطی مس : تولید جهانی مس هنوز هم بالاست. این بدان معناست که میزان مس موجود در محیط زیست روبه روز کمتر می شود. به علت انتشار آبهای آلوده به مس، درکناره رودخانه ها گل و لای آلوده به مس نهشته می شود. مس، در اثر احتراق سوختهای فسیلی وارد هوا می شود. این مس، قبل از این که به واسطه بارش باران ته نشست کند ، مدتی طولانی در هوا باقی می ماند. بنابراین میزان آن در خاک کاهش می یابد. در نتیجه بعد از ته نشست مس موجود در هوا، خاک حاوی مقدار زیادی مس خواهد بود. مس هم از طریق منابع طبیعی و هم در اثرفعالیتهای بشری، در محیط پراکنده می شود. از جمله منابع طبیعی آن، گرد و غبار حاصل از باد، گیاهان فاسد شده، آتش سوزی جنگلها و قطرات دریا می باشد. تنها تعداد اندکی از فعالیتهای بشری که باعث انتشار مس می شوند، نامگذاری شده اند. عوامل دیگر انتشار مس، فالیتهای معدنی، تولید فلز، تولید چوب و تولید کودهای فسفاته است. چون مس هم به صورت طبیعی و هم در اثر فعالیتهای بشری در محیط انتشار می یابد، در طبیعت بسیار پراکنده است. مس عموما در نزدیکی معدنها ،مکانهای صنعتی و محل دفع زباله ها یافت می شود. هنگامی که مس در خاک نباشد، به مواد آلی و کانیها متصل می شود. در نتیجه بعد از انتشار خیلی از محل دور نمی شود و به سختی وارد آب زیرزمینی می شود. در آب سطحی، مس می تواند به صورت معلق روی ذرات گل و لای یا به صورت یون آزاد، مسافتی طولانی را طی کند. مس در محیط زیست تجزیه نمی شود و به همین علت وقتی در خاک باشد ،در گیاهان و جانوران تجمع می یابد. در خاکهای غنی از مس تعداد محدودی از گیاهان شانس بقا دارند. به همین علت است که در نزدیکی کارخانجات مس، پوشش گیاهی زیادی وجود ندارد. به خاطر اثرات مس بر گیاهان، بسته به اسیدیته خاک و میزان مواد آلی، این عنصر تهدیدی جدی برای مزارع محسوب می شود. با وجود این هنوز هم کودهای مس دار مورد استفاده قرار می گیرد. مس می تواند فعالیت های خاک را مختل کند زیرا روی فعالیت میکروارگانیسمها و کرمهای خاکی اثرات منفی دارد. به خاطر وجود مس، تجزیه مواد آلی به شدت کند می شود. هنگامی که مزارع با مس آلوده شوند، جانوران غلظت بالاتری از مس را جذب می کنند که به سلامت آنها آسیب می رساند. معمولا گوسفندها از سمیت مس، بیشترین صدمه را می بینند زیرا در گوسفندها، اثرات مس در غلظت های بسیار پایین هم نمود می یابد. خواص فیزیکی و شیمیایی عنصر مس : عدد اتمی: 29 جرم اتمی:63.546 نقطه ذوب : C°1084 نقطه جوش : C°2567 شعاع اتمی : Å 1.57 ظرفیت: 2و1 رنگ: سبز – آبی حالت استاندارد: جامد نام گروه: 11 انرژی یونیزاسیون : Kj/mol 7.726 شکل الکترونی: 2 1s22s2p63s23 p63d 94s شعاع یونی : Å 0.73 الکترونگاتیوی:1.9 حالت اکسیداسیون:2و1 دانسیته: 8.96 گرمای فروپاشی : Kj/mol 13.05 گرمای تبخیر : Kj/mol 300.3 مقاومت الکتریکی : Ohm m 0.0000000168 گرمای ویژه: J/g Ko 0.38 دوره تناوبی:4 درجه اشتعال : در حالت جامد اشتعال پذیر شماره سطح انرژی : 4 اولین انرژی : 2 دومین انرژی : 8 سومین انرژی : 18 چهارمین انرژی : 1 ایزوتوپ : ایزوتوپ نیمه عمر Cu-61 3.4 ساعت Cu-62 9.7 دقیقه Cu-63 پایدار Cu-64 12.7 ساعت Cu-65 پایدار Cu-67 2.6 روز اشکال دیگر : هیدرید مس CuH دی اکسید مس Cu2O و اکسید مس CuO دی کلرید مس CuCl2 و کلرید مس CuCl منابع : سنگ مس ، کانی کولین ، کانی کالکوسیت و کانی پریت کاربرد : اغلب در رساناهای الکتریکی استفاده می شود و در آلیاژ کاری ، جواهر سازی ، مجسمه های برنزی و تهیه سکه نیز استفاده می شود . همچنین در ساخت رشته سیم الکتریکی و لوله کشی ساختمان نیز بکار می رود .
