-
تعداد ارسال ها
10663 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط sam arch
-
دانلود جزوه معماری معاصر دکتر حامد کامل نیا
sam arch پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در جزوه های معماری
این جزوه که توسط دکتر حامد کامل نیا ، در 124 صفحه تدوین گردیده و شامل خلاصه ای از نحوه شروع معماری مدرن می باشد و ابتدا با مقدماتی پیرامون رنسانس آغاز می گردد،سپس به انغلاب صنعتی و تحولات پس از آن می پردازد و در ادامه به گرایش های معماری مدرن و سپس پست مدرن می پردازد،درفصل آخر نیز به معماری معاصر ایران پرداخته می شود،با توجه به اینکه منابع جزوه از کتاب های اصلی و مرجع کنکور ارشد معماری تهیه گردیده است،مطالعه این جزوه به داوطلبان کنکور توصیه می گردد.همچنین به اطلاع می رساند که در سال های اخیر این جزوه از منابع اصلی طرح سوال های معماری معاصر در کنکور ارشد سراسری بوده است حجم: 8 مگابایت تعداد صفحات: 124 صفحه فرمت فایل جزوه: pdf منبع: bankarc.ir Dr Hamed KamelNia.rar-
- معماری معاصر
- جزوه معماری معاصر
- (و 4 مورد دیگر)
-
نظر سنجی: مسابقه 1000 امتیازی تالار ادبیات به مناسبت تولد انجمن
sam arch پاسخی برای Sepideh.mt ارسال کرد در موضوع : مسابقات ادبی
این اصطلاح "جناب" که از تاپیک تشخیص هویت استارتش زده شد..دیگه رو من موند...آرتاش جان تا باشد که من هم یک پسوندی یا پیشوندی به اسم شما ببندم که ماندگار شود و همه گیر . . . خدمت علیرضا عزیز سلام دارم بله...حداقل دوست محترمم بهار رو من دعوت کردم...سایر دوستان رو الان رفتم پروفایلشون ولی من دعوتشون نکرده بودم... به دوست محترمم بهار خانوم ایرادی وارد نیست... چون اشتباه از من بوده... هم از شرکت کننده ها و هم البته از خود بهار خانوم عذرخواهی می کنم..که به خاطر بی دقتی من الان اینجا مورد خطاب قرار گرفت... من روشم برای دعوت اینه که از لیست دوستام شروع می کنم بعد همین جوری از داخل پروفایل دوستام می پرم تو پروفایل دوستاشون و تبلیغ میکنم..تبلیغ چهره به چهره..اشتباه شد دیگه در این یک مورد ...جای توجیه هم نداره... من 20 نفر رو فقط دعوت می کردم بدون یک اشتباه..خیلی بهتر بود تا 40 نفر رو دعوت کنم و این اشتباه رو انجام بدم... این وسط حداقل یک مورد شما درست می گین... من باز عذرخواهی می کنم. و باز تاکید می کنم ایراد کار از کسی که دعوتش کردم نبوده و به من بر میگیرده... موخره به نوشته ی سپیده خانوم: شب ها که ما میخوابیم...خانوم پلیسه بیداره- 39 پاسخ
-
- 3
-
-
خلاصه ای از مباحث معماری معاصر در قالب درسگفتار
sam arch پاسخی برای sam arch ارسال کرد در موضوع : سبک های معماری
انجمن هنری خروس جنگي: در نقاشي ايران دهه 40 مكتبي تحت عنوان مكتب خروس جنگي به وجودآمد. يك عده از نقاشان ايراني كه به فرانسه رفتند پس از بازگشت به ايرا ن قد علم مي كنند علیه نقاشي هاي آن روز و نقد های جدی می نویسند. يكي از اعضاي برجسته اين گروه استاد جليل ضياءپور بود. جليل ضياءپور آنها مدتي نشريه اي به نام خروس جنگي داشتند كه نقدهاي بسيار تند و تيزي راجع به سيستم هنري ايران مي نوشتند. از دل اين مكتب خروس جنگي، مكتب سقاخونه به وجود آمد. اين مكتب (سقا خانه) استفاده از المانهاي گذشته را رايج كرد: قفل، زنجير،دخيل، شمع، دست نمادين حضرت عباس و شبكه هاي توري سقاخونه كه دستمايه الهام براي يك جريان نوگرا در نقاشي ايران شد كه منتقدين نام آن را مكتب سقا خونه گذاشتند. به عنوان مثال: حسين زنده رودي، مسعود عربشاهي جزء اين مكتب بودند. کار نقاشان مكتب سقاخونه جنبه انتزاعي داشت. كارهايشان و خيلي ذغدغه مردم و جامعه را نداشتند. احسان یارشاطر در نقدی که بر نقاشی نوگرای ایران نوشته بر این مسئله تاکید نموده است. بهمن محصص هم از نقاشان مطرح ايران است كه نقدهاي شديدي نسبت به ماشيني شدن زندگي و به خصوص تاثير زياد مقولات جنسي در زندگي مدرن داشت. فرح اصولي: نقاشی است كه تركيب سنت و مدرنيته را در نقاشی هایش مطرح کرده است. او اساس کارش را بر نقاشيهاي موندريان قرار میدهد و آنرا با صحنه هاي از مينياتور ايراني تركيب مي كند. پرويز تناولي: استاد مجسمه سازي ايران. او احياگر مجسمه سازي معاصر ايران است. در قبل از اسلام مجسمه سازي د رايران بسيار رواج داشته (6000 سال پيش تا اسلام مانند مجسمه هایی که در تخت جمشيد دیده ایم.) بعد از اسلام، مجسمه سازی به دليل مسائل شرعي و جلوگيري از بت پرستي منسوخ شد. مجمسمه سازي حرام اعلام شد. يكي از دلايل پيشرفت خوشنويسي در ايران ممنوعيت مجسمه سازي بود. او اولين كسي بود كه مجسمه سازي را در ايران بعد از ممنوعيتش مطرح كرد. او در اواخر دهه 30 و اوايل دهه 40 به صورت جدي به عنوان مجسمه ساز مطرح مي شود. او فرهاد را كه در اشعار نظامي مشهور بود و به عشق شيرين كوه را مي كند، پدر مجسمه سازي ايران معرفي مي كند و مجسمه اي با نقش فرهاد كوهكن توليد مي كند. او از بنياد فرح پهلوي بورس دريافت مي كند و به ايتاليا مي رود و دوره تخصصي مجسمه سازي با برنز را مي گذراند و يك كارگاه كامل و مجهز مجسمه سازي با برنز براي او در كرج خريداري مي شود و بسيار مورد حمايت قرار مي گيرد. او جزء برترين مجسمه سازان ايران و مطرح در سطح جهانيست. اكثر مضامين كارهاش را از تاريخ و فرهنگ گذشته ايران گرفته مانند: تخت گاه داريوش، پرويز تناولي در دوره اي از كارش بحثي به نام «هيچ» را مطرح مي كند كه بار معنايي و مفهومي زيادي دارد و چندين سال اين مقوله را در آثارش مطرح مي كند. مانند: قفس هيچ و قفس هيچ. در پارك شفق تهران، مجموعه فرهنگي نياورن، تئاتر شهر مجسمه هایی از آثار او قرار دارد. همه اشخاص ذكر شده در بالا به نوعي در جنبش پست مدرن ايران قرار مي گيرند، يعني نگاه به گذشته را در كارهاشان داشتند. نمونه اثر وی كامران طباطبائي ديبا: او پسر عموي فرح ديبا بوده و به دليل روابطي كه با دربار داشت مجبور به ترك ايران شد. پیش از انقلاب بسيار در بنياد فرح نفوذ داشت. او در آمريكا تحصيل كرد. و بعد به ايران بازگشت. وي اكنون در اسپانيا زندگي مي كند. اولين كار او پس از ورود به ايران مجموعه پارك شفق در يوسف آباد تهران است كه مورد توجه عموم قرار گرفت. او از معماري گذشته ايران در كارهايش استفاده كرده. مصالح آن آجر است استفاده از طاق، سه دري، قوس، آجر، رواق به عنوان عناصری ار تاریخ معماری ایران در این کار