رفتن به مطلب

sam arch

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    10663
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط sam arch

  1. در این پست برای شما عزیزان جزوه ی آموزشی از نرم افزار کاربردی راینو را قرار داده ایم-همانگونه که اطلاع دارید در زمینه ی مدل سازی و رندرینگ،راینو نرم افزاری بسیار قدرمتند همچون تری دی مکس میباشد-این جزوه 100 صفحه ای شما را بیشتر با این نرم افزار قدرتمند و کاربردی آشنا میکند. حجم: 6 مگابایت فرمت: pdf درون فایل زیپ شده منبع : my-architect.ir راینو.rar
  2. امروز طبقِ عادت، باز گفتم سوار خط واحد بشم شهر رو بگردم با حرکت آهسته... آقایی اومد کنارم نشست... آدم شیک و شُسته رُفته ای بود... صدایی از گوشی ش اومد...من دمه پنجره بودم رو به بیرون نگاه می کردم...(سرعت کم و فواصل کوتاه، مشکلی برای اون عارضه ی ماشین گرفتگی من ایجاد نمی کنه) صدای یک خنده ی از سَر حسرت شنیدم...اینجوری: هههه هــــــــــــــــــــــــی! طرف گفت: خوبه بانک یادشه که نَه نَه مون کِی ما رو زایید! (انگاری بانک با پیامک تولدش رو تبریک گفته بود:w71:) . . . من به سختی جلوی خنده ام رو گرفتم..نمی دونستم احساس همدردی کنم یا... تناقض اون ظاهر رسمی با اون لحن صحبت کردن، تعریفش می شه: کُمدی موقعیت!
  3. sam arch