  8. hossain

    فیبر نوری

    پس از اختراع لیزر در سال 1960 میلادی، ایده بکارگیری فیبر نوری برای انتقال اطلاعات شکل گرفت. خبر ساخت اولین فیبر نوری در سال 1966 همزمان در انگلیس و فرانسه با تضعیفی برابر با اعلام شد که عملا در انتقال اطلاعات مخابراتی قابل استفاده نبود تا اینکه در سال 1976 با کوشش فراوان پژوهندگان، تلفات فیبر نوری تولیدی شدیدآ کاهش داده شد و به مقداری رسید که قابل ملاحظه با سیم‌های کوکسیکال بكاررفته در شبکه مخابرات بود. در ایران در اوایل دهه 60، فعالیت‌های پژوهشی در زمینه فیبر نوری در پژوهشگاه، برپایی مجتمع تولید فیبر نوری در پونک تهران را درپی داشت و عملا در سال 1373 تولید فیبر نوری با ظرفیت 50.000 کیلومتر در سال در ایران آغاز شد. فعالیت استفاده از کابل‌های نوری در دیگر شهرهای بزرگ ایران آغاز شد تا در آینده نزدیک از طریق یک شبکه ملی مخابرات نوری به هم بپیوندند. فیبرنوری یک موجبر استوانه ای از جنس شیشه یا پلاستیک است که دو ناحیه مغزی و غلاف با ضریب شکست متفاوت و دو لایه پوششی اولیه و ثانویه پلاستیکی تشکیل شده است. برپایه قانون اسنل برای انتشار نور در فیبر نوری شرط : می‌بایست برقرار باشد که به ترتیب ضریب شکست‌های مغزی و غلاف هستند. انتشار نور تحت تاثیر عواملی ذاتی و اکتسابی دچار تضعیف می‌شود. این عوامل عمدتآ ناشی از جذب فرابنفش، جذب فروسرخ، پراکندگی رایلی، خمش و فشارهای مکانیکی بر آنها هستند. منحنی تغییرات تضعیف بر حسب طول موج در شکل زیر نشان داده شده است. فیبرهای نوری نسل سوم طراحان فیبرهای نسل سوم، فیبرهایی را مد نظر داشتند که دارای كمترین تلفات و پاشندگی باشند. برای دستیابی به این نوع فیبرها، محققین از حداقل تلفات در طول موج 55/1 میکرون و از حداقل پاشندگی در طول موج 3/1 میکرون بهره جستند و فیبری را طراحی کردند که دارای ساختار نسبتآ پیچیده‌تری بود. در عمل با تغییراتی در پروفایل ضریب شکست فیبرهای تک مد از نسل دوم، که حداقل پاشندگی آن در محدوده 3/1 میکرون قرار داشت، به محدوده 55/1 میکرون انتقال داده شد و بدین ترتیب فیبر نوری با ماهیت متفاوتی موسوم به فیبر دی.اس.اف ساخته شد. کاربردهای فیبر نوری 1. کاربرد در حسگرها: استفاده از حسگرهای فیبر نوری برای اندازه‌گیری کمیت‌های فیزیکی مانند جریان الکتریکی، میدان مغناطیسی، فشار، حرارت، جابجایی، آلودگی آب‌های دریا، سطح مایعات، تشعشعات پرتوهای گاما و ایکس در سال های اخیر شروع شده است. در این نوع حسگرها، از فیبر نوری به عنوان عنصر اصلی حسگر بهره‌گیری می‌شود بدین ترتیب که ویژگی‌های فیبر تحت میدان کمیت مورد اندازه‌گیری تغییر یافته و با اندازه شدت کمیت تاثیر پذیر می‌شود. 2. کاربردهای نظامی: فیبر نوری کاربردهای بی‌شماری در صنایع دفاع دارد که از آن جمله می‌توان برقراری ارتباط و کنترل با آنتن رادار، کنترل و هدایت موشک‌ها، ارتباط زیردریاییها (هیدروفون) را نام برد. 3. کاربردهای پزشکی: فیبرنوری در تشخیص بیماری‌ها و آزمایشهای گوناگون در پزشکی کاربرد فراوان دارد که از آن جمله می‌توان چنده‌سنجی (دُزیمتری) غدد سرطانی، شناسایی نارسایی های داخلی بدن، جراحی لیزری، استفاده در دندانپزشکی و اندازه‌گیری مایعات و خون نام برد. فن آوری ساخت فیبرهای نوری برای تولید فیبر نوری، نخست ساختار آن در یک میله شیشه‌ای موسوم به پیش‌سازه از جنس سیلیکا ایجاد می گردد و سپس در یک فرایند جداگانه این میله کشیده شده تبدیل به فیبر می‌شود. از سال 1970 روش‌های متعددی برای ساخت انواع پیش‌سازه‌ها به کار رفته است که اغلب آنها بر مبنای رسوب‌دهی لایه‌های شیشه‌ای در داخل یک لوله به عنوان پایه قرار دارند. روشهای ساخت پیش‌سازه روش‌های فرآیند فاز بخار برای ساخت پیش‌سازه