رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در
طنز :

 

توهم ميزني دختر

دلت خورشييد مي خواهد ؟!

نميدانم چرا خورشييييد !

نمي داني چه مي خواهد ؟؟

 

دلت يك مااه ميخواهد

كه عمري در برت باشد ...

كه نورش مرهمي بر دل

دواي ه مرهمي باشد

دمه شما گرم:icon_gol::w16:

دلدار مرا وعده دهد نشنومش

 

بر مصحف اگر دست نهد نشنومش

 

 

گوید والله که نشنوی نشنومت

 

خواهد که به اینها بجهد نشنومش:ws3:

  • Like 3
ارسال شده در
دمه شما گرم:icon_gol::w16:

دلدار مرا وعده دهد نشنومش

 

بر مصحف اگر دست نهد نشنومش

 

 

گوید والله که نشنوی نشنومت

 

خواهد که به اینها بجهد نشنومش:ws3:

شب ، نواي سرد باران ، مي وزيد

ميشنيدي ؟ واااي از غم مي وزيد

گفتم اي باران هستي بخش عشق

او برفت و همچو طوفان ، ميوزيد :ws44:

  • Like 3
ارسال شده در
شب ، نواي سرد باران ، مي وزيد

ميشنيدي ؟ واااي از غم مي وزيد

گفتم اي باران هستي بخش عشق

او برفت و همچو طوفان ، ميوزيد :ws44:

 

 

 

دارم اميد عاطفتي از جانب دوست

كردم جنايتي اميدم به عفو اوست

دانم كه بگزرد ز سر جرم من كه او

گر چه پريوش است وليكن فرشته خوست

  • Like 3
ارسال شده در

تو را خبر ز دل بی قرار باید و نیست

غم تو هست ولی غمگسار باید و نیست

 

اسیر گریه ی بی اختیار خویشتنم

فغان که در کف من اختیار باید و نیست

  • Like 2
ارسال شده در

تاب بنفشه می دهد طره ی مشکسای تو

پرده غنچه می درد خنده ی دلگشای تو

 

ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز

کز سر صدق می کند شب همه شب دعای تو

  • Like 3
ارسال شده در
تاب بنفشه می دهد طره ی مشکسای تو

پرده غنچه می درد خنده ی دلگشای تو

 

ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز

کز سر صدق می کند شب همه شب دعای تو

 

 

 

وقت سحر است خيز طرفه پسر

پر باده ي لعل كن بلورين ساغر

  • Like 3
ارسال شده در

راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست

آنجا جز آنکه جان بسپارند هیچ چاره نیست

  • Like 3
ارسال شده در

تابد فروغ مهر و مه از قطره های اشک

باران صبحگاه ندارد صفای اشک

 

گوهر به تابناکی و پاکی چو اشک نیست

روشندلی کجاست که داند بهای اشک ؟

  • Like 4
ارسال شده در

کم کن طمع از جهان و می‌زی خرسند

 

از نیک و بد زمانه بگسل پیوند

 

 

می در کف و زلف دلبری گیر که زود

 

هم بگذرد و نماند این روزی چند

  • Like 3
ارسال شده در

دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند

پنهان خورید باده که تزویر می کنند

ناموس عشق و رونق عشاق می برند

عیب جوان و سرزنش پیر می کنند

  • Like 2
ارسال شده در
دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند

پنهان خورید باده که تزویر می کنند

ناموس عشق و رونق عشاق می برند

عیب جوان و سرزنش پیر می کنند

 

دست در حلقه آن زلف دو تا نتوان كرد

تكيه بر عهد تو و باد صبا نتوان كرد

آن چه سعي است من اندر طلبت بنمايم

اينقدر هست كه تغيير قضا نتوان كرد

  • Like 2
ارسال شده در

دیر آمدی ای نگار سرمست

زودت ندهیم دامن از دست:icon_gol:

  • Like 2
ارسال شده در

[QUOTE=armstrong;185559]دیر آمدی ای نگار سرمست

زودت ندهیم دامن از دست:icon_gol:

 

 

تا دل هرزه گرو من رفت به چنين زُلف او

زان سفر دراز خود عزم وطن نمي كند

  • Like 2
ارسال شده در

دردا و حسرتا که عنانم ز دست رفت

دستم نمی رسد که بگیرم عنان دوست:icon_gol:

  • Like 3
ارسال شده در
دردا و حسرتا که عنانم ز دست رفت

دستم نمی رسد که بگیرم عنان دوست:icon_gol:

 

 

"گر مي نخوري طعنه مزن مستان را

بنياد مكن تو حيله و دستان را

تو غره بدان مشو كه مَي مي نخوري

صدلقمه خوري كه مَي غلام است آن را"

  • Like 3
ارسال شده در

الا ای باد شبگیری،بگوی آن ماه مجلس را

تو آزادی و خلقی در غم رویت گرفتاران:icon_gol:

  • Like 3
ارسال شده در

نیکی و بدی که در نهاد بشر است

 

شادی و غمی که در قضا و قدر است

 

 

با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل

 

چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است

  • Like 3
ارسال شده در

تا چند اسير رنگ و بو خواهي شد

چند از پي هر زشت و نكو خواهي شد

گر چشمه ي زمزمي و گر آب حيات

آخر به دل خاك فرو خواهي شد

 

  • Like 3
ارسال شده در

دیدی که غم عشق دگر بار چه کرد

چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

  • Like 3
ارسال شده در
تا چند اسير رنگ و بو خواهي شد

چند از پي هر زشت و نكو خواهي شد

گر چشمه ي زمزمي و گر آب حيات

آخر به دل خاك فرو خواهي شد

 

چقد معنا داره این روزها:icon_gol:

دریاب که از روح جدا خواهی رفت

 

در پرده اسرار فنا خواهی رفت

 

 

می نوش ندانی از کجا آمده‌ای

 

خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت

  • Like 2
×
×
  • اضافه کردن...