masoume 5751 ارسال شده در 30 آبان، 2012 چرا من نمیتوانم دلیل این لبخند پیروزی رو وقتی فهمید چیزی که می خواستم نشده ، درک کنم ؟ 12
O-N 10554 ارسال شده در 30 آبان، 2012 10 روز ديگه كلاساي دانشگاه شروع ميشه. منم بايد برم:icon_razz: ولي قسمت خوبش اينه كه بعد از 18 سال اولين مهريه كه به نوعي نه دانش آموزم، نه دانشجو :persiana__hahaha: دل همه دوستان محصل! بشوژه!!! :tt2: ----------------------------------------------- پ.ن:با اشاره به پست مينا، ما از سال دوم كارشناسي مينيمم از 16 شهريور سر كلاس بوديم. خدا جزاي مرفهاي بي دردو بده! 16
~M~O~J~ مهمان ارسال شده در 30 آبان، 2012 فرق ما با اونا که ما فقط حرف می زنیم لطف حرف هم مایه دردسره!!! ........................ هر چی حرف میزنم....بر علیه من استفاده میشه...انگار دنیام شده دادگاه....من وکیلم رو میخوام....
~M~O~J~ مهمان ارسال شده در 30 آبان، 2012 [h=6]بزرگترین موفقیت زندگی ام این بوده که با چشم های خودم ببینم که چطور فراموشم می کنند! - گابریل گارسیا مارکز -[/h]
pesare irani 41807 ارسال شده در 30 آبان، 2012 کوچه پشتیمون عروسیه دلم عروسی و رقص میخواددددددددددددددددد 7
R.Irankhah 25490 ارسال شده در 30 آبان، 2012 خدایا !!! کاش بتونه با خودش کنار بیاد و همه چیز رو فراموش کنه اینجوری به صلاحشه ولی حیف که نمیخواد قبول کنه خودت کمکش کن 13
shahdokht.parsa 50878 ارسال شده در 31 آبان، 2012 یعنی دلم میخواد بزنم بغضی از این زنها رو با خاک یکسان کنم همچین که هیچ لاستانشاسی نتونه تشخیصشون بدها خب تو روحت ادم نبرده یعنی چی الکی سر یه یز ناچیز دعوا راه میندازی و باعث میشی اون همسره الاغی که گرفتت بیاد و چاک دهنشو باز کنه و فحش ناموسی بده... که چی واقعا؟ که ثابت کنی یکی رو تونستی خر کنی بیاد بگیرتت و بی صاحاب نیستی ؟ یعنی اینقدر ازاین ندید بدیدها منزجر هستم که دستم میرسید میزدم شل و پلشون میکرد...:vahidrk: واقعا صحنه ای رو که امروز عصر دیدم شرم آور بود ... آخه تویی که نمیدونی فرق پاساژ با فروشنده دورگرد چیه ؟ قیمتا ، جنسا یا هرچیزی خیلی بیجا میکنی میای خرید میکنی بعدم سر قیمت اینجا با اونجا دعوایی راه میندازی که شخصیت نداشته خودتو ثابت کنی... نکنید این کارو ... بعد هی میکند بالا و پائین شهر و شهر و روستا رو از هم جدا نکن بخدا نمیذارند یه عده ... قصد توهین به کسی ندارم ولی اینها رو اعصابم بود بیانش کردم صحنه های زشت اجتماع ما هست .. 10
شــاروک 30242 ارسال شده در 31 آبان، 2012 به سلامتی همه سربازایی که امروز، عصر جمعه هیچکس دلتنگ تر از اونا نیست.... دلتنگ عشق، آزادی، خانواده، احترام، شلوار جین و تیشرت، بوی غذای مامان و یه بوسه طولانی!!! 7
pesare irani 41807 ارسال شده در 31 آبان، 2012 رابطه مستقیمی بین میزان تحصیلات یه دختر و میزان پاچه پارگی و بی حیاییش وجود دارد:banel_smiley_4: 7