فیبر نوری را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد: رسوب‌دهی داخلی در فاز بخار رسوب‌دهی بیرونی در فاز بخار رسوب‌دهی محوری در فاز بخار موادلازم در فرایند ساخت پیش سازه تتراکلرید سیلیکون: این ماده برای تأمین لایه‌های شیشه‌ای در فرآیند مورد نیاز است. تتراکلرید ژرمانیوم: این ماده برای افزایش ضریب شکست شیشه در ناحیه مغزی پیش‌سازه استفاده می‌شود. اکسی کلرید فسفریل: برای کاهش دمای واکنش در حین ساخت پیش‌سازه، این مواد وارد واکنش می‌شود. گاز فلوئور: برای کاهش ضریب شکست شیشه در ناحیه غلاف استفاده می‌شود. گاز هلیم: برای نفوذ حرارتی و حباب‌زدایی در حین واکنش شیمیایی در داخل لوله مورد استفاده قرار می‌گیرد. گاز کلر: برای آب‌زدایی محیط داخل لوله قبل از شروع واکنش اصلی مورد نیاز است. مراحل ساخت 1. مراحل صیقل گرمایشی: پس از نصب لوله با عبور گازهای کلر و اکسیژن، در دمای بالاتر از 1800 درجه سلسیوس لوله صیقل داده می‌شود تا بخار آب موجود در جدار درونی لوله از آن خارج شود. 2. مرحله اچینگ: در این مرحله با عبور گازهای کلر، اکسیژن و فرئون لایه سطحی جدار داخلی لوله پایه خورده می‌شود تا ناهمواری‌ها و ترک‌های سطحی بر روی جدار داخلی لوله از بین بروند. 3. لایه‌نشانی ناحیه غلاف: در مرحله لایه‌نشانی غلاف، ماده تتراکلرید سیلیسیوم و اکسی کلرید فسفریل به حالت بخار به همراه گازهای هلیم و فرئون وارد لوله شیشه‌ای می‌شوند و در حالتی که مشعل اکسی هیدروژن با سرعت تقریبی 120 تا 200 میلی‌متر در دقیقه در طول لوله حرکت می‌کند و دمایی بالاتر از 1900 درجه سلسیوس ایجاد می‌کند، واکنش‌های شیمیایی زیر به دست می‌آیند. ذرات شیشه‌ای حاصل از واکنش‌های فوق به علت پدیده ترموفرسیس کمی جلوتر از ناحیه داغ پرتاب شده و بر روی جداره داخلی رسوب می‌کنند و با رسیدن مشعل به این ذرات رسوبی حرارت کافی به آنها اعمال می‌شود به طوری که تمامی ذرات رسوبی شفاف می‌گردند و به جدار داخلی لوله چسبیده و یکنواخت می‌شوند. بدین ترتیب لایه‌های شیشه‌ای مطابق با طراحی با ترکیب در داخل لوله ایجاد می‌گردند و در نهایت ناحیه غلاف را تشکیل می‌دهند.
  9. hossain

    کابل کواکسیال

    یکی از مهمترین محیط های انتقال در مخابرات کابل کواکسیال و یا هم محور می باشد . این نوع کابل ها از سال 1936 برای انتقال اخبار و اطلاعات در دنیار به کار گرفته شده اند. در این نوع کابل ها، دو سیم تشکیل دهنده یک زوج ، از حالت متقارن خارج شده و هر زوج از یک سیم در مغز و یک لایه مسی بافته شده در اطراف آن تشکیل می گردد. در نوع دیگر کابل های کواکسیال ، به جای لایه مسی بافته شده ، از تیوپ مسی استوانه ای استفاده می شود. ماده ای پلاستیکی این دو هادی را از یکدیگر جدا می کند. ماده پلاستیکی ممکن است بصورت دیسکهای پلاستیکی یا شیشه ای در فواصل مختلف استفاده و مانع از تماس دو هادی با یکدیگر شود و یا ممکن است دو هادی در تمام طول کابل بوسیله مواد پلاستیکی از یکدیگر جدا گردند. مزایای کابل های کواکسیال 1-قابلیت اعتماد بالا 2-ظرفیت بالای انتقال ، حداکثر پهنای باند 300 مگاهرتز 3-دوام و پایداری خوب 4-پایین بودن مخارج نگهداری 5-قابل استفاده در سیستم های آنالوگ و دیجیتال 6-هزینه پائین در زمان توسعه 7-پهنای باند نسبتا" وسیع که مورد استفاده اکثر سرویس های مخابراتی از جمله تله کنفرانس صوتی و تصویری است . معایب کابل های کواکسیال 1-مخارج بالای نصب 2-نصب مشکل تر نسبت به کابل های بهم تابیده 3-محدودیت فاصله 4-نیاز به استفاده از عناصر خاص برای انشعابات از کانکتورهای BNC)Bayone -Neill - Concelman) بهمراه کابل های کواکسیال استفاده می گردد. اغلب کارت های شبکه دارای کانکتورهای لازم در این خصوص می باشند.
