moein.s 18985 ارسال شده در 18 مهر، 2012 هَی وای من ببخشید.مهمون ناخونده اومد در نمازم جریان دارد ماه، جریان دارد طیف سنگ از پشت نمازم پیداست همه ذرات نمازم متبلور شده است من نمازم را وقتی می خانم كه اذانش را باد، گفته باشد سر گلدستة سرو من نمازم را، پی "تكبیره الاحرام" علف می خوانم پی "قد قامت" موج سهراب عزیز 2
not found 16275 ارسال شده در 18 مهر، 2012 خواهش!! میخانم جان بی جمال جانان میل جهان ندارد هرکس که این ندارد حقا که آن ندارد دال 2
moein.s 18985 ارسال شده در 18 مهر، 2012 دیگر اینك ، این زمان كس نپرسد از كسی در كجا غروب در كجا سحرگهان اخوان ثالث نون بفرمیو 2
not found 16275 ارسال شده در 18 مهر، 2012 نماز صبح برخیزم دو دستم بر دعا باشد عزیزم هرکجا باشد نگهدارش خدا باشد بفرما دال 2
moein.s 18985 ارسال شده در 18 مهر، 2012 ما دیگه با دال گفتن عادت کردیم در گفتگوی ما فنجان تو كوهستانی ست وقتی كه به واژه های تو نما می بخشد وقتی كه واژه های ما نما می گیرند چشمان تو روح هندسی شان را در كوهستان پنهان می سازند چشمان تو روح هندسی دارند وقتی كه فنجان تو كوهستانی ست و واژه كه از كنار دست چپ تو می افتد می افتد در دهان راست من در گفتگوی ما آن دم كه نگاه صخره در نگاه پر می ماند او ضلع مربع پریدن را می داند بسی زیبا شعر می گه این یدالله رویایی 2
not found 16275 ارسال شده در 18 مهر، 2012 ماشالا حضور ذهن در دفتر رویا خانوم زرین می خونیم: چه قدر بد شده ام کافی ست خوب حساب کنی مجبور بوده ام به چند نفر سلام بگویم مجبور بوده ام به جای چند کِشیده بگویم سپاسگزارم و چند اشتباه بزرگ و کوچک دیگر ؟ که از نوشتنشان شرم می کنم مانده ام که از محضر دادگاه مربوطه تقاضای تبرئه خواهم کرد یا اشد مجازات ؟ ت لفطا 2
moein.s 18985 ارسال شده در 18 مهر، 2012 تمام طول خط از نقطه ی كه پر شده است از ابتدا كه تویی تا به انتها كه تویی ضمیر ها بدل اسم اعظم اند همه از او و ما كه منم تا من و شما كه تویی حسین منزوی یا بفرمیو 2
not found 16275 ارسال شده در 18 مهر، 2012 یاد باد آنکه صبوحی زده در مجلس انس جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود دال 2
moein.s 18985 ارسال شده در 18 مهر، 2012 دلی به روشنی باغ ارغوان دارم که با طلوع صدا می کند هزاران را و چشم های من آن چشمه های تنهایی ست به دست سوخته نیلوفران رود آرام م.آزاد(مشرف آراد تهرانی) 2
not found 16275 ارسال شده در 18 مهر، 2012 ما زهر صاحب دلی یک رشته فن آموختیم عشق از لیلی و صبر از کوهکن آموختیم گریه از مرغ سحر خودسوزی از پروانه ها صد سرا ویرانه شد تا ساختن آموختیم 2
moein.s 18985 ارسال شده در 18 مهر، 2012 می ریخت هنوز سایه های باران یک طره خیس در کنار ابرویش انگار پرانتزی بدون جفت... بازوی مسافر را با پنجه ای از هوا گرفت لبخندزنان به گردش رگبار... فغان از این همه احساس این سپانلو 2
not found 16275 ارسال شده در 18 مهر، 2012 روزها فکر من اینست و همه شب سخنم که چرا .... غافل از احوال خویشتنم من بیشتر دارم با شعراتون حال میکنم انصافا خوب میگید 2
moein.s 18985 ارسال شده در 18 مهر، 2012 شعر مال شعراست.خوشحالم لذت می برین. مخمل زلف مرا غم نقره دوزی کرد و باز بازیش با پنجه ی زربخش یاری آرزوست بی قرارم همچو گـُل در گلشن از جور نسیم دست گلچین کو؟ که در بزمم قراری آرزوست سیمیمن بهبهانی 2
...YaSss 1393 ارسال شده در 18 مهر، 2012 تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟ تو آیا با شقایق بودهای گاهی؟ نشستی پای اشکِ شمعِ گریان تا سحر یک شب؟ 3
not found 16275 ارسال شده در 18 مهر، 2012 تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟تو آیا با شقایق بودهای گاهی؟ نشستی پای اشکِ شمعِ گریان تا سحر یک شب؟ بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره بدنبال تو گشتم 3
moein.s 18985 ارسال شده در 18 مهر، 2012 من ، با سمند سرکش و جادویی شراب ، تا بی کران عالم پندار رفته ام تا دشت پرستاره ی اندیشه های گرم تا مرز ناشناخته ی مرگ و زندگی تا کوچه باغ خاطره های گریزپا ، تا شهر یادها ... فریدون مشیری 3
not found 16275 ارسال شده در 18 مهر، 2012 بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاکشاخه های شسته ، باران خورده ، پاک آسمان آبی و ابر سپید ، برگ های سبز بید ، عطر نرگس ، رقص باد ، نغمه ی شوق پرستوهای شاد ، خلوت گرم کبوترهای مست ... فریدون مشیری تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز:ws3: :smiley-gen165: ز 3
moein.s 18985 ارسال شده در 18 مهر، 2012 زخم ظریف عقربه در من بود وقتی كه دایره كامل شد معماری بیابان همراه با روایت عقربه تكرار شد من با خیال و عقربه مخلوط بودم و عقربه بر روی یك بیابان بیابان دیگری می ساخت یدالله رویایی 3
...YaSss 1393 ارسال شده در 18 مهر، 2012 تو شاهکار خالقی.... تحقیر را باور نکن.... بر روی بوم زندگی هر چیز می خواهی بکش....... زیبا و زشتش پای توست...... تقدیر را باور نکن..... 3
not found 16275 ارسال شده در 18 مهر، 2012 تو از کدامین بهارانی که سرسبز ترین سبزها در حضورت زردند و از کدامین نوری؟ که خورشید سوسوییست از نور وجودت فکر کنم شعرش خراب شد خدا منو ببخشه 2
ارسالهای توصیه شده