Mr.101 27037 ارسال شده در 29 اسفند، 2012 تیک تیک ثانیه ها در گوش دقایق می خوانند و... دقایق برای ساعتها نجوا می کنند.... ساعتها، روزها را به بازی می گیرند و.... روزها ،ماه ها را و .... ماه ها..... سالها را واین چنین می شود که ایام می گذرد ومن روزهای بی قراری و دلتنگی و تنهاییم را باهزار روایت بی الفبا از حضور تو ترسیم می کنم و... می گویم:. . . انگار همین دیروز بود 7
sam arch 55881 ارسال شده در 30 اسفند، 2012 من حالی متغیر ندارم... من در لحظه ثابت مانده ام.... اما گاهی سر می گردانم به گذشته و گاهی سر می گردانم به آینده... در این میان حالم گاهی رنگش کهنه می شود گاهی نو... 5
farhatami 1390 ارسال شده در 30 اسفند، 2012 خدايا ميان آدمك هاي دنيايت غريب شده ام آنقدر كه تلخي غربتم را هر دوره گرد آواره اي ميفهمد تو اما...؟؟؟؟ 5
Z@laL 6664 ارسال شده در 30 اسفند، 2012 کاش میشد برگشت برگشت به اون روز به اون نگاه به اون حس عجیب به ما کاش میشد برگشت تا دوباره حس کنم تو رو کاش میشد برگشت دوباره گرفت دست تو رو کاش میشد برگشت و همونجا موند روبروی تو با همون حس کاش میشد... 5
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 31 اسفند، 2012 رو به تو سجده می کنم دری به کعبه باز نیست بس که طواف کردمت مرا به حج نیاز نیست به هر طرف نظر کنم نماز من نماز نیست مرا به بند می کشی از این رهاترم کنی زخم نمی زنی به من که مبتلاترم کنی از همه توبه می کنم بلکه تو باورم کنی 3
Z@laL 6664 ارسال شده در 31 اسفند، 2012 نبودنت رابا ساعت شنی اندازه گرفته ام .... ..... ........ یک صحرا گذشته است ... 5
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 31 اسفند، 2012 پینه بسته خیالم ازین همه رؤیا پروانۀ من ! وقت است که بازآئی از پیلۀ دل به لمس آغوشم .... 2
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 31 اسفند، 2012 باز هم من ماندم و پاييز و برگ زردي برگ خزان بر دل تنگ باز هم شب آمد و سوز جدايي ميزند باز هم باد آمد و زرد است رنگ روي برگ باز هم خش خش كنان با باد يا با عابري ميكشد بر زخم كهنه بيصدا يكباره چنگ باز هم ابري شده اين آسمان قلب من نم نم باران غم بر روي من مانند سنگ.... 5
Mr.101 27037 ارسال شده در 31 اسفند، 2012 در رویاهایت جایی برایم باز کن ، جایی که عشق را بشود مثل بازی های کودکی باور کرد ، خسته شدم از بی جایی . . . 4
"nazanin" 3610 ارسال شده در 1 فروردین، 2013 نرو من بي تو ميميرم! اين جمله به ظاهر ساده پژواك تمامي فريادهاي بي صدايي است كه در گلويم به زنجير كشيده شده و من قدرت بيان كردنش را ندارم!!! براستي چشمان اشكبار من لرزش پيانو وار اندام ظريف من قلب به خاك و خون كشيده بينواي من هيچ كدام برايت اهميتي ندارد؟؟؟!!! مجنون من يه لحظه تنها يك لحظه به من كه قرار است بعد ازتو چه بر سرم بيايد بيانديش! اين قدر بي مهر اينقدر بي تفاوت سخن نگو و دم از جدايي نزن تو كه بهتر از هركسي ميداني اين رفتار آمرانه تو مرا ديوانه مي كند و اندیشه های ابریشمی ام را به تاراج می برد.. 4