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 31 آبان، 2012 بابای خوبم امشب قاصدك خیالم را فوت كرده ام دیدمش به سوى آسمان رفت، ماه را پشت سر می گذارد و كهكشانها را رد خواهد كرد، چشم انتظارش باش نشانى تو را به او داده ام به او خوب گوش كن به تو خواهد گفت كه چه اندازه دوستت دارم 19
.Yaprak 15749 ارسال شده در 31 آبان، 2012 دوست مرا گفت که زندگی را آسان گیر،چون رویش چمن برکناره ء رود اما من جوان بودم و نادان، و اکنون اشک بارم... 12
meysam62 4529 ارسال شده در 31 آبان، 2012 کاش گاهی خدا از پشت ابرها میآمد، گوشم رو محکم میگرفت و داد میزد: آهای بگیر بشین! اینقدرغر نزن ، همین که هست !بعد یه چشمک میزد و آروم تو گوشم میگفت:همه چی درست میشه! 6
M_Archi 7762 ارسال شده در 31 آبان، 2012 چندوقت پیش میگفت خیلی دوست داره بره شمال، 9 ساله نرفته، دلش برای دریا تنگه. میگفت باباش راضی نمیشه برن. امروز تو اس ام اس گفت تو خونه تنهاست. خونوادش رفته بودن شمال و اون خونه مونده بود. گفت با بابا و مامانش قهره و حتی برای گرفتن مرخصی کاری درخواست هم نکرده. عمق ناراحتیش تو دلم نفوذ کرد. فهمیدم به حدی از ناراحتی و دلخوری رسیده که خونه موندن رو به همراهی پدرش و مسافرت شمال که خیلی دوست داشت ترجیح داده. زنگ زدم بهش. همونطور بود که فکر میکردم. یکم حرف زد، ارومتر شد. بعد گفت "خیلی دلم میخواست با یکی حرف بزنم خوب شد زنگ زدی." مطمئنم نفهمید حرفش چه حس خوبی بهم داد. مثل همیشه یکم سربه سرش گذاشتم تا خنده هاشو بهم هدیه داد. بقیه ی صحبتمون هم با شوخی و یاداوری خاطرات و مرور صدباره اونها و پیشنهاد برای سفرها و گردشهای دخترونه گذشت و شادتر از سلام خداحافظی کرد. بحثی نبود، گیریم که معمولا بیشتر برنامه ریزیهامون در حد حرف باقی میمونه، ولی از اندک ارامش و امید و انرژی ای که درنتیجه ی این صحبتها درونش ایجاد شد نمیشه بی تفاوت گذشت. بعضی چیزها در حد حرف هم که باشه -گو اینکه تاثیر کمی داره- باز هم مفیده. 29
azarafrooz 14221 ارسال شده در 31 آبان، 2012 یه مدته خوب فهمیدم بعضی ها احترام که میگذاری دچار سو تفاهم میشند... هیچ آدمی مهم نیست مگر اینکه خودش بخواد مهم باشه ... کسی خواست برای من مهم باشه به روی چشمم ... نخواست بره به من چه والا :icon_pf (34): 16
Sepideh.mt 17530 ارسال شده در 31 آبان، 2012 تابستون باشه، بعد تو تابستون 5 روز تعطیل باشه بعد تو این 5 روز یه روزش جمعه باشه بعد عصر جمعه هم بشه ینی ...:w74: 25
millan 1272 ارسال شده در 31 آبان، 2012 غم انگیز ترین صحنه ای که در عمرم دیدم دارکوبی بود که بر درخت پلاستیکی نوک می زد . دارکوب نگاهی به من کرد و گفت : " دوست من درخت هم درخت های قدیم . . ! " 7
هادی ناصح 18856 ارسال شده در 1 آذر، 2012 جمعه دیر خوابیدم که صبح ساعت 6:30 بیدار شدم هر کاری کردم دیگه خوابم نبرد حالا عکس روزایی که باید برم سر کار صبح زود که بیدار میشم همش خوابم میاد نمیدونم چه رازی درش نهفتست 15
ارسالهای توصیه شده