شاخص است. مجموعه موزه هنرهاي معاصر تهران از ديگر آثار اوست. به عقيده بسياري از منتقدين، این اثر يكي از بهترين آثار 90 سال گذشته ی معماري ایران است. از مفاهيم زيادي كه در معماري گذشته ايران وجود داشته در آن استفاده كرده از جمله: حياط مركزي، المان بادگیر كه از آن استفاده فرمال كرده به شكل نورگير. استفاده از مصالح سنتي در كنار مصالح مدرن: نماي سنگي دركنار بتن اكسپوز، از نكته هاي مهم ديگر اين كار، تناسبات انساني است، ساختمان افقي و كشيده است، مقوله سير كولاسيون اين موزه به خوبي حل شده و در نهايت هيچ مسير را به صورت تكراري بيننده طي نخواهد كرد . موزه ی هنرهای معاصر مجموعه شهرك شوشتر نو: از ديگر آثار اوست كه باعث شد جايزه آقاخان را برنده شود. اين مجموعه در خوزستان و در مجاورت شهر شوشتر كهن واقع است. صنعت اصلي خوزستان قند و شكر است و این شهرک براي اسكان كارمندان و كارگران كارخانه نيشكر طراحي شد. شهرک شوشتر نو جايزه آقاخان: جايزه اي است كه فردي به نام آقا خان كه يكي از افراد مذهبي و سياسي است در فرقه اسماعيليه – او سرمايه دار عظيمي است – هر چند سال به بهترين بنايي كه در كشورهاي اسلامي ساخته مي شود، جايزه مي دهند در سال 1354 اين جايزه به كامران ديبا تعلق گرفت (به اين مجموعه ) افرادي نظير: ذاها حديد، فرانك گري، فرشيد موسوي از داوران جايزه آقاخان بوده اند. پروژه جداره سازي دروازه قرآن در شيراز كار مهرداد ايروانيان، پارك جمشيديه تهران، كار حسين پاسبان حضرت و فرهاد ابوضياء نيز جايزه آقاخان را برنده شده اند. شهرك شوشتر نو با الهام از شهرسازي قديم شوشتر و دزفول ساخته شده است. داراي مركز محله هاي 2 طبقه اي است كه خانمها در طبقه فوقاني قرار مي گرفتند، چه در مراسم شادي و چه در عزاداريها. نماز خانه اي در محوطه موزه فرش تهران از ديگر آثار كامران ديباست. اولين نمونه اي است كه از شكاف نور به عنوان مهراب استفاده كرده. اين نمازخانه در اوج سادگي طراحي شده (موزه فرش كار دفتر عبدالعزيز فرمان فرمائيان است) در كليساي نور تادائو آندو، در ضلع مهراب صليبي قرار داده كه نور از آن مي تابد، كامران ديبا قبل از او اين كار را نجام داده است. اين پروژه از دو مكعب تشكيل شده، مكعب داخلي رو به قبله چرخيده، دو شكاف در آن قرار دارد كه ضلع مهراب است. بسيار مينيماليستي و ساده طراحي شده . شهرك دانشگاهي جندي شاپور در اهواز: از كارهاي ديگر كامران ديباست. اسم شركت آنها مهندسين مشاور داض بود. مخفف ديبا و امجد و ؟ بود. مجموعه هاي مسكوني كه جهت اساتيد طراحي كرد، فضاهاي سايه انداز در نماي جلو دارد. ساختمان اداري دانشگاه كه داراي حياط مركزي مسقف است و مسجد دانشگاه که او در اين ساختمان بدعت تازه اي آورد و گريو گنبد را تا پايين و روي زمين ادامه داد. فرهنگسراي نياوران: از ديگر آثار اوست. رويكردي شبيه به موزه هنرهاي معاصر دارد. او جزء اولين كساني بود كه از سنگ مرمر براي نوررساني به محيط داخل با كيفيت متفاوت استفاده كرد. او در این پروژه از بتن اكسپوز بيشتر استفاده كرد. مجله معمار شماره 10 مجموعه آثار کامران دیبا را معرفی کرده است. -
خلاصه ای از مباحث معماری معاصر در قالب درسگفتار
sam arch پاسخی برای sam arch ارسال کرد در موضوع : سبک های معماری
از دهه 40 خورشیدی در ايران گرايشات پست مدرنيستي به وجود آمد. به دليل تمايلات ناسيوناليستي رضا شاه و اينكه خاندان پهلوي به نوعي به تاريخ قبل از اسلام در ايران وصل شوند (هخامنشيان يا ساساني) نوعي نگاه به گذشته و عزت و احترام براي معماري گذشته حاكم بود. در آثار ايران در دوره مدرن نيز نگاه به گذشته در معماري به خوبي مشهود است. مثلا در كارهاي هوشنگ سيحون نوعي نگاه به گذشته وجود داشت با اينكه در اوج معماري مدرن بود، يا كارهاي ماركوف يا كارهاي كريم طاهرزاده بهزاد. اين معماران به معماري گذشته نگاه مي كردند كه ما نام آنها را نئوكلاسيك نهاديم. اما در واقع ريشه هاي نگاه به گذشته از زمان پهلوي اول به معماري ايران وارد شد. اتفاق ديگري در ايران رخ داد كه باعث تقويت حس ملی گرایی شد، كودتاي 28 مرداد بود. پس از آن مردم دچار سرخوردگي شدند. پیش از آن ، دكتر محمد مصدق توانست حكومتي بر مبناي دموكراسي بنا نهد و ايران قدرت گرفت و صنعت نفت ملي شد و دست انگلستان از صنعت نفت ايران قطع شد، انگلستان ضربه اي اساسی خورد. تنها دوراني است كه مردم ايران رنگ آزادي را به معناي واقعي ديد دوران 8-9 ماهه حكومت دکتر محمد مصدق بود. پس از كودتاي 28 مرداد مردم ايران سرخورده شدند، مخصوصا روشنفكران و هنرمندان. در اوايل دهه 40 جرياني در هنر ايران رخ داد كه گرايش پست مدرن داشت. دراين راستا شاعراني نظير: شاملو و اخوان ثالث نوعي اميد تازه را در خون مردم تزريق كردند. توسط اشعارشان. اين گرايش تقريبا همزمان مي شود با جريان پست مدرنيست در دنيا (1340 مصادف با 1960) تعدادي از هنرمندان ايراني براي تحصيل به امريكا و اروپا رفته بودند به ايران بازگشتند. حسين زنده رودي: لقب شارل دارد. در فرانسه زندگي مي كند و بسيار تاثير گذار بود در نقاشي نوگراي ايران به سمت جريانهاي پست مدرن. او جدول اعداد و رمزها را در كارهاش قرار داد و با آنها تركيب بندي هاي مدرن پديد آورد. ديگر نقاشي يك صحنه رئاليستي نبود، بلكه يك صحنه آبستره و انتزاعي شد. او در دوره اي نقاشي هايش را با سياه مشق هاي خطاطي انجام داد و تركيب هاي مدرني از همان خوشنويسي سنتي ايجاد كرد. نمونه اثر وی محمد احصايي: از نقاشان معتبر ايران هستند كه تحت تاثير كارهاي زنده رودي نقاشيهايي الهام گرفته از سياه مشق هاي خطاطي به شكل انتزاعي ترسيم كرده است. نمونه اثر وی آيدين آغداشلو: از نقاشان برجسته معاصر ايران است. او توسط بنياد فرح پهلوي بورس دريافت كرد و براي تحصيل به انگلستان رفت و دوره تخصصي شناخت و مرمت آثار هنری باستاني گذارند. او جزء برترين صاحب نظران عرصه آثار عتیقه است. قبل از انقلاب او سال ها رئيس موزه رضا عباسي در تهران بود و تمام آثار رضا عباسي را مرمت كرد به نحوي كه مرمت آن قابل تشخيص نيست. تبحر او در مرمت مثال زدني است. او نيز بحث پست مدرنيست را در نقاشيهايش دنبال می کند و به نحوي آشفتگي انسان امروز را بيان مي كند. مجموعه آثار او تحت عنوان "خاطرات انهدام" مورد بحث امروز است. در اين مجموعه سعي مي كند برخورد كانسپتچوال مي كند با آثار هنري، يعني تعدادي آثار مشهور جهان غرب را مي كشد و عمدا آنها را تخريب مي كند. مثلا روي چشم هاي اين نقاشي ها دوپاره مينايتور ايراني را ترسيم مي كند. این اثر او در دوران جنگ و هنگاميكه خرمشهر به دست دشمن افتاد ترسيم شده. او در واقع در كارهايش از نوعي كلاژ استفاده می کند. نمونه اثر وی پرويز كلانتري: او برادر ايرج كلانتري معمار مطرح ايراني است (مهندسين مشاور باوند) كه نقش زيادي در معماري 30 سال اخير داشتند. پرويز كلانتري بحث جديدي با عنوان نقاشي بر روي كاهگل را مطرح مي كند. در نقاشي در واقع نوعي رهايي از بوم را به ارمغان مي آورد. موضوع نقاشيهاي او عمدتا معماري ايران است (نقاشي معماري ماسوله) به نوعي مدرنيته را با سنت درهم مي آميزد. نمونه اثر وی -