  10. -نحوه اجراي سيستم ارت جهت رعايت سيستم TN-C-S در داخل ساختمان و T-T در شبكه عمومي و ايجاد تناسب بين اين دو به نحويكه مشكلي از جهت ايمني ساكنين و شبكه پيش نيايد بشرح بندهای زير عمل می شود. -لازم است اتصال زمين و لحاظ نمودن آخرين پيشرفتهاي روز در زمينه احداث چاه ارت (استفاده از بنتونيت و ساير مواد كاهش دهنده مقاومت) با مقاومت حداكثر 2 اهم اجرا شود. IEC-60100) و (VDE-0140 در اينصورت مي‌توان با همبندي شمش‌هاي نول و ارت در محل تابلوي كنتور مشتركين، هم براي ارت كردن سيستم داخلي و هم براي زمين كردن بدنه تابلو، از اتصال زمين واحدي استفاده نمود. -لازم است مقدار مقاومت اتصال زمين توسط مهندس ناظر و نماينده شركت برق اندازه‌گيري شود و از پذيرفتن ارتهاي با مقاومت بالاتر از 2 اهم جداً خودداري گردد. (به دليل آنكه بي‌خطر بودن روش فوق بستگي بسيار زيادي به اين مطلب دارد.) -در داخل ساختمان لازم است همبندي بنحو مؤثري رعايت شود و المانهاي فلزي موجود در سازه با روش مناسب، اتصال الكتريكي مورد نياز را داشته باشند تا در صورت بروز هرگونه اشكال احتمالي روي شبكه عمومي برق، امكان بروز حادثه براي ساكنين وجود نداشته باشد. -لازم است موارد فوق براي تمامي منازل، مغازه‌ها، واحدهاي صنعتي و بطور كلي هرگونه متقاضي (بدون درنظر گرفتن متراژ و تعداد طبقات) انجام شود. -لازم است اندازه‌گيري مستمر ارتهاي نصب شده در ساختمانها حداقل سالي يكبار انجام گرديده و در صورت بالاتر بودن از استاندارد نسبت به اصلاح ارت اقدام گردد. مسئوليت انجام اين كار با مالك با مالكين است و وي مي‌تواند بدين منظور از دفاتر مورد تأييد سازمان نظام مهندسي ساختمان استفاده نمايد. الزامات چاه ارت : جنس صفحه و ميله ارت انتخاب الكترودهاي ميله‌اي يا صفحه‌اي و … بايد براساس مقتضيات محل، انجام گيرد. مقاومت الكترودهاي ميله‌ايي تقريباً برابر مي‌باشد كه r مقاومت ويژه خاك و L طول ميله است. براي ميله‌هاي معمول كه مقدار L برابر 1.5 تا 2.45 متر مي‌باشد، ملاحظه مي‌شود كه الكترود ميله‌اي بدون اتخاذ تدابير تكميلي به هيچ عنوان قادر به ايجاد مقاومت زير 2 W نيست. لذا بايد از الكتروليت مناسبي مانند بنتونيت يا الكتروليتهاي ديگري كه خواص الكتريكي و شيميايي آنها به تأييد مراجع ذيصلاح رسيده است استفاده كرد. در مورد الكترود صفحه‌اي مقاومت با رابطه تقريبي تعيين مي‌شود كه l محيط صفحه الكترود است. جنس صفحه و ميله: بنا به توصيه VDE-0140 الويت در بين الكترودهاي موجود به ترتيب زير است: 1 فولاد گالوانيزه 2 آهن روكش شده با سرب 3 مس خالص 4 ميله فولادي كاپر ولد شده 5 ميله فولادی با روکش مس (اکسترودشده) لذا لازم است از ميله فولادي كه داراي روكش گالوانيزه گرم به ضخامت حداقل 90 ميكرون باشد، بعنوان الكترود ميله‌اي و از صفحه مسي با درجه خلوص 99.9 % بعنوان الكترود صفحه‌اي استفاده شود. تجربه نشان مي‌دهد الكترودهاي صفحه‌اي نتايج بهتري نشان مي‌دهند. نحوه اتصال سيم زمين به الكترود ارت با توجه به اينكه چگونگي اين اتصال نقش بسيار محسوسي در مقاومت نهايي و دوام الكترود دارد ترجيحاً از جوش انفجاري (CadWeld) استفاده شود. مقطع سيم اتصال دهنده به صفحه طبق توصيه VDE و با توجه به شرايط موجود در استان اصفهان مقطع سيم رابط بين الكترود و بدنه از رابطه بدست مي‌آيد كه I²k1 ماكزيمم جريان اتصال كوتاه تك فاز است. چنانچه محاسبه اين جريان به هر دلیل امكان‌پذير نباشد، مي‌توان از سيم نمره 35 كه حائز حاشيه اطمينان لازم است، استفاده نمود.
