رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

شد باز گهر طبع گهرزاي معزي

شد يار فلک عقل فلکساي معزي ...

  • Like 2
ارسال شده در

یارب این نوگل خندان که سپردی به منش

می سپارم به تو از دست حسود چمنش

  • Like 1
ارسال شده در

شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت:

فراق یار نه آن می‌کند که بتوان گفت

  • Like 6
ارسال شده در

تیره گون شد کوکب بخت همایون فام من

واژگون شد از سپهر واژگون اقبال من

  • Like 5
ارسال شده در

نه عمر خضر بماند نه ملك اسكندر

نزاع بر سر دنياي دون مكن درويش

  • Like 4
ارسال شده در

شب ز آه آتشین بکدم نیاسایم چو شمع

در میان آتش سوزنده جای خواب نیست

  • Like 4
ارسال شده در

تا به کی باید رفت

از دیاری به دیاری دیگر

نتوانم نتوانم جستن

هر زمان عشقی و یاری دیگر

  • Like 6
ارسال شده در

روزگاری پا کشید آن تازه گل از دامنم

گل بدامن میفشاند اشک خونینم هنوز

  • Like 2
ارسال شده در

ز دو دیده خون فشانم زغمت شب جدایی

جه کنم که هست اینها گل باغ آشنایی

میروی و گریه میگیرد مرا

ساعتی بنشین که باران بگذرد

 

:ws44:

  • Like 4
ارسال شده در

دلُم شاحِن شده از غصه اِمشو باز دلتنگُم

نِکِرده سی مو لطفی آسمون مو پِی زمین جنگم

  • Like 2
ارسال شده در

مردم چشم فرومانده است در دریای اشک

مور را پای رهایی از دل گرداب نیست

  • Like 2
ارسال شده در

تا تو بر من عاشقی ای محترم

پرده بر کش من به تو عاشقترم

  • Like 1
ارسال شده در

ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم

ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما

  • Like 5
ارسال شده در

اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست

رهروی باید جهان سوزی نه خامی بی‌غمی

  • Like 3
ارسال شده در

یکی روبهی دید بی دست و پای

فرو ماند در لطف و صنع خدای

  • Like 2
ارسال شده در

يا رب سببي ساز که يارم به سلامت

باز ايد و برهاندم از بند ملامت

  • Like 2
ارسال شده در

تو کز محنت دیگران بی غمی

نشاید که نامت نهند ادمی

  • Like 1
ارسال شده در

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم

در میان لاله و گل آشیانی داشتم

  • Like 2
ارسال شده در

من ان گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی ابی

ولی با خفت و خواری پی شبنم نمی گردم...

  • Like 3
ارسال شده در

من آدمم هیجان درونیم بالست

فشار اکثر رگهای خونی ام بالاست:4chsmu1:

  • Like 2
×
×
  • اضافه کردن...