Eng HVAC 4139 ارسال شده در 1 اسفند، 2010 روز در كسب هنر كوش كه مي خوردن روز دل چون آينه در زنگ ظلام اندازد 3
Eng HVAC 4139 ارسال شده در 2 اسفند، 2010 سبو بشكست و دل بشكست، جام و باده بشكسته خدايا در سراي من چه بشكن بشكن است امشب 2
master of law 526 ارسال شده در 2 اسفند، 2010 سبو بشكست و دل بشكست، جام و باده بشكسته خدايا در سراي من چه بشكن بشكن است امشب بیار آنچه داری ز مردی و زور که دشمن بپای خود آمد به گور میروی و گریه میگیرد مرا ساعتی بنشین که باران بگذرد 3
Sabehat 1473 ارسال شده در 2 اسفند، 2010 دیشب به تو افسانه دل گفتم و رفتم وز خوی تو چون موی تو آشفتم و رفتم 4
master of law 526 ارسال شده در 2 اسفند، 2010 دیشب ز غم عشق تو افروخته بودم گر اشک نمیکرد ترم سوخته بودم میروی و گریه میگیرد مرا ساعتی بنشین که باران بگذرد 3
LAND LESS 99 ارسال شده در 2 اسفند، 2010 ما باده ز خون دل خود مینوشیم در خم تن خویش چو می میجوشیم جان را بدهیم و نیم از آن باده خوریم سر را بدهیم و جرعه ای نفروشیم 4
Sabehat 1473 ارسال شده در 2 اسفند، 2010 موج نگاه آسمان افروزشان نيز روشنترين اعجاز بود آنان كه رفتند ديگر نيازيشان به دنيا دوستان نيست دنيايشان يك راز بود آنان كه رفتند 4
Eng HVAC 4139 ارسال شده در 2 اسفند، 2010 در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی 2
LAND LESS 99 ارسال شده در 2 اسفند، 2010 یادگار از تو همین سوخته جانی است مرا شعله از توست اگر گرم زبانی است مرا 2
Eng HVAC 4139 ارسال شده در 2 اسفند، 2010 ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد 2
maryam 2009 369 ارسال شده در 2 اسفند، 2010 دارای جهان نصرت دین خسرو کامل یحیی بن مظفر ملک عالم عادل ای درگه اسلام پناه تو گشاده برروی زمین روزنه ی جان ودر دل 3
master of law 526 ارسال شده در 3 اسفند، 2010 تا با غم عشق تو مرا کار افتاد بیچاره دلم در غم بسیار افتاد بسیار فتاده بوده ام در غم عشق اما نه چنین زار که اینبار افتاد میروی و گریه میگیرد مرا ساعتی بنشین که باران بگذرد 1
master of law 526 ارسال شده در 3 اسفند، 2010 سر و برگ گل ندارم ز جه رو روم به گلشن که شنیدهام ز گلها همه بوی بیوفایی میروی و گریه میگیرد مرا ساعتی بنشین که باران بگذرد 1
Astraea 25354 ارسال شده در 3 اسفند، 2010 ياد باد آن که نهانت نظری با ما بود رقم مهر تو بر چهره ما پيدا بود 2
master of law 526 ارسال شده در 3 اسفند، 2010 دلم ز حلقه زلفش به جان خرید آشوب چه سود کرد ندانم که این تجارت کرد میروی و گریه میگیرد مرا ساعتی بنشین که باران بگذرد 1
ارسالهای توصیه شده