  11. hossain

    اقدامات حفاظتی درصنعت برق

    در هنگام برق گرفتگي معمولا دستگاه تنفس زودتر از قلب از کار مي افتد و رنگ صورت مصدوم متمايل به آبي ميشود . بدين خاطر و قبل از اينکه ضربان قلب متوقف گردد، بايد تنفس مصنوعي هر چه زودترشروع گردد که اين امر نيازمند سرعت عمل ، دقت و خونسردي است بيشتر برق گرفتگي ها در خانه و يا اماکني که ولتاژ برق از 250 ولت تجاوز نمي کند صورت ميگيرند . اگر شخص هنوز هم با جريان در تماس باشد بايد قبل از کوشش جهت نجات وي ، نخست جريان برق را قطع نمود. در صورت عدم امکان يافتن سريع کليد برق ، بايد بدون فوت وقت شخص را از برق جدا کرد در مورد اماکني که ولتاژ برق کمتر از 500 ولت است مواظب باشيد که خودتان هم دچار برق گرفتگي نشويد . لذا بايد از وسيله عايق و خشکي نظير دستکش لاستيکي ، کلاه ، کت و ساير البسه خشک استفاده نمود . از تماس با بدن شخص برق گرفته و يا البسه اش ، بخصوص در نقاط مرطوب مانند زير بغل وي خودداري کنيد . عصاي خشک ممکن است بکار بيايد اما به هيچ وجه نبايد از چتر استفاده کرد زيرا داراي فلز است . چوب و طناب خشک يا روزنامه چند لا شده نيز مفيد است . در صورت امکان جهت احتياط بيشتر ، بهتر است هنگام جدا کردن شخص از سيم و يا هر وسيله برقي ديگر ،روي شيئي عايق و خشک بايستيد ، اگر شخص به سيم راديو ، تلويزيون ، اتوو .... چسبيده باشد ، ميتوان پريز را بيرون کشيد اگر ولتاژ برق بيش از 500 ولت باشد ( نظير کارخانه ها و مراکز برق ) سه حالت براي مصدوم اتفاق مي افتد 1- شخص برق گرفته به محل بي خطري دور از کابل برق پرتاب شده است . در اينصورت نيازي به قطع برق نبوده و اقدامات بعدي بايد صورت گيرد 2- شخص برق گرفته در کنار کابل برق افتاده اما بدن او با جريان برق تماس ندارد. در اينحالت شخص نجات دهنده بايد از نزديک شدن به مصدوم خودداري کرده و توسط عصا ، چوب ، طناب عايق يا ... مصدوم را به اندازه کافي از کابل دور نموده و کمکهاي اوليه را آغاز کند 3- شخص برق گرفته با کابل و جريان برق در تماس مستقيم مي باشد که به احتمال زياد به هلاکت وي خواهد انجاميد . در اينحالت شخص نجات دهنده پس از اطمينان کامل از قطع برق بايد بوسيله چنگک عايق ، زنجيري بر روي کابل بيندازد تا کابل به زمين اتصال يافته و بار الکتريسيته موجود در آن دفع گردد . سپس فورا" مصدوم را به پزشک برساند . بطور کلي در هنگام برق گرفتگي پس از قطع برق و جدا کردن بيمار از سيم يا وسيله برقي ، در صورت قطع تنفس ، بايد به وي تنفس مصنوعي داده و اگر لازم باشد ، اين عمل براي ساعتها ادامه يابد تا تنفس عادي به بيمار باز گردد . در مرحله بعد اگر آثار پريدگي رنگ ، کند و سريع شدن نبض ، نامنظم شدن تنفس ، بهم خوردن دندانها ، سردشدن بدن ، دست دادن بيهوشي به بيمار ، ظاهر شدن عرق سرد بر پيشاني و بيني و اطراف دهان ..... که ميتوانند علائم شوک باشند ، مشاهده شد ، بايد فورا" مصدوم را توسط آمبولانس به بيمارستان انتقال داده و در حين اين عمل ، وي را به پشت بخوابانيد به نحوي که سر پايين تر از بدن قرارگيرد و پاها حداقل 30 سانتي متر بلندتر از سر قرار داشته باشند بدن مصدوم را بايد بوسيله کيسه آب گرم ، پتو يا لباس ، گرم نگه داشت و البسه تنگ را در اطراف گردن ، سينه و کمر شل نمود ، هواي تازه نيز به قدر کافي به بيمار رسانده شود । همچنين سوختگي ناشي از جريان برق نيز بايد پانسمان گردد در هر صورت رساندن شخص آسيب ديده به بيمارستان و يا در صورت امکان ، احضار پزشک به محل حادثه جهت معاينه وي ضروري است
  12. میدان‌های الکترومغناطیس بر فعالیت جنسی افراد مذکر تاثیر گذار است و در نهایت می تواند منجر به نازایی شود. به گزارش سرویس پژوهشی ایسنا علوم پزشکی تهران، خطرات ناشی از پرتوهای میدان های الکترومغناطیس بر فرآیند تولیدمثل به صورت کاهش توان باروری و بروز برخی ناهنجاری‌های مادرزادی گزارش شده است. مطالعات پژوهشگران دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز، نشان داده است تغییرات ایجاد شده توسط میدان‌های الکترومغناطیس بیانگر تغییر عملکرد سلول های ترشحی دخیل در تولید مایع منی می باشد که مجموعه این تغییرات احتمالاً می‌تواند باعث تغییر در کیفیت منی شود. مطالعات انجام شده در خصوص مکانیسم عمل میدان های الکترومغناطیس نشان می دهد که این گونه میدان‌ها اثرات خود را به طرق مختلف اعمال می کنند که از آن جمله تغییر در میزان انتشار مواد از غشاء در نتیجه تاثیر بر فسفولیپیدهای غشاء سلول، تخریب باندهای اتصالی پروتئین ها، اختلال در سنتز ماکرومولکول ها، اختلال در عملکرد پیام رسان های داخل سلولی و تغییر در dna هسته می باشد.
