Tamana73 28837 ارسال شده در 8 اسفند، 2014 شب که می شود نبودن هایت را زیر بالشتم می گذارم و شجاعتم را زیر سوال می برم دوام می آورم تا فردا 2
uzf 1982 ارسال شده در 8 اسفند، 2014 هزار راه را نرفته ام --------- هزار قصه را نخوانده ام -----------ولی برای من بس است------------------همان تو را که دیده ام 2
uzf 1982 ارسال شده در 9 اسفند، 2014 نقطه ای بر صفحه عالم شدیم ---------------- قبل خلقت غرق در ماتم شدیم 2
Tamana73 28837 ارسال شده در 9 اسفند، 2014 چـقـــــدر سخــــت اســـت، کـه لبـــریـــز بـاشی از " گـفـتـــــن " ولــی ….. در هـیـــــــچ ســویـــت محـــرمـی نبـاشد 4
Nazanin.ad 6896 ارسال شده در 10 اسفند، 2014 قطار میرود تو میروی تمام ایستگاه میرود و من چقدر سادهام که سالهای سال در انتظار تو کنار این قطار رفته ایستادهام و همچنان به نردههای ایستگاه رفته تکیه دادهام! 4
Tamana73 28837 ارسال شده در 10 اسفند، 2014 فراموشش کرده ام... فقط... گاهی بی اختیار اسمش را که میشنوم.... میشکنم...! 3
wensen 205 ارسال شده در 11 اسفند، 2014 دنگ..،دنگ.. ساعت گیج زمان در شب عمر می زند پی در پی زنگ. زهر این فکر که این دم گذر است می شود نقش به دیوار رگ هستی من... لحظه ها می گذرد آنچه بگذشت ، نمی آید باز قصه ای هست که هرگز دیگر نتواند شد آغاز... سهراب سپهری 1
Tamana73 28837 ارسال شده در 11 اسفند، 2014 مـــن هم چون عروسکیـــم کــــه دلـــش می خـــــواهد زار زار بگـــرید ولـــی خنده بـــر لبانــش دوخـــته انــد...! 3
uzf 1982 ارسال شده در 11 اسفند، 2014 ابرها گریستند سنگها شکستند اما تو خم به ابرو نیاوردی چه بی رحمانه شکستن غرورم را تماشا کردی و دم نزدی 2
AloneAstronomer 684 ارسال شده در 11 اسفند، 2014 برسان باده که غم روی نمود ای ساقی این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی 3
e.t 1423 ارسال شده در 12 اسفند، 2014 میدونی! حالم این روزا بدتر از همست اخه هرکی رسید دل ساده ی من رو شکست . قول بده که تو . از پیشم نری واسه من دیگه عاشقی جاده ی یک طرفست. میمیرم بری (( اخرین دفعست)) 2
Tamana73 28837 ارسال شده در 13 اسفند، 2014 لبخند تو را چند صباحیست ندیدم یک بار دگر خانه ات آباد،بگو سیـب 1
uzf 1982 ارسال شده در 13 اسفند، 2014 پروانه ام و به گرد شمع رخ تو می سوزم می میرم و بازبا هر نفست دوباره بر می خیزم 1
Tamana73 28837 ارسال شده در 13 اسفند، 2014 ذهنـــم فلـــــج می شود وقتــــــی می خــوانمــت و تــــــو نمی گویی جانــــــم ؟ 1
uzf 1982 ارسال شده در 13 اسفند، 2014 شاعر از کوچه مهتاب گذشت لیک شعری نسرود نه که معشوقه نداشت نه که شوریده نبود سالها بود دگر عشق خریدار نداشت 2
Tamana73 28837 ارسال شده در 13 اسفند، 2014 عمریست نشسته ام پای لرز خربزه هایی که هیچوقت یادم نمی آید کی؟! خوردمشان… 4
ارسالهای توصیه شده