.MohammadReza. 19850 ارسال شده در 16 اسفند، 2010 روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خواست وندر طلب طعمه پرو بال بیاراست 2
کتایون 15177 ارسال شده در 16 اسفند، 2010 تا به کی در خواب شیرین روزگارم بگذرد زندگی در سنگ خارا چون شرارم بگذرد... 3
farid.wtpm 436 ارسال شده در 17 اسفند، 2010 دور از تو درو دشت پر از ناله ى من بود جامى كه ز دست تو گل اندام گرفتم 3
moh@mad 5513 ارسال شده در 17 اسفند، 2010 من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم 3
niaz 9807 ارسال شده در 17 اسفند، 2010 مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم جرس فریاد میدارد که بربندید محملها 3
کتایون 15177 ارسال شده در 17 اسفند، 2010 آتش به جانم افکند، شوق لقای دلدار از دست رفت صبرم، ای ناقه! پای بردار ... 1
moh@mad 5513 ارسال شده در 17 اسفند، 2010 روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم ساکن کوی بت عربده جویی بودیم 2
کتایون 15177 ارسال شده در 17 اسفند، 2010 من آينهي طلعت معشوق وجودم از عکس رخش مظهر انوار شهودم ... 2
moh@mad 5513 ارسال شده در 17 اسفند، 2010 مگر ره گم کند کو را گذار افتد به ما یارب فراوان کن گذار آن مه گم کرده راه اینجا 2
کتایون 15177 ارسال شده در 17 اسفند، 2010 آنانکه شمع آرزو در بزم عشق افروختند از تلخی جان کندنم، از عاشقی واسوختند... 2
moh@mad 5513 ارسال شده در 17 اسفند، 2010 دل چون شکسته سازم ز گذشته های شیرین چه ترانه های محزون که به یادگار دارد 3
niaz 9807 ارسال شده در 17 اسفند، 2010 در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت 3
کتایون 15177 ارسال شده در 17 اسفند، 2010 ترک عاشق کش من ترک جفا خوش باشد به وفا کوش که از دوست وفا خوش باشد... 2
moh@mad 5513 ارسال شده در 17 اسفند، 2010 دل صنوبریم همچو بید لرزان است زحسرت قد و بالای چون صنوبر دوست 3
niaz 9807 ارسال شده در 17 اسفند، 2010 تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد سلامت همه آفاق در سلامت توست به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد 2
Astraea 25354 ارسال شده در 17 اسفند، 2010 دست طرب از ساغر می باز مگیر امروز که در دست بجز جام نماند خیام 3
niaz 9807 ارسال شده در 17 اسفند، 2010 در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست مست از می و میخواران از نرگس مستش مست 5
AFARIN 7196 ارسال شده در 17 اسفند، 2010 تا بگویم که چه کشفم شد از این سیر و سلوک به در صومعه با بربط و پیمانه روم 3
Astraea 25354 ارسال شده در 17 اسفند، 2010 ما به آن گل از وفای خویشتن دل بسته ایم ورنه این صحرا تهی از لاله سیراب نیست 3
آریوبرزن 13988 ارسال شده در 17 اسفند، 2010 تکیه بر تاب و توان کم کن در این میدان عشق آن ز پا افتاده ای وین ناتوانی بیش نیست 1
ارسالهای توصیه شده