دختر باران 18625 اشتراک گذاری ارسال شده در 23 فروردین، ۱۳۹۴ شاید همه از ازدواج مهدی به این دلیل خوشحال شدن که فکر میکردن از وقت ازدواج گذشته.ولی داداش مهدی ما هنوز اول جوونیشه:hapydancsmil:مشکل پسند بودن دیر زن گرفتنایشالا که همیشه شاد و خوشبخت باشههههههههههه:hapydancsmil: پ.ن :من داداشم در سن 35 سالگی با افتخار ازدواج کرد 15 لینک به دیدگاه
shahdokht.parsa 50877 اشتراک گذاری ارسال شده در 24 فروردین، ۱۳۹۴ حال من خوبست. اگه میشد نت به پی سیمم برسه مسلما بهتر میشدم. خب زندگیه دیگه همچی که نمیشه همیشه بر وفق مراد ما باشه . حالا جدیا یجورهایی شده زندگیم بماند ولی در کل ملالی نیست جز نادیده شدند توسط اکثریت اطرافیانم. و باقیش چندان مهم نیست. خب من یه ایرانیم عادت میکنم به مشکلاتم ٫ سختیهای زندگیم ٫ فشارها٫ بدشانسیها و توقف های بی دلیل و بهونه توی امور و مسایل زندگیم . تو خلا دارم زندگی میکنم نمیدونم قراره چی بشه و کی بشه و چرا اینجور بشه.فقط مشکل عمده ام بیکاریم هست و عدم اعتمادم به مردم ه که نمیذاره برم دنبال کار... حالم بد نیست پس خوبه به امسال امیدوارم که خیر داشته باشه برام. 12 لینک به دیدگاه
Tamana73 28832 اشتراک گذاری ارسال شده در 24 فروردین، ۱۳۹۴ ساعت 04:15دقیقه.... بارون و رعد و برق... شاید آسمونم دلش گرفته... +2،3روز کل کشور بارندگیه... بجای اینکه شکر کنن ناله کم آبی رو هییییییی گزارش میکنن و هر نیم ساعت نشون میدن... 11 لینک به دیدگاه
Tamana73 28832 اشتراک گذاری ارسال شده در 24 فروردین، ۱۳۹۴ یه تاپیکی رو میخوندم که آخرین بار بهمن پارسال پستم بود.... ضعیف بودم و گرفته و تنها و....خلاصه هرچی غم و غصه بود جمع کرده بودم تو دلم... الان یهویی رفتم تو تاپیک...صفحه های قبلشم تمام ناامیدی بود از خودم...پست هایی که الان با خوندنشون میخندم...دردشو کشیدم ولی گذشت هرچقدر دردناک.... تو چهارشنبه سوری ام که بکل تغییر کردم...معجزه پاک شدن خیلی چیزا حتی پیامای خصوصیم که بدون اینکه بخوام پاک شدن... امسال انقدر خوشحالم و سرحال که خودم باورم نمیشه... نصفه شبی نمیدونم بخندم یا گریه کنم... گذشت سخت بود ولی تجربه شد...این عالیه... میخوام زندگی کنم بهترین لحظه هارو بدون دلیل شاد باشم...بزرگترین تصمیم امسالمه... چه حال خوشیه وقتی نتیجه تلاشت رو میبینی... """"تلاش برای تغییر""""" +94/1/24 05:07 13 لینک به دیدگاه
زفسنجانی 7100 اشتراک گذاری ارسال شده در 24 فروردین، ۱۳۹۴ حالم خیلی خوبه و امیدوارم این حال خوب مدت زیادی همرام باشه خداروشکررررررررررر ...اینم برای اینکه بیشتر شاد باشید ..میگن ایران ترک داره ..ترکیه هم داره ..ایران کرد داره عراق هم کرد داره ..ایران بلوچ داره پاکستان هم بلوچ داره ..ایران فارس داره افغانستان وپاکستان هم فارس داره ..ایران عرب داره کشورهای حاشیه خلیج فارس هم عرب داره ...تنها چیزی که ایران داره هیچ جای دنیا نداره مشهدیاااااااا هستن ..اینا سرمایه های ملی ماهستن ..به افتخار شادومادشون صلواااااااااااات ..آه ببخشید ... بزن اون دست قشنگه رو.... 15 لینک به دیدگاه