چند روز قبل هم به یک بهانه ای دیده بودم همیلا خانوم رو...ولی خوب تعریف کردنی نیست...اتفاق بدی نیوفتاده...تازه تو یک دورهمی خودمونی برای یک تولد بود...خیلی هم شیرین بود...ولی به دلیل شخصی بزارین این اتفاق رو بعد ها براتون تعریف کنم... واسه تنبیه این سانسور بزرگ..امروز بالافاصله که رسیدم دارم اتفاقات رو می نویسم... شبش قبلش بهم زنگ زده بود که فردا اگه عصر وقت داری بیا... منم گفتم کارم تموم شه بعدش میام... پرسید چی ساعتی...گفتم بزار بد قول نشم...ولی مطمئنا تا 3 خودم رو می رسونم... خندید گفت ناهارت رو بخور! ما اینجا کارگرها رو غذا نمی دیم.. یکم امروز سخت گذشت تا قبل از رفتن پیش همیلا خانوم... کارها بدو بدو زیاد داشت...دیدن یک روزهایی همه ی اون ادم هایی که هر کدوم به تنهایی میتونن یک کار رو براتون سخت کنن جمع می شن و میشن یک غول بزرگ! به معنای واقعی خسته و داغون از نظر جسمی رسیده بودم خونه ی همیلا خانوم... زنگ در خونه رو زدم... چند ثانیه طول نکشید که در وا شد... در رو که پشت سرم بستم و سرم رو بالا کردم... دیدم همیلا خانوم دمه در وایساده...یک دست رو گرفته به در و به یک طرفی بدنش رو مایل کرده...دستمال سر بسته بود...با این شلوار های راحتی خال خالی با یک پیراهین آستین کوتاه...دست تکون داد...و لبخند زد... گفتم خدا رو شکر امروز انگار حالش خوبه... نزدیکش شدم گفت بَه آغوی داغون! می بینم که شیره ت رو کشیدن دیگه چیزی به ما نمی رسه با این وضع که... گفتم سوخته ی من هم نئشه می کنه حاج خانوم...شیره که شیره است! (دوستان واقعا عذر می خوام..من تازه فهمیدم چی گفتم! آخه من الان دارم فکر می کنم این شوخی که با شیره ی تریاک و سوخته ی تریاک بین پیرمرد ها هست رو من چرا به همیلا خانوم گفتم!-برای دوستان پاک و و معصومم که با گفتن ایم مورد توسط من چشم و گوششون باز شد بگم که می گن تریاک حتی اگه استفاده هم بشه،سوخته ی اون هم قابلیت این رو داره که در حد یک مسکن استفاده بشه و در حقیقت آدم رو بگیره!) واقعا بگذریم! بعد از این مثل من...همیلا خانوم گفتی چی؟! سوخته؟! چی سوخته؟! گفتی هیچی به جان خودم..خودم رو می گیم..من سوختم از گرما! حالا می زارین بیاییم تو... از جلوی در کنار رفت...من وارد شدم... برگشتم گفتم...خانوم جان شما لطف کن یک لیوان به این تشنه لب صحرای کربلا برسون تا جون پیدا کنه بره بالا... لیوان آب رو که اورد یک ضرب رفتم بالا...حس کردم جون گرفتم... گفت پاشو بیا بالا دیگه...امروز مسافرا از سفر بر می گردن...زودتر شروع کنیم... گفتم باشه...رفتیم اتاقش...وسط اتاق یک گلیم گذاشته بود...کتاب ها و جزوه ها و برگه ها رو هم افتاده بود... روم نشد بهش بگم که رو زمین سخته مه... نشستم...اونم بالش رو گذاشت رو دمرو خوابید روش و دست هاش رو گذاشت زیر چونه اش و به من خیره شد... شروع کرد به سوال... صلاح کار کجا و من خراب کجا ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا این ییت اول مشکل قافیه نداره؟کجا که ردیفه...اون "خراب" که با " تا به " هم قافیه نمی شه که! گفتم هم درست می گی..هم غلط... ببین این یکم ثقیله...یک چیزی داریم ما تو ادبیات...که می گن بهش قافیه صوری!..اینجوری راب و تاب که "ه" تو تلفظ می افته و تلفظ نمی شه مخصوصا تو گویش شیرازی هر دو واژه بزاریم کنار و همچنین ناب تو واژه بعد می شن قافیه صوری... گفت نداریم تو کتابمون همچین چیزی! گفتم مطمئنی؟!...نمی دونم من هم یادم نمی آد که تو کتاب های ما بود یا نه... گفتم انشالله که تو کنکور هم نمی اد! صورتش رو جمع کرد گفت حالا فهمیدی از چی این داستان ها خوشم نمی آد..خارجی ها از این لوس باز ها ندارن... اصن همین هایکوی ژاپنی! یعنی درود به شرفشون...یعنی ادم ژاپنی باشه ایرانی نباشه! خندیدم گفتم...دل بدی به شعرهای ایرانی اقیانوسی هست که ادبیات کلاسیک سایر تمدن ها در مقابلش رود خانه ی کوچکی هست...البته پیچیدگی هایی خودش رو داره...و البته که ادبیات جهان هم غنای خودشون رو دارن...الان دارم فک م یکنم شاید با تعصب گفتم... از این قسمت هاش بگذریم که حوصله ی شما رو سر می بره... بحث می کردیم...در مورد این موارد و سایر مشکل هایی که تو مثال هایی که می اورد داشت... فک کنم دو ساعتی گذشته بود که رفت پایین و در حالی برگشت که تو دستش یک سینی شربت بود و میوه.... شربت رو تعارف کرد..برداشتم و تکیه دادم به دیوار شروع کردم به خوردن یک دفعه سر و صدایی از پایین اومد.... دو نفر مرد و زن داشتن با هم بحث میکردن... مَردک من تو آنتراک دیدم که دستت رو گذاشتی بودی پشت سرش هی تو گوشش میگفتی و می خندیدی...مرد گفت خفه شو... زن گفت تو خفه شو...شب تو یکهو سردرد می گیری تو برنامه لندن گردی نمی آی! بعد همون شب هم خانوم هم نمی اد! آخه بی شرف! نمی تونستی جلوی خودت رو بگیری! مرد گفتم خفه شو..نزار دهنم واشه... زن: این قد تابلو! مثلا پروفسوری خیر سرت.من که می دونم تو از کدوم دهات پشت گردنه گاو و گوسفند هاتون رو فروختی اومدی شدی آقــــــــــــای دکتر! اگر به اون عجوزه بگی که مادرت کُلفت خان بوده و تو هم بچه ی حرو...ش(ببخشید گفتن نداره)..ببینم باز می اد دل بده و قلوه بگیره باهات! برو بتمرگ سر جات...زنیکه ی بی همه چیز...مگه تو با انترن های جوون تو دانشکده می شینی و می خندی برات لاو می ترکونن و به بهانه ی کنفرانس کیش بر می گردی می ری رو دوش شاگردت سوار می شی تو سواحل کیش سلفی م یگیری من حرفی زدم! زن ساکت شده بود! ها چیه؟! خفه شدی؟! خوب بیشعور نمی گی اون یکی پسری که ولش کردی از سر حسودی با عکس و تفسیرات میاد می زاره کف دست من،منو تهدید میکنه که گزارش می ده...