رفتن به مطلب

✣ گـاه نوشته های نواندیشانی ها ✣


ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

چیزی که خیلی دارم، کار

چیزی که هیچچی ندارم، حس :w821:

  • Like 16
ارسال شده در

چقدر آدما زود به هر چیزی وابسته میشن!

 

دلم براشون تنگ شد... رفتن

 

چقدر خونه با بودنشون برام لذت داشت...

  • Like 25
ارسال شده در

کودکان سرزمین همه صداقتی به زیبایی صداقت فرنود دارن....

اما...

صداقت و معصومیتشون با برخوردهای معلمهای ناآگاهی مثل خاله نرگس...به ریا و شعار ودروغ تبدیل میشه...!!!

.

.

خدایا ما که از دست این خاله نرگسا دیوونه و افسرده شدیم....فرنود و دوستاش رو نجات بده....

.

.

:w42:

  • Like 23
ارسال شده در

دوست ندارم ذره ای حتی خیلی کوچیک تر ازون که فکرشو بکنی دلت ازم بگیره...

همه ی شادی های عالمو اگه بدونم از کجا باید برات بیارم برات میارم... اون قد پاکی که فکر می کنم اگه بهت نگاه کنم گناه کارت می کنم...

منو ببخش...

  • Like 16
ارسال شده در

دیوونه ام، احمق که نیستم:ws37:

  • Like 21
ارسال شده در

آرومم مثل خوابیدن روی آب ، کاش موجی نیاد...

  • Like 21
ارسال شده در

سعی کنید به هیشکی وابسته نشید....چون بالاخره یه روزی هم نوبت دلتنگیا میرسه....:hanghead:

  • Like 23
ارسال شده در

در دوران دبیرستان فکر میکرد سبیل نشانه مردانگی است !!

 

تا دوم دبیرستان سبیلم را نزده بودم و تقریبا یه چیزی تو مایه های افغانی بودم.

 

حتی بچه ها یه روز دست هامو به زور گرفتند و خواستند با ماشین سبیلم را بزنند،اما من برای حفظ مردانگی خویش جنگیدم و آنها موفق نشدند.

 

تا اینکه تپش قلبی نوجوانانه،ما را واداشت تا خودمان با تیغ سبیل را بزنیم و بالای لبمان چاله شود !!!

 

هرجا میخواستم برم دست میذاشتم جلوی دهنم،که مبادا به قیافه ضایع من بدون سبیل بخندند !!!

 

امروز که به عکس اونزمان نگاه کردم به عکس با سبیلم خندیدم !!!!!!!

 

 

چه قدر دنیا و خنده ها و گریه هاش برعکسه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  • Like 28
ارسال شده در

وای ...

 

یعنی یه سال دیگه ، دقیقا همین موقع ، وقتی منتظر نتیجمم ، چه حسی دارم ؟ ...

 

فکر کنم یا صدای تپشش پرده ی گوشمو پاره کنه ... یا قبلش دیگه هیچ صدایی ازش بلند نشه ....:sigh:

 

امیدوارم با دیدنش ، از اینی که هستم دیوانه تر نشم ...

  • Like 13
ارسال شده در

(کپی پیست):

 

---------------------------

دلم لحظه ای رو میخواد

که یکی بپرسه چطوری

منم بگم خوبم

بغلم کنه و بگه دروغ بسه ، چی شده ؟

 

 

---------------------------

 

مردم چه چیزایی میخوان:JC_thinking:

:whistle:

  • Like 24
ارسال شده در

وقتی خوش بینی و بیخیالی از یه حدی فراتر بره نتیجش میشه کوچیک شدن

ترجیح میدم همون آدم سابق بمونم.

اینطوری راحت ترم. . .

  • Like 15
ارسال شده در

هر وقت خواستی تو آسمون یه ستاره واسه خودت انتخاب کنی همیشه اون کم رنگه رو انتخاب کن. چون همه به پر رنگه نگاه می کنن اونم به همه نگاه می کنه:persiana__hahaha:

  • Like 21
ارسال شده در

روزگاري مردم دنيا دلشان درد نداشت، هر كسی غصه اينكه چه مي كرد نداشت، چشم سادگی از لطف زمين مي جوشيد، خودمانيم زمين اين همه نا مرد نداشت :hanghead:

  • Like 14
ارسال شده در

همه تو زندگیشون مشکل دارن همههههههه

خدا کنه بتونم مرهم زخشمون باشم نه نمک زخمشون:ws37:

  • Like 11
ارسال شده در

صدای وجدانم:

باز داره نصفه شب می شه...نخوابیدی؟ هان؟ چشات در اومد پای کامپیوتر %28273%29.gif

  • Like 14
ارسال شده در

جوجه های زرد در گرمای تابستان و دود خیابان داخل کارتون له له میزدند....

 

منتظر بودند،یکی بیاد و اونها را بندازه تو پلاستیک و ببره تو خونه و اونها را بچلونه !!!!

 

آرزوی جوجه فرار از کارتون و چلانده شدن بود. :sigh:

 

امیدش آن بود که شاید آینده اش روشن تر باشد.

 

بارها دلم برای جوجه ها میسوخت،آنها را میخریدم تا شاید آینده روشن مد نظرشان را به آنها بدهم.

 

اما همشان بعد از حداکثر یک ماه در خانه ام میمردند.....:4564:

 

 

  • Like 21
ارسال شده در

و دنیا به همین زیبایی است...

دوست دارم زندگییییییییییییییییییییییییییییییییی....

  • Like 11
ارسال شده در

اینقدر دلم شور میزنه! :w821:

خدایا کمک!:ws44:

  • Like 10
ارسال شده در

دلم گرفته :banel_smiley_4:

  • Like 6
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.
×
×
  • اضافه کردن...