رفتن به مطلب

sam arch

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    10663
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط sam arch

  1. یک بار چون هیچ است.فقط یک بار زندگی کردن مانند هرگز زندگی نکردن است. بارهستی_میلان کوندرا . . . ترجمه ی عنوان "سبکی تحمل ناپذیر هستی" رو بیشتر می پسندم ولی خوب به مترجم احترام می زارم ولی با اون نامی که من می پسندم می تونم ارجاعی بدم به بخشی از حرفم... شاید کمی بیشتر واضح کنه نظرم رو... به زندگی قبل و بعد اشاره ای ندارم...فقط منظورم این چیزی هست که ما درک می کنیم...این سخن از کتاب کوندرا که براتون اول نقل کردم رو می پسندم موازی با سخنم که جوری زندگی کنم که هیچ اثری از من نبوده که انگار نبوده... یعنی زندگی کردم..درحالی که زندگی نکردم!
  2. khwv [hk ناصر جان غلط کردم رو گذاشتن برای همین موقع ها....:4chsmu1: من هم غلط فرمودم! ما رو چه به دَر افتادن با ارشد جماعت... افتادیم...وَر افتادیم... من از صمیم قلب و رضایت تام با شلوارک سفید که بر نوک چوب افراشته شده اعلام تسلیمیت!(این چه واژه ای بود من گفتم؟! نمی دونم والا) می کنم...(شکلک مو افشان با نیش باز) اون حروف نا مفهوم فوق به جان خودم هیچی نیست...سرهم کنی از روی کیبورد می بینی نوشتم ناصر جان.... تو رو خدا با من چپ نیافتد...ما کاربران چشم بر گذشت شما قدرتمندان...زورمداران...داریم...
  3. فرمت جزوه:PDF تعداد صفحه: 35 جمع آوری: احمد شریف پور حجم: 1.9 مگابایت تنظیم شرایط محیطی.pdf
  4. بدون هیچ توضیح اضافه ای که از من واقععععععععععععا بعیده! دیدن چشم هایش...
  5. قبل از این که با مکالمه طنز با آقا مجتبی ادامه بدم... انگاری بعضی از دوستان پست قبلی من رو تا تَه نخوندن که ببینن این یک شوخی بود اون چند سطر اولش...امان از حوصله ی کم ما انسان ها... توجه: این پست رو تا آخر دنبال کنین چون تهش مشخص می شه که نیت کاربر از ارسالش چی بوده... آقا مجتبی نظرتون چیه که یک دعوای زرگری راه بندازیم... یادتون هست که کلا قدیما یکی از سرگرمی های اعضا دعواهای دو نفره یا چندنفره و یا تماشای دعوای های دو نفره یا چند نفره بود... با این استدلال که دعوای کاربر جماعت نمک فروم های مجازی هست.. 1. بیایین در اولین حرکت... همین تاپیک رو با پست های پیاپیی که از هم نقل قول می گیریم و از خجالت هم درمیاییم به جهتی ببریم که اول یکی از ارشد ها بیاد تذکر بده...بعد ما باز همین جوری ادامه بدیم...بعد میان پست هامون رو پاک می کنن... 2. خوب قدم دوم چیه... پا می شیم می ریم تو تاپیک های همدیگه پست می زاریم و بحث رو ادامه می دیم... بعد گزارش رد می کنن..ارشد ها میان سراغمون و تاپیک هامون رو قفل می کنن و گاهی می ندازن در زباله دانی نواندیشان.. یکسر هم می ریم تاپیک گاه نوشته ها یکم اونجا هم بهم دیگه کنایه می زنیم...و این خصومت رو نشر می دیم که بیشتر بفهمن بچه ها...زمینه آماده می شه برای چی؟ برای قدم بعدی...:gnugghender: 3. خوب قدم سوم چیه؟... پا می شیم می ریم تاپیک مدیران ارشد...چند وقتیه واقعا از اون رونق سال های گذشته افتاده و جای تاسف داره که چرا دیگه کاربرها پاچه ی مدیران رو نمی گیرن و اونها رو به حال خود رها کردن... و یا اینکه جیگر هم دیگر رو اونجا نمی چزونه..واقعا باید مسولین رسیدگی کنن!(شکلک مو افشان با نیش باز) در نتیجه ما بحث رو اونجا ادامه می دیم... چند تا از دوستامون هم میان اونجا با زدن تشکر به صورت نامحسوس و ارسال پست مستقیم به صورت محسوس بنزین می ریزن به آتیش...:gnugghender: بعد چه اتفاقی می افته؟!.... به احتمال زیاد ارشد ها به دو دسته تقسیم می شن.... یکی میاد سمت من...یکی میاد سمت شما...این میون یکم شدت آتیش کم می شه...هی ارشد ها می گن بابا این بچه بازی ها رو تموم کنین...