سـارا 20071 ارسال شده در 27 آبان، 2012 فکر می کردم فقط من دلم هوای هدیه گرفتن کرده... عجیــــــــــــــــــــب دلم دیوونه بازی می خواد... با کسی که پایه باشه ... نه با هر کسی و هر دیوونه بازیی... 19
دختر باران 18625 ارسال شده در 27 آبان، 2012 آسمون همه جا همین رنگه رنگ آسمونتو خودت عوض کن............. 10
viviyan 12437 ارسال شده در 27 آبان، 2012 داریم پیر میشیم عمرمون داره میره، به بطالت، به بیهودگی، به اسارت چرا الان که بهترین موقعیته واسه اعتراض صدایی از هیشکی در نمیاد؟ یعنی چی میتوونه مارو تکون بده؟ فاطی کماندو؟ خفقان؟ بی عدالتی؟ نه؟ دلار 10 تومن چی؟ گرونترین مرغ دنیا چی؟ :ws28::ws28: مردیم ما؟ 15
EOS 14529 ارسال شده در 27 آبان، 2012 هی........ یه زمانی یکی از بچه های این جا تاپیک زد و از دست دوستش شکایت کرد .... این که بی وفاست و بی معرفته و سرده و داره بهش با توجه کردن بیش از اندازه به دیگران خیانت می کنه و غیره خلاصه که خیلی شاکی بود اما من هم سریع رفتم جبهه گرفتم که تو نباید به دختره شک کنی و اون هنوز به تو هیچ تعهدی نداره و شما فقط دوستین و ...... اما الان خودم در موقعیتی قرار گرفتم که متوجه می شم اون زمان اصلا اون گفته ام صحت نداشت آخه دل بستن و متعهد موندن قلبی هیچ ربطی به امضای پای عقد نامه نداره همون طور که دل کندن هم ربطی به امضای پای طلاق نامه نداره وقتی یه کم بیش از حد با دیگران صمیمی می شم یه حس خیلی خیلی بدی بهم دست می ده ... یه حسی مثل خیانت همیشه امیدوارم بودم که اگر در موقعیتش قرار گرفتم خودم رو نبازم و اول و آخر به فکر خودم باشم اما حالا می بینم احمق تر از اونی هستم که فکر می کردم وفاداری به کسی که حتی نمی دونی احساسی بهت داره یا نه غیر از حماقته محضه ، آیا ؟! همین .... 26
shahdokht.parsa 50878 ارسال شده در 27 آبان، 2012 دقت کردید همیشه بعد از اتمام یه مسابقه ای تازه متوجه میشی مثلا عکس بهتری هم داشتی یا کار بهتری هم برای ارایه داشتی مثل اون قضیه هست که میگه توی دعوا یه لیوان آب بخور و یکم تحمل کن حتما فحش بهتری به ذهنت میرسه ها حالا این شده قضیه من:icon_pf (34): 14
moein.s 18985 ارسال شده در 28 آبان، 2012 صدای فریاد می آد تو سَرَم.... انگار باز یک نفر خودکشی کرده تو مغزم.... تیغ کشیده رو رگ هاش... خونمردگی ش نصیبِ سیاه و خاکستری های مغزم شده.... باز بوی تعفُن می آد..... انگار یکی خودکشی کرده تو مغزم.... پ.ن:به یادِ آنان که دنیا رو با برزخ عوض کردن.... 11
azarafrooz 14221 ارسال شده در 28 آبان، 2012 این جمله رو خوندم خوشم اومد : فردا بودن همانقدر احتمال دارد که فردا مردن... نقاط بحرانی تابع زندگی می توانند اکسترمم های بهینه دو جهان باشند... جالب بود خوشم اومد ... عین حقیقت هست کاش درکش کنیم 8
azarafrooz 14221 ارسال شده در 28 آبان، 2012 به تقدیر بگویید : اسباب بازی هایت بی جان نیستند. آدمند!!! کمی آرامتر....! 9