بعد من باید باج بدم به اون بی شرف! به خاطر کی؟! یه خاطر تو؟!!! نه! به خاطر آبروم که که نندازنمون بیرون! این لحظه ی صدای افتادن وسایل رو زمین اومد که خانومه گفت آخ...می شد حدس زد که آقای دکتر لحظه ی آخر یقه ی خانومش رو گرفت و بعد از گفتن حرفش انداخته...شایدم زدش...فقط حدسه... تو این میون من و همیلا خانوم لیوا به دست فقط هم رو نگاه می کردیم... لیوان رو گذاشت یک گوشه...شروع کرد به خوردن ناخون انگشت هاش... صداها نزدیک تر شد..انگاری از پله ها داشتن می اومدن بالا... آقا:گمشو بیا بینم... خانوم: ول کن موهام رو حرو....(ببخشید گفتن نداره) آقا: بیا تا نشون بدم...رفتن تو اتاقشون که دیوار به دیوار اتاق همیلا خانوم بود... سر صدا می اومد انگار یکی داری یک جایی رو بهم می ریزه تا یک چیزی پیدا کنه... آقا: آها..بیا ببین...آخه زنک پت....(ببخشید گفتن نداره)...رو کولش سوار شدی فک کردی خرت شده! نمی گی برات نقشه کشیده...احمق فک کردی تو سواحل پاتایا هستی که تو روز روشن تو ساحل با پسره.... یک لحظه حس کردم دو تا گوش هام بسته شد... همیلا خانوم اومد جلوم با دو تا دست هاش گوش هام رو گرفت... از اون به بعد دیگه فقط صداهای نامفهوم می امد که بیشتر داد آقا بود و جیغ خانوم... و من رو به روم صورت همیلا خانوم بود که چشم هاشو رو بسته بود...صورتش رو جمع کرده بود...و هر چی می تونست فشار می اورد که گوش هام رو سفت تر بگیره... یک لحظه دیدم چشمام رو باز کرد...انگار یک چیزی شنیده باشه...یا نمی دونم یک اتفاقی افتاده باشه... بلند شد در اتاق رو باز کرد...جیغ زد...خفه شــــــــــــــــــــــــید...خفه شیـــــــــــــــــــــــــد.... چند تا جیغ بلند زد...به قدری که من هم گوش هام رو گرفتم... بعد شروع کرد به هق هق کردن... بلند شدم...پدرش اومد رو در روش...کارد می زدی خونش در نمی اومد...سر و وضعش بهم ریخته بود...پیراهن از شلوارش بیرون زده بود...دستاش و صورتش قرمز بودن...دکمه ی های پیراهنش کنده شده بودن... برگشت من رو دید تو اتاق...باور کنین اون لحظه تا حد مرگ ترسیده بودم..چشمام پُر خون بود... گفت این کُره خر کیه؟! همیلا خانوم یک لحظه هق هق کردن رو بس کرد...شروع کرد به دندون قروچه کردن و شروع کرد به مشت زدن به سینه ی پدرش...و با دست هاش هلش می داد در حالی که زور نداشت...داد می زد گم شین از زندگیم برین بیرون!.... ...بمیرین...بمیرین...بعد داد می زد و با عصبانیت می گفت...نمی میرین؟! هان؟! من رو بکش...من رو بــــــــــکش..خلاصم کن....پدرش دو تا دستش رو گرفت...گفت دوباره خونه خالی شد تو رفتی یه آویزون رو آوردی! محکم سیلی زد تو گوش دخترش...اینقد محکم که همیلا خانوم پخش زمین شد...شروع کرد موهاش رو گرفتن و زدن سیلی های دیگه که... من بی اختیار داد زدم رفتم جلو: نزنیش....من رو که قبلا دیدین...من باهاش ادبیات کار میکنم...نزنینش... یکم چشم هاش رو ریز کرد و به من دقت کرد... موهای همیلا خانوم رو ول کرد...سرش رو پایین انداخت رو از پله ها رفت پایین... مونده بودم...اصلا باورم نمی شد اون که می بینم یک دکتره که تدریس می کنه و تو شهرمون یکی از معدود فوق تخص هاست... اوضاع اصلا خوب نبود...همیلا خانوم پهن زمین بود...ساکت بود و حتی گریه هم نمی کرد..فقط نفس نفس می زد... من نشستم کنار درگاه در...همیلا خانوم پا شد... برگشت نگاه کرد به من... گفت چیه؟! ها؟! بدبختی دیگران دیدن داره؟! می دونستم الان باز قراره من مورد تهاجم باشم.... با اینکه جاش نبود...گفتم اگه می خوای حمله کنی..بزار حداقل عینکم رو در بیارم... با عصبانیت نگام می کرد... می دونستم فایده نداره... پرید سمتم...شروع کرد به مشت پروندن بهم...و داد می زد..گم شین همتون از زندگی بیرون بیرون...نمی خوام هیچ کدومتون رو ببینم...فقط داد می زد و این ها رو می گفت... من فقط دست هاش رو گرفتم که زخمی نشم. همین جوری که داشت فریاد می زد من فقط نگهش داشتم و نشوندمش زمین که این ور و اونور نزنه جفتمون رو... هیچی نمی گفتم...فقط اون داد می زد و نگهش داشته بودم... دیدم دوستم از پله ها اومد بالا... دمه درگاهی که رسید گفت چی شده؟! گفتم برو اتاق پدر و مادرت...ببین مادرت چه طوره... همیلا خانوم آروم گرفته بود دیگه...حالا شروع کرده بود به گریه کردن..با التماس می خواست ولش کنم... صدای دوستم می ا.مد که با مادرش صحبت می کرد... می خوای ببرمت بیمارستان؟ الان چی می خوای؟ ...صدای جواب دادن مادرش رو نمی شنیدم...همش اون موقع یا همیلا خانوم صدای گریه اش بالا می رفت...یا اینقد اروم جواب می داد که من نمی شنیدم... دوستم برگشت گفت...سام چی شده اینجا؟ اینا چرا اینجورین؟..بابام کجاست؟ گفت هیچی...نگران نباش...مادرت خوبه؟ گفت خوبه که...زنده است..دعوا کردن اینا؟ جلوی تو... گفتم نمی دونستن که ما اینجاییم... دیگه کار از کار گذشته بود که ما رو دیدن... پرسید جریان چی بود؟.. نمی خواستم بفهمه که من جیان رو فهمیدم... گفتم تو که می دونی گوش های من از بین رفتن...من از داخل اتاق نشنیدم...گوش هام رو هم همیلا خانوم گرفته بود... با اشاره بهش گفتم که فعلا از همیلا خانوم هم پرس و جو نکنه... اومد سمتم...دست خواهرش رو گرفت...پاشو بینم وروجک....گریه چرا؟..تو که اینا رو می شناسی...یک روز می زنن تو سر و کله هم...یک روز دیگه قربون صدقه یهم می رن... خواهرش رو بغل کرد.... من بی صدا گفتم...من رفتم... سرم رو انداختم پایین اومدم بیرون.... تو حیاط دیدم پدرشون اومد...از انباری اومده بالا...یک بطری هم دستش بود... از کنارم رد شد انگار نه انگارکه من وجود داشتم...از پله ها که می رفتم پایین به سمت در خروج...صدای دوستم رو می شنیدم که می گفت...چی شده؟!...چرا اینجوری هستین شماها.... و در رو پشت سرم بستم... الان فقط یک صحنه جلوی چشمام هست...اون لحظه که دو دستاش رو روی گوش هام گذاشته بود...مخصوصا قبل ازاینکه چشم هاش رو ببنده... انگار تمانم چشم هاش شده بود این جمله که: تو رو خدا اینارو گوش نده! دیگه حال شکلک گذاشتن(البته دیگه نمی طلبید شکلک گذاشتن) و تصحیح ندارم...ببخشید...هر جا ایراد املایی و نوشتاری هست که باعث نامفهوم شدن می شه ببخشید...تو چند تا پست امروز نشون ندادم این احوالی که امروز گذشت بر من رو...باید انرژی مثبت داد حتی اگر احوالتون کدر باشه...ولی اینجا دیگه باید بیدون کم وکاست می گفتم...ببخشید اگه احوالتون رو تلخ م یکنه...