    Archmodels vol 1-100

    سلام..آبجکتش فک نکنم باشه... ولی سامیار عزیز یک سایت معرفی کرده تو یکی از تاپیک ها(#277) اونجوری که سرچ کردم... که می شه پرده رو اونجوری که شما می گین رو هوا به رقص در آورد ببینین به درد می خوره؟ کلیک کنید
  4. سلام به روی ماهت مهدی جان... ممنون از اینکه قابل دونستین من رو برای دعوت... باز مثه دوستان دیگه ام (با توجه به اینکه شما قدیمی تر هم هستین از دوستان دیگه که در موردشون نظر دادم)...شناختم کم هست و باز مشکل از من هست. با این اوصاف هر چی می گم رو بزارین پای احساسم از نوشته هاتون که تا حالا دیدم... اصن نوشته های دیگر دوستانم رو نخوندم که تاثیر نزاره...فقط تشکرم رفت پای پستشون... . . . حس می کنم در تصمیم هاتون راسخ هستین(این به معنی کبر و تکبر و خودبینی نیست)... حاضر هستین بر سر اثبات حرفتون، استدلال بیارین و استدالال طرف مقابل رو به چالش بکشین. (حالا ممکنه بعضی اوقات حس بشه که زیاده روی می کنین،ولی به نظر من تا استدلال پایه و اساس داشته باشه موندن بر روی اون ایرادی نداره،آدم باید پایدار و با ثبات باشه بر تصمیم تا اونجا که استدلالش کار میکنه...البته فک کنم یک جا نوشته بودین تو گاهنوشته ها که حاضر نیستین پای استدلالتون اگر اشتباه باشه جان بدین،یعنی قابلیت انعطاف رو دارین) حس می کنم می پسندین که نقد یک رفتار یا یک اعتقاد رو با زبان طنز تلخ بهش بپردازین... اصلا هم براتون مهم نیست که ممکنه اون اعتقاد یا رفتار برای یک جمعی عرف باشه...عرف ها و رفتارها اگه بر پایه ی استدالال شما نباشه خودتون رو مُحق می دونینبا هر زبانی به اون نقد کنین... حالا اگر این وسط فقط یک عده ای کوچک مد نظرتون باشه...بعضی اوقات حس می کنم حرف هاتون جامعه ی بزرگتری رو می تونه نشونه بگیره...یعنی به جای اینکه به اونایی که بایدبَر بخوره...به اونایی که نبایدبَر می خوره. (این وسط مقداری حق با قضاوت شونده هست و مقداری با قضاوت کننده...میشه جوری گفت کمتر موجب سوتفاهم بشه و البته اونا که حرف های شما رو قضاوت می کنن هم می تونن هر چی رو به خودشون نگیرین،دو طرفه است) بزارین در مورد این مواردی که گفتم رو با یک گفتگویی با هم داشتیم در یک تاپیک مثال بزنم...می خوام بگم که من خودم چه جوری هستم... یادتون باشه یک تاپیک نظر سنجی بود در مورد شهردار برتر تو تالار شهرسازی... بعد همه قرار بود نظراتشون رو در مورد یک شهر در قابل یک شهردار بگن...(هر چی می گم از خاطرم هست و نرفتم پیداش کنم...اشتباه می گم حتما شما اصلاحش کنین) بعد من چون عادت داشتم..تو همه ی مسابقه ها به همه رای بدم...اونجا هم به همه رای دادم...:w36: شما یقه ی من رو گرفتین که باباجان خیلی زرنگی!(با طنز می گم نه اینکه واقعا یقه ی من رو گرفته باشین) تو هم که می خوای دل همه رو به دست بیاری! اینا هر کدوم یک جور گفتن نمی شه که همشون شهردار برتر باشن...باید یک برنامه برتر باشه... بعد من گفتم بابا هر کدومشون از یک جهت درست می گن...