آریوبرزن 13988 ارسال شده در 17 اسفند، 2010 تا شوم روشنگر دلها به آه آتشین گرم خویی های شمع انجمن باید مرا 1
کتایون 15177 ارسال شده در 17 اسفند، 2010 اين نصيب از دولت عشق تو بس باشد مرا گر نه عشقت سايه ی من شد چرا هر گه که من... 2
moh@mad 5513 ارسال شده در 18 اسفند، 2010 نه زنجیر جفا بر گردنم تنگاست از آن گویم که عنقا را ز طوق آهنین ننگ است مینالم شعر از: نیر (آتشکده نیر) عنقا: پرنده ایست بلند پروازه در اوج پرواز میکند.
طوبی 12 ارسال شده در 18 اسفند، 2010 سوختن نیست فقط چاره کار ،باید ساخت مادر میگوید: با همه باید ساخت اما ذهن من معتقد است ،همه را باید ساخت 2
sarevan 9753 ارسال شده در 18 اسفند، 2010 تاکی به تمنای وصا ل تو یگانه اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه 2
moh@mad 5513 ارسال شده در 18 اسفند، 2010 هر چه گفتم مشو عاشق نشنیدی حالا همچو پائیز بشو زرد که حقت این است 1
Khakestari 613 ارسال شده در 18 اسفند، 2010 تو که دستت به نوشتن تاشناست دلت از جنس ل خسته ی ماست دل دریا رو نوشتی , همه دنیا رو نوشتی دل مات رو بنویس , دل ما رو بنویس ... 2
shokoofeh 887 ارسال شده در 18 اسفند، 2010 سر خوش و مست می روی دل من داری از دست می روی دل من تو برو خوب میروی بالا من که آماده نیستم حالا 2
moh@mad 5513 ارسال شده در 18 اسفند، 2010 دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش 3
shokoofeh 887 ارسال شده در 18 اسفند، 2010 شعر دبوانه ی تب آلودم شرمگین از شیار خواهش ها پیکرش را دوباره می سوزد عطش جاودان خواهش ها ................. اوش شعر بالای رو آخرشو ویرایش کردم 2
moh@mad 5513 ارسال شده در 18 اسفند، 2010 آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا 2
shokoofeh 887 ارسال شده در 18 اسفند، 2010 آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست 3
moh@mad 5513 ارسال شده در 18 اسفند، 2010 تیره گون شد کوکب بخت همایون فام من واژگون شد از سپهر واژگون اقبال من 2
shokoofeh 887 ارسال شده در 18 اسفند، 2010 نامت را به من بگو دستت را به من بده حرفت را به من بگو قلبت را به من بده من ريشههای تو را دريافتهام با لبانت برای همه لبها سخن گفتهام و دستهایت با دستان من آشناست 3
niaz 9807 ارسال شده در 18 اسفند، 2010 تاب بنفشه میدهد طره مشک سای تو پرده غنچه میدرد خنده دلگشای تو 3
moh@mad 5513 ارسال شده در 18 اسفند، 2010 وان عکس جام باده ناگاه بر تو تابد نز خویش گردی آگه نز جام نز شعاعات 2
کتایون 15177 ارسال شده در 18 اسفند، 2010 توبهی من جزع و لعل و زلف و رخسارت شکست دی که بودم روزهدار امروز هستم بتپرست ... 3
niaz 9807 ارسال شده در 18 اسفند، 2010 تو کافردل نمیبندی نقاب زلف و میترسم که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو 3
کتایون 15177 ارسال شده در 18 اسفند، 2010 وصال حالت اگر عاشقی حلال کند فراق عشق همه حالها زوال کند.... 2
ارسالهای توصیه شده