black banner 9103 اشتراک گذاری ارسال شده در 24 فروردین، ۱۳۹۴ گریه هام به هم گره خوردن بغض های در گلویم را خوردم نفس را در سینه حبس کردم احساسات خود در زنجیر کردم 14 لینک به دیدگاه
آرتاش 33340 اشتراک گذاری ارسال شده در 24 فروردین، ۱۳۹۴ دو خصلت هستن که وقتی هردوش تو وجود آدم باشه برای برقراری تعادل بینشون آدم پیر میشه (آدم مغروری که مهربونه)..... 19 لینک به دیدگاه
Lean 56968 اشتراک گذاری ارسال شده در 25 فروردین، ۱۳۹۴ اگر واقعا خدایی هست این چه خداییه که اینقدر از ناراحتی و عذاب آفریده هاش لذت میبره ، این چه خداییه که حسادت کورش کرده و حتی یک لحظه دوست نداره آفریدهاش حال خوبشون ادامه دار باشه ، اگر هستی بسه دیگه خجالت بکش 5 لینک به دیدگاه
masi eng 47044 اشتراک گذاری ارسال شده در 25 فروردین، ۱۳۹۴ ديشب مويرگاي صورتم پاره شد.. رگهاي درونمم از فرط خستگي دوام ندارن.. انگار همه چي دست ب دست هم داده... تازه تمام اعضاي بدنمو حس ميكنم. كه به انتظار چيزي نشسته اند.. دنبال سلامت شاد ميگردم.. نميدونم كجاست.. زندگي من مثل باد گذشت.. تازه ميفهمم فاصله اين دنيا با اون دنيا هم مثل گذشتن زندگي سريع ... راه ميرم.. اسمان ابي ديگر براي من وجود ندارد.. نميدونم ديد من شده ... يا ديد افكارم.. تشخيص خودم بودن و تشخيص افكارم ديگه تشخيص نميدم.. چرا نميتونم خودمو درمان كنم؟ ديگه روزنه اي ندارم.. تازه ميفهمم توصيف كردن زندگي كردن چقدر سخته... هرثانيش.. هردقيقش كه ميگن ارزش داره .. چرا ارزش داره.. من ميرسم ميتونم ...چقدر وقت دارم.. ميشه مثل هميشه كه كارامو به انتها ميرسوندم به انتها برسونم.. يا نصفه رها ميشه .. بعد از من چي ميشه.. چقدر سوال دارم خدا.. اونايي هم ك مثل مننن انقدر ازت سوال كردن.. كدومشون اولويت دارن.. كار تو هم سخته خداااا............ ولي چراااااااااااااااااااااااا چرا اخه.. وقتي باهات حرف ميزنم .. نميتونم شاد باشم.. حسمو ميفهمي.. درك ميكني.. خدايا حال منو تجربه كردي؟ خدايا تو بي نيازي.. توقادري.. توانايي تمام صفات خوب رو داري.. ولي يه سوال ميتوني جاي من باشي..؟جاي من بودي اگه تو هم مثل من كه تورو دارم .. خدا داشتي چي ميگفتي بهش... من ميخوام مصي قوي رو پيدا كنم.. چيزي ازت ديگه نميخوام.. اونو بهم بده.. مصي قوي رو.. ميفهمممممممممممممممممممممممممممممي. 18 لینک به دیدگاه