  13. hossain

    اقدامات حفاظتی درصنعت برق

    حوادث بيشمار برقگرفتگي در حرفه برقكاران بيشتر از آن جهت است كه برقكاران در حين انجام كار روي شبكه يا دستگاه هاي بي برق در اثر برقدار شدن آنها بطور اتفاقي يا در اثر اشتباه دچار شوك الكتريكي مي شوند اكنون بخشي از مواردي كه سبب برقدار شدن غيرمترقبه شبكه مي گردد يادآوري مي نمائيم. برقدار شدن خطوط فشار ضعيف 1- از طريق مولدهايي كه در اختيار مشتركين عمومي مانند نانوائيها ، بيمارستان ها و يا كارخانجات صنعتي و حتي مشتركين خانگي كه بعلت عدم قطع فيوز كنتور، برق برگشت به شبكه مي گردد. 2- خانه اي كه از ترانسفورماتور َa برق مي گيرد بعلت قطع برق مبادرت به گرفتن برق از همسايه با استفاده از سيم سيار مي نمايد ( برق مربوط به شبكه ترانسفورماتور b است ) كه اين عمل منجر به برقدار شدن شبكه ترانسفورماتور a از طريق سيم سرويس مشترك استفاده كننده از برق فرعي مي گردد. 3- شبكه معابري كه تا كنار ترانسفورماتور a از ترانسفورماتور b تغذيه گرديده و برقكاران به تصور قطع برق ترانسفورماتور a اين شبكه هم بي برق شده و به دليل ابري شدن يا مه آلود شدن هوا به دليل عملكرد فتوسل اين شبكه برق دار شده است. 4- از طريق القاء خطوط برق دار مجاور خط بي برق كه فاصله بين آنها كم باشد ( ممكن است در فواصلي بصورت دو مداره يا به موازات يك خط برق دار باشد ) يا در اثر برخورد وسيله نقليه به يكي از خطوط برقدار همجوار ،كه منجر به نزديك شدن آن خط به خط بي برق مي گردد. لذا به برقكاران و همكاران زحمتكش توصيه مي گردد كه بايد تمام خطوط و انشعابات مرتبط به سمت محل كار خود را ارت موقت ( اتصال زمين ) نمايند ، بگونه اي كه اگر كسي خواست عمداً شبكه بي برق را برقدار نمايد آسيبي به آنان وارد نگردد
  14. شوك الكتريكي Electric shock هنگامي رخ مي دهد كه دو عامل زير به طور همزمان رخ دهد : 1) ابتدا فرد بايد با يك سيستم حامل جريان يا يك قطعه فلزي مرتبط با سيم حامل جريان تماس داشته باشد. 2) فرد بايد با زمين در ارتباط باشد. به طور كلي هر مدار الكتريكي سه سيم دارد. سيم فاز يا سيم حامل جريان با عايق مشكي رنگ ، كه قابل تشخيص است. البته براي سيم فاز مي توان از رنگ مشكي يا هر رنگ ديگري به جز سفيد، سبز يا خاكستري استفاده كرد. علاوه بر سيم فاز ، يك سيم نول و يك سيم زمين نيز در مدارهاي الكتريكي وجود دارد. سيم نول معمولاً با عايقي به رنگ سفيد يا خاكستري قابل شناسايي است. سيم زمين نيز به صورت سيم مسي بدون روكش يا سيم با عايق سبز رنگ اجرا مي شود. در سيم كشي مدارهاي خانه هايي كه پيش از سال 1960 ساخته شده اند، اغلب سيم زمين در نظر گرفته نشده است. سيم فاز در واقع خطرناك ترين سيم در مدار الكتريكي ساختمان به شمار مي رود ، چون حامل بار الكتريكي بوده و به محض تماس با اجزاي رسانا بار الكتريكي خود را به آن ها منتقل مي كند. اما جريان الكتريكي تا زماني كه مسير برگشت به منبع نداشته باشد، برقرار نمي شود. سيم نول در واقع همان سيمي است كه براي ايجاد اين مدار يا مسير بسته در نظر گرفته مي شود. به عبارت ديگر ، با قرار دادن كليد يك وسيله الكتريكي در وضعيت روشن ، مسير ارتباطي بين سيم فاز و سيم نول برقرار مي شود و به اين ترتيب با كامل شدن مدار ، جريان الكتريكي برقرار شده و آن وسيله روشن مي شود. سيم فاز بلافاصله مسير را حس نموده و انرژي الكتريكي را آزاد مي كند. در صورتي كه هيچ عاملي موجب جلوگيري از عبور جريان در مدار نشود، بخش عمده انرژي بدون استفاده خواهد ماند. مي توان گفت كه يك لامپ يا هر وسيله الكتريكي ديگري كه بين سيم فاز و نول قرار مي گيرد تقريباً تمام انرژي موجود در آن مدار را مصرف