روی هم رو ببوسین... بعد چند تا کاربر دلسوز هم میان تو همون تاپیک...غالبا هم از قدیمی ها و مدیر تالارها...می گن بابا زشته...شما دوستین...ببوسین روی هم رو.. حرف آخر رو هم محمد ادمین سابق و معاونت آموزشی فعلی می زنه (جان من چقد نشستی فکر کردین که این عنوان رو انتخاب کردین؟ آدم یاد مدیر فنی های باشگاه های فوتبال می افته که پروین یک بار در موردشون گفته بود مدیر فنی یعنی کشک! البته دور از جون محمد عزیز) می دونین چی می گه...چیزی نمی گه که! فقط اسین شکلک رو می فرسته>>> این شکلک نشان گفتن زرشک رو داره در اتمام یک بحث..... با این مضمون که ترمز دستی رو بکشین تا نفرستادمتون دنبال نخود سیاه!... البته در بعضی موارد به این معنی هست که کَش مرورگرتون رو خالی کنین! یکی مون چشم غُره می ره که بابا حوصله ندارم..و از دلم در نیومده ولی حالا می گذرم..:viannen_38: یکی مون می گه نه بابا شما سمت اون رو گرفتین..شما حق من رو پایمال کردین..من کاربر قدیمی بودم و از این حرفا...و می گه می ره دیگه بر نمی گرده... بعد از چند وقت دوباره بر می گرده و روز از نو روزی از نو...:cryingf: باور کن این کار رو چند بار تکرار کنیم انجمن باز به اون روزگار اوجش بر می گیرده..بیا و مردونگی کن...و یک گوشه ی کار رو بگیر صواب داره... اصلا بین اینکه کی قهر کن و کی کوتاه بیاد هم قرعه می ندازیم... نظرتون چیه؟! . . . . ببنین کار به کجا کشیده که من باید بیام اینجوری صحبت کنم... یادش بخیر... دوستانی بودن که با این نوع ادبیات در قالب شوخی فضای بحث ها رو به سمت خوشی و شادی و صمیمت می بردن... یادم هست اوایل که جذب انجمن شدم.. اصلا بابت خوندن همین نوشته ها با روحیه ی طنز جذبش شدم... یاد دوستان خوبم... نوترون عزیز...احسان عزیز...شاید باورتون نشه..همین محمد ادمین عزیز...مخصوصا مهناز دی عزیز بخیر... حالا خودم باید ادای طنز نوشته های اون ها رو در بیارم که اصلا هم نمی تونم حق رو ادا کنم... جهت خوشی احوال..کمی نوستالژی ایام و البته آپ شدن تاپیک برای شرکت دوستان این پست ارسال شد و مصرف دیگه ای نداره....
  6. درود... حرکتی رو با این تاپیک شروع می کنم برای نشر یک سری ترفند ها در اتوکد که می تونه در جاهایی کار ما رو ساده کنه... برای دیدن آموزش باید دانلود بفرمایید. مواردی که این جا مطرح می شه کپی رایت خود انجمن نواندیشان هست و دوستانی که این مطالب و آموزش های را هر چند امکان داره تکراری باشه ولی با توجه به اینکه توسط انجمن انجام شده در جاهایی دیگه نشر می دن حتما از جهت اخلاقی ذکر منبع نواندیشان رو مراعات بفرمایند. آرامش پیشکش لحظه هاتون. تعداد صفحه: 9 صفحه نوع فایل: pdf از ضمیمه آموزش رو دانلود بفرمایید. نتیجه استفاده از دستور 1.pdf
  7. سیمون دیل (Simon Dale) از این زندگی ماشینی روزانه خسته شده بود. به همین خاطر با خانواده اش به حومه ولز رفت و در طی چهار ماه این خانه هابیتی فوق العاده را برای خود و خانواده اش ساخت. چیزی که احتمالا پیتر جکسون کارگردان فیلم ارباب حلقه ها هم به آن حسادت خواهد کرد. جالب اینکه، سیمون دیل نه معمار و نه مهندس عمران می باشد، بلکه این خانه را تنها با کمک پدر شوهرش و با ابزارهای ابتدایی ساخته است. مواد استفاده شده هم چیزهایی بوده که در همان اطراف یافت می شده و او از مواد قابل بازیافت و سنگ برای مواد اولیه آن استفاده کرده است. برای سقف هم از یک لایه پلاستیک ضد آب استفاده شده و جالب تر اینکه ساخت یک خانه به این زیبایی در نهایت تنها 3000 پوند هزینه برده است. زندگی در چنین خانه ی زیبایی و به سبک هابیت ها لذتی دارد که احتمالا شما هم دوست دارید حداقل برای چند روز هم که شده آن را تجربه کنید. اما زندگی به مدت طولانی در این خانه شاید کار هر کسی نباشد. منبع: arthut.co
  8. [h=2]ویلا اُو[/h]
  9. sam arch

