-
تعداد ارسال ها
415 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
اطلاعات شخصی
-
تخصص ها
کسی نیست. با خیال خود قدم زده ام تا این جا!
-
علاقه مندی ها
سبحون خاله
اطلاعات شغلی و تحصیلی
-
رشته تحصیلی
فیزیک
-
گرایش
حالت جامد
آخرین بازدید کنندگان نمایه
بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمی شود.
دستاورد های خاله
فعال (5/14)
3k
اعتبار در سایت
-
مثل ِ مـاســولـه اَنـد ، آدمـها... ! سقـفِ آرزو هــایِ مـا ، مثـلا" مــیشـود حیـــاطِ مــردِ بــالایــی ...!!!
- 323 پاسخ
-
- 8
-
-
خــــاطــــره یعنــــــﮯ گـــذشتــــﮧ ها نگذشتــــــﮧ . . / .
-
نزدیکــــــــت میشوم ... بوی دریــــــــا میدهی ... دور کــــه میشـــــــوم صــــــدای بــــــاران ... بگو تکـــــــــلیفم با چشـــــــــمهایت چیـــــــست ... لـــــــنگر بیاندازم و عاشـــــقی کنم ... ؟ یا چتـــــر بردارمــــــو دلبـــــــری ... ؟
-
هیــچ چیز دلنشین تر از این نیست که: مدام نامت را صدا بزنم... با یک علامت سؤال"؟" و "تـــو" با حوصله جواب بدهی... جـــــان دلـــــم!
- 627 پاسخ
-
- 3
-
-
مــلــودرام مســخره ای بــود زنــــدگــی !! ایــن را تمــام منتــقدان ابــراز کــرده انــد ! داستــان تکــراری ، ســکــانس هــای اشتــباه ، و پــایــان آبــکی !! ای خــــــــــــــــدا ! ازخــــودت دفــاع نمــی کنــی ؟!!!
-
[h=6]صبح شده است.. گندمزار گیسوانت به بار نشسته لبانت سیب داده است ... وچشمانت خورشید را شرمنده.. خدارا شکر زنده ام تا یک بار دیگر بگویم دوستت دارم.. [/h]
- 98 پاسخ
-
- 7
-
-
معرفی اثار ادبی برای نقد کتاب
خاله پاسخی برای spow ارسال کرد در موضوع : گفتگو و نقد پیرامون آثار ادبی
سلام. کتاب خرمگش اثر اتل لیلیان وینیچ رو پیشنهاد میکنم. کتاب بسیار معروفی که در زمان خودش بسیار سنت شکنی کرده و کتابی هست که اثر انقلابی های کشورهای مختلف اون رو خوندن. بسیار آموزنده ست. و شاید یه کمی (خیلی کم) هم سنگین باشه.- 36 پاسخ
-
- 10
-
-
- معرفی کتاب
- معرفی اثار ادبی برای نقد کتاب
-
(و 4 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
کافه نقادی نقد کتاب داستان رمان شعر و ...
خاله پاسخی برای spow ارسال کرد در موضوع : گفتگو و نقد پیرامون آثار ادبی
سلام. من کل مطالب دوست عزیز spow رو نخوندم اما به عنوان نقد برای رمان میتونم مطالبی رو تقدیمتون کنم. چون هفته ای یک جلسه پیش یکی از اساتید داستان نویسی این کارو انجام میدم و تا حدودی از نظر فنی با این کار آشنا هستم. امیدوارم بتونم مفید باشم. -
مثل من که نیست می شوم... مثل روزها... مثل فصل ها... مثل آشیانه ها... مثل برف روی بام خانه ها... او هم عاقبت در میان سایه ها غبار می شود مثل عکس کهنه ای تار تار تار می شود با کدام بال می توان از زوال روزها و سوزها گریخت! با کدام اشک می توان پرده بر نگاه خیره ی زمان کشید؟ با کدام دست می توان عشق را به بند جاودان کشید؟ با کدام دست....؟
- 353 پاسخ
-
- 5
-
-
به اندازه، خورشید به اندازه، باران نگاهت نگاهت نگاهت نگاهت.
- 276 پاسخ
-
- 3
-
-
[h=2][/h] گلوله نمی دانست تفنگ نمی دانست شکارچی نمی دانست پرنده داشت برای جوجه هایش غذا می برد ... خدا که می دانست ... نمی دانست؟
- 276 پاسخ
-
- 4
-
-
بدون سیب کاشف جاذبه می شدم، تنها اگر : من و تو و نگاهت، قبل از نیوتن بودیم...
