رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

نه اصلا

نقش لب تو از شکر و پسته بسته اند

زلف و رخت ز نسترن و لاله رسته اند

  • Like 3
ارسال شده در

 

دلا چونی دلا چونی دلا چون

همه خونی همه خونی همه خون

ز بهر لیلی سیمین عِذاری

چو مجنونی چو مجنونی چو مجنون

 

 

 

محمد تو بیطرف

آیا به من میاد نامهربان و خشن باشمxe0vfpfjgwu9ax8lqnqk.gif

 

 

ندا به ســــــــــاق سرمست گلعذار رسید

كه طـــرف دشت چو رخسار سرخ مستان شد

 

 

بهش مياد يه دختر تخص و شيطون و بي رحم و خشن و عصبي و... باشه :ws3: همش از اين شكلك ها استفاده ميكنه :w00::167:

  • Like 3
ارسال شده در
نه اصلا

نقش لب تو از شکر و پسته بسته اند

زلف و رخت ز نسترن و لاله رسته اند

 

مطمئني محمد ؟؟؟!! يه نگاه به پروفايلم بنداز دستت مياد اين چه جور جونوريه :ws3:

 

در آستان جانان از آسمان میندیش

كز اوج سربلندی افتی به خاك پستی

  • Like 2
ارسال شده در

دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند

خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش

  • Like 3
ارسال شده در

شيراز و آب ركني و اين باد خوش نسيم

عيبش مكن كه خال رخ هفت كشور است :w16::a030:

  • Like 3
ارسال شده در

تا زنده ایم یاد لبش بر زبان ماست

ذکرش دوای درد دل بی قرار ماست

  • Like 3
ارسال شده در
مطمئني محمد ؟؟؟!! يه نگاه به پروفايلم بنداز دستت مياد اين چه جور جونوريه :ws3:

 

آخر عمری جونورم شدم:icon_pf (34):

 

تا زنده ایم یاد لبش بر زبان ماست

ذکرش دوای درد دل بی قرار ماست

ته خود ذونی که غیر از تو نذونم

بُوره بُوره که ایمانم تویی تو

  • Like 2
ارسال شده در

وینک انبوه درختانی تنهاییم

مهربانی به دل بسته‌ی ما مرغی ست

کز قفس در نگشادیمش

و به عذری که فضایی نیست

و اندرین باغ خزان خورده

جز سموم ستم آورده هوایی نیست

ابتهاج

 

  • Like 1
ارسال شده در

تبیره زدندی همه شب به جای

جهان را نه سر بود پیدا نه پای

  • Like 2
ارسال شده در
تبیره زدندی همه شب به جای

جهان را نه سر بود پیدا نه پای

 

 

 

یا رب تو چه کعبه ای که باشد شب و روز

روی دل کافر و مسلمان سویت

  • Like 2
ارسال شده در

تمام شب به خیال تو رفت و ، می دیدم

که پشت پرده ی اشکم سپیده سر می زد

  • Like 2
ارسال شده در

دو پر خاشجو با یکی نیک جوی

گرفتند پرسش،نه بر آرزوی

  • Like 2
ارسال شده در

مرسی بخاطر شعر از فردوسی پاکزاد....:a030:

یکی تاج بر سر به جای کلاه

نشسته برو شهریاری چو ماه

  • Like 2
ارسال شده در
مرسی بخاطر شعر از فردوسی پاکزاد....:a030:

یکی تاج بر سر به جای کلاه

نشسته برو شهریاری چو ماه

 

هرچند که جان عارف آگاه بود

کی در حرم قدس ِ تواش راه بود

  • Like 1
ارسال شده در

خواهش میشه.

هر آن کاو زاغ باشد راهنمایش

به گورستان بود همواره جایش

  • Like 2
ارسال شده در

درد هرکس به قدر بینش اوست

رنج بیش از تن است دلها را

  • Like 1
ارسال شده در

اگر مایه زندگی بندگی است

دو صد بار مردن به از زندگی است

  • Like 2
ارسال شده در
در این کشور آزادگی ارز داشت

کشاورز خود خانه و مرز داشت

 

گرانمایه بود آنکه بودی دبیر

گرامی بد آنکس که بودی دلیر

 

 

 

 

روزی صد بار بگویم ای صانع پاک

مشتی خاکم چه آید از مشتی خاک

  • Like 1
ارسال شده در

کجا رفت آن دانش و ھوش ما

چه شد مھر میھن فراموش ما

 

  • Like 2
ارسال شده در

روی در روی دوست کن بگذار

تا عدو پشت دست می خاید

  • Like 3
×
×
  • اضافه کردن...