- 222 پاسخ
-
- 7
-
-
نظر سنجی: مسابقه 1000 امتیازی تالار ادبیات به مناسبت تولد انجمن
sam arch پاسخی برای Sepideh.mt ارسال کرد در موضوع : مسابقات ادبی
یک دونه دیگه خیلی سِتم بود سپیده خانوم!... باور کنین همون روز اول گفتم من رای نمی دم...اصن امکان نداره.... ولی اینقد کم رای دادن دوستان که گفتم رای رو بندازم به صندوق... من نوشته های 6 و 5 و 4 و 2 رو به یک اندازه دوست داشتم.... با تشکر از نستالژی های نوشته های 1 و 3 ... و همچنین با آرزوی سلامتی برای نویسنده ی نوشته ی دوم که نوزاد نواندیشان رو(اینو>>>:babygirl: )از یک سقط نجات داد! و همچنین درود به الخواهش گفتن نویسنده ی نوشته ی 4 گفتن #باغبونی به نویسنده ی بزرگوار نوشته ی 5 (می دونم کیه نمی گم)... رای من به نوشته ی 6 داده شد به دلیل همان که در تبلیغ مسابقه از نوشته ی این نویسنده بولت کردم و فرستادم برای دوستان... نویسنده های نوشته های 1 و 3 رو بعدا باید کَت بسته ببریم خدمت محمد ادمین السلطنه سابق تا بفرمایند که چه تنبیه ای براشون در نظر بگیریم... عالی بودین همه تون...:w36: مرسی که شرکت کردین...- 39 پاسخ
-
- 9
-
-
تحلیل شخصیت شماره 123 ******** مهسا سرائی ********
sam arch پاسخی برای mahsa saraee ارسال کرد در موضوع : تحلیل شخصیت کاربران انجمن نواندیشان
سلام به روی ماه شما مهسا خانوم... ممنون از دعوت نامه... اول اینکه خوب شد من اومدم اینجا فهمیدم...که که شُهرت شما سرائیی هست..من به اشتباه تا اینجا فکر می کردم شما سارائی هستین.... خوب در اول قدم این نکته ی مثبت که من با نام و شُهرت شما به صورت درست آشنا شدم.... هیچ شناختی ندارم ازتون متاسفانه...ولی! ولی گفته های اول تاپیک تون رو خوندم فهمیدم که اینجا محفلی هست که شما رو بیشتر بشناسیم...مخصوصا برای امثال من که کمتر باهاتون برخورد داشتم... البته این جاده حالا حالا ادامه داره...و تو سفر هم شما من رو می شناسین و هم من شما رو... یکبار گفتین دوست دارین آتشفشان رو ببینین... من همون لحظه فک کردم..وای...این می تونه ارزوی من هم باشه... مخصوصا اگر بدون محافظ و از این حرفا باشه...و صد البته گدازه ها بزنن بیرون و من جا خالی بدم! گفتین تو دوران مهدکودک از یک میله ای رفتین بالا و گفتین بپرین پایین! کاری که فک پسرا رو انداخت پایین...:jawdrop: البته بعدش تا چند وقت بعدش تاوان این ماجراجویی رو با درد پا دادین:5c6ipag2mnshmsf5ju3 انگاری از کودکی دنبال ماجراجویی بودین... من هم همین طور...البته من خیلی شیطون بودم...من آزارم به دیگران می رسید... من به قدری شیطون بودم که مدیر و معلم مهد در یک روز از دست من غَش کردن...غَش کردن بدون اغراق!:obm: یک بار دیگه نوشتین...سِگا بازی میکردین با پسر همسایه... و دعواتون شد و سوسک انداختین تو کفش بخت برگشته... من مطمئنا اگر پیشنهاد دادین که سِگا بازی کنیم با احتیاط قبول می کنم یا کفش هم رو می زارم تو پلاستیک دمه دستم... . . . از حرفای خودتون یک چیزایی رو گرفتم...معادلش از خودمم گفتم...یک جورایی بده و بستون شد... امیدوارم حضورتون در نواندیشان همیشگی باشه...- 35 پاسخ
-
- 5
-
-
تحلیل شخصیت شماره 123 ******** مهسا سرائی ********
sam arch پاسخی برای mahsa saraee ارسال کرد در موضوع : تحلیل شخصیت کاربران انجمن نواندیشان
سلام به روی ماه شما مهسا خانوم... ممنون از دعوت نامه... اول اینکه خوب شد من اومدم اینجا فهمیدم...که که شُهرت شما سرائیی هست..من به اشتباه تا اینجا فکر می کردم شما سارائی هستین.... خوب در اول قدم این نکته ی مثبت که من با نام و شُهرت شما به صورت درست آشنا شدم.... هیچ شناختی ندارم ازتون متاسفانه...ولی! ولی گفته های اول تاپیک تون رو خوندم فهمیدم که اینجا محفلی هست که شما رو بیشتر بشناسیم...مخصوصا برای امثال من که کمتر باهاتون برخورد داشتم... البته این جاده حالا حالا ادامه داره...و تو سفر هم شما من رو می شناسین و هم من شما رو... یکبار گفتین دوست دارین آتشفشان رو ببینین... من همون لحظه فک کردم..وای...این می تونه ارزوی من هم باشه... مخصوصا اگر بدون محافظ و از این حرفا باشه...و صد البته گدازه ها بزنن بیرون و من جا خالی بدم! گفتین تو دوران مهدکودک از یک میله ای رفتین بالا و گفتین بپرین پایین! کاری که فک پسرا رو انداخت پایین...:jawdrop: البته بعدش تا چند وقت بعدش تاوان این ماجراجویی رو با درد پا دادین:5c6ipag2mnshmsf5ju3 انگاری از کودکی دنبال ماجراجویی بودین... من هم همین طور...البته من خیلی شیطون بودم...من آزارم به دیگران می رسید... من به قدری شیطون بودم که مدیر و معلم مهد در یک روز از دست من غَش کردن...غَش کردن بدون اغراق!:obm: یک بار دیگه نوشتین...سِگا بازی میکردین با پسر همسایه... و دعواتون شد و سوسک انداختین تو کفش بخت برگشته... من مطمئنا اگر پیشنهاد دادین که سِگا بازی کنیم با احتیاط قبول می کنم یا کفش هم رو می زارم تو پلاستیک دمه دستم... . . . از حرفای خودتون یک چیزایی رو گرفتم...معادلش از خودمم گفتم...یک جورایی بده و بستون شد... امیدوارم حضورتون در نواندیشان همیشگی باشه...- 35 پاسخ
-
- 5
-
-
دانلود عناصر پیش ساخته و سیستم مدولار
sam arch پاسخی برای sam arch ارسال کرد در موضوع : سازه و سیستم های ساختمانی
فهرست مطالب: تاریخچه صنایع پیش ساخته تقسیم بندي قطعات پیش ساخته قطعات مورد مصرف در صنایع قطعات پیش ساخته مورد مصرف در ساختمان قطعات پیش ساخته سبک کامپوزیت پنل مراحل نصب نماي کامپوزیت ساندویچ پانل مراحل نصب ساندویچ پانلها سیستم ساخت و ساز هاي خشک مزایاي پانلهاي پیش ساخته سبک قطعات پیش ساخته سنگین سیستم مدولار سیستم مدولار در معماري داخلی سیستم آشپزخانه هاي سنتی سیستم آشپز خانه هاي لایف سیستم آشپز خانه هاي تتریکس طراحی مدرن با سیستم مدولار فرمت فایل: PDF تعداد صفحه: 29 حجم: 1.7 مگابایت جزوه عناصر مدولار.pdf- 1 پاسخ
-
- قطعات پیش ساخته سبک
- مراحل نصب نماي کامپوزیت
- (و 9 مورد دیگر)
-
دانلود عناصر پیش ساخته و سیستم مدولار
sam arch پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در سازه و سیستم های ساختمانی
فهرست مطالب: تاریخچه صنایع پیش ساخته تقسیم بندي قطعات پیش ساخته قطعات مورد مصرف در صنایع قطعات پیش ساخته مورد مصرف در ساختمان قطعات پیش ساخته سبک کامپوزیت پنل مراحل نصب نماي کامپوزیت ساندویچ پانل مراحل نصب ساندویچ پانلها سیستم ساخت و ساز هاي خشک مزایاي پانلهاي پیش ساخته سبک قطعات پیش ساخته سنگین سیستم مدولار سیستم مدولار در معماري داخلی سیستم آشپزخانه هاي سنتی سیستم آشپز خانه هاي لایف سیستم آشپز خانه هاي تتریکس طراحی مدرن با سیستم مدولار فرمت فایل: PDF تعداد صفحه: 29 حجم: 1.7 مگابایت- 1 پاسخ
-
- قطعات پیش ساخته سبک
- مراحل نصب نماي کامپوزیت
- (و 9 مورد دیگر)
-