برای همین تو بعضی چیزها که من تخصص ندارم..عمومیت رو دیدم هر کدومشون از یک وجه کار خوبی انجام می دن... بعد شما دوباره یقه من رو گرفتین که من هم تخصص ندارم ولی مربوط به جایی هست که کار می کنم و همینی هست که می گم!(باز با طنز دارم بیان می کنم مهدی جان اینجوری نگفت) تو این مثال هم حق با شما هست...هم حق با من... شما سر استدلالتون با اینکه صنایع خونده بودین ولی براساس تجربه ی کاری تون موندین و دفاع کردین. ولی من سرم رو انداختم پایین گفتم به همه رای می دم...تخصص ندارم...تجربه ی کاری هم ندارم...ولی حق دارم..رای خودمه...به همه رای می دم... عُرفی که من برای خودم در نظر گرفته بودم که به همه رای بدم...برای شما قابل نقد اومد و صریح گفتین...جواب گرفتین...قانع نشدین و بر سر موضع موندین... بعضی اوقات نوشته هاتون بد جور به دل آدم می شینه... ولی بعضی اوقات نوشته هاتون عالی هست ولی چون حس می کنم به یک جایی یا کسی زدین...نمی تونم پاش تشکر برنم..اون موقعه حالم اینجوری میشه نسبت به شما می گم خدا خیرش بده یک جور نمی نویسه که آدم راحت بتونه پاش تشکر بزنه(رجوع شود به گاهنوشته م در مورد سام و مصائب تشکر #9194)... اینقد اون لحظه ماشین حساب می ندازم..می گم بزنم...می گم نمی شه...به اون بر می خوره....یعنی بعضی اوقات می گم برم ببینم جای دیگه پستی نزاشته برم اونو تشکر بزنم به جای این نوشته اش... من فارغ از مفهوم و معنی های ثانویه...ترکیب وازه های خیلی برام ارزشمنده....خیلی وقتا شده که به خاطر معانی ثانوی نوشته هاتون نتونستم تشکر بزنم پای نوشته هاتون که دارای ترکیب وازه ای خوب هست... حس می کنم..خیلی خیلی باثبات تر شدین...خیلی پخته تر شدین...خیلی آروم تر شدین... ولی پاش بیافته می تونین باز هیجانی بشین...شاید قدیم ها راحت تر عصبانی می شدین..الان کمتر این اتفاق می افته... نوشته هاتون الان بیشتر بالانس شده... قبلا بیشتر تو تونالیته های خاکستری به سمت سیاه بود...(نه سیاه نمایی...منظورم تلخ...بیشتر مواقع واقعیت های تلخ...یا یک جاهایی دیگه زیاد تلخ)..اینقد گفتم تلخ بزارین برم یک لیوان شربت بخورم... الان ها بالانسه...بعضی اوقات حتی از بعضی نوشته هاتون حتی به قدر سفیدی انرژی می گیرم... یادم می اد بنیان گذار آموزش اکسل هم بودین تو انجمن...یعنی پاش بیافته دریغ ندارین از اینکه آموزش بدین... حس می کنم...می تونین همزمان یک دل گنجیشکی داشته باشین...و در آن واحد یک دل غُد... فک کنم با کسانی که هم نظر باهاتون نباشن کمتر می جوشین... در مجموعه انسان کاملا مفیدی در سطح فضای اجتماعی هستین...آدمی که مسئله داره(منظورم استدلال و منطق برای گفتار و رفتار و نقد و نظرش فارغ از درستی و غلطی ش) و خنثی نیست... . . . یعنی اینقد نوشتم..می دونستم با توجه به گاهنوشته هات و اون همکار معروف از ادم پُر حرف متنفری... از قصد اینقد نوشتم..که از دعوت کردنم پشیمون بشی...(من عادی هم اینقد می نویسم،بد عادتیه) آرامش پیشکش لحظه هاتون
  5. sam arch

