رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

هَی وای من ببخشید.مهمون ناخونده اومد:ws37:

 

در نمازم جریان دارد ماه، جریان دارد طیف

سنگ از پشت نمازم پیداست

همه ذرات نمازم متبلور شده است

من نمازم را وقتی می خانم

كه اذانش را باد، گفته باشد سر گلدستة سرو

من نمازم را، پی "تكبیره الاحرام" علف می خوانم

پی "قد قامت" موج

 

سهراب عزیز:ws37:

  • Like 2
ارسال شده در

خواهش!! میخانم:ws3:

جان بی جمال جانان میل جهان ندارد

هرکس که این ندارد حقا که آن ندارد

دال:icon_redface:

  • Like 2
ارسال شده در

دیگر اینك ، این زمان

كس نپرسد از كسی

در كجا غروب

در كجا سحرگهان

 

اخوان ثالث:ws37:

 

نون بفرمیو:ws3:

  • Like 2
ارسال شده در

نماز صبح برخیزم دو دستم بر دعا باشد

عزیزم هرکجا باشد نگهدارش خدا باشد

بفرما دال:banel_smiley_4:

  • Like 2
ارسال شده در

ما دیگه با دال گفتن عادت کردیم:ws3:

 

در گفتگوی ما

فنجان تو كوهستانی ست

وقتی كه به واژه های تو نما می بخشد

وقتی كه واژه های ما نما می گیرند

چشمان تو روح هندسی شان را

در كوهستان پنهان می سازند

چشمان تو روح هندسی دارند

وقتی كه فنجان تو كوهستانی ست

و واژه كه از كنار دست چپ تو

می افتد

می افتد در دهان راست من

در گفتگوی ما

آن دم كه نگاه صخره در نگاه پر

می ماند

او ضلع مربع پریدن را

می داند

 

بسی زیبا شعر می گه این یدالله رویایی:ws37:

  • Like 2
ارسال شده در

ماشالا حضور ذهن:w58:

در دفتر رویا خانوم زرین می خونیم:

چه قدر بد شده ام

کافی ست خوب حساب کنی

مجبور بوده ام به چند نفر سلام بگویم

مجبور بوده ام به جای چند کِشیده بگویم

سپاسگزارم

و چند اشتباه بزرگ و کوچک دیگر ؟

که از نوشتنشان شرم می کنم

مانده ام که

از محضر دادگاه مربوطه

تقاضای تبرئه خواهم کرد

یا اشد مجازات ؟

:whistle:

:ws3:

ت لفطا:whistle:

  • Like 2
ارسال شده در

:icon_redface:

 

تمام طول خط از نقطه ی كه پر شده است

از ابتدا كه تویی تا به انتها كه تویی

ضمیر ها بدل اسم اعظم اند همه

از او و ما كه منم تا من و شما كه تویی

 

حسین منزوی:ws37:

 

یا بفرمیو:w16:

  • Like 2
ارسال شده در

یاد باد آنکه صبوحی زده در مجلس انس

جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود

:ws3:دال

  • Like 2
ارسال شده در

دلی به روشنی باغ ارغوان دارم

که با طلوع صدا می کند هزاران را

و چشم های من آن چشمه های تنهایی ست

به دست سوخته نیلوفران رود آرام

م.آزاد(مشرف آراد تهرانی):ws37:

  • Like 2
ارسال شده در

ما زهر صاحب دلی یک رشته فن آموختیم

عشق از لیلی و صبر از کوهکن آموختیم

گریه از مرغ سحر خودسوزی از پروانه ها

صد سرا ویرانه شد تا ساختن آموختیم

:ws37:

  • Like 2
ارسال شده در

می ریخت هنوز سایه های باران

یک طره خیس در کنار ابرویش

انگار پرانتزی بدون جفت...

بازوی مسافر را

با پنجه ای از هوا گرفت

لبخندزنان به گردش رگبار...

 

فغان از این همه احساس این سپانلو:ws37:

  • Like 2
ارسال شده در

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم

که چرا .... غافل از احوال خویشتنم:ws3:

من بیشتر دارم با شعراتون حال میکنم

انصافا خوب میگید:ws37:

  • Like 2
ارسال شده در

شعر مال شعراست.خوشحالم لذت می برین.

 

مخمل زلف مرا غم نقره دوزی کرد و باز

بازیش با پنجه ی زربخش یاری آرزوست

بی قرارم همچو گـُل در گلشن از جور نسیم

دست گلچین کو؟ که در بزمم قراری آرزوست

 

سیمیمن بهبهانی:ws37:

  • Like 2
ارسال شده در

تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟

تو آیا با شقایق بوده‌ای گاهی؟

نشستی پای اشکِ شمعِ گریان تا سحر یک شب؟

 

 

  • Like 3
ارسال شده در
تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟

تو آیا با شقایق بوده‌ای گاهی؟

نشستی پای اشکِ شمعِ گریان تا سحر یک شب؟

 

 

 

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره بدنبال تو گشتم

:ws37:

  • Like 3
ارسال شده در

من ، با سمند سرکش و جادویی شراب ،

تا بی کران عالم پندار رفته ام

تا دشت پرستاره ی اندیشه های گرم

تا مرز ناشناخته ی مرگ و زندگی

تا کوچه باغ خاطره های گریزپا ،

تا شهر یادها ...

 

فریدون مشیری

  • Like 3
ارسال شده در
بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک

شاخه های شسته ، باران خورده ، پاک

آسمان آبی و ابر سپید ،

برگ های سبز بید ،

عطر نرگس ، رقص باد ،

نغمه ی شوق پرستوهای شاد ،

خلوت گرم کبوترهای مست ...

 

فریدون مشیری

 

تو نیکی میکن و در دجله انداز

که ایزد در بیابانت دهد باز:ws3::ws3::ws3:

:smiley-gen165: ز

  • Like 3
ارسال شده در

زخم ظریف عقربه در من بود

وقتی كه دایره كامل شد

معماری بیابان

همراه با روایت عقربه تكرار شد

من با خیال و عقربه مخلوط بودم

و عقربه

بر روی یك بیابان

بیابان دیگری می ساخت

یدالله رویایی:ws37:

  • Like 3
ارسال شده در

تو شاهکار خالقی....

تحقیر را باور نکن....

بر روی بوم زندگی هر چیز می خواهی بکش.......

زیبا و زشتش پای توست......

تقدیر را باور نکن.....

  • Like 3
ارسال شده در

تو از کدامین بهارانی

که سرسبز ترین سبزها در حضورت زردند

و از کدامین نوری؟

که خورشید سوسوییست از نور وجودت

 

فکر کنم شعرش خراب شد:ws3:

خدا منو ببخشه

:whistle:

  • Like 2
×
×
  • اضافه کردن...