mani24 29665 ارسال شده در 15 بهمن، 2012 دلم شکست طوری که صدایش قرن ها در وجدانت پژواک می کند صدای گریه ام پیام آور غربت شب های بارانی بعد از غروب های پائیز است آخرین نگاهت بذر غربت تلخی را در دلم کاشت که حتی با اوج گریه های شبانه ام نیز سیراب نمی شود از این که فراموشم کردی کرده ای غمگین نیستم چون در خیالم فقط با تو پرواز می کنم دیوار غرورت با صد سنگ چشمان مرا در هوس روزنه ای نور بسته است دیگر فناشدن جوانی ام و جسمی پر از عطش های آتشین عشق برایم مهم نیست نمیدانی گاهی اوقات پروانه ای زیبا با بال هایی رنگین به اتاقم می آمد و رقصان روی زانوهای بغل کرده ام می نشست و من چشمانم را به زحمت می چرخاندم تا از رویت گم نشود هر روز نفسی که به سختی از سینه ام بیرون می آمد به امید دیدن دوباره پروانه بود همدم تنهائی ام صدای عقربه ساعت بود که دیگر از آن نیز خبری نیست پوست قلبم ورقی نازک شده که با تکر ار اسم تو رو به سیاهی می زند سال های عمرم قهرمان ایثارگر قصه غربتم شده اند صدای سنگین سکوت در ذهن خسته ام می شکند کسی با صدای بی صدایی فریاد می زند > ولی بیشتر از همه خرد و لگد مال شدن عفت و غرور گلهای سرخ زیر آماج بی وفائی آزارم می دهد تنها دل خوشی ام روئیدن دوباره گلهای سرخ بود ولی افسوس که آنها نیز مرا از یاد بردند و دلداده خزان شدند 5
mani24 29665 ارسال شده در 15 بهمن، 2012 دستت را گرفته بودم و داشتی نوازشم میکردی ، دیگر طاقت نیاوردم و سرم را روی شانه هایت گذاشتم وآرام گریه کردم ، چادرت را روی سرم کشیدی تا کسی اشکهای مرا نبیند ، عطر حضورت آرامم کرد ، اما وقتی سرم را از روی شانه ات برداشتم فهمیدم تو هم به همراه من داشتی گریه میکردی ، با پشت انگشتانم اشکهایت را پاک کردم و بوسیدمت ، دیروز فهمیدم که من بعد از خدا فقط تو را دارم ،پس قول میدهم هیچ وقت تنهایت نگذارم عشق ابدی من 6
S a d e n a 11333 ارسال شده در 15 بهمن، 2012 دوست دارم در تنهاییم غوطه ور شوم حریم پاکش را با هیچ نفسی آلوده نمی کنم سکوت مقدس آن را تنها با صدای نفسم خواهم شکست زیرا هر صدایی لایق شکستن آن نیست ای تنهایی من ، من و تمام وجود من از آن توست مرا پذیرا باش و تالحظه ی مرگم لطفت را از من دریغ نکن دریغ نکن 7
laden 4758 ارسال شده در 16 بهمن، 2012 از زندگي از اين همه تكرار خسته ام دلگيرم از ستاره و آزرده ام ز ماه امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام دل خسته سوي خانه تن خسته مي کشم آخ ... کزين حصار دل آزار خسته ام بيزارم از خموشي تقويم روي ميز وز دنگ دنگ ساعت ديوار خسته ام از او كه گفت يار تو هستم ولي نبود از خود که بي شكيبم و بي يار خسته ام تنها و دل گرفته، بيزار و بي اميد از حال من مپرس که بسيار خسته ام 6
mani24 29665 ارسال شده در 16 بهمن، 2012 ايـن شـهـر شـهـر قـصـه هــاي مــادر بــزرگ نــيـســت که زيــبـا و آرام بــاشــد آسـمــانــش را هــرگــز آبـي نــديـده ام مــن از ايــنـجـا خـــواهــم رفـــت و فــرقــي هــم نــمـي کــنــد که فــانــوســي داشـتــه باشــم يــا نـه کــســي که مـي گــريــزد از گـــم شــدن نــمـي تــرسـد. 7
mani24 29665 ارسال شده در 16 بهمن، 2012 آهــــ ــای ِ روزگــــ ـــار !! بــــ ــــرايــ ــم مـــ ــشخـص كــ ـــــن ايـــ ـــنبـــ ــار كـــ ــدام ســ ـــازت را كــ ــــوكـــ ــ كــــ ـــرده اى تـــ ــا بــــ ـــرايــــ ــم بـــ ــزنــ ـى ؟ مــ ـــى خـــ ــواهم رقــ ــصم را بــ ــــا ســـ ــازتــ ــــ هــ ـــمــاهــنگــ ـــ كــ ــــــنم !!! 6