    فِرِیم نویس

    چهارمین فریم از فیلم: مَکس دیوانه:جاده ی خشم (Mad Max: Fury Road 2015) به کارگردانی جُرج میلر هست.(8 اسکار گرفت برای تدوین، طراحی لباس ،چهره پردازی، طراحی تولید، صدا و صداگذاری) 1 دقیقه و 6 ثانیه از فیلم بگذره شما با این فریم مواجه میشین.همون مطلع فیلم. فیلم اسمش مکس دیوانه هست و شما عَقَبه ی سه قسمت قبل رو می دونین که همراه با دیوانگی هست و این سکوت اول فیلم شما رو کنجکاور می کنه! ولی یکهو...در یک لحظه همه چی در یک جنون آنی به اوج ترشح آدرنالین در بدنتون می شه!:banel_smiley_52: پس چی بهتر از این که این صحنه رو آتشی زیر خاکستر توصیف کنم....سوکتی که باردار دیوانگی هست که چند پلک بعدش متولد می شه...:babygirl: خلاصه فیلم: داستان آن دربارهٔ مکس روکاتانسکی (تام هاردی) که به نیروهای ایمپریتر فیوروسا (شارلیز ترون) می‌پیوندد تا طی تعقیب و گریزهای متوالی جاده‌ای از دست رهبر شروری به نام ایمورتان جو (هیو کیز-برن) و نیروهایش فرار کنند.
  6. در این قسمت فیلم آموزش پرسپکتیو و راندو نمای یک ساختمان با آبرنگ را برای شما اماده دانلود قرار داده ایم.در این فیلم طراح در ابتدا با اصول پرسپکتیو یک ساختمان را طراحی میکند و سپس با ابرنگ به راندوی آن میپردازد. در این قسمت باقسمتی دیگر از فیلم های آموزشی پرسپکتیو و اسکیس و راندو در خدمت ما کاربران گرامی هستیم . در این فیلم طراح با استفاده از پرسپکتیو یک نقطه ای ساختمان را اسکیس زده و سپس با آبرنگ به راندو آن میپردازد.
  7. ایلیا جان...گفتم یک بار دیگه می خونم نظر تعدیل شده ام رو می گم... بزار باز لقمه رو دور سَرَم بگردونم... قول می دم زیاده ویز ویز نکنم! رو جلد کتاب رو که می شناسین؟ یا دوستان دیگه ام که نقاشی باز هستن یا علاقه مند به تاریخ هنر. کار ادوراد مونکه،تو کتاب هم تو بخش معرفی گفته شده. توضیح ادوارد مونک رو در مورد این نقاشی ش بخونین: ادوارد مونک: به خاطر دارم که در جاده‌ای با دو دوست در حال قدم زدن بودم - خورشید در حال غروب کردن بود - به ناگاه آسمان به سرخی خون گرایید - توقف کردم، احساسی مرا احاطه کرد و در برگرفت - خون و دهانه‌هایی از آتش بر فراز شهر زبانه می‌کشید - دوستانم به قدم زدن خود ادامه دادند و من در حالتی از ترس و لرز ماندم - و من فریادی لایتناهی از فریادی که طبیعت را از هم می‌گسست، حس‌ می‌کردم. ثبت شده در ۲۲ ژانویه‌ی ۱۸۹۲ در دفترچه‌ خاطرات ادوارد مونک؛ تجربه‌ای که منبع الهام‌بخش او در خلق تابلوی جیغ (گریه‌ی طبیعت) شد قشنگ تصور من از کتاب همین تصویر و همین توضیحه! اولین بار که با کتاب مواجه می شی...به مثابه همون دیدن رنگ ها و غروب خورشید توسط ادوارد مونک هست که دیگران ندیدن و اون از این کشف خودش جیغ بنفش می زنه. شما هم بعد از خوندن این کتاب جیغ بنفش می زنین که بابا چه چیزهایی بود که ما نمی دونستیم! ولی در حد همون جیغ بنفش می مونه! مثه هزارن بار که ادوارد مونک اون تضاد رنگ ها رو دید و جیغ بنفش نزد و یک لحظه،یک آن به صورت موقتی جیغ زد و ثبتش کرد! حالا ما باید ورای اون جیغ زدن و انگشت اتهام گرفتن به سمت این و اون...یا حتی خودمون...فصل آخر کتاب رو خودمون تموم کنیم... خودمون به جای اینکه داد و فریاد بزنیم و جیغ بکشیم...و فقط به صورت موقتی هم باشه این قضیه...اصلاح کنیم مواردی رو که حس می کنیم بر حق در کتاب آورده شده.. این کتاب رو به جای اینکه منبعی برای توهین به افراد دیگه قرار بدیم...به فکر این باشیم که اگه فقط یکدونه از ویژگی های کتاب بر ما منطبق هست همون یک دونه رو اصلاح کنیم.بدون داد و فریاد. . . . . باز سر حرفم هستم که کتاب اَلکنه تو فصل آخر ایلیا جان و مایِ مخاطب باید با آگاهی کامل و رشد درونی کتاب رو خودش به پایان برسونه. زیاد نگفتم اینقد شد!
  8. البته اگر هر دو مدیرمون اونجور که حدس می زنم از بانوان انجمن باشن، اصطلاح با زَن نِشسته بهشون نمی خوره! سلامت باشن و حضورشون در کنار ما همیشگی باشه...حالا با هر سِمتی که می خواد باشه... بَه بَه...بالاخره تونستین شنل مدیریت رو دوباره به تن شاهدخت عزیز بپوشونین...البته به خودشون سفارش دادن خودشون هنرمندانه دوختن...خودشون پوشیدن... والا مدیران ارشد ما در این حد توقعشون بالاست دیگه...شنل مدریت رو هم باید خود میدران ببافن! مبارک باشه...بهتون می آد شاهدخت بانو...
  9. sam arch

    مشاعره به سبک بداهه

    نَم بسته ذوق شاعرییمان منتظر حرکتی از خواهرییمان تا شود ذوق بسته ی ما دوباره باز در پی همنشینی با بادبادک باز* * منظور فرد بادبادک باز نیست،بادبادک استعاره ای از خود بارونن عزیز هست...باز هم معنی گشایش و واشدن داره...
  10. sam arch