معرفی رشته : هدف رشته معماری اسلامی تربیت افرادی است که با توجه به رعایت و حفظ مسایل زیبایی شناسی معماری و توجه به مسایل مربوط به کاربری و آسایش انسانی و اقلیمی و صوتی،... در طراحی بنا و معماری و شهرسازی به مسایل و دیدگاه های اسلامی و رعایت اصولی که اسلام به آن تأکید دارد، توجه داشته باشند. لازم به ذکر است، تنها دانشجویان کارشناسی مهندسی معماری می توانند در رشته معماری اسلامی در مقطع ارشد شرکت کنند. در ادامه برای آشنایی بیشتر متقاضیان انتخاب رشته کنکور ارشد و نیز افرادی که در بازار کار و کاریابی به دنبال آینده شغلی بهتری هستند، اطلاعات بیشتری شامل: برنامه درسی(سرفصل) و تعداد واحد ها، دانشگاه های دارای رشته ارشد معماری اسلامی، معرفی سایر رشته های ارشد و دکترای معماری (به منظور ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر آموزش عالی) و معرفی فرصت شغلی و بازارکار این رشته ارایه می شود. برنامه درسی (سرفصل) ارشد رشته معماری اسلامی و تعداد واحدها : تعداد کل واحدها : 32 واحد دروس اختصاصی : 8 واحد دروس پایه : 8 واحد دروس طراحی و پایان نامه : 14 واحد دروس اختیاری : 2 واحد [TABLE=align: center] [TR] [TH]نام درس[/TH] [TH]تعداد واحد[/TH] [TH]نام درس[/TH] [TH]تعداد واحد[/TH] [/TR] [TR] [TD=align: center]نظریه ها و روشهای طراحی معماری[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [TD=align: center]حکمت و هنر اسلامی[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]فرم و هندسه در طراحی مدولار[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [TD=align: center]جمع[/TD] [TD=align: center]8[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]روش تحقیق در معماری[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [/TR] [/TABLE] [TABLE=align: center] [TR] [TH]نام درس[/TH] [TH]تعداد واحد[/TH] [TH]نام درس[/TH] [TH]تعداد واحد[/TH] [/TR] [TR] [TD=align: center]طراحی ابنیه مذهبی 1[/TD] [TD=align: center]3[/TD] [TD=align: center]طراحی ابنیه مذهبی 3[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]طراحی ابنیه مذهبی 2[/TD] [TD=align: center]3[/TD] [TD=align: center]جمع[/TD] [TD=align: center]14[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]پایان نامه و رساله نهایی[/TD] [TD=align: center]6[/TD] [/TR] [/TABLE] [TABLE=align: center] [TR] [TH]نام درس[/TH] [TH]تعداد واحد[/TH] [TH]نام درس[/TH] [TH]تعداد واحد[/TH] [/TR] [TR] [TD=align: center]معماری معاصر اسلامی ایران و جهان[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [TD=align: center]نظریه های مکانیابی[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]تحلیل سازه های سنتی و نو و روشهای ساخت آنها[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [TD=align: center]جمع[/TD] [TD=align: center]8[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]روان شناسی محیط[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [/TR] [/TABLE] [TABLE=align: center] [TR] [TH]نام درس[/TH] [TH]تعداد واحد[/TH] [TH]نام درس[/TH] [TH]تعداد واحد[/TH] [/TR] [TR] [TD=align: center]تاریخ معماری اسلامی ایران[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [TD=align: center]فلسفه معماری اسلامی[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]سازه های نو[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [TD=align: center]روش های پیشرفته ساخت[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]سازه های سنتی[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [TD=align: center]باغ سازی ایرانی[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]اقلیم شناسی کاربردی[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [TD=align: center]زیباشناسی معماری[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]قوانین و مقررات شهری[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [TD=align: center]شهر سازی اسلامی[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]هنرهای اسلامی[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [TD=align: center]جمع[/TD] [TD=align: center]32[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]سیرتحول معماری اسلامی[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [/TR] [/TABLE] دانشجو موظف است که 2 واحد از دروس فوق را بگذراند [TABLE=align: center] [TR] [TD=align: center]دانشگاه هنر اسلامی تبریز[/TD] [TD=align: center]دانشگاه غیر انتفاعی امام رضا (ع)[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]دانشگاه غیر انتفاعی سوره[/TD] [TD=align: center][/TD] [/TR] [/TABLE] دانشگاههای پذیرنده ارشد معماری اسلامی که همزمان در مقطع دکترای این رشته نیز پذیرش دانشجو دارند بر اساس دفترچه انتخاب رشته دکترای 93[TABLE=align: center] [TR] [TD]دانشگاه هنر اسلامی تبریز [/TD] [/TR] [/TABLE] منبع: iranianpath.com
- 1 پاسخ
-
- معماری اسلامی
- معرفی رشته
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
معرفی رشته : هدف رشته معماری اسلامی تربیت افرادی است که با توجه به رعایت و حفظ مسایل زیبایی شناسی معماری و توجه به مسایل مربوط به کاربری و آسایش انسانی و اقلیمی و صوتی،... در طراحی بنا و معماری و شهرسازی به مسایل و دیدگاه های اسلامی و رعایت اصولی که اسلام به آن تأکید دارد، توجه داشته باشند. لازم به ذکر است، تنها دانشجویان کارشناسی مهندسی معماری می توانند در رشته معماری اسلامی در مقطع ارشد شرکت کنند. در ادامه برای آشنایی بیشتر متقاضیان انتخاب رشته کنکور ارشد و نیز افرادی که در بازار کار و کاریابی به دنبال آینده شغلی بهتری هستند، اطلاعات بیشتری شامل: برنامه درسی(سرفصل) و تعداد واحد ها، دانشگاه های دارای رشته ارشد معماری اسلامی، معرفی سایر رشته های ارشد و دکترای معماری (به منظور ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر آموزش عالی) و معرفی فرصت شغلی و بازارکار این رشته ارایه می شود. برنامه درسی (سرفصل) ارشد رشته معماری اسلامی و تعداد واحدها : تعداد کل واحدها : 32 واحد دروس اختصاصی : 8 واحد دروس پایه : 8 واحد دروس طراحی و پایان نامه : 14 واحد دروس اختیاری : 2 واحد [TABLE=align: center] [TR] [TH]نام درس[/TH] [TH]تعداد واحد[/TH] [TH]نام درس[/TH] [TH]تعداد واحد[/TH] [/TR] [TR] [TD=align: center]نظریه ها و روشهای طراحی معماری[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [TD=align: center]حکمت و هنر اسلامی[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]فرم و هندسه در طراحی مدولار[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [TD=align: center]جمع[/TD] [TD=align: center]8[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]روش تحقیق در معماری[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [/TR] [/TABLE] [TABLE=align: center] [TR] [TH]نام درس[/TH] [TH]تعداد واحد[/TH] [TH]نام درس[/TH] [TH]تعداد واحد[/TH] [/TR] [TR] [TD=align: center]طراحی ابنیه مذهبی 1[/TD] [TD=align: center]3[/TD] [TD=align: center]طراحی ابنیه مذهبی 3[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]طراحی ابنیه مذهبی 2[/TD] [TD=align: center]3[/TD] [TD=align: center]جمع[/TD] [TD=align: center]14[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]پایان نامه و رساله نهایی[/TD] [TD=align: center]6[/TD] [/TR] [/TABLE] [TABLE=align: center] [TR] [TH]نام درس[/TH] [TH]تعداد واحد[/TH] [TH]نام درس[/TH] [TH]تعداد واحد[/TH] [/TR] [TR] [TD=align: center]معماری معاصر اسلامی ایران و جهان[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [TD=align: center]نظریه های مکانیابی[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]تحلیل سازه های سنتی و نو و روشهای ساخت آنها[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [TD=align: center]جمع[/TD] [TD=align: center]8[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]روان شناسی محیط[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [/TR] [/TABLE] [TABLE=align: center] [TR] [TH]نام درس[/TH] [TH]تعداد واحد[/TH] [TH]نام درس[/TH] [TH]تعداد واحد[/TH] [/TR] [TR] [TD=align: center]تاریخ معماری اسلامی ایران[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [TD=align: center]فلسفه معماری اسلامی[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]سازه های نو[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [TD=align: center]روش های پیشرفته ساخت[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]سازه های سنتی[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [TD=align: center]باغ سازی ایرانی[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]اقلیم شناسی کاربردی[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [TD=align: center]زیباشناسی معماری[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]قوانین و مقررات شهری[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [TD=align: center]شهر سازی اسلامی[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]هنرهای اسلامی[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [TD=align: center]جمع[/TD] [TD=align: center]32[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]سیرتحول معماری اسلامی[/TD] [TD=align: center]2[/TD] [/TR] [/TABLE] دانشجو موظف است که 2 واحد از دروس فوق را بگذراند [TABLE=align: center] [TR] [TD=align: center]دانشگاه هنر اسلامی تبریز[/TD] [TD=align: center]دانشگاه غیر انتفاعی امام رضا (ع)[/TD] [/TR] [TR] [TD=align: center]دانشگاه غیر انتفاعی سوره[/TD] [TD=align: center][/TD] [/TR] [/TABLE] دانشگاههای پذیرنده ارشد معماری اسلامی که همزمان در مقطع دکترای این رشته نیز پذیرش دانشجو دارند بر اساس دفترچه انتخاب رشته دکترای 93[TABLE=align: center] [TR] [TD]دانشگاه هنر اسلامی تبریز [/TD] [/TR] [/TABLE] منبع: iranianpath.com
- 1 پاسخ
-
- معماری اسلامی
- معرفی رشته
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
مسابقه تشخیص هویت شماره"صد و یک"
sam arch پاسخی برای Tamana73 ارسال کرد در موضوع : مسابقات تشخیص هویت
عطیه جان اگه صلاح می دونین دیگه اعلام کنین... این تصویر زِواردر رفته من رو ول کنین تاپیک رو ببندین برین ببین تو همین تالار عکاسی تو تاپیک گالری حمید شهرساز عزیز چه خبره...(کلیک کنید) برین یکم روحتون اونجا جلا پیدا کنه با دیدن تصاویر زیبا...- 106 پاسخ
-
- 6
-
-
مسابقه تشخیص هویت شماره"صد و یک"
sam arch پاسخی برای Tamana73 ارسال کرد در موضوع : مسابقات تشخیص هویت
عطیه جان اگه صلاح می دونین دیگه اعلام کنین... این تصویر زِواردر رفته من رو ول کنین تاپیک رو ببندین برین ببین تو همین تالار عکاسی تو تاپیک گالری حمید شهرساز عزیز چه خبره...(کلیک کنید) برین یکم روحتون اونجا جلا پیدا کنه با دیدن تصاویر زیبا...- 106 پاسخ
-
- 6
-
-
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
sam arch پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
اگه می خواین بفهمین که تاریخچه ی اصطلاح "کَش مرورگر خودت رو خالی کن" توسط محمد عارف ادمین سابق مربوط به چه زمانی هست؟! یا مراحل رشد نواندیشان از برگشت از یک سقط تا به فرزندخواندگی گرفتن شدن رو بفهمین! یا دریابید که چگونه محمد عارف میتونه خاله هتی بشه! یا بفهمین که یک خارجی که شبیه آنگولایی هست را چگونه راهنمایی میکنن!:gnugghender: یا اگر می خواهین فرزندتون بفرستین نواندیشان تا باغبونی یاد بگیره! یا با نوشته ای که عٌصاره عمرش رو که زمان هست رو وقف نواندیشان کرد آشنا بشین! به تاپیک نظر سنجی تالار ادبیات سر بزنین. هر رای شما یکی از نوشته های رو به جایزه ی بزرگ نزدیک می کنه (ما می گیم جایزه ی بزرگ شما هم فک کنین جایزه اش بزرگه!) . . . فک کنم یک جایی این رو نوشتم....فک کنم تو کلبه ی شعر در مورد تاپیکی بود که اسمش زندگی یعنی... زندگی یعنی: خام بودم..:babygirl: پخته شدم! تَه دیگم سوخت! -
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
sam arch پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
اگه می خواین بفهمین که تاریخچه ی اصطلاح "کَش مرورگر خودت رو خالی کن" توسط محمد عارف ادمین سابق مربوط به چه زمانی هست؟! یا مراحل رشد نواندیشان از برگشت از یک سقط تا به فرزندخواندگی گرفتن شدن رو بفهمین! یا دریابید که چگونه محمد عارف میتونه خاله هتی بشه! یا بفهمین که یک خارجی که شبیه آنگولایی هست را چگونه راهنمایی میکنن!:gnugghender: یا اگر می خواهین فرزندتون بفرستین نواندیشان تا باغبونی یاد بگیره! یا با نوشته ای که عٌصاره عمرش رو که زمان هست رو وقف نواندیشان کرد آشنا بشین! به تاپیک نظر سنجی تالار ادبیات سر بزنین. هر رای شما یکی از نوشته های رو به جایزه ی بزرگ نزدیک می کنه (ما می گیم جایزه ی بزرگ شما هم فک کنین جایزه اش بزرگه!) . . . فک کنم یک جایی این رو نوشتم....فک کنم تو کلبه ی شعر در مورد تاپیکی بود که اسمش زندگی یعنی... زندگی یعنی: خام بودم..:babygirl: پخته شدم! تَه دیگم سوخت! -
مسابقه تشخیص هویت شماره"صد و یک"
sam arch پاسخی برای Tamana73 ارسال کرد در موضوع : مسابقات تشخیص هویت
