رفتن به مطلب

✣ گـاه نوشته های نواندیشانی ها ✣


ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

لپ تاپم مرد.:w821:.خدا بیامرزه همه ی لپتاپ ها رو :4564:

  • Like 13
ارسال شده در

چرا من نمیتوانم دلیل این لبخند پیروزی رو وقتی فهمید چیزی که می خواستم نشده ، درک کنم ؟:hanghead:

  • Like 12
ارسال شده در

10 روز ديگه كلاساي دانشگاه شروع مي‌شه. 164.gif

منم بايد برم:icon_razz:

ولي قسمت خوبش اينه كه بعد از 18 سال اولين مهريه كه به نوعي نه دانش آموزم، نه دانشجو :ws50::persiana__hahaha:

 

دل همه دوستان محصل! بشوژه!!! :tt2:

-----------------------------------------------

 

پ.ن:با اشاره به پست مينا، ما از سال دوم كارشناسي مينيمم از 16 شهريور سر كلاس بوديم. خدا جزاي مرفهاي بي دردو بده!:banel_smiley_4:

  • Like 16
~M~O~J~ مهمان
ارسال شده در

فرق ما با اونا که ما فقط حرف می زنیم

لطف حرف هم مایه دردسره!!!

........................

هر چی حرف میزنم....بر علیه من استفاده میشه...انگار دنیام شده دادگاه....من وکیلم رو میخوام....:hanghead:

 

~M~O~J~ مهمان
ارسال شده در

[h=6]بزرگترین موفقیت زندگی ام این بوده که با چشم های خودم ببینم که چطور فراموشم می کنند!

 

- گابریل گارسیا مارکز -[/h]

ارسال شده در

کوچه پشتیمون عروسیه

 

دلم عروسی و رقص میخواددددددددددددددددد:4564:

  • Like 7
ارسال شده در

خدایا !!!

کاش بتونه با خودش کنار بیاد و همه چیز رو فراموش کنه

اینجوری به صلاحشه ولی حیف که نمیخواد قبول کنه

خودت کمکش کن :hanghead:

  • Like 13
ارسال شده در

خیلی خسته ام،خیلی....:sigh:

 

  • Like 6
ارسال شده در

یعنی دلم میخواد بزنم بغضی از این زنها رو با خاک یکسان کنم همچین که هیچ لاستانشاسی نتونه تشخیصشون بدها

 

خب تو روحت ادم نبرده یعنی چی الکی سر یه یز ناچیز دعوا راه میندازی و باعث میشی اون همسره الاغی که گرفتت بیاد و چاک دهنشو باز کنه و فحش ناموسی بده...

که چی واقعا؟ که ثابت کنی یکی رو تونستی خر کنی بیاد بگیرتت و بی صاحاب نیستی ؟

یعنی اینقدر ازاین ندید بدیدها منزجر هستم که دستم میرسید میزدم شل و پلشون میکرد...:vahidrk:

 

واقعا صحنه ای رو که امروز عصر دیدم شرم آور بود ...

آخه تویی که نمیدونی فرق پاساژ با فروشنده دورگرد چیه ؟ قیمتا ، جنسا یا هرچیزی خیلی بیجا میکنی میای خرید میکنی بعدم سر قیمت اینجا با اونجا دعوایی راه میندازی که شخصیت نداشته خودتو ثابت کنی...

 

نکنید این کارو ...

بعد هی میکند بالا و پائین شهر و شهر و روستا رو از هم جدا نکن

بخدا نمیذارند یه عده ...

 

 

قصد توهین به کسی ندارم ولی اینها رو اعصابم بود بیانش کردم

صحنه های زشت اجتماع ما هست ..

  • Like 10
ارسال شده در

به سلامتی همه سربازایی که امروز،

 

عصر جمعه هیچکس دلتنگ تر از اونا نیست....

 

دلتنگ عشق، آزادی، خانواده، احترام، شلوار جین و تیشرت، بوی غذای مامان و یه بوسه طولانی!!!

