رفتن به مطلب

دلتنگستـان


ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

وقتی از غربت ایام دلم می گیرد

مرغ امید من از شدت غم می گرید

دل به رویای خوش خاطره ها می بندم

باز هم خاطر ه ها دست مرا می گیرد

  • Like 2
ارسال شده در

به گوش خدا برسانیدحوای این آدم سالهاست که رفته است!

این آدم تنها را برگرداند پیش خودش!

بهشتش را نمیخواهم

به جهنمش هم راضی ام!

هرجایی باشد به جز این دنیا!

این دنیا زیادی بوی حوا گرفته است!!!

  • Like 4
  • 1 ماه بعد...
ارسال شده در

باران که می آید

گوش به زنگ صدای تو

تک تک ترانه های کهنه را

کنار هم می چینم

و همیشه

به همین حقیقت تلخ می رسم

که تو با من نیستی..!

 

 

  • Like 7
  • 2 هفته بعد...
ارسال شده در

با كلاه و عينك و عصا

خنده دار و خشمگين شده

مرگ، مثل چاپلين شده !!!

  • Like 5
ارسال شده در

این روزها

یا به تو می اندیشم

یا به این می اندیشم

که چرا؟ به تو می اندیشم . . .

  • Like 3
ارسال شده در

گوش کن ، جاده صدا میزند ، از دور قدم های تو را .....

چشم تو زینت تاریکی نیست ....

پلک هارا بتکان ، کفش به پا کن و بیا .....

بیا تا جایی که ، پر ماه به انگشت تو هشدار دهد .....

و زمان روی کلوخی بنشیند با تو .....

و مزامیر شب اندام تو را ، مثل یک قطعه ی آواز به خود جذب کنند ....

پارسایی ست در آن جا که تو را خواهد گفت :

بهترین چیز، رسیدن به نگاهیست ، که از حادثه ی عشق تر است ...

ارسال شده در

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت، در تهاجم

با زمان، آتش زدم، كشتم، من بهار عشق را دیدم ولی

باور نكردم، یك كلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم.

من ز مقصودها پی مقصودهای پوچ افتادم تا همة خوبی ها رفتند از یادم.

من به عشق منتظر بودن هم صبر و قرارم رفت

عشقم مرد ، یارم رفت .

  • Like 1
ارسال شده در

گاهي ............داشتن بعضي ها،............ تنهاترت مي کند......

  • Like 1
ارسال شده در

برایت

دلتنگی عصر پاییز را می فرستم

مثل کلاغ های دم غروب

هیچ جا نیستم

فقط گاهی

یکی از پرهایم می افتد.

  • Like 3
ارسال شده در

دلخوش گرمای کسی نیستم

آمده ام تا تو بسوزانی ام

 

آمده ام با عطش سالها

تا تو کمی عشق بنوشانی ام

  • Like 2
ارسال شده در

چنانکه دست گدایی شبانه می لرزد

دلم برای تو ای بی نشانه می لرزد

 

 

هنوز کوچه به کوچه ،حکایت از مردی ست

که دستِ بسته ی او عاشقانه می لرزد

 

 

چه رفته است به دیوار و در که تا امروز

به نام تو در و دیوار خانه می لرزد

  • Like 4
ارسال شده در

چون صيد به دام تو به هر لحظه شكارم ....اي طرفه نگارم

از دوري صياد دگر تاب ندارم .... رفتست قرارم

چون آهوي گمگشته به هر گوشه روانم

تا دام در آغوش نگيرم نگرانم ....

  • Like 3
ارسال شده در

آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم

از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم

تقصیر کسی نیست که این گونه غریبیم

شاید که خدا خواست که دل تنگ بمیریم..

  • Like 7
ارسال شده در

دستهایم دور ریختنی شده اند

دیگر بوی تو را نمی دهند

  • Like 6
* v e n o o s * مهمان
ارسال شده در

زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست

و دلم بس تنگ است ؛ باز هم میخندم

آن قدر میخندم که غم از رو برود......

ارسال شده در

وقتی فنجان چای ات

 

همینگونه سرد مانده ست روی میز

 

و این دسته گل هم از این خشک تر نمی شود،

 

یقین دارم

 

که هرگز نرفته ای..

  • Like 4
ارسال شده در

اینجا همه چیز خلاصه میشود:

 

اشکها در آهی

 

عشقها در نگاهی

 

و انسانها، با قدمهایی که می آیند و میروند

 

اینجا تنها انتظار من است که خلاصه نمیشود...

  • Like 2
ارسال شده در

من

 

مانند پنجره ای که رو به دیواری آجری باز می شود

 

تنها هستم

 

مانند گلدانی که هیچ گلی در آن نروئیده است

 

 

مانند پرده ای که هیچ دستی کنارش نمی زند

 

مانند چشم های تو که زیبایند و تنها

 

تنها هستم . . .

  • Like 1
ارسال شده در

شب شعرهايمان يادت هست؟

تو درد مي سرودي و من

آيه هاي اميد ميخواندم...

بعد از نبودنت

دلتنگ ترين شاعر دنيا شده ام

برايم، آيه هاي صبر نميخواني؟...

  • Like 4
ارسال شده در

دلم تنگ است

بی تو!

شبیه جاده ای خسته و متروک

که رو به یک بی نهایت ختم می شود .....

 

علی اصغر باقری

  • Like 5
×
×
  • اضافه کردن...