pesare irani 41807 ارسال شده در 28 آبان، 2012 ادم رو هی مسخره خودت میکنی مگ یه نفر چقد تحمل داره هااااااااااااااا همش باید یه لنگ پا وایستم منتظرت اونم اخرش الاف باید برگردم [FLASH=width=50 height=25] برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام [/FLASH] 11
گـنـجـشـک 24371 ارسال شده در 28 آبان، 2012 اوومممممممممم فک میکنم خیلی از بچه هایی که تو این تاپیک دلنوشته مینویسن...اگه جای من بودن الان منهدم شده بودن...حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیــــــست. اما من خوشحالم....امید دارم....حالم خوبه. 18
millan 1272 ارسال شده در 28 آبان، 2012 صبر و صبر و صبر دل بی آزار من نمی داند که خون گریه کند یا بخندد گاه می گویی فراموش می کنم گاه می نشینی و گریه می کنی گاه فریاد می زنی و زمین و زمان را به هم می بافی بعد می نشینی فکر می کنی خب! چه کار می توانم بکنم؟ هیچ! هیچ! اصلا دست من نیست دست تو نیست دست ما نیست . . . هیچ هیچ تنها صبر باید کرد 11
.Pa.Ri.Sa. 4117 ارسال شده در 28 آبان، 2012 یعنی توی دنیا جایی هست که از دست جماعت خاله زنک بشه راحت زندگی کرد؟جوری که آدم خودش دلش میخواد؟ 21
El Roman 31720 ارسال شده در 28 آبان، 2012 آدمای مغرور رو درک کنید! ازشون بدتون نیاد! خیلی حرفا رو نمیتونن به زبون بیارن! خیلی احساسا رو باید تو خودشون دفن کنن! گفتن خیلی حرفا واسشون خیلی سخت تر از ریختن حرفا تو دلشونه! ولی وقتی یه چیزایی رو میگن؛ از ته دل میگن! 22
shahdokht.parsa 50878 ارسال شده در 28 آبان، 2012 زندگی شیرین می شود وقتی که دیگه بعد از شستن چهار تا هم که نه بیشتر ظرف بعدش نتونی بشینی و کمرت میشکنه خدا نمیتونم خسته شدم ... میفهمی ااینو دیگه نمیشه تحمل کرد.. خودت فقط یکم مردونه بشین و فکرکن بعد بهم بگو چه دلخوشی ای داشتم تا حالا ... خودت میدونی طاقت درد دیگه ندارم واقعا 6
هادی ناصح 18856 ارسال شده در 29 آبان، 2012 یادشس بخیر قدیما الان وقتشه که بریم کتاب های مدرسمونو که ثبت نام کردیم و از کتابفروشیا بگیریم دیروز تو خیابون مامان بابا ها رو دیدم که با بچه هاشون داشتن کتاباشونو می گرفتن و لوازم التحریر می خریدن یاد قدیما افتادم آخ چه دوران خوبی بود! 16
شــاروک 30242 ارسال شده در 29 آبان، 2012 :icon_razz: واسه آدم اعصاب نمیزارن به قرآن..... امروز تو دانشگاه صبرم تموم شد و زدم به سیم آخر و کلی داد و بیداد کردم هنوز خالی نشدم.....هنوز یه کمی از داد هایی که باید میزدمو خانومی کردم نزدم ته دلم مونده پشیمون نیستــــــــــــــــــــــــم:5c6ipag2mnshmsf5ju3 10
Saba Heidari 14145 ارسال شده در 29 آبان، 2012 ینی چقدر میشه یه ادم رو دوست داشت؟ چقدر میشه تحمل کرد یکی که از همه واست عزیزتره هیچ به روی خودش نیاره که تو داری تو وجود خودت داغون میشی اما به روی خودت نمیاری؟ چون دوسش داری، عاشقشی، همه زندگیته باید تحمل کنی، همه بی مهری هاشو همه حرفاشو. 1000 بار دلتو بشکنه اما بازم پیشش لبخند بزنی چون دوسش داری. اما همیشه حواست باشه که حرفات نرنجونتش، چیزی نگی که دلخور شه اما خودت نابود میشی.................... اخرشم منت میذاره و ترکت میکنه اما بازم دوسش داری 8
ارسالهای توصیه شده