رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

ساقی غم فردای حریفان چه خوری

پیش آر پیاله را کـه شب می گذرد

خیام

  • Like 2
ارسال شده در

دل می رود زدستم صاحب دلان خدا را

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

  • Like 2
ارسال شده در

ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده ای

ما آن شقایقیم که با داغ زاده ایم

حافظ

  • Like 3
ارسال شده در

مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس

توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند

  • Like 3
ارسال شده در

دلم خزانه اسرار بود و دست قضا

درش ببست و کليدش به دلستانی داد

حافظ

  • Like 4
ارسال شده در

دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

  • Like 3
ارسال شده در

آمده​ام چو عقل و جان از همه دیده​ها نهان

تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم

  • Like 4
ارسال شده در

مردم چشم فرومانده است در دریای اشک

مور را پای رهایی از دل گرداب نیست

رهی

  • Like 4
ارسال شده در

تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است

ای به فدای چشم تو، اين چه نگاه کردن است

  • Like 4
ارسال شده در

تنش درست و دلش شاد باد و خاطر خوش

که دست دادش و ياری ناتوانی داد

حافظ

  • Like 3
ارسال شده در

دل و دینم دل و دینم ببردست

بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش

  • Like 3
ارسال شده در

شوخی مکن که مرغ دل بی​قرار من

سودای دام عاشقی از سر به درنکرد

  • Like 2
ارسال شده در

دارم از زلف سياهت گله چندان كه مپرس

كه چنان زو شده ام بي سر و سامان كه مپرس

  • Like 3
ارسال شده در

سیر آمده ام ای خدای از هستی خویش

وز تنگدلی و تهیدستی هویش

از نیست تو هست میکنی بیرون آر

زین نیستیم به حرمت هستی خویش:sigh:

  • Like 3
ارسال شده در

شهر خالیست ز عشاق بود کز طرفی

مردی از خویش برون آید و کاری بکند

  • Like 3
ارسال شده در

دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد

که در چمن همه گلبانگ عاشقانه توست

  • Like 2
ارسال شده در

ترکیب طبایع چو بکام تو دمی است

رو شاد بزی اگر چه بر تو ستمی است

 

با اهل خرد باش که اصل تن تو

گردی و نسیمی و عنباری و دمی است

  • Like 2
ارسال شده در

تا کی به تمنای وصال تو یگانه

اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

خواهد به سر آید شب هجران تو یا نه

ای تیر غمت را دل عشاق نشانه

  • Like 2
ارسال شده در

هوا خواه توام جانا و میدانم که میدانی

که هم نادیده میبینی و هم ننوشته میخوانی

  • Like 3
ارسال شده در

یاد بگذشته به دل ماند و دریغ

نیست یاری که مرا یاد کند

دیده ام خیره به ره ماند و نداد

نامه ای تا دل من شاد کند

  • Like 3
×
×
  • اضافه کردن...