Tamana73 28837 ارسال شده در 15 فروردین، 2015 گذاشتم دارم بزنند! خیانت نکرده بودم حوصله اثباتش را نداشتم... 2
Hanaaneh 28168 ارسال شده در 16 فروردین، 2015 بافندهای تمام عمر ترنج و ابریشم میبافت گل میبافت اما وقتی مرد نه فرشی داشت و نه کسی که گلی بر گورش بگذارد. 2
Tamana73 28837 ارسال شده در 16 فروردین، 2015 دیــر آمــد … در آسـتــا نــــه ی پیــری مقــابل مـــن ایـستــاد مــرگ را تــرجیــح دادم..... 3
ra.ar 967 ارسال شده در 17 فروردین، 2015 نیمشب همدم من دیده گریان من است ناله مرغ شب از حال پریشان من است خنده ها برلب من بود و کس آگاه نشد زین همه درد خموشانه که بر جان منست 2
Tamana73 28837 ارسال شده در 17 فروردین، 2015 حال ندارم که وصف کنم... آرامبخش و خواب آور معلومه حال آدم چیکار میکنه دیگه.. 2
ایلین1366 5544 ارسال شده در 19 فروردین، 2015 تظـاهـر بـہ شـادﮮ مـﮯ ڪنم ! حرفــ مـﮯ زنمـ مثـل همـہ امـا ؛ خیلـﮯ وقتــ استــ مـُرده امـ ...! دلمـ مـﮯ خـواهـد ببـارمـ و ڪسـﮯ نپـرسـد چـرا ؟ ! 1
ایلین1366 5544 ارسال شده در 19 فروردین، 2015 با رفتنت دردام برگشتن مردی که ترکش کردی تنها نیست اما یه چیز تازه فهمیدم دنیا بدون عشق دنیا نیست حال عجیبی دارم این روزا ابری شدم نزدیک بارونم چند تا بهار و بر نمیگردی چند سال درگیر زمستونم این زمستونم به یاد تو میمونم برف و بارونم به یاد تو میمونم هرچی میتونی نیا و تلافی کن من تا میتونم به یاد تو میمونم 2
ra.ar 967 ارسال شده در 20 فروردین، 2015 از منزل کفر تا به دین یک قدم است وز عالم شک تا یقین یک نفس است این یک نفس عزیز را خوش میدار کز حاصل عمر ما همین یک نفس است 3
ایلین1366 5544 ارسال شده در 20 فروردین، 2015 [h=2][/h] یه حسی دارم این روزا ...........شاید مردم حواسم نیست!!!!!!! 3
uzf 1982 ارسال شده در 20 فروردین، 2015 پنجشنبه ها غروب آوار خستگی که نه ................دوری زتو مرا تا شنبه می کشد 1
Tamana73 28837 ارسال شده در 22 فروردین، 2015 شکستم چه آسون... با یه حرفت... امروز حالم کردی داغون.. 93/11/2 3
wensen 205 ارسال شده در 24 فروردین، 2015 رنگ سال گذشته را دارد همه لحظه های امسالم 365 حسرت را همچنان می کشم به دنبالم قهوه ات را بنوش و باور کن من به فنجان تو نمی گنجم دیده ام در جهان نما چشمی که به تکرار می کشد فالم یک نفر از غبار می آید مژده تازه تو تکراریست یک نفر از غبار آمد و زد زخمهای همیشه بر بالم باز در جمع تازه اضداد حال و روزی نگفتنی دارم هم نمی دانم از چه می خندم هم نمی دانم از چه می نالم راستی در هوای شرجی هم دیدن دوستان تماشاییست به غریبی قسم نمیدانم چه بگویم جز اینکه خوشحالم دوستانی عمیق آمده اند چهره هایی که غرقشان شده ام میوه های رسیده ای که هنوز من به باغ کمالشان کالم چندیست شعرهایم را جز برای خودم نمی خوانم شاید از بس صدایشان زده ام دوست دارند دوستان لالم .... 1
Sepandarmaz 1327 ارسال شده در 24 فروردین، 2015 ای ماجرای شعر و شبهای جنون من آخر چگونه سر کنم بی ماجرا امشب ... 3
sarevan 9753 ارسال شده در 24 فروردین، 2015 من ماهم و تو ماهی ان برکه ی کاشی... اندوه بزرگی است چه باشی چه نباشی 3
Tamana73 28837 ارسال شده در 28 فروردین، 2015 باااااااارون میباره.. من خوبم.. هوا.... سرما و سوز و بارون... عالیه حالم... +بببخشید شعر نبود... 2
yade dirooz 1814 ارسال شده در 28 فروردین، 2015 به تیره بختی خود کس نه دیدم و نه شنیدم ز بخت تیره خدایا چه دیدم و چه کشیدم برای گفتن با دوست شکوه ها به دلم بود ولی دریغ که در روزگار دوست ندیدم 5
ارسالهای توصیه شده