 

:sigh:

  • Like 7
ارسال شده در

رابطه مستقیمی بین میزان تحصیلات یه دختر و میزان پاچه پارگی و بی حیاییش وجود دارد:banel_smiley_4::banel_smiley_4:

  • Like 7
ارسال شده در

بابای خوبم

امشب قاصدك خیالم را فوت كرده ام

دیدمش به سوى آسمان رفت،

ماه را پشت سر می گذارد

و كهكشانها را رد خواهد كرد،

چشم انتظارش باش

نشانى تو را به او داده ام

به او خوب گوش كن

به تو خواهد گفت كه چه اندازه دوستت دارم :sad0:

  • Like 19
ارسال شده در

دوست مرا گفت که زندگی را آسان گیر،چون رویش چمن برکناره ء رود

اما من جوان بودم و نادان، و اکنون اشک بارم...

  • Like 12
ارسال شده در

کاش گاهی خدا از پشت ابرها میآمد، گوشم رو محکم میگرفت و داد میزد:

آهای بگیر بشین! اینقدرغر نزن ، همین که هست !بعد یه چشمک میزد و آروم تو گوشم میگفت:همه چی درست میشه!

  • Like 6
ارسال شده در

چندوقت پیش میگفت خیلی دوست داره بره شمال، 9 ساله نرفته، دلش برای دریا تنگه. میگفت باباش راضی نمیشه برن.

امروز تو اس ام اس گفت تو خونه تنهاست. خونوادش رفته بودن شمال و اون خونه مونده بود. گفت با بابا و مامانش قهره و حتی برای گرفتن مرخصی کاری درخواست هم نکرده.

عمق ناراحتیش تو دلم نفوذ کرد.

فهمیدم به حدی از ناراحتی و دلخوری رسیده که خونه موندن رو به همراهی پدرش و مسافرت شمال که خیلی دوست داشت ترجیح داده.

زنگ زدم بهش. همونطور بود که فکر میکردم. یکم حرف زد، ارومتر شد. بعد گفت "خیلی دلم میخواست با یکی حرف بزنم خوب شد زنگ زدی." مطمئنم نفهمید حرفش چه حس خوبی بهم داد.

مثل همیشه یکم سربه سرش گذاشتم تا خنده هاشو بهم هدیه داد. بقیه ی صحبتمون هم با شوخی و یاداوری خاطرات و مرور صدباره اونها و پیشنهاد برای سفرها و گردشهای دخترونه گذشت و شادتر از سلام خداحافظی کرد. بحثی نبود، گیریم که معمولا بیشتر برنامه ریزیهامون در حد حرف باقی میمونه، ولی از اندک ارامش و امید و انرژی ای که درنتیجه ی این صحبتها درونش ایجاد شد نمیشه بی تفاوت گذشت.

بعضی چیزها در حد حرف هم که باشه -گو اینکه تاثیر کمی داره- باز هم مفیده.

  • Like 29
ارسال شده در

یه مدته خوب فهمیدم بعضی ها احترام که میگذاری دچار سو تفاهم میشند...

هیچ آدمی مهم نیست مگر اینکه خودش بخواد مهم باشه ... کسی خواست برای من مهم باشه به روی چشمم ... نخواست بره به من چه :ws3: والا :icon_pf (34):

  • Like 16
ارسال شده در

تابستون باشه، بعد تو تابستون 5 روز تعطیل باشه

 

بعد تو این 5 روز یه روزش جمعه باشه

 

بعد عصر جمعه هم بشه

 

ینی ...:w74:

  • Like 25
ارسال شده در

یه چیزی بگو دیگه...!:hanghead:

  • Like 7
ارسال شده در

غم انگیز ترین صحنه ای که در عمرم دیدم

 

دارکوبی بود که بر درخت پلاستیکی نوک می زد .

 

دارکوب نگاهی به من کرد و گفت : " دوست من

 

درخت هم درخت های قدیم . . !‌ "

  • Like 7
ارسال شده در

جمعه دیر خوابیدم که صبح ساعت 6:30 بیدار شدم هر کاری کردم دیگه خوابم نبرد :banel_smiley_4:

حالا عکس روزایی که باید برم سر کار صبح زود که بیدار میشم همش خوابم میاد:w000:

 

نمیدونم چه رازی درش نهفتست:hanghead:

  • Like 15
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.
×
×
  • اضافه کردن...