رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در
نه تنها مرکب و کاخ توانگر

میان دیگران ممتاز باید

دوش ز چشم مردمان اشک به وام خواستم

این همه اشک عاریست اشک روان من کجاست

  • Like 3
ارسال شده در

تو همچو صبحی من شمع خلوت سحرم

تبسمی کن و جان بین که همی سپرم

  • Like 3
ارسال شده در
تو همچو صبحی من شمع خلوت سحرم

تبسمی کن و جان بین که همی سپرم

من به هوس همی خورم ناوک سینه دوز را

تا نکنی ملامتی غمزه ی کینه توز را

  • Like 3
ارسال شده در

ای هدهد صبا به سبا می فرستمت

 

بنگر که از کجا به کجا می فرستمت

  • Like 4
ارسال شده در
ای هدهد صبا به سبا می فرستمت

 

بنگر که از کجا به کجا می فرستمت

تاب زلفت سر به سر آلوده ی خون من است

گر نخواهی ریخت خونم زلف را چندین متاب

  • Like 4
ارسال شده در

تاب زلفت سر به سر آلوده ی خون من است

گر نخواهی ریخت خونم زلف را چندین متاب

 

بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت

وندران برگ و نوا خوش ناله های زار داشت

  • Like 4
ارسال شده در

تا خیال دلکشت گل ریخت در آغوش چشم

صد بهارم نقش زد بر پرده ی گل پوش چشم

مردم بیگانه را یارای دیدار تو نیست

خفته ای چون روشنایی گرچه در آغوش چشم

وقت آن آمد که ساغر پر کنیم از خون دل

کز می لعلت تهی شد جام حسرت نوش چشم sigh.gif

 

استاد ابتهاج

  • Like 4
ارسال شده در

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی

زبامی که برخاست مشکل نشیند

د بده:ws3:

  • Like 4
ارسال شده در

در قدح عکس تو یا گل در گلاب افتاده است ؟

مهر در ایینه یا آتش در آب افتاده است ؟

باده روشن دمی از دست ساقی دور نیست

ماه امشب همنشین با آفتاب افتاده است :ws37:

 

رهی معیری

 

بفرمیو با ت:ws3:

  • Like 4
ارسال شده در

تا کی به تمنای وصال تو یگانه

اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

ه بده:ws3:

  • Like 3
ارسال شده در

هر بهار اینهمه زیبایی را

هوس باغ و بهارانم نیست

ای بهین باغ و بهارانم تو

سبزی چشم تو

دریای خیال

پلك بگشا كه به چشمان تو دریابم باز

مزرع سبز تمنایم را

 

رهی معیری

 

بفرمیو با الف:ws37:

  • Like 3
ارسال شده در
هر بهار اینهمه زیبایی را

هوس باغ و بهارانم نیست

ای بهین باغ و بهارانم تو

سبزی چشم تو

دریای خیال

پلك بگشا كه به چشمان تو دریابم باز

مزرع سبز تمنایم را

 

رهی معیری

 

بفرمیو با الف:ws37:

 

آن یار کزو گشت سر دار بلند

جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد

دال:ws37:

  • Like 3
ارسال شده در

در بر من ره چو به پایان برد

از خجلی سر به گریبان برد

ابر ، زمن حامل سرمایه شد

باغ ،‌ز من صاحب پیرایه شد

گل ، به همه رنگ و برازندگی

می كند از پرتو من زندگی

در بن این پرده ی نیلوفری

كیست كند با چو منی همسری ؟

 

نیما یوشیج

 

بفرمیو با یا:ws37:

  • Like 3
ارسال شده در

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتیم

در میان لاله و گل آشیانی داشتیم

میم لطفا:w02:

  • Like 2
ارسال شده در

من شكوفایی گلهای امیدم را در رؤیاها می بینم

و ندایی كه به من می گوید :

"گر چه شب تاریك است

دل قوی دار ، سحر نزدیك است "

 

حمید جان مصدق:ws37:

بفرمیو با ت

  • Like 2
ارسال شده در

تو را من چشم در راهم

شباهنگام

که میگیرند در شاخ تلاجن

سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم

تو را من چشم در راهم

میییییم:w02:

  • Like 2
ارسال شده در

مسیرِ سوزان ِ شهابی

خــّط رحیل به چشمت زند

و در ایمن تر كنج ِ گمانت

به خیال سست ِ یكی تلنگر

آبگینه عمرت

خاموش

در هم شكندsigh.gif

 

شاملو

  • Like 2
ارسال شده در

دردم از یار است و درمان نیز هم

دل فدای او شد و جان نیز هم

:smiley-gen165:میم

آقا اینجا همه قدرن شما که دیگههههههه:icon_pf (34):

  • Like 2
ارسال شده در

شما هم که هم پا دارین میان،مرسی:ws37::icon_gol:

 

من

پری كوچك غمگینی را

می شناسم كه در اقیانوسی مسكن دارد

و دلش را در یك نی لبك چوبین

می نوازد آرام آرام

پری كوچك غمگینی كه شب از یك بوسه می میرد

و سحرگاه از یك بوسه به دنیا خواهد آمد

 

فروغ فرخزاد:ws37:

بسی زیباست این شعر(نام شعر تولدی دیگر)

 

بفرمیو دال

  • Like 2
ارسال شده در

دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند

گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

(قبلا خیلی مشاعره میکردم، دیگه حضور ذهن ندارم

من این شعر فروغو دوس دارم

خوشم میاد با نو جواب میدید که دوس دارم)

دال:ws37:

  • Like 2
×
×
  • اضافه کردن...