مي كند و به طور مجازي هيچ انرژي ديگري براي بازگشت از طريق سيم نول به منبع باقي نمي ماند. دليل آن كه تماس دست با سيم فاز موجب ايجاد شوك الكتريكي مي شود، در حالي كه سيم نول شوك الكتريكي ايجاد نمي كند نيز همين امر است. در هنگام ايجاد شوك الكتريكي، بدن همانند سيم نول عمل كرده و مدار الكتريكي را كامل مي كند. علت اين مسأله آن است كه زمين به خودي خود مسير بسيار مناسبي براي عبور جريان و كامل كردن مدار الكتريكي به شمار مي رود. در واقع در چنين مواردي، سيستم الكتريكي از زمين به عنوان يك مسير جايگزين استفاده مي كند. سيم نول در تابلو برق اصلي به زمين متصل مي شود. از تابلو برق اصلي ، يك سيم تا ميله فولادي با روكش مسي منشعب مي شود كه اين ميله در عمق زمين فرو مي رود. در ساختمان هاي قديمي نيز گاهي اوقات اين سيم را به لوله آب فلزي واقع در زير زمين متصل مي كردند. بهترين روش براي مقابله با شوك الكتريكي آن است كه اطمينان حاصل كنيد كه بدن شما با زمين در ارتباط نيست. به خاطر داشته باشيد كه جريان الكتريكي تنها در صورتي از بدن شما عبور خواهد كرد كه بدن شما همانند مسير عبور جريان به زمين، عمل كند. بنابراين هيچ گاه روي زمين خيس و يا بر روي نردباني كه روي زمين خيس قرار گرفته است با مدارها و تجهيزات الكتريكي كار نكنيد. استفاده از ابزارهاي برقي و ساير تجهيزات الكتريكي در محدوده سيستم هاي لوله كشي نيز مي تواند بسيار خطرناك باشد. زيرا سيستم هاي لوله كشي در واقع به عنوان رابط بين بدن شما با زمين عمل مي كنند كه نتيجه آن ايجاد شوك الكتريكي است. در استاندارد NEC ، سه مشخصه براي فزايش ضريب ايمني تجهيزات و مدارهاي الكتريكي مطرح شده است : 1) اتصال تجهيزات به زمين 2) مجهز كردن سيستم به رله عيب اتصال زمين 3) استفاده از درپوش هاي قطبي Polarized plugs سيم زمين تجهيزات سيم زمين تجهيزات الكتريكي در واقع همان سيم سومي است كه پيش از اين به آن اشاره شد. سيم زمين ممكن است به صورت بدون روكش و يا با روكش سبز رنگ در نظر گرفته شود. اين سيم به موازات سيم هاي فاز و نول در مدارهاي الكتريكي مورد استفاده قرار مي گيرد. وجود سيم زمين را مي توان از روي نوع دوشاخه ها و پريزهاي به كار رفته در مدار نيز تشخيص داد. سيم زمين تجهيزات الكتريكي در واقع همان شاخه سوم دوشاخه برق است كه در سوراخ مياني پريز فرو مي رود. بر مبناي نسخه جديد استاندارد NEC ، در نظر گرفتن سيم زمين براي مدار الكتريكي ساختمان هاي مسكوني تا سال 1960 الزامي نبود. بنابراين ممكن است در خانه هاي قديمي سيم زمين در نظر گرفته نشده باشد. هدف از به كارگيري سيم زمين بر طرف نمودن مشكل نشت جريان الكتريكي است. سيم فاز معمولاً توسط مواد عايق پوشيده مي شود و به وسيله جعبه تقسيم Electrical box ديواري يا بدنه موتور يا سرپيچ تأسيسات روشنايي پوشيده مي شود. به مرور زمان با فرسوده شدن تجهيزات و عايق ها ، احتمال نشت جريان افزايش مي يابد. در مواردي كه ارتعاشات يا حركت هاي ديگر موجب ساييده شدن عايق سيم يا قطع شدن سيم زمين تجهيزات مي شود ، احتمال بروز عيب اتصال زمين در تجهيزات الكتريكي افزايش مي يابد. يخچال ها و ماشين هاي لباسشويي قديمي كه لرزش بسيار زيادي دارند يكي از عوامل متداول بروز اين مشكل به شمار مي روند. لامپ هاي قديمي و پر استفاده كه عايق سيم برق آن ها به مرور زمان خشك مي شد نيز در همين گروه بودند. در هنگام بروز چنين مشكلي ، احتمال قرار گرفتن سيم فاز در معرض تماس دست افراد يا برق دار شدن تمام قسمت هاي فلزي وسيله مربوطه بسيار زياد است كه نتيجه آن ايجاد شوك الكتريكي خواهد بود. در صورت بروز عيب اتصال زمين ، ممكن است بدنه فلزي وسيله