    مسابقه تشخیص فیلم

    یعنی دیگه فیلم پیدا نمی شد؟! رومانیایی؟! دوستان اون ماشینه که داره رد می شه،برند Oltcit Club هست که اتفاقا مربوط به خود رومانی هست.می شه حدس زد فیلم تو رومانی تصویر برداری شده یعنی در همین حد می شه فهمید! احیانا این فیلم جایزه خرس برلین رو نبرده؟
  11. امروز تو یک محفلی بودم... یعنی یک محفلی بود که ادم های داخلش دعوت شده بودن...من سَر جهازیه یکی از دعوت شده ها بودم بعد نشسته بودیم...یکی اومد کنار من... سخنران در مورد این رباعی مولوی داشت سخن می راند!(یعنی قشنگ داشت می راند!:mornincoffee:) هر روز دلم در غم تو زارتر است وز من دل بیرحم تو بی‌زارتر است بگذاشتیم غم تو نگذاشت مرا حقا که غمت از تو وفادارتر است طرف داشت می گفت کاش می گفت "دردا" به جای "حقا" و همین جوری داشت از استدلالش دفاع می کرد که... بغل دستی م با آرنج زد به پهلوم گفت: این مولوی که می گن همون مولانا ست؟! یا اینا هر کدوم جدان!؟ من بر گشتم نگاه کردم به اونکه صدقه سرش اومده بودم تو اون محفل... چند ثانیه عمیق در هم نگاه کردیم و من برگشتم و جواب اون آقا را دادم! گفت بابا این قرطی بازی ها چیه؟! خوب یا بگن مولوی یا بگن مولانا دیگه! آدم رو گیج می کنن! دوباره برگشتم به اونکه سَرجهازیش بودم نگاه کردم بعد هر دو خیره شدیم به سخنران! . . . مولوی: حقا که غمت از تو وفادارتر است چه فکر می کردن اون زمان که یک مصرع از شعرشون یک دنیا معنی داره!
  12. باور کن آنقدر ها هم سخت نیست فهمیدن اینکه بعضی ها می آیند که نماننــد نباشند نبیـننـد و تــو اگر تمامی ِدنیا را هم حتی به پایشان بریزی آنها تمامی ِبهانه های دنیا را جمع می کنند تا از بین آنها بهانه ای پیدا کنند که بــــروند دور شـــوند که نـــمانند اصلا پس به دلت بسپار وقتی از خستگی هایِ روزگار پناه بردی به هر کسی لااقل خوب فکر کن ببین از سر علاقه آمده ، یا از سر ِ ... تا دنیایت پر نشود از دوست داشتن هایِ پر بغض که دمار از روزگارت درآورد ! دانتیسم
  13. sam arch

    رومن گاری

    سانی که عقاید احمقانه شان را ابراز می کنند اغلب بسیار حساسند. هر قدر عقاید کسی احمقانه تر باشد کمتر باید با او مخالفت کرد...حماقت بزرگترین نیروی روحانی تمام تاریخ بشر است. باید در برابر آن سر تعظیم فرود آورد، چون همه جور معجزه ای از آن ساخته است. " خداحافظ گری کوپر __ رومن گاری "
  14. در این پست برای شما عزیزان پروژه ای متفاوت که شامل رندر ها وپلان های طبقات یک موزه به سبک ارگانیک میباشد را قرار داده ایم-ایده ای نوین در جهت طراحی در سبک های ارگانیک. پوسته و پلان های معماری موزه به سبک ارگانیک حجم: 11 مگابایت فرمت: dwg منبع: my-architect.ir
  15. sam arch

    آبجکت های آماده تری دی مکس

    در این پست مجموعه ای کامل از سری مدل های سه بعدی فضای داخلی را قرار داده ایم.این مجموعه شامل انواع مختلف میز-صندلی-کمد و…میباشد که در قالب فایل تری دی مکس آماده ی دانلود برای شما عزیزان است. منبع: my-architect.ir
  16. sam arch

    بلوک معماری اتوکد تزئینات

    در این پست برای شما عزیزان چندین نمونه ی مختلف از مدل های دوبعدی جهت تزئینات رو قرار داده ایم-بلوک دوبعدی دکوراتیو در قالب فایل اتوکدی. از ضمیمه دانلود کنید. فرمت: dwg اتوکد حجم: 2.1 مگابایت منبع:my-architect.ir tazein.dwg
  17. sam arch

