رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در
دارم از زلف سياهش گله چندان كه مپرس,

كه چنان زو شده ام بى سر و سامان كه مپرس.

 

كس به اميد وفا ترك دل و دين مكناد,

كه چنانم من ازين كرده پشيمان كه مپرس ...

بسیار این شعر رو دوست دارم :icon_gol:

سرمایهٔ عقل سر دیوانگیست

 

دیوانهٔ عشق مرد فرزانگیست

 

 

آنکس که شد آشنای دل از ره درد

 

با خویشتنش هزار بیگانگیست

  • Like 1
ارسال شده در

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

وجود نازکت ازرده ی گزند مباد

  • Like 2
ارسال شده در

در خلاف آمد عادت بطلب کام که من

کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم

  • Like 1
ارسال شده در

من همت باز دارم و کبر پلنگ

 

زان روی مرا نشست کوه آمد و سنگ

 

 

روزی، روزی گر دهدم چرخ دو رنگ

 

بر پر تذرو غلطم و سینهٔ رنگ

  • Like 2
ارسال شده در

گر به دیوان غزل صدرنشینم چه عجب

سال​ها بندگی صاحب دیوان کردم

  • Like 3
ارسال شده در
گر به دیوان غزل صدرنشینم چه عجب

سال​ها بندگی صاحب دیوان کردم

معلوم نشد كه در طربخانه ي خاك

نقّاش ازل بهر چه آراست مرا

  • Like 2
ارسال شده در

از بهر بوسه ای ز لبش جان همی دهم

اینم همی ستاند و آنم نمی دهد :icon_gol:

  • Like 2
ارسال شده در

درویش را نباشد برگ سرای سلطان

ماییم و کهنه دلقی که اتش در ان توان زد

  • Like 2
ارسال شده در

در دایره‌ای که آمد و رفتن ماست

 

او را نه بدایت نه نهایت پیداست

 

 

کس می نزند دمی در این معنی راست

 

کاین آمدن از کجا و رفتن بکجاست

  • Like 1
ارسال شده در

تو را من چشم در راهم

شباهنگام که میگیرد در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی

و زان دل خستگانت راست انبوهی فراهم

تو را من چشم در راهم

  • Like 2
ارسال شده در

محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت

مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست

 

گفت مستی زان سبب افتان و خیزان میروی

گفت جرم راه رفتن نیست ره هموار نیست

  • Like 3
ارسال شده در

تا چند اسیر عقل هر روزه شویم

 

در دهر چه صد ساله چه یکروزه شویم

 

 

در ده تو بکاسه می از آن پیش که ما

 

در کارگه کوزه‌گران کوزه شویم

  • Like 2
ارسال شده در

ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی است.

حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالی است

  • Like 2
ارسال شده در

تو را ز حال پریشان ما چه غم دارد

 

اگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد

  • Like 4
ارسال شده در

دل عاشق به پیغامی بسازد

خمارآلوده با جامی بسازد

 

مرا کیفیت چشم تو کافی است

ریاضت کش به بادامی بسازد

  • Like 4
ارسال شده در
دل عاشق به پیغامی بسازد

خمارآلوده با جامی بسازد

 

مرا کیفیت چشم تو کافی است

ریاضت کش به بادامی بسازد

 

 

 

در اصل ز انديشه ي دوري فرياد

در هجر ز درد ناصبوري فرياد

  • Like 5
ارسال شده در

دل تو کی ز حالم با خبر بی

کجا رحمت باین خونین جگر بی

 

تو که خونین جگر هرگز نبودی

کی از خونین جگرها با خبر بی

  • Like 3
ارسال شده در

یک شبی پروانگان جمع آمدند

در مضیفی طالب شمع آمدند

جمله می گفتند می باید یکی

کو خبر آرد ز مطلوب اندکی

  • Like 5
ارسال شده در
یک شبی پروانگان جمع آمدند

در مضیفی طالب شمع آمدند

جمله می گفتند می باید یکی

کو خبر آرد ز مطلوب اندکی

 

 

 

يك جرعه ي مي ز ملك كاوس به است

از تخت قباد و ملكت طوس به است

هر ناله كه زندي به سحرگاه زند

از طاعت زاهدان سالوس به است

  • Like 3
ارسال شده در

ته که ناخوانده‌ای علم سماوات

ته که نابرده‌ای ره در خرابات

 

ته که سود و زیان خود ندانی

بیاران کی رسی هیهات هیهات

  • Like 3
×
×
  • اضافه کردن...