رفتن به مطلب

samaneh66

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    1,700
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    2

samaneh66 آخرین باز در روز ۳۰ فروردین برنده شده

samaneh66 یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

10,265 Excellent

درباره samaneh66

  • درجه
    <b><font color="#0066FF" face="Tahoma">کاربر فعال </b></font>
  • تاریخ تولد تعیین نشده

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    مهندسی برق
  • گرایش
    مخابرات/ IT
  • مقطع تحصیلی
    لیسانس
  1. باز ماندگان نسل قبل اسمشون رو اضافه کنن 1-سمانه 66
  2. واقعا جالب بود اونموقع ها ....ماجرای عروس شدن و عروسی گرفتن بچه ها بدون داماد ....انجمن شلوغ بود تا نصف شب تئ انجمن بودیم ...از همه چی دوستان نزدیک خبر داشتیم...مثل خواهر و برادر بودیم .......و چه خواستگاری هایی که در دنیایی واقعی از همینجا شروع شد
  3. من یه دیونه ام دوست دارم عاقل شم .............
  4. samaneh66

    زندگی من در بیست سال آینده

    ديگه آرزويي براي بيست سال ديگه ندارم به تمام ارزوهام رسيدم
  5. samaneh66

    اسلايد

    سلام دوستان عزيز من به پاور پوينت در مورد رشته itنياز دارم در مورد شبكه .سخت افزار و ماهواره و هر چه به كامپيوتر و شبكه مربوط ميشه براي درس شيوه ارئه مطالب ميخوام
  6. اشتباه ترين كار در زندگي عاشق شدن است و عاشقي يعني عادت به كسي كه تمام ذهنت رو اشغال ميكنه و عشق همون عادته .... مزخرف ترين چيز در زندگي عشق ...البته اين نظريه ها مال دوران تجرده .......وعشق بعد از ازدواج ستودنيه ..... در يك كلام عشق يعني
  7. من كاردانيم آزاد بود و كارشناسيم علمي كاربردي علمي كاربردي از نظر من بهتره هم شهريه اش كمتره و هم جو بهتري داره ...در كل از نظر من علميكاربردي خيلي خيلي بهتره
  8. والا تا اونجا كه من ميبينم آقايون خيلي خيلي كم عاشق ميشند
  9. آرزو دارم يه خونه بزرگ بخرم با وسايلي خيلي شيك آرزو دارم حقوقم چند برابر بشه آرزو دارم يه ماشين مدل بالا بخرم تر جيحا دنده اتوماتيك آرزو دارم كه .......شخصي بود آرزو دارم تن سالم داشته باشم آرزو دارم پدر و مادرم و خانواده ام از جميع بلايا حفظ بشند آرزو دارم كل دنيا رو بگردم آرزو دارم هميشه دلم خوش باشه فعلا همينا بود
  10. من از 20 سالگي همه چيزم رو خودم خريدم اما چيزي كه خودم خريدم و خيلي دوسش داشتم سال 89 بود يه پرايد سفيد خريدم وقتي باهاش رانندگي ميكردم تو حال و هواي ديگه اي بودم عاشقش بودم ........وقتي هم فروختمش حال بدي داشتم و تا مدتها به همه ميگفتم عروسك بود
  11. من از 20 سالگي همه چيزم رو خودم خريدم اما چيزي كه خودم خريدم و خيلي دوسش داشتم سال 89 بود يه پرايد سفيد خريدم وقتي باهاش رانندگي ميكردم تو حال و هواي ديگه اي بودم عاشقش بودم ........وقتي هم فروختمش حال بدي داشتم و تا مدتها به همه ميگفتم عروسك بود
  12. samaneh66

    زنی هم انتقامش را........

    زنی را می شناسم من که شوق بال و پر دارد ولی از بس که پُر شور است دو صد بیم از سفر دارد زنی را می شناسم من که در یک گوشه ی خانه میان شستن و پختن درون آشپزخانه سرود عشق می خواند نگاهش ساده و تنهاست صدایش خسته و محزون امیدش در ته فرداست زنی را می شناسم من که می گوید پشیمان است چرا دل را به او بسته کجا او لایق آنست؟ زنی هم زیر لب گوید گریزانم از این خانه ولی از خود چنین پرسد چه کس موهای طفلم را پس از من می زند شانه؟ زنی در کنج تاریکی نماز نور می خواند زنی خو کرده با زنجیر زنی مانوس با زندان تمام سهم او اینست: نگاه سرد زندانبان! زنی را می شناسم من که می میرد ز یک تحقیر
  13. پیشته که میدونی چیه پیشته ......ایش این بیمار من از همه بدتره دچار توهمات فانتزی میگه من مهردا خواننده ام حالا هم میخواد جلسه تشکیل بده
  14. samaneh66

    شاخِ ذهنِ ما

    دقيقا ميشه گفت همگي اين شاخ رو دارند اما چه كنيم كه ديگه توي قرن حاضر نميشه بدون شاخ بود و لازم و ضروريه
×
×
  • اضافه کردن...