    به نفر بعد یک شعـر هدیه کـن...

    آمدم و نبودی تُحفه ای که برایت آوردم... شعری شد که نصیب نفر بعدی شد....
  10. sam arch

    شعـری بـرای تـو...

    زندگی همان چمدان بسته شده به وقت رفتن... باز شدنش به وقت آمدن است... زندگی لحظه های کوچک... اما ادامه دار در رفتن و آمدن است...
  11. شما به من کنایه زدین.... شما شخصیت من رو زیر سوال بردین! شما با من دشمنی دارین....من جای شما رو تنگ کردم؟! همه ی اون هایی که تشکر زدن پای پست شما هم با من دشمنی داشتن!.... من به نشانه ی اعتراض خواستار صفر شدن امتیازاتم و همچنین بخشش امتیازات طلایی م به خیریه ی پیر و پاتال های انجمن هستم.... نَه نظرم عوض شد... بدین به محمد ادمین!....البته دیگه ادمین نیست...ولی هست...بنفش بادمجونی هست ولی نیست...آخر نفهمیدیم هست یا نیست...هر کی فهمید امتیاز طلایی های من برای اون... من قهر می کنم....من بهم بر خورد.... . . . . تعجب نکنین...سطور فوق در زمانی نوشته شده که من نازک نارنجی...تتیش مامانی و دل نازک تشریف داشتم...(شکلک مو افشان با نیش باز) البته خبر خوش اینکه این حالت گذرا بود و نویسنده به حالت عادی برگشته... راست می گه مجتبی عزیز..یک دور خوندم نوشته ام رو دیدم این نوشته به جای اینکه بیشتر اعلام حضور باشه و لبیک...اعلام عدم حضور بود و برائت!(شکلک مو افشان با نیش باز) محمد جان الان برای من روشن کن من چه طور 10 ثانیه ای پست ارسال کنم؟! کُرنومتر(ثانیه شمار) دسته کیه؟! (شکلک مو افشان با نیش باز) من حَراف واسه یک سلام و علیک ساده هم باید 10 خط بنویسم!!!!! شما نمی خوای من شرکت کنم به زبون ساده!!! اصن چرا من رو دعوت می کنی...والا
  12. درود محمد جان... من می خوام شرکت کنم... دو اتفاق می افته... یک اینکه ضایع می شیم که هیچی بارمون نیست.... دو اینکه این نت قطرع چکونی چند وقت هست بگیر و نگیر داره...می ترسم نتونم بیام...یا اینکه اینقد نت قطره چکونی باشه به قول مجتبی عزیز...30 دقیقه طول بکشه ما یک پست ارسال کنیم... اسم من رو بنویس ولی اگر نتونستم حاضر بشم حذف بفرمایید... اگر می بینین ممکنه تو برنامه ریزی هاتون مشکل ایجاد کنه که کلا قلم قرمز بگیرین... فقط خواستم در حد توان به دعوتتون لبیک بگم...
  13. sam arch

