sarevan 9753 ارسال شده در 20 اسفند، 2010 امشب شب مهتابه حبیبم رو میخوام حبیبم اگر خوابه طبیبم رو میخوام.. 2
moh@mad 5513 ارسال شده در 20 اسفند، 2010 مرده بودم سخن عشق تو هشیارم کرد خفته بودم تشر قهر تو بیدارم کرد 2
کتایون 15177 ارسال شده در 20 اسفند، 2010 در مهر ماه زهدم و دينم خراب شد ايمان و کفر من همه رود و شراب شد ... 3
moh@mad 5513 ارسال شده در 20 اسفند، 2010 دیده را فایده آن است که دلبر بیند ور نبیند چه بود فایده بینایی را 4
کتایون 15177 ارسال شده در 20 اسفند، 2010 از دوست به هر جوری بيزار نبايد شد از يار به هر زخمی افگار نبايد شد... 4
moh@mad 5513 ارسال شده در 20 اسفند، 2010 در چشم پر آب من جز دوست نمیآید در جان خراب من جز یار نمیگنجد 4
کتایون 15177 ارسال شده در 20 اسفند، 2010 دلبرا تا نامهی عزل از وصالت خواندهام ای بسا خون دلا کز ديده بر رخ راندهام ... 3
moh@mad 5513 ارسال شده در 20 اسفند، 2010 نگارا بر سر کویت دلم را هیچ اگر بینی ز من دلخسته یاد آور شبت خوش باد من رفتم 4
کتایون 15177 ارسال شده در 20 اسفند، 2010 ما درين وحشت سرا آتش عنان افتادهايم عکس خورشيديم در آب روان افتادهايم... 2
niaz 9807 ارسال شده در 20 اسفند، 2010 من ایستاده تا کنمش جان فدا چو شمع او خود گذر به ما چو نسیم سحر نکرد 2
sarevan 9753 ارسال شده در 20 اسفند، 2010 دراین سرای بی کسی کسی به در نمی زند به دشت پرملال ما پرنده پر نمیزند 2
moh@mad 5513 ارسال شده در 21 اسفند، 2010 دگر سر زیر پر دارم ولی روزی در این گلشن به مرغان یاد میدادم طریق نغمه خوانی را 3
کامیلا 422 ارسال شده در 21 اسفند، 2010 آسمانت بی غبار .. سهم چشمانت بهار.. قلبت از هر غصه دور.. بزم عشقت پرسرور.. بخت و تقدیرت قشنگ.. عمر شیرینت بلند. 4
arash86. 4604 ارسال شده در 21 اسفند، 2010 داني كه چرا كعبه حق گشته سيه پوش يعني كه خداوند عزا دار حسين است 3
moh@mad 5513 ارسال شده در 21 اسفند، 2010 آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند یا شود که گوشه چشمی به ما کنند 3
کتایون 15177 ارسال شده در 21 اسفند، 2010 در پرده اسرار کسی را ره نيست زين تعبيه جان هيچکس آگه نيست... 4
ارسالهای توصیه شده