شــاروک 30242 ارسال شده در 12 آبان، 2012 وقــتی همه چیز خوب است میترسم ! مـا به لنگیدن یک جای کار عادت کرده ایم .!! 7
azarafrooz 14221 ارسال شده در 13 آبان، 2012 این روزها ، روزه ام روزه ی سکــوتیست كه نیت کرده ام در نبـودنت بگیرم و هنگام سـحر دلـم را سیـر کنم از لقمه لقمه ی حسـرت ! و به وقت اذان دلتنگی ها افطاری ام یک استکان خاطـره ی گــرم و شیرینی بوسه های جا گذاشتــه ات روی لبـهـایم باشـد . مهمــانــی خـدا که تمام شود این منم که از پس نبودنت آهسته آهسته کافر مــی شـوم ! 5
شــاروک 30242 ارسال شده در 13 آبان، 2012 آدمـــهای خــوشبخـت هــمه مــثل همــــند امّـــا بــدبخــت هـــاهـــمه بــدبخـــتی خاص خـــود را دارنــد......... 6
Mahnaz.D 61917 ارسال شده در 13 آبان، 2012 سکوت نکن... آدمها این روزها سکوتت رو به نفع خودشون ترجمه می کنن.... 8
Mitra 1723 ارسال شده در 14 آبان، 2012 از "ماندن" که چیزی نمیدانی لااقل ... درست " رفتن" را یاد بگیر ... 7
- Nahal - 47858 ارسال شده در 21 آبان، 2012 دست شسته ام از تو. بین من و تو... هر آنچه بود.. تیمور بود... یک پایش می لنگید... نسيم جعفري 4
azarafrooz 14221 ارسال شده در 25 آبان، 2012 هنگامی كه آوازه كوچت بی محابا در دل شب می پيچد سكوت داغی است بر زبان سايه ها باز هم يادت شرری می شود بر قامت باران های اشک اين جا ميان غم آباد تنهايی به اميد احيای خاطره ای متروك روزها گريبان گير آفتابم و شب ها دست به دامن مهتاب نمی گويم فراموشم نكن هرگز ولي گاهی به ياد آور رفيقی را كه ميدانم نخواهی رفت از يادش.... 5
شــاروک 30242 ارسال شده در 27 آبان، 2012 [h=1]با موجـــودات عجیبـــی زندگـــی مــی کنیـــــم[/h][h=1][/h][h=1] [/h] موجـــوداتی کـه تنهــا بــا بــی محـــلی" آدم" میشـــونـــد ...! 5
Ssara 14641 ارسال شده در 31 آبان، 2012 انگشتـــهای ِ “هیـــس” مـــا را از هــــر طـــرف نشانــــه گرفتنــــد انــگار غوغـــای ِ چشمـــان ِ مـــن و تـــو ســـکوت را در آن کتابخانـــه رعایــــت نکـــرده بـــود . . . 6
سما1 395 ارسال شده در 31 آبان، 2012 احساساتم بیان نمی شوند با چند تا کلمه این وزن و این اهنگ هم هیچ صدایی ندارند این وسط تنها اشک است که فریاد می زند! 9
- Nahal - 47858 ارسال شده در 1 آذر، 2012 من گناه زیاد کرده ام به اندازه ی تمام دختر هایی که دیده ام تو هم به خیل گناهان من اضافه شو -روسری آبی.... گره روسری ات را محکم نبند -بگذار رقص موهات- به پایکوبی درآوردم شاید فراموشم شود اینجا جهنم است.............. علیرضا بهمن زادگان 7
شــاروک 30242 ارسال شده در 1 آذر، 2012 سکـــــــــــــــوت بهترین تفسیر دوست داشتن است مهم در کنار هم بودن نیست بیاد هم بودن است...... 7
Ssara 14641 ارسال شده در 2 آذر، 2012 رقاص که باشی دیگر آهنگ خاص معنی ندارد با هر آهنگی باید برقصی ! و این روزها ... چه بد آهنگ هایی روزگار میزند ... و من هر روز برایش ..!! 7
شــاروک 30242 ارسال شده در 2 آذر، 2012 بـــ ه هــــیچ عشقـــ ی دیگــــر ایــــمان ندآرمـ کــــآفـر شدـه اَم... گـــناهش پــــآیِ تـــو... 7
پاییزان 3604 ارسال شده در 3 آذر، 2012 بر میز متروک چند کتاب خسته افتاده است پر از برگ معنا ولی خاموش همه جا را گشتم شمعی در دست، آمدم کتاب ها را پیش آوردم گشودم همه سفید بودند سخن این است: در ورای کلام ، رازهایی است یعنی خاموش باش شمع همچنان در دست هایم آب می شد تا رو به خاموشی نشست 7
moein.s 18984 ارسال شده در 3 آذر، 2012 چکش سکوت بر زبان خورده....له شده واژه هایم بر زبان.... شهید شدند و گمنام....در خاک دهانم مدفون شدند.... مهر ضبدر بر دهانم زدم...ئیگر به احترامشان سخن نمی گویم تا پایان عمر... 8
- Nahal - 47858 ارسال شده در 4 آذر، 2012 با هیچ کلامی به جز سکوت نمی توانم وسعت نبودنت را تفسیر کنم. پریشاد یوسفی 8
شــاروک 30242 ارسال شده در 7 آذر، 2012 هــیــ روزگــار مــنـــ بــهـ درکـــ خــودتـــ خــســتــهـ نـــشــدیـــ از دیــدنــ تـــصـویـــر تــــکــراریــهـ درد کـــشـیـدنـــ مـــنــــ 5
azarafrooz 14221 ارسال شده در 7 آذر، 2012 دوست داشتن همیشه گـــفتن نیست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــریبه ! این درد مشترک من و توست که گاهی نمی توانیم در چشمهای یکد یگــرنگــــاه کنیم 4
ارسال های توصیه شده