moh@mad 5513 ارسال شده در 19 اسفند، 2010 من از تو جز تو نخواهم که در طریقت عشق بغیر دوست تمنا ز دوست رسوائی است 1
sarevan 9753 ارسال شده در 19 اسفند، 2010 تا که بودیم نداستنند که هستیم باشد که نباشیم و بدانند که بودیم 2
moh@mad 5513 ارسال شده در 19 اسفند، 2010 محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست 1
sarevan 9753 ارسال شده در 19 اسفند، 2010 ترسم که عشق ز غم ما پرده در شود این راز سر به مهر به عالم ثمر شود. 1
moh@mad 5513 ارسال شده در 19 اسفند، 2010 دیدی آخر دم مردانه بجز لاف نبود بکش از مردم نامرد که حقت این است 1
sarevan 9753 ارسال شده در 19 اسفند، 2010 تو و تسبیح و مصلی و ره زهد و ورع من و میخانه و ناقوس و ره دیر و کنشت.. 3
moh@mad 5513 ارسال شده در 19 اسفند، 2010 تا بوده چشم عاشق در راه یار بوده بی آنکه وعده باشد در انتظار بوده 2
sarevan 9753 ارسال شده در 19 اسفند، 2010 هرگزم یادتو از لوح دل و جان نرود هرگز از یادمن ان سرو خرامان نرود... 2
کتایون 15177 ارسال شده در 19 اسفند، 2010 دو عالم شد ز ياد آن سمن سيما فراموشم به خاطر آنچه ميگرديد، شد يکجا فراموشم... 2
moh@mad 5513 ارسال شده در 19 اسفند، 2010 معشوق چو شمشیر جفا بر کشد از خشم عاشق چه کند گر سر خود پیش ندارد 2
کتایون 15177 ارسال شده در 19 اسفند، 2010 دلم ز پاس نفس تار میشود، چه کنم وگر نفس کشم افگار میشود، چه کنم ... 2
sarevan 9753 ارسال شده در 19 اسفند، 2010 ما را رها کنید با این رنج بی حساب با قلبی پاره پاره و سینه ای کباب// 1
moh@mad 5513 ارسال شده در 19 اسفند، 2010 بیابان دور و مقصد ناپدید و رهزنان در پی جهان تاریک و ره پر سنگ و پا لنگ است مینالم 2
کتایون 15177 ارسال شده در 19 اسفند، 2010 رفتی و در رکاب تو رفت آبروی گل چون سايه در قفای تو افتاد بوی گل ... 3
Eng HVAC 4139 ارسال شده در 19 اسفند، 2010 روزگاریست که سودای بتان دین من است غم اینکار نشاط دل غمگین من است 3
sarevan 9753 ارسال شده در 20 اسفند، 2010 هزاردشمنم گر کنند قصد هلاک گرم تو دوستی زدشمنان ندارم باک.. 2
moh@mad 5513 ارسال شده در 20 اسفند، 2010 کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم به دنبال جوانی کوره راه زندگانی را 2
ارسالهای توصیه شده