    پلان مدرسه 12 کلاسه

    این فایل حاوی کلیه پلان های معماری یک مدرسه 12 کلاسه شامل پلان طبقه همکف واول–دیاگرام هردوطبقه– پلان مبلمان طبقه همکف و اول–موقعیت طبقات –برش a-a – نمای جنوبی –نمای شمالی– پرسپکتیو شمال غربی و جنوب غربی همراه با سایتپلان آن میباشد {همه نقشه ها درمقیاس 1/100} فرمت: dwg اتوکد حجم: 5.6 مگابایت منبع: my-architect.ir
  18. سلام به روی ماهتون سما جان... دختری با دلی تنگ...برای تاپیک دلتنگستان... با نوشتن پیام هایی بر دیوارهای بعضی تاپیک ها برای عزیزانش که اُمید داره اینجا بخوننش... دختری که دوست داره با خانواده بزنه بیرون..اگه هوا خنک باشه که چه بهتر...اگر پسرخاله ها و دخترخاله ها باشن که چه بهترتر... فک کنم پایه ی کمپ زدن با دوستانشون م باشن... عاشقِ مادر...البته کی نیست؟!...ولی عشقش به مادر تا اونجا هست که داد بزنه همه جا حتی اینجا تو انجمن... شاید خیلی از ما دوست داشته باشیم مادرهامون رو..ولی اینجور فریادش نزنیم... دختری که تکیه داره این روزا انگاری...بهاریه انگار دلش این روزها به واسطه ی این تکیه گاه...چون محرم حرف هاش شده... طبیعت براش به اندازه ی ما دیدنی هست...ولی بیشتر از ما دلش برای طبیعت می سوزه... نیازی به پیچوندن جمله ها برای زدن حرف و احساسشون نداره..ساده می گن... . . . شاید هر چی گفتم اشتباه باشه... می دونم که می دونین تکراریه این حرفم...روابط عمومی من و در نتیجه شناخت من نسبت به دوستانم در نواندیشان کم هست... محدود به همین نوشته هاشونه... و اینکه چه حسی از اون نوشته ها تو ذهنم می مونه... این آیینه ای از همون حس از نوشته های سما عزیز بود... ببخشن اگه زیاد پَرت گفتم آرامش پیشکش لحظه هاتون...
  19. sam arch