    آشپزخانه

    خانه های مدرن، تنها جایی برای پناه بردن ما به آن ها نیستند، بلکه جایی برای تولید زباله های ما نیز می باشند، چه بخواهیم و چه نخواهیم. تیم طراحی فیلیپس با نگاه به آینده ای که سلامت ما را دست خوش تغییر خواهد کرد، و با توجه به کاهش اثرات زیست محیطی که می خواهیم به آن دست یابیم، به فکر راه حل افتاد و پیشنهاد ساخت این آشپزخانه را مطرح کرد، آشپزخانه ای که در نگاه اول شبیه یک آزمایشگاه می باشد. مفهوم این آشپزخانه ؛ قدرت صرفه جویی، درست در قلب خانه شماست. این سیستم پرپیچ و تاب که در هرجایی از آشپزخانه شما می تواند قرار بگیرد، فضایی برای ذخیره مواد غذایی و دفع ضایعات و زباله ها و روشنایی فضای شما می باشد. غذاهای تازه در لایه ای مخصوص قرارمی گیرد که نه فریزر است و نه یخچال، که این خود صرفه جویی در مصرف برق را سبب می شود. ردیفی از گیاهان تازه در بالای میز ناهارخوری، طراوات و شادابی خاصی به شما می بخشد. روشنایی فضا توسط زباله های قابل بازیافت اتفاق می افتد، به این نحو که مواد قابل بازیافت و گیاهی و یک سری دیگر از زباله ها؛ با تولید گاز متان و کمپوست آنها، نور درخشان سبز رنگی را در محیط پخش می کنند. آنچه که گروه فیلیپس به آن دست یافتند؛ قطعا شروعی بسیار مناسب برای آینده ماست. آنچه که به نظر می رسد، این است که این راه نیاز به دنباله رونده های دیگری هم دارد، تا آنجا که هر روز به آشپزخانه ای سبز تر برسیم و این نشان دهنده این است که ما راه درستی را انتخاب کرده ایم. منبع نوشتار: arthut.co
  14. ششمین رویکرد: رویکرد تاریخی تکاملی تاپیک مربوط به رویکرد تاریخی تکاملی در تالار معماری:کلیک کنید>>> رویکرد تاریخی تکاملی
  15. sam arch