بَد ترکوندم یا خوب ترکوندم؟! با ایجازه ی عطیه ی عزیز.. راهنمایی: از منبعی آگاه که خواسته اسمش فاش نشه....اطلاعتی به دستمون رسیده که در ادامه در اختیار شما قرار می گیره... او (فرد مطلع) که از نزدیک زندگی این فرد را رصد می کرده به دلیل بی کاری! خاطر نشان کرد: این عکس مربوط به دوران 9 تا 10 سالگی فرد مذکور می باشد،آنچه روشن است فرد مذکور به دلیل نداشتن ریش و سیبل مردانه از کُرک های فرش خانه در نقاطی برای ایجاد سایه در صورت و نشان دادن ریش و سبیل مردانه استفاده کرده! البته البته...به دلیل فلش دوربین همون اندک کُرک هم دیده نمی شه! او در ادامه اشاره می کنه که این فرد در دوران کودکی به قدری نشان از ذکور بودن نداشته که تا مدتی او را دختر می پنداشتند! مخصوصا پشت تلفن!:girlhi: ولی اثرات دوران بلوغ کاری با وی کرد که بمب اتمی آمریکا با شهرهای هیروشیما و ناکازاکی نکرد!:mornincoffee: رنگ خرمایی روشن موهای او با خرمایی تیره تر متمایل شد و چشمان روشن اون به تیرگی گرایید! و آنچنان ریش و سبیل بر صورت او نشست که آرزوی همان کُرک های فرش دوران بچگی را داشت! او در آخر افزود که: این فرد اگر وِلش کنین ادم بی حرفی است!..ولی اگر سر صحبت را باز کنین سوختین! چون شما شروع کننده هستین ولی تمام کننده اوست در مدتی نامعلوم! عادت دارد لقمه را دور سر بچرخونه بعد در دهان مبارک بزاره (به دلیل کارگاه گَجتی بودن دست هاش این امر ممکن است،شاهد عینی دیده اینو!)...ولی در عین این پیچیدگی عاشق سادگی ست! در انجمن کسی ست که تا به حال نام کاربری و عکس پروفایل خود، استایل آن و حتی موسیقی آن را نیزعوض نکرده! دلیل آن تنبلی بوده! البته دلایل دیگری هم دارد! دیگه حداقل با این سه راهنمایی اخر مشخص می شه دیگه- 106 پاسخ
-
- 7
-
-
مشخصات کلی رشته بازسازی پس از سانحه
sam arch پاسخی برای *Cloudy sky* ارسال کرد در موضوع : بازسازی پس از سانحه
سر فصل دروس کارشناسی ارشد بازسازی پس از صحنه دانشگاه شهید بهشتی منبع: sbu.ac.ir بازسازی پس از سانحه.pdf- 2 پاسخ
-
- 1
-
-
به بهانه درگذشت رضا مقتدر معمار؛ یادی از دوستی عزیز و بیهمتا / داریوش شایگان روزنامه اعتماد، شماره 3203، پنجشنبه 21 اسفند 1393، صفحه 16/منبع: iranian-architect.ir
-
2016 PABELLÓN POLIDEPORTIVO Y AULARIO UNIVERSIDAD FRANCISCO DE VITORIA جزئیات نما اسکیس نقشه های معماری
-
مسابقه تشخیص هویت شماره"صد و یک"
sam arch پاسخی برای Tamana73 ارسال کرد در موضوع : مسابقات تشخیص هویت
بار ناصرا تو خود می دانی که من از مِهنَت تو دلشادم! بنده ی خویشم و از هر دو جهان آزادم! با درود به ناصرا و آل ناصرا...این عکسه خودشه هـــــــــــــــــــا...بر سر آرامگاه خدایگان ناصرا مجسمه ای دیدم شبیه این سرگرم باشیم؟! سرگرمی کم شده عطیه جان... ببین اینقد کم خدایگان ناصرا هم "نون بیار کباب ببر" با فرشته ها رو ول کرده اومده از آسمان ها پایین با بنده ها در این سرگرمی ها شریک می شه... از مسولین می خواهیم که وقت برنامه رو بیشتر کنن ایلیا جان شما ادعایی داری که من هستی؟! یا فقط عکسم با من قهر کرده این رو می گه؟! شاید باورتون نشه....ولی ایلیا جان در یک دوره ی تاریخی دچار چنان دگر دیسی شد که به نوعِ سام شباهت فراوان یافت...سوگند به خدایگان ناصرا آن دخترک کوچک که در مهدک کودک شما کفش های پاشنه بلند معلم رو می پوشید و پونِز می زاشت رو صندلی بچه ها کسی نبود جز همین سپیده بانو... از اون لحظه تا حالا شما در رصد ماهواره ای به سر می بردی برادر! شما و قلب کوچکتون رو خدا حفظ کنه...ولی من و قلبِ پیوندی ام قسم می خوریم که این طرف که تو عکسه..که یکجورایی با ما جوره..قبوله؟! پای سجاد عزیز رو وسط نکش...یک جا تو یک کوه و کَمری چهار پایه گذشاته در حالی گرفتن عکس معنا گرا از خودشه و می گوید: داد از غم تنهایی.... من اینجا از داشتن هر نوع برادر تنی..نا تنی..سَبَبی..رَبَبی!...اعلام برائت میکنم! خو یکی گفت بیا.....مگه من دل ندارم... خدایگان ناصرا! چرا می زنی! چرا مرا به work نکرده Punishment می کنی! خدایگان ناصر..دو زبانه هستن...برای اینکه رحم کنن..دو زبانه باهاشون راز و نیاز می کنم..- 106 پاسخ
-
- 6
-
-
مسابقه تشخیص هویت شماره"صد و یک"
sam arch پاسخی برای Tamana73 ارسال کرد در موضوع : مسابقات تشخیص هویت
قبول نیست شوما دیدی! شوما هم قبول نیست،شما عکس خردسالی و بزرگ سالی طرف رو دیدی! آره خانوم...ما فسیل!..ما عصر حجر...ما اصلا دانیاسور از نوع آدامانتی سور(برای آشنایی بیشتر کلیک کنید) والا مشخصه سامه...اصن خود آرامش پیشکش لحظه هاتونه! یعنی کاری با دلم کردی که فکرش رو نمی کردم ناصر جان این رو بزارم کوجای دلم والا سام اصن تو این بازی ها نیست...سام فقط خط نقطه بازی میکنه و دِبِلنا! کسی اینجا دِبلنا بلده؟! سام هست ولی کم هست!:gnugghender: حالا شرط چی هست؟..ارزش داشت من می بندم... آرتاش جان...انقد جناب بستی به اسم ما....چند بار حس کردم بچه ها منظورشون جناب خانِ! البته منی که همش پسوند و پیشوند خانوم و آقا و جان و عزیز می بندم به اسم دیگران حق اظهار نظر ندارم...حرفم رو نزده پس میگیرم فرزانه جان این سام سام که می گن منم! مگر اینکه یک سام دیگه باشه من بی خبر باشم.... بعد از اون عمل ناجوانمردانه ی دوست خوبم ناصر عزیز که من رو با محمد امدین السلطنه سابق مقایسه کرد... که یک جایی یقه اش رو می گیرم و تلافی می کنم.... راضی هستم از نام های دیگه ای که حدس زده شد.... ...ایلیا عزیز خوبه....ایمان عزیز هم خوبه...با تخفیف ناصر عزیز هم خوبه.... راستی سهند عزیز هم اعتراف کرده...از اون هم راضیم... سید مهدی هم باشه باز راضیم...سیده اولاد پیغمبره... هر کدوم شد من راضی م! بیایین اعلام کنین...ملتی رو از نگرانی در بیارین...- 106 پاسخ
-
- 5
-
-
.:. گاه نوشـــــته های نواندیشـــــانی ها .:.
sam arch پاسخی برای - Nahal - ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
از لذت های انجمن اومدنم اینه که مسابقه بشه...به من بگن برو تبلیغ کن... رفتن تو صفحه های دوستان خیلی خوبه... از یک رنگ به رنگ دیگه...از یک آهنگ پروفایل به آهنگ دیگه... این نوشته های سر در پروفایلشون هم خوندنی هست... یک خسته است...:putertired: یکی خنده است...:4chsmu1: یکی بسته است!.... یکی تُشک گذاشته خوابه!...:bigbed: اسم من امروز رفت تو آخرین بازدیدکننده های خیلیا...کسانی که هستن...نیستن...و کم هستن... بشتابید! مسابقه ی تالار ادبیات رو از دست ندین...سورپرایزش امتیازشه...برای اطلاع بیشتر مراجعه کنین به تاپیک مسابقات تالار ادبیات. -
فراخوان: مسابقه 1000 امتیازی تالار ادبیات به مناسبت تولد انجمن
sam arch پاسخی برای Sepideh.mt ارسال کرد در موضوع : مسابقات ادبی
مگه می شــــــــــــــــــــــــــه؟! مگه داریـــــــــــــــــــــــــم؟! 150 کلمه فقط؟! من سلام و علیکم و مقدمه امم 300 کلمه طول می کشه! اصن چکیده ی مقالات رو خودم نمی نویسم! اصن خلاصه نویسیم داغونه! باشد که اتاف فکر این کار رستگار بشن . . . اعلام حضور می کنم...لبیک یا سپیده بانو- 32 پاسخ
-
- 8
-