دختر اسمان 167 ارسال شده در 1 فروردین، 2013 من صبورم اما . . . به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم یا اگر شادی زیبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم . من صبورم اما . . . چقدر با همه ی عاشقیم محزونم ! و به یاد همه ی خاطره های گل سرخ مثل یک شبنم افتاده ز غم مغمومم من صبورم اما . . . بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم بی دلیل از همه ی تیرگی تلخ غروب و چراغی که تو را ، از شب متروک دلم دور کند. . . می ترسم . من صبورم اما . . . آه این بغض گران صبر چه می داند چیست 3
- Nahal - 47858 ارسال شده در 1 فروردین، 2013 مکالمه های کوتاه کفاف گلایه های بلند مرا نخواهد داد تا کی سلام کنیم حال هم را بپرسیم و به هم دروغ بگوییم که خوبیم دروغهایمان از سیم های تلگراف و کوهها و دشت ها عبور کنند و صادقانه به هم برسند ما فقط دروغهایمان به هم می رسد من خوب نیستم اصلا رویا شاه حسین زاده 6
"nazanin" 3610 ارسال شده در 1 فروردین، 2013 هوای فاصله سرد است من از کلاف دلم برایت خیالی گرم میبافم 7
mani24 29665 ارسال شده در 1 فروردین، 2013 دور بریز خاطره های کسی که تو را دور زده است !!!!! من حالم خوب است .. فقط کمی گذشته ام درد می کند .... 3
laden 4758 ارسال شده در 1 فروردین، 2013 از زندگی از این همه تکرار خسته ام از های و هوی کوچه و بازار خسته ام دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام دل خسته سوی خانه تن خسته می کشم آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام بیزارم از خموشی تقویم روی میز وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام از او که گفت یار تو هستم ولی نبود از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید از حال من مپرس که بسیار خسته ام 3
laden 4758 ارسال شده در 1 فروردین، 2013 دل که میگیرد تاوان دلیست که تو میگیری باقی حاشیهی رودیست روان که تنها مرا در تو دور میکند . 3
mani24 29665 ارسال شده در 2 فروردین، 2013 فکرش را هم نمیکردم روزی سیگار بکشم ! حالا... سالهاست که سیگار مرا میکشد . . . چای ، مرا میریزد . . . آینه ، سراغ دندان هایم را میگیرد . . . حال ریه ام را می پرسد . . . من به ناچار با موهایم ور میروم . . . 3
mani24 29665 ارسال شده در 2 فروردین، 2013 دلــــــــــــم گـــــــــــــــرفته اســــــــــت ... نه اینــــــــــــکه کسی کـــــــــــــاری کـــــــــرده باشد نه ... من آنقدر آدم گریز شده ام که کســــــی کارش به اطـــــــــــــراف من هم نمی رسد.. دلم گرفتـه است که آنچه هســــتم را نمی فهمند ... و آنچه هســـــــتند را میپذیرم ... و دنـــــــــــیـا هم به رویـــــــــــش نمی آورد این تنـاقض را ... 5
farhatami 1390 ارسال شده در 2 فروردین، 2013 تو بر پرستش خدای خیالی ات،دخیل بسته ای! ومن بر توان خویشتن داری خویش، برابر خامی ات! به پای هوسی از سر وهم، همتت به تاراج رفت و هدر شد! ومن هنوز، وهرروز،دیوار همتم را میچینم! واین فاصله ها به من آموخت: مرز رؤیاهای دور،با حقایق نزدیک، اراده ای هست از جنس خواستن، و خواستنی از جنس زیستن. ( زهرا یوسفی پور ) 4
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 2 فروردین، 2013 بتاب بر سردی روزگارم که مدتهاست به دام زمستان بی کسی دچارم بتاب كه با تو رها شوم از چنگال بي كسي تو اي مهربانترين … گرماي مهر كلامت را بر سرماي سنگين سكوت روزگارم هميشه بتاب … 3
ارسالهای توصیه شده