رفتن به مطلب

وصف حالتان با زبان شعر


*Polaris*

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

سالها به دنبال نیمه گمشده ام گشتم تا پیدایش کردم واو به آرامی آرامشم را برد ودر کمال خونسردی قلبم را کشت اما من هنوز دوستش دارم مثل روز اول

  • Like 3
ارسال شده در

به پات سوختمو ساختم وهیچی نگفتم حق من این نبود

تو بگو بعد این همه سال خوبی جواب قلب من این نبود...

  • Like 3
ارسال شده در

ای خدایم یاورم نور دو چشمان ترم

من ندارم جز تو درفکر و سرشت و باورم

بعداز این من از کسی چیزی نخواهم جز خدا

گرکسی را مستحق بینم کنم جانم فدا :w16:

  • Like 3
ارسال شده در

از فحش راننده تاکسی به من

از متلک جنسی من به زن

از بوق ممتد و بی اختیار

از هرزه بازیه موتور سوار

 

از آب میوه و طعم اسید

احساس رخوت و دردی شدید

در مهره های کژ تو کمر

از این دم و بازدم بی ثمر

 

احساس خوب کمی خودکشی

یه سیم آخر و آدم کشی

اعدام این زن زیر پتو

و طعم خوابیدن از روبرو

 

خط روی ماشین همسایه ها

تعقیب روز و شب سایه ها

هرشب تجاوز به یک خاطره

از هم دریده شدن یکسره....

اینگونه بی تو ببین چنگ بر آسمان میزنم بی محابا...

اینگونه بی تو ببین چنگ بر آسمان میزنم بی محابا...

  • Like 3
ارسال شده در

خدای احساس ..درمون درد من...

  • Like 3
ارسال شده در

هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم

اندوه بزرگی ست چه باشی چه نباشی

ای باد سبک سار ،ای بادسبکسار...مرا بگذر و بگذار...مرابگذروبگذار

هشدارکه ارامش مارا....نخراشی...

:hanghead:

  • Like 2
ارسال شده در

واقعي بوديم ، باورمان نكردند ، مجازي شديم ، فيلترمان كردند !و چه دنيايي ساخته‌اند براي ما نسل سوخته ...

اما من گاهی ادمهای دنیای مجازی را

به ادمهای اطرافم ترجیح میدهم!

وقتی بی ترس از قضاوت ادمها ...

از دردها و دغدغه هایم میگویم

گاهی درد دل بعضی ها انگار...

حرفهای دل توست ...که انقدر نگفتی باورت شده بی دردی و دلیل این بغض که همیشه با توست و نفس کشیدن را برایت سخت میکند نمیفهمی!

  • Like 2
ارسال شده در

راستی...

دروغ گــــــــــفتن را نـیـــــــــزخــــــــــو ب یاد گــــــرفتــــه ام...

 

"حــــــــال مـــــن خـــــــــوب اســــت"....

 

خــــــــوب خـــــــــــــوب....

 

 

 

"حسین پناهی"

ارسال شده در

چه بگویم؟ سخنی نیست.

می وزد از سر امید نسیمی،

لیک، تا زمزمه ای ساز کند

در همه خلوت صحرا

به ره اش

نارونی نیست.

چه بگویم؟ سخنی نیست.

* * *

پشت درهای فروبسته

شب از دشنه و دشمن پر

به کج اندیشی

خاموش

نشسته ست.

بام ها

زیر فشار شب

کج،

کوچه

از آمد و رفت شب بدچشم سمج

خسته ست.

* * *

چه بگویم؟ سخنی نیست.

در همه خلوت این شهر، آوا

جز ز موشی که دراند کفنی، نیست.

وندر این ظلمت جا

جز سیانوحه ی شومرده زنی، نیست.

ور نسیمی جنبد

به ره اش

نجوا را

نارونی نیست.

چه بگویم؟

سخنی نیست...

  • Like 3
ارسال شده در

اگر سنگ، سنگ ...

اگر آدمی، آدمی است

 

اگر هر کسی جز خودش نیست

 

اگر این همه آشکارا بدیهی است

 

چرا هر شب و روز، هر بار

 

بناچار

 

هزاران دلیل و سند لازم است

 

که ثابت کند:

 

تو تویی؟

 

هزاران دلیل و سند

 

که ثابت کند ...  

  • Like 3
ارسال شده در

دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده...

اینقدردورم ازتو که..دنیا فراموشم شده...

.

.

.

تنهامدارامیکنی..دنیاعجب جایی شده...

  • Like 3
ارسال شده در

[font=courier

new,courier,monospace]م[/font][font=courier

new,courier,monospace]ن این روزاتو دوس دارم,همین روزا که میخندی[/font]

[font=courier

new,courier,monospace]نگاهت میکنم وقتی چشاتو ناز میبندی[/font]

تو آغوش تو میخوابم,همه حسم شده عادت

یه دنیا هم نمیتونن بگن برگرد از این حالت

 

feee3d9259e6f4077b79423ecc981d41-425

  • Like 4
  • 2 هفته بعد...
ارسال شده در

اشتبـــاه مــن ایـن بــود ....

هــر جــا رنــجیدم ، لبــخند زدمـ ....

فــکر کــردند درد نــدارد ، سنــگین تر زدنــد ضــربه هارا

  • Like 2
ارسال شده در

Last scene of all,

That ends this strange, eventful history,

Is second childishness, and mere oblivion,

sans teeth, sans eyes, sans taste, sans everything ...

  • Like 3
ارسال شده در

چشم وا کردم از تو بنویسم

لای در باز و باد می آمد

از مسیری که رفته بودی داشتـــ

موجی از انجماد می آمد....

  • Like 2
ارسال شده در

شب است اینجا شبی تاریک وظلمانی

شبی تا عمق طوفانی

شب است اینجا شبی همچون شب ثالث

شبی مغموم بی وارث

شب است اینجا شبی .............

  • Like 1
ارسال شده در

تورامن چشم درراهم...

  • Like 1
ارسال شده در

روزهایی که بی تو می گذرد

گرچه با یاد توست ثانیه هاش

آرزو باز می کشد فریاد

در کنار تو می گذشت ای کاش...

  • Like 1
ارسال شده در

توی دلم یه پادگان سرباز

انگار رختاشونو میشورن..

  • Like 2
ارسال شده در

بغض سنگین مرا دیوار می فهمد فقط

جنگجویی خسته از پیکار می فهمد فقط

زندگی بعد از تو را آن بی گناهی که تنش

نیمه جان ماندست روی دار می فهمد فقط

سعی کردم بهترین باشم... نشد، درد مرا

غنچه ای پژمرده در گلزار می فهمد فقط

غیر لیلا رنج مجنون را نمی فهمد کسی

آنچه آمد بر سرم را یار می فهمد فقط

ای گلم هرکس که محوت شد مرا تحقیر کرد

حس عاشق بودنم را خار می فهمد فقط

حرف بسیار است اما هیچکس همدرد نیست

جای خالی تورا سیگار می فهمد فقط

حرف دکترها قبول آرام می گیرم ولی

حرف یک بیمار را بیمار می فهمد فقط

تنشه ی یک لحظه دیدار توام...حال مرا

روزه داری لحظه ی افطار می فهمد فقط

(مهدی نور قربانی)

  • Like 7
×
×
  • اضافه کردن...