الكتريكي با مدار برق مرتبط شود. به اين ترتيب در صورت تماس دست افراد با بدنه فلزي و يا در زمين مرطوب ، شوك الكتريكي شديدي به فرد منتقل خواهد شد. در اين وضعيت اگر دست افراد در هنگام تماس مرطوب باشد ، شوك الكتريكي حاصله بسيار شديد و كشنده خواهد بود. در نتيجه ، سازندگان تجهيزات الكتريكي توصيه مي كنند كه بدنه فلزي تجهيزات الكتريكي از طريق اتصال به سيستم ارت به زمين متصل شود. به همين منظور نيز توليد كنندگان تجهيزات ياد شده از پريزهاي سه شاخه استفاده مي كنند. به اين ترتيب دو رشته از سيم ها به وسيله برقي و يك رشته به بدنه فلزي متصل مي شود كه اتصال وسيله برقي به زمين را تأمين مي كند. سيم زمين در كنار سيم فاز و سيم نول اجرا مي شود و به اجزاي فلزي مانند جعبه هاي تقسيم ، خروجي ها و ابزارها و تجهيزات برقي كه قابليت انتقال جريان الكتريكي در هنگام نشت جريان را دارند متصل مي شود. كاري كه سيم زمين تجهيزات انجام مي دهد آن است كه جريان نشتي ايجاد شده را تخليه نموده و درست همانند سيم نول ، مسير برگشت به تابلو برق اصلي را تأمين مي كند. در عمل ، در صورت عبور جريان نشتي از طريق سيم زمين ، فيوز يا قطع كننده تعبيه شده در مدار فعال شده و جريان را قطع مي كند. قطع شدن جريان در اين مرحله در واقع نشانه وجود يك عيب اساسي در مدار است كه بايد در اولين فرصت بر طرف شود. براي استفاده از پريزهاي سه شاخه كه قابليت اتصال سيم زمين را هم دارند و نيز به منظور تأمين مسير زمين ايمن ، بر مبناي استاندارد NEC ، بايد از پريزهاي برق متصل به زمين استفاده شود ، همچنين سيم كشي مدار با در نظر گرفتن مسير زمين به صورت مجزا از سيم نول انجام پذيرد. در استانداردهاي الكتريكي تصريح شده است كه تمامي مدارهاي 120 ولت بايد مجهز به سيم اتصال به زمين باشند. رعايت اين نكته مانع از ايجاد شوك الكتريكي به واسطه تماس دست افراد با اجزاي رسانا مانند كليدها ، جعبه هاي تقسيم و درپوش هاي فلزي مي شود. ناديده گرفتن سيم زمين تجهيزات در خانه هاي قديمي با پريزهاي دو شاخه ، اغلب با مشكل چكونگي اتصال سه شاخه تجهيزات الكتريكي به پريز مواجه مي شويم. از طرفي خارج كردن شاخه سوم و كنار گذاشتن مسير اتصال زمين موجب كاهش ايمني تجهيزات و افزايش احتمال ايجاد شوك الكتريكي مي شود. تعويض پريزهاي دوشاخه قديمي با پريزهاي جديد سه شاخه متصل به زمين كه قابليت كار با تمامي انواع دوشاخه ها را دارند به عنوان يكي از راه حل هاي مناسب براي بر طرف نمودن اين مشكل مطرح است. البته در سيستم هاي قديمي دو سيمي كه سيم زمين وجود ندارد ، حتي تعويض پريزهاي قديمي با پريزهاي جديد نيز عملاً تأثيري در افزايش ايمني سيستم ندارد، چرا كه در اين سيستم ها اساساً سيم زمين در نظر گرفته نمي شود. بنابراين در صورت تعويض پريزهاي قديمي با پريزهاي جديد حتماً بايد سيم اتصال به زمين نيز براي آن ها در نظر گرفته شود. زيرا در غير اين صورت ممكن است اين تصور در ذهن كاربر ايجاد شود كه سيستم مجهز به سيم اتصال زمين است، در حالي كه در عمل چنين نيست و اين مسأله موجب كاهش ضريب ايمني سيستم مي شود. يكي ديگر از روش هاي مواجهه با اين مشكل ، استفاده از مبدل هاي سه شاخه به دوشاخه است. بر مبناي استاندارد NEC نيز استفاده از اين روش به شرط آن كه پيچ مربوط به صفحه روكش به زبانه زمين تجهيزات متصل شود مجاز است. اين روش نيز در نهايت مي تواند موجب اشتباه افتادن كاربران و كاهش ايمني آن ها شود. در مجموع بايد گفت كه به هيچ عنوان نبايد شكل ظاهري سيستم طوري تغيير كند كه افراد به اشتباه تصور كنند مدار مجهز به سيم زمين نيز هست و بايد در اسرع وقت نسبت به اصلاح سيستم اقدام نمود.
×
×
  • جدید...