mani24 29665 ارسال شده در 16 بهمن، 2012 درگیر تو بودنم هم یک نوستالژی تکرار شونده است هم یک اتفاق تازه فلسفه ی ترکیبی ِخیال و واقعیت قمار ِبی پروای لذت و رسوایی سکانس هایی جادویی از احساس لحظه هایی که تصاویر رویا سه بعدی های زیبای خاطره ، حس و لمس می شود 5
mani24 29665 ارسال شده در 16 بهمن، 2012 مـــدت هــاســت؛ احســاس میــکنــم کــر و لالــ شـــدم...!!! ایـــن روزهــا... صــدای احســاسـاتــم رو؛ فقــط صفحـه ی کیبــوردم میشنـــوه... 6
mani24 29665 ارسال شده در 16 بهمن، 2012 گفتند عینک سیاهت را بردار دنیا پر از زیبایی هاست !!! عینک را برداشتم ... وحشت کردم از هیاهوی رنگها عینکم را بدهید می خواهم به دنیای یکرنگم پناه ببرم .. 6
mani24 29665 ارسال شده در 16 بهمن، 2012 الان خیلی دوست دارم این متن رو بنویسم: صبر کن سهراب.... گفته بودی قایقی خواهم ساخت،دور خواهم شد از خاک غریب، قایقت جا دارد؟!! منم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم...! 8
S a d e n a 11333 ارسال شده در 16 بهمن، 2012 گـاه گاهـی دل من می گیرد بـیـشـتر وقـت غروب آن زمان که خدا نـیـز پر از تـنـهایـیـست من وضـو خواهم سـاخـت از خـدا خواهم خواست که تو تـنها نشوی و دلـت پر ز خوشی های دمادم باشد 8
laden 4758 ارسال شده در 16 بهمن، 2012 دلم می خواهد نفس های باد را بشمارم.. خنده ی انار را نقاشی کنم.. و گوشواره گیلاس را به گوش هایم بیاویزم.. ای کاش می توانستم ..شاهد هق هق باران باشم هنگامی که سر بر شانه های ابر گذاشته است... 7
S a d e n a 11333 ارسال شده در 17 بهمن، 2012 با وجود این همه بارون خدایا دلم برای با تو قدم زدن زیر بارون تنگ شده لطفا با بارون نم نم ات به دیدنم بیا! 7
پاییزان 3604 ارسال شده در 17 بهمن، 2012 روزگارم این است : دل خوشم با غزلی تکه نانی ، آبی جمله کوتاهی یا به شعر نابی و اگر باز بپرسی گویم دل خوشم با نفسی حبه قندی ، چایی صحبت اهل دلی فارغ از همهمه و دنیایی.... 7
Lean 56970 ارسال شده در 17 بهمن، 2012 هر روز تكراريست صبح هم ماجرای ساده ایست گنجشکها بی خودی شلوغش می کنند 7
laden 4758 ارسال شده در 17 بهمن، 2012 عادت كـرده ام نگـاه كنـم به آدم هایی كه از دور می آیند ؛ تا آن زمان كه ثابت شونـد " تــو " نیستند . .. 5
Mahnaz.D 61918 ارسال شده در 17 بهمن، 2012 رزوهایم هوایی میشوند …! به باد میروند …! دود میشنود …! حس میکنم معتاد حسرت هایم شده ام 5
S a d e n a 11333 ارسال شده در 18 بهمن، 2012 شاخه با ریشه ای خود حس غریبی دارد باغ امسال چه پائیز عجیبی دارد غنچه شوقی به شکوفا شدنش نیست دیگر با خبر گشته که دنیا چه فریبی دارد 5
mani24 29665 ارسال شده در 18 بهمن، 2012 خسته امــــــــــــ از زمیــــــن و از زمــــــــــان؛ دلمـــــ نگـــــــاه می خـــــــواهد نگاهـــــی از ســـــر شــــــوق کــــــه از آن طـــــــــرف چـــــــــــــهــا راه آمــــدنـــــم را بنگــــــــرد.. 3
mani24 29665 ارسال شده در 18 بهمن، 2012 سلام ؛ حال من خوب است ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند . . . با این همه اگر عمری باقی بود طوری از کنار زندگی می گذرم که نه دل کسی در سینه بلرزد و نه این دل نا ماندگار بی درمانم . . . می دانم ، دل من همیشه پر از هوای تازه باز نیامدن است ! انگار که تعبیر همه رفتن ها ، هرگز باز نیامدن است بی پرده بگویمت : می خواهم تنها بمانم در را پشت سرت ببند بی قرارم ، می خواهم بروم ، می خواهم بمانم ؟! هذیان می گویم ! نمی دانم . . . نه عزیزم ، نامه ام باید کوتاه باشد ساده باشد ، بی کنایه و ابهام پس از نو می نویسم: سلام! حال من خوب است اما تو باور نکن . . . 3
ارسالهای توصیه شده