    علی اکبر صارمی

    علی اکبر صارمی متولد: 1332 حوزه فعالیت : معماری و نقاشی سبک : پست مدرن تاثیر گرفته از : لویی کان علی‌اکبر صارمی (۱۳۲۲-) معمار و نقاش ایرانی است. صارمی در سال ۱۳۲۲ متولد شد. در سال ۱۳۴۷ از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در رشته معماری فارغ‌التحصیل شد. او تحصیلات خود را در دانشگاه پنسیلوانیا در دریافت درجه دکتری پی‌گرفت. رساله دکتری او زیر نظر استادش لویی کان نوشته شد. صارمی پس از بازگشت به ایران، در دفتر معماری سردارافخمی مشغول به کار شد و در سال ۱۳۵۹ دفتر شخصی خود، مهندسین مشاور تجیر، را تأسیس کرد. او علاوه بر تدریس دانشگاهی تهران، مقالاتی نیز در مجلات معماری معتبر دنیا منتشر کرده است. صارمی همسر هایده حائری، بازیگر معروف سینما و تئاتر، است. سوابق تدریس• مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی ۱۳۶۹-تا کنون • مدرس دانشگاه فارابی ۱۳۵۵-۱۳۵۹ • مدرس دانشگاه تهران ۱۳۷۳-۱۳۷۶ عناوین و سمت ها • عضو كانون مهندسان معمار دانشگاه تهران • عضو سازمان نظام مهندسی ساختمان استان تهران • عضو انجمن صنفی مهندسان مشاور معمار و شهرساز • عضو جامعه مهندسان معمار ایران • رئیس هیات مدیره مهندسین مشاور تجیر از ۱۳۵۹ • مدرس در دانشگاه آزاد اسلامی • عضو هیات امناء انجمن مفاخر معماری ایران آثار ساخته شده • ویلای صارمی، نوشهر، ۱۳۵۲ • خانه افشار، زعفرانیه، تهران، ۱۳۵۳-۱۳۵۵ • برج بلور، تبریز، ۱۳۷۹ • ساختمان سفارت جمهوری اسلامی ایران در الجزایر، ۱۳۸۱ • ساختمان سفارت جمهوری اسلامی ایران در تیرانا آلبانی، ۱۳۸۱-۱۳۸۳ • تالار شهر کرمانشاه(تالار انتظار)، ۱۳۸۷-۱۳۸۳ • آمفی تئاتر انستیتوپاستور، تهران، تجیر ۱۳۶۷ • سفارت جمهوری اسلامی ایران در آلبانی، تجیر ۱۳۷۹ • ساختمان تجاری و اداری برج بلور، تبریز، تجیر ۱۳۸۰ • مجموعه تجاری و فرهنگی و شورای شهر مشهد، تجیر ۱۳۸۳ • مجموعه نمایشگاهی و اداری، كیش، تجیر ۱۳۸۴ آثار تالیفی • معماری و موسیقی، مجموعه مقالات، نشر فضا ۱۳۷۰ • كتاب گیلان، مجموعه مقالات، انتشارات روشنگران ۱۳۷۵ • تاریخ معماری و شهرسازی، مجموعه مقالات، انتشارات میراث فرهنگی ۱۳۷۵ • ارزشهای پایدار در معماری ایران، انتشارات میراث فرهنگی • طرح هایی از ایران، انتشارات فرهنگسرا ۱۳۷۷ • ارائه طرح هنرستان هنرهای تجسمی كرج، كتاب نگاهی به مهندسی ساختمان و معماری معاصر ایران 3، انتشارات وزارت مسكن و شهرسازی ۱۳۷۷ • ارائه طرح خانه جلفا، كتاب معماری جهان نوشته كنت فرامپتون، امریكا ۱۳۷۹ • ارائه طرح های سفارت خانه های آلبانی و الجزایر، كتاب معماری دیپلماتیك، انتشارات وزارت امور خارجه ۱۳۸۳ منابع بانی‌مسعود، امیر. معماری معاصر ایران. تهران: نشر هنر معماری قرن، ۱۳۸۸. شابک ‎۹۷۸-۶۰۰-۵۱۷۲-۱۱-۹.
  16. مُسکن دردی که زندگی تو را فرا گرفته: چرا ناراحتی بابا؟! جای فلانی بودی چی کار می کردی؟! اون که وضعش از تو هم بدتره! برو خدات رو شکر کن! نتیجه گیری اخلاقی: همیشه بدتری هست و تو باید برای اینکه گرفتار اون بدتره نیستی از وضع بد نسبی خودت راضی باشی! . . . من نمی دانم به چه زبان بگویم که درد هر کس برای او بدترین درد است...مُسکنش شنیدن آن که درد دیگری بزرگ تر است نیست... شاید مُسکنش این باشد که فقط بشنوی...و یا اینکه بگویی..فلانی که این درد را داشت رها شد....تو هم رها می شی...این بهتر نیست؟ هوم؟
  17. تصحیح لینک دانلود... از ذیل دانلود بفرمایید. رساله آتشنشانی.pdf
  18. موش و گربه یا مدرنیته؛ اکسپو 2015 میلان به روایت یک شاهد عینی / ندا اکبری / روزنامه شرق، شماره 2306، شنبه 2 خرداد 1394، صفحه 10/ منبع:iranian-architect.ir
  19. ورق که بازی می کنم... به حُکمِ دل حلال می شود اگر قُمار نشود... رِندی با پوزخند گفت: "دل که حُکم شد، خودِ قُمار است...پس شاید آن که بازی می کنی ورق نیست!!!":biggrin: تازه فهمیدم سال هاست نَه حُکمم دل بوده و نَه حلال بوده کارم... تازه فهمیدم نَه این دنیا را دارم و نَه آن دنیا را... زرشک شده احوالم...(شکلک مو افشان با نیش باز) . . . یک موخره ی طنز بزنم به پُست جدی و تامل برانگیز آقا مهدی چون من رو به سر ذوق آورد... البته این موخره فقط وام داره یک وازه از متن ایشون هست به نام "ارزش افزوده" ..وگرنه روح متن ایشون کاملا مسئله ی جدی هست... ارزش افزوده زدند به مکالمه های روزانه ام...می گویند این با مالیات حرف زدن توفیق دارد! در عجبم وقتی در مَثَل حرف، مُفت است و باد هوا! چرا هم از آن مالیات می گیرند و هم ارزش افزوده؟!
  20. آپ شد جهت خاطره بازی...شاید دوستی خواست شرکت کنه
  21. حالات خالی کردن عصبانیت توسط چند نفر رو با هم مقایسه کنیم: یکی عصبانی می شه چون هیچی نداره و زوری هم نداره...اینقد داد می زنه که گلوش جر می خوره!(قشر ضعیف) یکی عصبانی می شه...عصبانیتش رو با شوت کردن به متکا یا هر چی دمه دستشه به شرط اونکه گرون قیمت نباشه خالی می کنه...!(قشر متوسط و خرده بورژا!!!!) یکی عصبانی می شه..کیف و کلاه و لباس ورزشی تنش می کنه می ره زمین گلف و توپ گلف شوت می کنه...(قشر مرفه) . . . نتیجه گیری اخلاقی: خالی کردن عصبانیت هم اختلاف طبقاتی داره! پ.ن:البته عمومیت نداره. این نوشته بر اساس مشاهدات واقعی نویسنده شکل گرفته و هیچ دخل و تصرفی در آن نشده!
×
×
  • اضافه کردن...