رفتن به مطلب

.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.


پست های پیشنهاد شده

خيلي سخته..

 

اينكه بشنوي عزيزترينت بعد از گذشت ٥ سال از فوت مادرش بگه فقط اون حرف منو ميفهميد..

 

بگه اگه اون بود هيچ كدوم از اين چيزا پيش نميومد.. بگه تو پا سوز من شدي..

 

ميگن دوران نامزدي خيلي شيرينه.. ولي ي الكي مثلا اولش جا انداختن!!!

لینک ارسال
  • پاسخ 10.7k
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

پست های محبوب

این انجمن نخبه ها داشت که گاهی غوغا میکردن... بحثای سیاسی و ادبی و فلسفی و ورزشی و مهندسی که اخرش ختم میشد به خنده هایی که هنوز تو ذهنم چنتایی مرور میشن. دلتنگم...واس همشون:( دو تا عارفی که زندگی خیلیا رو با این انجمن دگرگون کردن:)خداروشکر بودید و هستید:)   98.1.31 عطیه

روزي همين جا  همين تاپيك  تايپ كردم پايان نامه عذابِ الهي گفتم نه...اينجور بگم قِلق كار از دستم ميره و تا تهش گند زده ميشه... باهاش دوست شدم... به طرز غير قابل باوري از اونچه كه بود راحتتر تموم شد و من هيچي اذيت و ويرايشي نداشتم... نه پروپوزال نه سمينار نه رساله و نه كركسيون... بماند كه ٣روز مونده بود دفاع دانشگاه ها تعطيل شد.. ولي من واس تموم كردنش تو دلم غوغايي بود از راحت شدن... نوبت رسيد به جشنواره پايان نامه هاي برتر    تو دلم گفتم عمرا

سلام به همه نواندیشانی‌ها و تبریک سال نو، امیدوارم همگی سالم و سرحال باشید تو سالی که درگیر کرونا هم هستیم.

گاهی دلم تنگ میشود...برای کسانی که زمانی بودند و دیگر نیستند...یعنی...برای خودشان که نه...برای حسی دلم تنگ شده که از کنارشان بودن حس میکردمش...

گاهی دلم تنگ میشود...برای لحظاتی که میدانم دیگر تکرار نمی شوند...و اگر هم بشوند...که بعید میدانم...باز لذت بار اول را نخواهند داشت...

گاهی دلم تنگ میشود...برای خودم...برای خودم که زمانی "من" نبودم...زمانی که که آنچه میخواستم بودم... دلتنگم... دلتنگ خودم...

لینک ارسال

تنها چیزی که همیشه حسرت داشتنشو تو زندگی خوردم وجود پدر بزرگ بود هیچ وقت در مقابل زندگی حس ضعف نداشتم اما آرزو داشتم میبود بچه که بودم سریال روزاهای زندگی رو نشون میداد و من چقدر حسرت بهار بابا بزرگ دار و میخوردم حتی خواب میدیم من به جای بهارم دیشب دوباره بعد مدتها چشمم به این سریال افتاد و همه ی رویای بچگیم به ذهنم اومد:ws37:روح هردو بابابزرگم شاد باد:icon_gol:

لینک ارسال

هر عملی عکس العملی دارد...

والا بخدا...

قبلا یه سلام نمیداد حالا من خودمو کوچیک میکردم و سلام میدادم...دیگه نمیدم ....

عین خودشون با هرکس رفتار میکنم دارن آدم میشن...

اینا لیاقت آدم بودن ندارن از آدمیت اسمشو یدک میکشن واسه خوشحالیه خودشون....

لینک ارسال

دیروز رفتم خونه یه عروس و دوماد...

1ماه دیگه عروسیشونه...

همه چی انقدر نو و تازه بود دلم نمیومد دست بزنم...

یه حسی داشتم...دخترا بیشتر حس میکنن...

جهیزیه و خونه نو واسه عروس دوماد....بهترین حسه وقتی داخل خونه میشی همه ی وسایلا بوی نو میدن...

خوشحالم با این حس کوچیک...

لینک ارسال

تازه فهمیدم افسردگی من برای دوری از شیمی بوده

نمیدونستم انقدر وابسته اش شدم :5c6ipag2mnshmsf5ju3

 

دوستت دارم عزیزم .... بوس بوس :w58:

 

 

رشته شیمی یعنی قلب من :w58:

 

تی فدا :ws3:

لینک ارسال

نه سرابم

نه براي دل تنهايي تو جام شرابم

نه گرفتار و اسيرم

نه حقيرم

نه فرستاده پيرم

نه جهنم

نه بهشتم

چنين است سرشتم

........................................

 

ديروز كه تو ماشين اين آهنگ رو گوش ميكردم نا خود آگاه ي حس غروري داد بهم!

 

خوشم اومد ازش.. شما هم يبار گوش كنين..

لینک ارسال

با تمام وجودم ميگم.. شايد كسي باورش نشه تك تك دوستاي انجمنمو چه پسر چه دختر با تمام وجودم دوستشون دارم.. اينو با تمام احساسم گفتم. چقدر خوبه تو انجمني باشي كه با تمام وجودت بشناسيشون و دوستشون داشته باشي. ميشه بحث اعتماد.. علاقه.. بودن..

سلامتي همتونو ارزو دارم.. اميدوارم زماني كه من اينجا نبودم بتونم به طريقي شاديتونو ببينم و هيچ وقت ناراحتيتونو نبينم و غرق شادي باشيد و موفق/:icon_gol:

بودن كنارتون يه قوت قلبيه كه بهم ميده.. بودنتونو خواستارم...

لینک ارسال

اینو بدون همیشه تنهایی! هیچ فرد خارجی ای بهت کمک نمیکنه! در مقابل مسائلی که برات پیش میاد همیشه باید یه تنه بجنگی!

نه پدر و مادر و نه خانواده

نه دوست و فامیل

هیچ کسی کمک تو نیست!

پس اگه کاری رو میخوای انجام بدی برو تو دلش!!!:w16:

لینک ارسال

دلم سنگینی میکنه...خدا میدونه ایندفعه چرا....

بعضی وقتا به خودم میگم کاش نه دل بود نه قلب نه احساس...

اگه نبود شاید من اینهمه اذیت نمیشدم...

یا خدا داره امتحانم میکنه...

نمیدونم...:hanghead:

:sigh:

لینک ارسال

تا حالا کسی نتونسته با قلبم بازی کنه. گمان نمیکنم که از این به بعد هم کسی بتونه. حتی ذهنم رو هم نمیذارم باهام بازی کنه چه برسه به قلب. من از خودم جلو میزنم نه از کس دیگه.

لینک ارسال

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...