رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در
چقد معنا داره این روزها:icon_gol:

دریاب که از روح جدا خواهی رفت

 

در پرده اسرار فنا خواهی رفت

 

 

می نوش ندانی از کجا آمده‌ای

 

خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت

 

 

 

تا زهره و مه در آسمان گشت پديد

بهتر ز مي ناب كسي هيچ نديد

من در عجبم ز مي فروشان كا يشان

به زانكه فروشنده چه خواهند خريد

  • Like 2
ارسال شده در

دل خسته و زار و ناتوانم ز غمت

 

خونابه ز دیده می‌برانم ز غمت

 

 

هر چند به لب رسیده جانم ز غمت

 

غمگین مانم چو باز مانم ز غمت:icon_gol:

  • Like 1
ارسال شده در

تو قرص ماهی و من برکه ای که می خشکد

خود این خلاصه ی غمهای روزگار منست

  • Like 1
ارسال شده در

ترک دنیا هرکه کرد از زهد خویش

پیش آمد پیش او دنیا و بیش

  • Like 4
ارسال شده در

شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش

که تا یکدم بیاسایم ز دنیا و شرو شورش

  • Like 5
ارسال شده در

شکر می گوید خدا را فاخته

بر درخت و برگ شب ناساخته

  • Like 3
ارسال شده در

هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا

 

چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا

 

 

معلوم نشد که در طربخانه خاک

 

نقاش ازل بهر چه آراست مرا

  • Like 4
ارسال شده در

آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست؟

خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد؟

کس نمی گوید که یاری داشت حق دوستی

حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد؟

لعلی ار کان مروت بر نیامد سالهاست

تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد؟

شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار

مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد؟

گوی توفیق و کرامت در میان افکنده اند

کس به میدان در نمی آید سواران را چه شد؟

صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست

عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد؟:ws44::ws44::ws44::ws44::ws44::ws44:

  • Like 3
ارسال شده در

دارم ز جان اي مه‌لقا مهر تو پنهان در بغل

باشد مرا از فرغتت داغ فراوان در بغل

 

 

در كنج عزلت سربرم دور از رقيبان دغل

هر شب خيالت را كِشم اي ماه تابان در بغل

 

  • Like 3
ارسال شده در

لاله داغدیده را مانم

کشت آفت رسیده را مانم

 

دست تقدیر از تو دورم کرد

گل از شاخ چیده را مانم

 

نتوان بر گرفتنم از خاک

اشک از رخ چکیده را مانم...

  • Like 2
ارسال شده در

محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد

قصه ماست که در هر سر بازار بماند

  • Like 2
ارسال شده در

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

  • Like 3
ارسال شده در
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

زاهد،خوشدل كه ترك ِ دنيا كرده

مِي خواره خجل كه معصيت ها كرده

ترسم كه كند اميد و بيم آخر كار

ناكره چو كرده،كرده چون ناكرده

  • Like 3
ارسال شده در

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی

که هنوز من نبودم و تو در دلم نشستی

  • Like 4
ارسال شده در
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی

که هنوز من نبودم و تو در دلم نشستی

 

 

 

يا رب به كرم به من درويش نگر

در من منگر در كرم خويش نگر

  • Like 2
ارسال شده در

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

زکجا آمده ام امدنم بهر چه بود

به کجا میروم اخر ننمای وطنم

  • Like 3
ارسال شده در

مگذار که غصه در میانت گیرد

 

یا وسوسه‌های این جهانت گیرد

 

 

رو شربت عشق در دهان نه شب و روز

 

زان پیش که حکم حق دهانت گیرد:icon_gol::w16:

  • Like 2
ارسال شده در

روا نباشد اگر ز من کناره جویی

که من ز بهر تو از جهان کناره کردم...

  • Like 2
ارسال شده در
روا نباشد اگر ز من کناره جویی

که من ز بهر تو از جهان کناره کردم...

 

مسلمانان مرا وقتي دلي بود

كه با وي گفتمي گر مشكلي بود

به گردابي چو مي افتادم از غم

به تدبيرش اميد ساحلي بود

  • Like 2
ارسال شده در

در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما

  • Like 2
×
×
  • اضافه کردن...