    فِرِیم نویس

    سومین فریم از فیلم: بازگشته (The Revenant 2015) به کارگردانی الخاندرو گونسالس اینیاریتو هست.(اسکار بهترین کارگردانی رو برای این فیلم گرفت) این فریم انتخاب شده از زمانی که 1:26:19 از فیلم می گذره...زمانی که هیو گلاس که نقشش رو دی کاپریو بازی میکنه(به خاطرش بعد از سال ها بالاخره اسکار رو گرفت) بعد از اینکه سفر انتقام جویانه ی خودش رو با تنی زخم خورده شروع می کنه،برای رفع گرسنگی حاضر می شه که جگر خام یک حیوان رو بخوره!(تصویر برداری این صحنه واقعی هست و واقعا دی کاپریو جگر خام رو خورد! با این توضیح که دی کاپریو گیاه خواره!) فرصت خوبی بود که از این صحنه بنویسم که این حرکتش شروع یک انتقامه...انتقامی که با خوردن خون هر لحظه داغ تر می شه... تصویر برداری تو این فیلم عالیه...امانوئل لویزکی! اسکار نوش جونت! خلاصه فیلم: داستان این فیلم در مورد یک گروه شکارچی است که در قرن نوزدهم به شکار می‌روند اما یکی از اعضای گروه توسط یک خرس گریزلی دریده می‌شود. او مورد سرقت قرار می‌گیرد و رها می‌شود تا بمیرد، اما به سختی موفق می‌شود در مقابل تمامی سختی‌ها مقاومت کند و نجات پیدا می‌کند. پس از نجات پیدا کردن، عازم یک سفر خطرناک می‌شود تا انتقامش را از کسانی که به او خیانت کرده‌اند و پسرش رو کشتند بگیرد…
  20. زِره بر تن هَرز می شود وقتی تَن، تَنِ مردِ جنگی نیست!:banel_smiley_90:
  21. در این پست با دو جلد از مجلات معماری مشهور Award Magazine در خدمت شما کاربران گرامی در قالب پی دی اف هستیم . مجله Award، مجله معماران، ساختمان سازها و طراحان داخلی است. بیش از ۲۰ سال است که این مجله منبع قطعی اخبار و اطلاعات درمورد موضوعات، سلیقه‌ها، پروژه‌ها، نوآوری‌ها و آدمهای مؤثر در صنایع طراحی و ساختمان سازی کانادا است. پارت اول( 30.1 مگابایت) پارت دوم( 33.3 مگابایت) منبع: my-architect.ir
  22. این پاورپوینت حاوی 25 اسلاید میباشد که در ادامه مطلب میتوانید به صورت رایگان دانلود نمایید. موزه سلیمان رابرت گوگنهایم نیویورک از موزه های مشهور شهر نیویورک است.موزه در منهتن در کرانه شمال شرقی مرکز شهر قرار دارد.این موزه که در ۱۹۳۷ میلادی افتتاح گردید توسط معمار بزرگ امریکایی فرانک لوید رایت طراحی گردید.سولومون رابرت گوگنهایم بنیانگذار موسسه و موزهای زنجیره ای گوگنهایم که مجذوب ایده ی رامپ مارپیچی شده بود تا زمان مرگش پیش از اتمام پروژه از آن حمایت کرد. او از سال 1943 پس از جستجو در میان معماران اروپایی در آخر کار طراحی موزه را به این معمار آمریکایی واگذار کرد. فرمت: ppt در فایل زیپ شده حجم: 2.1 مگابایت منبع: my-architect.ir موزه-گوگنهایم-نیویورک.rar
  23. فایل زیر که به صورت پی دی اف برای شما عزیزان قرار داده شده است.شامل نمونه های اسکیس راندو.محیط داخلی و خارجی و…میباشد. تکنیک های موجود: ماژیک و آبرنگ مداد زغالی آب رنگ روانویس و جوهر ماژیک و آبرنگ و مدادرنگی مداد و روان نویس منبع: my-architect.ir
  24. sam arch

    فِرِیم نویس

    دومین فریم از فیلم: شلاق (Whiplash 2014) به کارگردانی دیمین شزل هست.(به خاطرش اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی رو هم گرفت) این فریم از دقیقه ی 1 و 54 ثانیه ی فیلم هست،یعنی همون مطلع فیلم. جایی که دوربین آروم از ابتدا به انتهای راهرو نزدیک می شه و ناخودگاه مسیر خطی فیلم رو بهمون اشاره می کنه که قراره نقطه ی انتهایی ش یک فرد باشه...و اون درامر فیلم هست. کسی که در طول فیلم بارها می افته و و این افتادن حتی در فینال کار هم اتفاق می افته ولی در آخرین لحظه از پس اون همه تمرین و ممارست در آن و لحظه افسانه وار بر می گرده به صحنه. واسه این کار ،شکنجه گر این درامر جایزه ی اسکار گرفت...یعنی جی. کی. سیمونز.(شاید همون عدوی سبب خیر ما ایرانی ها) خلاصه فیلم: فیلمی آمریکایی در ژانر درام محصول سال ۲۰۱۴ است. دیمین شزل این فیلم را بر پایه تجربیاتش در باند دبیرستان پرینستون نوشته و کارگردانی کرده است. مایلز تلر در نقش دانش‌آموزی بازی می‌کند که نوازندهٔ درام است و سعی دارد تا استاد خودش، ترنس فلچر با بازی جی. کی. سیمونز را تحت تأثیر قرار دهد.
  25. پیشنهاد عملی می دم... جهت نشر آدرس انجمن پیشنهاد می شود این کار: تصویر: فِرِیم نویس اگر دیدین خوبه و تونستین شرکت کنین...اگرم خواستین در نشر دادنش شریک بشین. به پیشتیبانی عملی و معنوی شما نیازمندیم! # فریم_نویس پویش نشر آدرس انجمن ([Hidden Content]) به بهانه ی نوشته های تصویری از یک فیلم
×
×
  • اضافه کردن...