masi eng 47044 اشتراک گذاری ارسال شده در 25 فروردین، ۱۳۹۴ اگر واقعا خدایی هست این چه خداییه که اینقدر از ناراحتی و عذاب آفریده هاش لذت میبره ، این چه خداییه که حسادت کورش کرده و حتی یک لحظه دوست نداره آفریدهاش حال خوبشون ادامه دار باشه ، اگر هستی بسه دیگه خجالت بکش 8 لینک به دیدگاه
Just Mechanic 27854 اشتراک گذاری ارسال شده در 25 فروردین، ۱۳۹۴ امید یعنی با قایق، بی پارو رهیدن از طوفان 22 لینک به دیدگاه
آرتاش 33340 اشتراک گذاری ارسال شده در 25 فروردین، ۱۳۹۴ کاش از بچگی به همه مون یاد میدادن استثنا باشیم همون اسثنایی باشیم که تو دورترین نقطه ی ذهنمون هست و فکر میکنیم ما نمیتونم به اون نقطه برسیم اما هر انسانی تو هر موقعیتی و تو بدترین شرایط میتونه متفاوت از بقیه باشه فقط باید باور داشت همین.... 19 لینک به دیدگاه
دختر باران 18625 اشتراک گذاری ارسال شده در 26 فروردین، ۱۳۹۴ روزگار عجيبي شده: خيليا ديگه زندگي نميكنن فقط ادامه ميدن... همين...! خدایا حال همه رو خوب کن... 18 لینک به دیدگاه
S.F 24932 اشتراک گذاری ارسال شده در 26 فروردین، ۱۳۹۴ تا کی قراره ب این توهم " دانستن " ادامه بدیم چرا نمیشه همه چیز رو با کلمات مهار کرد و مطرح کرد :icon_pf (34): 16 لینک به دیدگاه
Tamana73 28832 اشتراک گذاری ارسال شده در 26 فروردین، ۱۳۹۴ قول داده بودم گریه نکنم...حداقل واسه کسی که قبلا دلیل اشکام بود.... سنگ و سخت شدم تا بتونم زندگی کنم...شاد و سلامت...خیلیییییی سخته... انگار یه معتاد تو خونه دارن ترک میدن.... تونستم.... ولی الان با گریه بیدار شدم از خواب..... من منتظر مرگش بودم...امشب تو خواب دیدم فوت شده... تو خواب که انقدر گریه کرده بودم بیدار شدم بدنم خسته بود الانم نیم ساعته دارم گریه نیکنم...دارم خفه میشم... دیگه نمیخوام یه تار مو از کسی کم بشه....حتی اون....حتی دشمنم... بخشیدم که خودم این حال نداشته باشم فقط.... ذهنم درگیره خوابه و اشکام دنبال دلیل.... 10 لینک به دیدگاه
seyed mehdi hoseyni 27119 اشتراک گذاری ارسال شده در 26 فروردین، ۱۳۹۴ مائیم که از بادهی بیجام خوشیم هر صبح منوریم و هر شام خوشیم گویند سرانجام ندارید شما مائیم که بیهیچ سرانجام خوشیم 10 لینک به دیدگاه
گـنـجـشـک 24371 اشتراک گذاری ارسال شده در 26 فروردین، ۱۳۹۴ باید زندگی کنیم نه اینکه فقط "ادامه" بدیم. . . . خیلی عادت کردم به ادامه دادن ... امروز یکی بهم گفت که بیا پیگیر تغییر سمتمون بشیم اما چون دیدم نوز میتونم همون کار رو ادامه بدم چیزی نگفتم ... اُف بر من 7 لینک به دیدگاه
Paroshat 6378 اشتراک گذاری ارسال شده در 26 فروردین، ۱۳۹۴ عجب دنیایی کاش جای یه نفر بودم 9 لینک به دیدگاه
aseman70 790 اشتراک گذاری ارسال شده در 27 فروردین، ۱۳۹۴ دلم برای شلوغی های زندگی ام تنگ شده...نگرانی ها...درگیری ها...همان شلوغی های شیرین!!! خدایا نکند تلخ شود... 8 لینک به دیدگاه
ارسال های توصیه شده