niaz 9807 ارسال شده در 17 آبان، 2010 راستی اون بیت سرمای زمستان رو بداهه گفتم.چیزی واسم نیومد یه چیزی پروندم خودم.ببخشید دیگه ما لعبتگانبم و فلک لعبت باز از روی حقیقتی نه از روی مجاز یک چند درین بساط بازی کردیم رفتیم به صندوق عدم یک یک باز عالـــــــــــــی بود حمید متشکرم زاهد که کند صاف دل از بهر خدا گویی ز همه مردم عالم ببرد 1
Ha.Mi.D 8376 ارسال شده در 17 آبان، 2010 عالـــــــــــــی بود حمیدمتشکرم زاهد که کند صاف دل از بهر خدا گویی ز همه مردم عالم ببرد لطف داری. دوشم خبری ز دل برآمد رو مژده بده که دلبر آمد جانم چو شنید نام دلبر فریاد و فغان ز دل برآمد 1
niaz 9807 ارسال شده در 17 آبان، 2010 لطف داری. دوشم خبری ز دل برآمد رو مژده بده که دلبر آمد جانم چو شنید نام دلبر فریاد و فغان ز دل برآمد دل وقت سماع بوی دلدار برد ما را به سرا پرده ی اسرار برد خوابم اومد حمید شب بخیر:icon_pf (44): 1
Ha.Mi.D 8376 ارسال شده در 17 آبان، 2010 دل وقت سماع بوی دلدار برد ما را به سرا پرده ی اسرار برد خوابم اومد حمید شب بخیر:icon_pf (44): دل سر حیات اگر کماهی دانست در مرگ هم اسرار الهی دانست امروز که با خودی ندانستی هیچ فردا که ز خود روی چه خواهی دانست؟ شب خوش 4
eshagh_kh 466 ارسال شده در 18 آبان، 2010 تو ای ساغر هستی به کامم ننشستی ندانم که چه بودی ندانم که چه هستی دل سر حیات اگر کماهی دانست در مرگ هم اسرار الهی دانست امروز که با خودی ندانستی هیچ فردا که ز خود روی چه خواهی دانست؟ شب خوش 4
tiba* 797 ارسال شده در 18 آبان، 2010 یارب این گل نوخندان که سپردی به منش میسپارم به تو از دست حسود چمنش 3
arash86. 4604 ارسال شده در 18 آبان، 2010 شعر خون بار من اي باد بدان يار رسان كه ز مژگان سيه بر رگ جان زد نيشم 5
tiba* 797 ارسال شده در 18 آبان، 2010 مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد هدهد خوش خبر از طرف سبا بازآمد برکش ای مرغ سحر نغمه داوودی باز که سلیمان گل از باد هوا بازآمد 4
arash86. 4604 ارسال شده در 18 آبان، 2010 دوش سوداي رخش گفتم ز سر بيرون كنم گفت كو زنجير تا تدبير اين مجنون كنم 3
tiba* 797 ارسال شده در 18 آبان، 2010 ما را ز خیال تو چه پروای شراب است خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است 2
Astraea 25354 ارسال شده در 18 آبان، 2010 تابدانجاکه براوج افلاک ....آیت مرگ بودپیک هلاک ماازآنسال بسی یافته ایم.... کزبلندی رخبرتافته ایم 2
tiba* 797 ارسال شده در 18 آبان، 2010 ماهم که هاله ای به رخ از دود آهش است دائم گرفته چون دل من روی ماهش است 2
arash86. 4604 ارسال شده در 18 آبان، 2010 راهي بزن كه آهي بر ساز آن توان زد شعري بخوان كه با آن رطل گران توان زد 4
niaz 9807 ارسال شده در 18 آبان، 2010 مجنون و پریشان توام دستم گیر سرگشته و حیران توام دستم گیر ....... ایول عجب سرعتی 3
tiba* 797 ارسال شده در 18 آبان، 2010 رفتم و بیشم نبود روی اقامت وعده دیدار گو بمان به قیامت گر تو قیامت به وعده دور نخواهی یک نظرم جلوه کن بدان قد و قامت 4
arash86. 4604 ارسال شده در 18 آبان، 2010 تانگردي آشنا زين پرده رمزي نشنوي گوش نامحرم نباشد جاي پيغام سروش 3
tiba* 797 ارسال شده در 18 آبان، 2010 شحنه شهری تو دست یاز به شمشیر باری اگر شیر می کشی به شهامت من به سلام و وداع کعبه و صحرا صحیه زنانم که بارکن به سلامت 1
ارسالهای توصیه شده