رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

دردم از یار است و درمان نیز هم

دل فدای او شد و جان نیز هم

  • Like 3
ارسال شده در

در اين سراي بي كسي كسي به در نمي زند

به دشت پر ملال ما پرنده پر نمي زند

  • Like 3
ارسال شده در

در دلش جایی اگر بود مرا

پس چرا دیده ز دیدارم بست

هر کجا مینگرم باز هم اوست

که به چشمان ترم خیره شده

  • Like 3
ارسال شده در

هاتفی از گوشۀ میخانه دوش

گفت ببخشند گنه می بنوش

لطف الهی بکند کار خویش

مژدۀ رحمت برساند سروش

  • Like 2
ارسال شده در

شعله ور در نفس خاموشش

شعر گفتم که ز دل بر دارم

بار سنگین غم عشقش را

شعر خود جلوه ای از رویش شد

  • Like 2
ارسال شده در

شراب ناب میخواهم که مردافکن بود زورش

که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش

  • Like 2
ارسال شده در

:icon_pf (34):

  • Like 3
ارسال شده در

شهری که شه و شحنه و شیخش همه مستند

شاهد شکند شیشه که بیم عسسی نیست

  • Like 2
ارسال شده در
:icon_pf (34):

چی شد؟؟

...........

تنها تر از یک برگ با بار شادی ها مهجورم

در آب های سبز تابستان

آرام میرانم

تا سرزمین مرگ

تا ساحا غم های پاییزی

...........

فروغ

  • Like 3
ارسال شده در
چی شد؟؟

...........

تنها تر از یک برگ با بار شادی ها مهجورم

در آب های سبز تابستان

آرام میرانم

تا سرزمین مرگ

تا ساحا غم های پاییزی

...........

فروغ

همزمان دادیم قاطی شد:ws3:

 

یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش

به تو میسپارم از چشم حسود چمنش

  • Like 3
ارسال شده در

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر

این سفر راه قیامت می روی تنها چرا ؟

  • Like 3
ارسال شده در
همزمان دادیم قاطی شد:ws3:

 

یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش

به تو میسپارم از چشم حسود چمنش

فکر کردم کم اوردی:ws3:

این شعرم فکر کنم اشتباه نوشتی یه خورده:ws3::icon_pf (34):

 

شهریست در کنار آن شط پرخروش

با نخل های در هم و شب های پر زنور

شهریست در کنار آن شط و قلب من

آنجا اسیر پنجه ی یک مرد پر غرور

  • Like 2
ارسال شده در
شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر

این سفر راه قیامت می روی تنها چرا ؟

اکنون منم که در دل این خلوت و سکوت

این شهر پر خروش را یاد می کنم

دل بسته ام به تو و تو او را عزیزدار

من با خیال او دل خود شاد می کنم

  • Like 4
ارسال شده در

من همان به که از او نیک نگه دارم دل

که بد و خوب ندیدست و ندارد نگهش

 

 

مرسی از همراهیتون:icon_gol:

فعلا بدرود

  • Like 3
ارسال شده در
من همان به که از او نیک نگه دارم دل

که بد و خوب ندیدست و ندارد نگهش

 

 

مرسی از همراهیتون:icon_gol:

فعلا بدرود

شب به روی شیشه های تار

می نشست آرام چون خاکستری تبدار

باد نقش سایه ها را در حیاط خانه هردم زیرو رو میکرد........

خواهش شب خوش:icon_gol:

  • Like 2
ارسال شده در
شب به روی شیشه های تار

می نشست آرام چون خاکستری تبدار

باد نقش سایه ها را در حیاط خانه هردم زیرو رو میکرد........

خواهش شب خوش:icon_gol:

با ش بدم یا د؟:ws3:

  • Like 3
ارسال شده در
با ش بدم یا د؟:ws3:

با هرکدوم راحت ترین جناب مدیر

ولی اصلش با د خواهشا:ws37:

  • Like 2
ارسال شده در

دست از طلب ندارم تا کام من برآید

یا جان رسد به جانان یا جان ز تن برآید

  • Like 3
ارسال شده در

دان و آگه باش اگر شرطی نباشد با منت

بامدادان پگه دست منست و دامنت ...

  • Like 2
ارسال شده در

تا به کی باید رف از دیاری به دیاری دیگر

نتوانم نتوانم جستن هر زمان عشقی و یاری دیگر

  • Like 3
×
×
  • اضافه کردن...